مداد رنگي

با مداد زرد هواي آفتابي را كشيدم. خورشيد خانم به من لبخند زد. با مداد آبي درياي آبي را كشيدم. و بعد يك قايق چوبي. خودم توي قايق نشستم. اما قايقم روي آب حركت نمي كرد.
يکشنبه، 17 بهمن 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
مداد رنگي

مداد رنگي
مداد رنگي


 





 
با مداد زرد هواي آفتابي را كشيدم.
خورشيد خانم به من لبخند زد.
با مداد آبي درياي آبي را كشيدم.
و بعد يك قايق چوبي.
خودم توي قايق نشستم. اما قايقم روي آب حركت نمي كرد.
بيرون آمدم و با مداد قهوه اي دو تا پارو كشيدم.
سوار قايق شدم و با قايق پارويي روي آب بالا و پايين رفتم.
خورشيد خانم از آب بالا برايم دست تكان داد.
چه روز خوبي بود آن روز!

مداد رنگي

منبع:ماهک - شماره نشريه : اول



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط