علاج کسلی در نماز
من در نماز حال ندارم، چه کنم؟
از طرفی تحقق یک پدیده در خارج نیاز دارد که مقتضی آن موجود و مانع آن مفقود باشد. نماز هم از این قاعده بی نیاز نیست. در نماز تحقق مقتضی و رفع موانع و وصول به نماز واقعی با رعایت شرایط و آداب ظاهری و باطنی نماز میسور است.
سخن گفتن درباره ی آداب باطنی نماز بسیار است، اما به صورت فشرده به مواردی از آن اشاره می شود:
1. توجه به خدای متعال و چرایی عبادت:
اگر کسی فلسفه ی عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه ی عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.
2. پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد:
پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد و اثر آن را خنثی می سازد، از امور بسیار مهم است. مانند دو مریض که هر دو به دستور پزشک عمل کرده و داروهای خود را به موقع می خورند، ولی یکی، از چیزهای زیان بار پرهیز می کند و دیگری بی پرواست و اهل پرهیز نیست. در این صورت سفارش و نسخه ی پزشک برای دومی بی اثر یا کم اثر است.
باید از اعمال ظلمت زا (گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط گردد. لذا در روایات وارد شده است، تا آن جا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه می یابد، «اذا اذنب الرجل دخل فی قلبه نقطة سوداء».[2]
امام صادق (ع) مىفرمايد: «كان أبي (ع) يقول: ما من شيء أفسد للقلب من خطيئة، إنّ القلب ليواقع الخطيئة فما تزال به حتّى تغلب عليه فيصيّر أعلاه أسفله».[3]
پدرم [امام باقر] (ع) مىفرمود: هيچ چيز براى قلب زيانبارتر از گناه نيست، چه آنكه قلب با گناه مىآميزد و با آن گلاويز مىشود تا بالاخره گناه بر قلب چيره شده و آن را وارونه مىسازد.
يعنى قلب به حساب طبع اولى، ملكوتى و رو به خدا ست، ولى در اثر گناه چهرهاش وارونه گشته، ناسوتى و شيطانى مىشود.
امام صادق (ع) مىفرمايد: «إنّ الرّجل يذنب الذّنب فيحرم صلوة اللّيل و إنّ العمل السّيّئ أسرع في صاحبه من السّكّين في اللّحم».[4]
گناه انسان را از عبادت و تهجّد محروم مىسازد و لذّت مناجات با خدا را از او سلب مىكند و تأثير گناه از كارد برنده سريعتر است.[5]
مثنوی مولوی در این باره داستان گناهکار و جناب شعيب را بیان می کند و می گوید:
آن يكى مىگفت در عهد شعيب
كه خدا از من بسى ديدست عيب
چند ديد از من گناه و جرمها
وز كرم يزدان نمىگيرد مرا
حق تعالى گفت در گوش شعيب
در جواب او فصيح از راه غيب
كه بگفتى چند كردم من گناه
وز كرم نگرفت در جرمم اله
عكس مىگويى و مقلوب اى سفيه
اى رها كرده ره و بگرفته تيه
چند چندت گيرم و تو بىخبر
در سلاسل ماندهاى پا تا به سر
زنگ تو بر توت اى ديگ سياه
كرد سيماى درونت را تباه
بر دلت زنگار بر زنگارها
جمع شد تا كور شد ز اسرارها...
از نماز و از زكات و غير آن
ليك يك ذره ندارد ذوق جان
مىكند طاعات و افعال سنى
ليك يك ذره ندارد چاشنى
طاعتش نغز است و معنى نغز نى
جوزها بسيار و در وى مغز نى
ذوق بايد تا دهد طاعت بر
مغز بايد تا دهد دانه شجر
دانه بىمغز كى گردد نهال
صورت بىجان نباشد جز خيال
چون شعيب اين نكتهها بر وى بخواند
از تفكر همچو خر در گل بماند[6]
3. تلاش برای تهذیب نفس:
4. انجام دادن کارهای مثبت:
تأثیر فوری کارهای مثبت و منفی بر روح بر کسی پوشیده نیست و از جمله ی اعمال مثبت انجام عبادات است؛ یعنی اگر انسان ده درجه نورانیت داشته باشد و نماز شب هم بخواند و یا در رفع حوایج مردم کوشا باشد و... این اعمال خوب به نورانیت روح او می افزاید و همین باعث توان مندی بیشتر روح و باطن او می شود و این نورانیت عظیم اسباب نشاط در عبادتی مثل نماز را فراهم می آورد. البته عکس این موضوع هم در اعمال ظلمانی صادق است. «قل کل یعمل علی شاکلته».[8]
5. دوستی خداوند متعال:
نتیجه: این که اگر بخواهیم در نماز حال خوبی داشته باشیم، باید آداب باطنی را رعایت نماییم، با اعمال نورانی زمینه را فراهم کنیم و نور باطن را قوت بخشیم و وجود آدمی را از امراض اخلاقی پاکیزه گردانیم تا به درک لذت عبادت نایل آییم. چه این که مریض به جهت مرض از درک لذت بهترین غذاها بی بهره است و رغبتی به میل کردن غذای لذیذ ندارد. البته ناگفته نماند که خوردن غذا و لو این که این چنینی باشد نقش اساسی در بهبود مریض دارد. از این جهت همان طورکه در لابلای بحث بدان اشاره رفت، ما قایلیم که ایندو در همدیگر تأثیر متقابل دارند.
پی نوشتها :
[1] یس، 61.
[2] اصول کافی، ج 3، باب گناهان، روایت 13.
[3] اصول كافى، ج 2، ص 268، باب الذنوب، حديث 1.
[4] همان، ص 272، حديث 16؛ جامع السعادات، ج 3، ص 48.
[5]مهدوى كنى، محمدرضا، نقطههاى آغاز در اخلاق عملى، ص 116.
[6] جعفرى، محمد تقى، شرح مثنوی، ج 5، ص 512.
[7] شمس، 9 – 10.
[8] اسرا، 84.
1. آداب الصلاة (آداب نماز)،امام خمینی.
2. راه های خروج از صفات رذیله، سید رحیم، توکل.
3. سرالصلاة، امام خمینی.
منبع: http://farsi.islamquest.net