بيا بيا، که نسيم بهار ميگذرد شاعر : فخرالدين عراقي بيا، که گل ز رخت شرمسار ميگذرد بيا بيا، که نسيم بهار ميگذرد مدار منتظرم، وقت کار ميگذرد بيا، که وقت بهار است و موسم شادي که عيش تازه کنم، چون بهار ميگذرد ز راه لطف به صحرا خرام يک نفسي غمي که بر دل اين جان فگار ميگذرد نسيم لطف تو از کوي ميبرد هر دم ز بزم عيش تو در سر خمار ميگذرد ز جام وصل تو ناخورده جرعهاي دل من به ديده گفت دلم: کان شکار ميگذرد سحرگهي که به کوي دلم گذر کردي...