هزار نامه نوشتم، يکي جواب نيامد شاعر : اوحدي مراغه اي به سوي ما خبر او به هيچ باب نيامد هزار نامه نوشتم، يکي جواب نيامد ز شکرش چه نمکها که بر کباب نيامد؟ دلم کباب شد از هجر آن دهان چو شکر نظر به زهره و رغبت به آفتاب نيامد بيار من که رساند؟ که: بيجمال تو، يارا دو ماه رفت که در چشم ما جز آب نيامد شبي چو باد به ما بر گذار کردي و زان شب که جاي او بجزين سينهي خراب نيامد محبت تو، نگارا، چه گنج بود؟ ندانم گذشت صد شب و در ديده هيچ خواب نيامد ...