رباخواري، ظلم و ديوانگي (2)
نويسنده:حضرت آيت الله جوادي آملي
تهيه و تنظيم: حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پور
تهيه و تنظيم: حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پور
مضاربه غير از ربا
احکام الهي تابع مفاسد و مصالح
1. در خريد و فروش معمول هر دو طرف به طور يکسان در معرض سود و زيان هستند، گاهي هر دو سود مي برند و گاهي هر دو زيان مي کنند و گاهي يکي زيان و ديگري سود مي برد در حالي که در معاملات ربوي، رباخوار هيچ گاه زيان نمي بيند و تمام زيان هاي احتمالي بر دوش ربادهنده سنگيني مي کند. به همين دليل است که موسسات ربوي روز به روز سرمايه دارتر مي شوند و در برابر تحليل رفتن طبقات ضعيف، پيوسته بر حجم ثروت آنان افزوده مي شود.
2. در تجارت و خريد و فروش معمولي، دو طرف معامله در مسير توليد و مصرف گام برمي دارند در صورتي که رباخوار هيچ عمل مثبتي در اين زمينه ندارد، بلکه بعکس تعادل اقتصادي را در جامعه به هم مي زند، زيرا رباخواران سود مي برند و زيان هاي اقتصادي تنها متوجه دهنده رباست.
3. با شيوع رباخواري، سرمايه ها در مسير ناسالم قرار مي گيرد و پايه هاي اقتصاد که اساس اجتماع است متزلزل مي شود، در حالي که تجارت صحيح، موجب گردش سالم ثروت است.
4. رباخواري از آنجا که نوعي تبادل ناسالم اقتصادي است، موجب مي شود عواطف و پيوندها را سست کند و بذر کينه و دشمني را در دل ها بپاشد. از اين رو، رباخواري منشأ دشمني ها و جنگ هاي طبقاتي است در حالي که تجارت صحيح چنين نيست و هرگز جامعه را به طبقاتي شدن و جنگ هاي ناشي از آن سوق نمي دهد.
5. در روايات اسلامي سِرّ و حکمت تحريم ربا را امتناع مردم از کار نيک مي داند. امام صادق (ع) فرمود: «انما حرّم الله الرّبا لکيلا يمتنع الناس من اصطناع المعروف» يعني خداوند ربا را حرام کرده است تا مردم از کار نيک امتناع نورزند (وسايل الشيعه، ج 12، ص 422).
6. چهره باطني رباخوار، ديوانگي و شکم بزرگي است. امام صادق (ع) مي فرمايد: پيامبر اکرم (ص) در شب معراج عده اي را ديد که مي خواستند از جايشان بلند شوند اما نمي توانستند زيرا شکم آنها خيلي بزرگ بوده است، از جبرئيل پرسيد اينها چه کساني هستند؟ جبرئيل در جواب گفت: «هولاء الذين يأکلون الربا لا يقومون الا کما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المسّ» يعني اينان رباخوارانند که قيامشان مانند قيام ديوانگان است که بر اثر مسّ شيطان به آن مبتلا شده اند (نورالثقلين، ج 1، ص 29).
9. در روايتي از امام رضا (عليه السلام) عليه تحريم ربا را فساد اموال مي داند و مي فرمايد: همان طوري که دادن مال به افراد سفيه و کم خرد و رشدنايافته، سبب فساد اموال مي شود ربا نيز سبب فساد اموال مي شود. «حرمّ الله الرّبا امله فساد الاموال کما خطر علي السفيه ان يرفع ماله اليه لما يتخوف عليه من افساده حتي يونس منه رشده» خداي سبحان ربا را براي اين حرام کرده است که موجب فساد اموال مي شود چنان که از دادن مال به سفيه منع کرده است، زيرا تا وقتي که به سن رشد نرسيده باشد امکان از بين بردن و فساد مال است (عيون اخبار الرضا، ج 2، صص 100 و 101). و در بخش ديگري از اين حديث فرمود: «عله تحريم الرّبا بالنسيه امله ذهاب المعروف و تلف الاموال و رغبه الناس في الريح و ترکهم القرض و الفرض و صنايع المعروف و لما في ذلک من الفساد و الظلم و قناء الاموال» (همان منبع) يعني علت تحريم ربا نسبت به نسيه آن است که معروف و کار نيک از بين مي رود و کسي به عمل نيک و پسنديده احترام نمي کند و اموال نابود مي شود و مردم با رغبت به سود، قرض و کار واجب مالي مثل خمس و زکات و کارهاي پسنديده را ترک مي کنند و اين امر فساد و ظلم و نابود شدن اموال را در پي دارد.
کاهش در ربا و افزايش در صدقات
از پيامبر اکرم روايت است که آشکار شدن ربا در يک سرزمين، نشانه هلاکت آنجاست و ربا اگر چه بسيار باشد عاقبت اندک شود، محق به معناي نقصان و از بين رفتن و بردن برکت است برعکس پندار دنياپرستان که به ظاهر ربا را موجب افزايش مال و صدقات را باعث کاهش مال مي بينند، خداوند خير و برکت را از رباخواران مي گيرد و به مال صدقه دهندگان برکت و فزوني مي دهد.
بنابراين، آيه «يمحق الله الربا و يربي الصدقات» دو مطلب را مي فهماند: 1. زوال و ظلمت ربا و زيادت و برکت و نورانيت صدقه در امور فردي و اجتماعي؛ 2. نابودي تدريجي و تاريکي عمل ربوي در دنيا و آخرت و برکت و نورانيت صدقه در دنيا و آخرت ظهور دارد.
علت نابودي و زوال حتمي ربا آن است که اولاً خدا هر باطلي را نابود مي کند: «ان الباطل کان زهُوقاً» (باطل حتماً نابودشدني است) و ثانياً ربا، خوردن مال به باطل است پس در نتيجه ربا نابود شدن است (اسرا، 81).
در آيه، رباخواران را کفار و اثيم مي داند زيرا معاصي فراواني را در پي دارد از باب مثال رباخوار اگر روزه مي گيرد، روزه خود را با مال ديگران افطار مي کند و نماز او با لباس حرام همراه است و تجارت وي آميخته با حرام است و خانه او از مال حرام ساخته شده است پس اين عمل، سبب آلودگي هميشگي به معصيت است. از سوي ديگر بر اساس وظيفه اجتماعي و ديني، رباخوار بايد با مومنان برادر باشد، لکن رباخواري به جاي ايجاد پيوند برادري، ايجاد کننده قهر آفريني و کينه است، مومنان بايد براي افزايش برّ و تقوا همکاري کنند ولي ربا سبب همکاري بر اثم و عدوان است.
از امام صادق (ع) از معناي آيه «يمحقُ الله الربا...» پرسيدند که با اينکه به ظاهر، مال رباخوار افزايش پيدا مي کند چرا از کاهش مال رباخوار سخن مي گويد امام فرمود: «فايّ محق احمق من درهم يمحق الذين فان تاب منه ذهب ماله و افتقرها» يعني: چه نابودي بدتر از نابودي دين با يک درهم رباست و اگر توبه نکند مال او از بين رفته و فقير مي شود (من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 279).
توضيح آنکه مال متراکم ربوي از دو صورت خارج نيست يا مورد بهره برداري رباخوار واقع مي شود که در اين صورت دين او به حماق رفته است و يا توبه مي کند و اموال را به صاحبان آنها باز مي گرداند. در اين صورت چيزي در دست او نمي ماند.
چگونگي توبه رباخوار
1. اگر قبل از اعلام حکم ربا، مسلماني اقدام به رباخواري مي کرد و پس از آگاهي از احکام الهي توبه کند با توجه به اينکه قانون عطف به ماسبق نمي شود، کيفر ربا از اين دسته برداشته است و آنها کيفري ندارند و توبه آن همان ترک ربا و خودداري از دريافت اضافه پس از آگاهي از حکم الهي است. چنان که در صدر اسلام پيش از نزول حکم ربا برخي از مسلمانان رباخوار بودند.
2. اگر فردي قبل از اسلام و مسلمان شدن در نظام اسلامي ربا گرفته است و اکنون اسلام آورده است، با اينکه پس از نزول حکم و قانون، همگان مکلف به اجراي احکام فقهي اسلامند و قانون درباره آنها به طور کامل اجرا مي شود اما درباره اين گروه، پذيرش دين اسلام تفضلاً تخلفات پيشين آنان را جبران مي کند و مي پوشاند، ولي پس از صدور حکم ربا يا پذيرش دين، هيچ کس اجازه ندارد باقي مانده طلب هاي ربوي را از مديون دريافت کند و تنها اصل آن را مالک است. نتيجه آنکه حکم وضعي اموال ربوي گذشته درباره غير مسلمان رباخوار، صحت تملک آنهاست و رابطه او با خدا به امر الهي واگذار شده است. از اين رو شايد در قيامت بخشيده شود.
3. اگر مسلماني با آگاهي از حکم ربا، اقدام به رباخواري و پس از آن توبه کند، بايد فقط اصل سرمايه را دريافت کند و از دريافت سود بپرهيزد: «و تبتُم فلکُم رووسُ اموالکم لا تَظلمون و لا تُظلمون». در حقيقت، اگر انساني توبه کند تنها مالک اصل مال خويش است و مجاز به دريافت سود نسيت، زيرا رباخواري ظلم است. علت ظلم بودن رباخواري هم انضمام ناحق مال ديگران به اموال رباخوار است و اگر رباخوار بخواهد توبه کند با توبه مالک اصل مال خود خواهد بود و کسي مجاز نيست آن را به وي نپردازد و در حقش ظلم کند، نه ظلم کند و نه مورد ظلم واقع شود.
اصل جامع طرد ظلم از ظالم و مظلوم
آمرزش رباخوار جاهل با توبه
نتيجه گيري
منبع: پاسدار اسلام، شماره 349