به خدايي که عقل کلي را شاعر : انوري بر درش سر بر آستان ديدم به خدايي که عقل کلي را دهن نطق بيزبان ديدم از پي وصف حضرت عزش بيتکلف هلاک جان ديدم که من از دوري تو دور از تو که به روئيت همه جهان ديدم بيتو تاريک شد جهان بر من کريم ابنالکريمي تا به آدم بجز تو در دو گيتي کس نديدست چه جاي اين حديث است آسمان هم زمين تاب عتاب تو ندارد بني آدم به کرمنا مکرم غرض ذات تو بود ارنه نگشتي تويي آنکس دگر والله اعلم سخن کوتاه شد گر راست خواهي...