نگارا، گر چه از ما برشکستي شاعر : فخرالدين عراقي ز جانت بندهام، هر جا که هستي نگارا، گر چه از ما برشکستي شکستي پشت من، چون برشکستي ربودي دل ز من، چون رخ نمودي چو آخر دست، از من ميگسستي چرا پيوستي، اي جان، با دل من؟ ز نيش لب چرا جانم بخستي؟ ز نوش لب چو مرهم ميندادي چو خونم ريختي فارغ نشستي ز بهر کشتنم صد حيله کردي ز محنتهاي من، باري، برستي اگر چه يافتي از کشتنم رنج عراقي، از کف من نيک جستي! مرا کشتي، به طنز آنگاه گويي: ...