ميان ما و تو دوري به اختيار نبود شاعر : اوحدي مراغه اي مرا زمان فراق تو در شمار نبود ميان ما و تو دوري به اختيار نبود به منزلي، که هوا را در آن گذار نبود گذار بود مرا با تو هر دمي ز هوس بهم رسيدن و تشويش انتظار نبود حديث گفتن و انديشه از رقيبي نه که هيچ گونه ترا از برم کنار نبود به چند گونه مرا از تو بوسه بود و کنار گمان ميبرم که خود آن روز و روزگار نبود کنون ز هجر به روزي فتادهام، که درو ز هيچ يار نديدم، چو بخت يار نبود هزار يار فزون...