ماهي، که لبش بجاي جانست

ماهي، که لبش بجاي جانست شاعر : اوحدي مراغه اي گر ناز کند،به جاي آن است ماهي، که لبش بجاي جانست هر چند ز چشم سرنهانست از چشم دلم نمي‌شود دور غيرت نبرم، که بي‌نشانست گر در طلبت هزار باشند چون نيک نگه کند گمانست آن کو به يقين نبيند او را درياب، که آخر زمانست اي ديده من اول زمانت باز آي، که خرقه در ميانست بر ياد تو جامه پاره کردم عهدي که گذاشتي همانست تخمي که تو کاشتي نمو داد و آن دل، که غم تو خورد، جانست اين تن، که بر تو مرده،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
ماهي، که لبش بجاي جانست
ماهي، که لبش بجاي جانست
ماهي، که لبش بجاي جانست

شاعر : اوحدي مراغه اي

گر ناز کند،به جاي آن استماهي، که لبش بجاي جانست
هر چند ز چشم سرنهانستاز چشم دلم نمي‌شود دور
غيرت نبرم، که بي‌نشانستگر در طلبت هزار باشند
چون نيک نگه کند گمانستآن کو به يقين نبيند او را
درياب، که آخر زمانستاي ديده من اول زمانت
باز آي، که خرقه در ميانستبر ياد تو جامه پاره کردم
عهدي که گذاشتي همانستتخمي که تو کاشتي نمو داد
و آن دل، که غم تو خورد، جانستاين تن، که بر تو مرده، دل شد
بارت بکشيم، تا توانستنتوان ز تو روي در کشيدن
کش سرمه ز خاک اصفهانستچشم سر ما غلط نبيند
کين عشق نه کار ديگرانستسرنامه‌ي عشق خود ز ما پرس
هر قصه، که بر سر زبانستزود از در گوش باز گردد
در مذهب اوحدي زيانستآنرا که خطيب سود خواند
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.