نگاهي به فيلمنامه «کيفر »

نخستين موضوع آزار دهنده فيلم، احساسات گري افراطي اي است که از همان ابتدا در ديالوگ پسر بچه اي نمود پيدا مي كند كه با اجراي برنامه در مراسم عروسي سعي مي كند براي تهيه هزينه ديه اي که گردن پدرش است پول جمع کند ولي ناکام مي ماند و با گريه مي گويد: هر چي رقصيدم فايده نداشت! و اين موضوع تا انتهاي فيلم در
چهارشنبه، 16 آذر 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نگاهي به فيلمنامه «کيفر »

نگاهي به فيلمنامه «کيفر »
نگاهي به فيلمنامه «کيفر »


 

نويسنده : سپهر ماکان




 

دور از واقعيت ملموس
 

Sepehrmakan@yahoo.com
نخستين موضوع آزار دهنده فيلم، احساسات گري افراطي اي است که از همان ابتدا در ديالوگ پسر بچه اي نمود پيدا مي كند كه با اجراي برنامه در مراسم عروسي سعي مي كند براي تهيه هزينه ديه اي که گردن پدرش است پول جمع کند ولي ناکام مي ماند و با گريه مي گويد: هر چي رقصيدم فايده نداشت! و اين موضوع تا انتهاي فيلم در صحنه اي که سيامک (مصطفي زماني ) و مهسا (هانيه توسلي ) پس از پشت سر گذاشتن مدت زمان کوتاهي عاشقي با تمهيد دم دستي پاسکاري نگاه هايشان به هم حالي مي کنند که نمي توانند با هم ادامه دهند و بايد پا روي دلشان بگذارند، جريان دارد. همچنين اين که مقتول ابتداي فيلم جزو 10 نفر اول کنکور بوده که از هاروارد برايش پذيرش آمده يا آن که دختر ژاپني عليل پس از ارضاي حس انتقام خود سرش مو در آورده و پاهايش جان گرفته، اين گونه اطلاعات دهي جداي از تکيه نابجا و بيهوده بر احساس گرايي حتي در صورت تصويري بودن نيز غير ضروري است. نکته ديگر ومهم تر از آن که فيلم داستان خود را به شدت گنگ و الکن تعريف مي کند. با وجود آن که موقعيت نمايشي ابتدايي فيلم «معما » است و اين سوال مطرح مي شود که چه کسي پول ديه را دزديده، اما قصه زياده از حد به هرز مي رود و ترتيب صحنه هاي موجود نيز کمکي به پي گيري شفاف ماجراها نمي کند. بعد از دزدي پول ها، ماشيني سر مي رسد و به سيامک کمک مي کند تا به سراغ دزد پول ها برود. اين صحنه کات مي شود به اعدام قاتل و سپس عزاداري خانواده او و در نهايت قرار سيامک از آن مراسم. حال بايد مدت زمان زيادي بگذرد و کلي سوال از بغل دستي ات بپرسي تا پي ببري که بله! داستان از اين قرار است که خانواده قاتل اعدام شده، بابت دزديده شدن پول ها به شدت ناراحت و کلافه اند و تصور مي کنند سيامک (که هيچ سابقه جرم و بدرفتاري و ديگر موارد غير اخلاقي ندارد و خيلي هم پاستوريزه است ) يک دزدي ساختگي ترتيب داده تا ديه برادرش را بدزدد! البته کار به همين جا ختم نمي شود. کمي که مي گذرد، متوجه مي شويم راننده ماشيني که به سيامک کمک کرده بوده، با همدستي يکي دو نفر ديگر او را بيهوش کرده اند، اما با گذشت يک هفته او اين موضوع را بنا به دلايلي که شايد برخود نويسنده فيلمنامه هم پوشيده باشد از سپيده (زن برادرش / مريلا زارعي ) و جمال (دوست خانوادگي اش / امير جعفري ) پنهان نگه داشته است و از طرف ديگر هرگز معلوم نمي شود چرا همه آنها سيامک را شماتت مي کنند، چرا که حداکثر جرم او مي تواند دست و پا چلفتي بودن و از دست دادن پول ها باشد نه چيزي ديگر و به خاطر اين مسئله تنها مي تواند سرزنش شود و نه بيشتر. اما نويسنده و کارگردان فيلم (که خودش نيز نويسنده و در فيلمنامه اوليه تغييرات زيادي را اعمال کرده ) اين مسئله را بديهي فرض کرده اند وظاهراً سرگرداني مخاطب در تعقيب روند ماجراها برايشان اهميت چنداني نداشته است.
مجموع صحنه هاي اين چنيني نشان مي دهد که نويسنده دنيايي را که قصد داشته خلق کند، به درستي نمي شناخته و حتي به دنبال اين هم نرفته تا کمي پيرامون خود جست و جو کند، بنابراين تنها به فيلم ها، سريال ها، داستان ها و خاطراتي که شنيده يا خوانده و ميان همه نويسنده ها مشترک است تکيه و از آنها استفاده کرده است. اين گونه است که به دام کليشه ها مي افتيم و همه فيلم هايمان يک شکل و رنگ مي شوند. اينها مواردي هستند که تماشاگر همه شان را به خوبي مي داند و برايش قابل پيش بيني است و از يک نويسنده حرفه اي انتظار مي رود نسبت به او بهتر بنويسد. فرضاً زماني که در فيلمنامه ايجاب مي کند، کمي پرس و جو کند و مقداري مسائل قضايي را بداند و آگاه باشد که اگر فردي را در فرودگاه و جلوي چشمان بسياري از مردم با چاقو بزنند، ديگر نمي توان با يک رضايت صوري شاکي خصوصي، از حکم شاکي اجتماعي فرار کرد و خيلي زود از آنجا بيرون آمد يا آن که نمي شود بدون کوچک ترين مدرک کيفري براي فردي در عرض چند روز حکم جلب گرفت.
همه اينها به کنار، تجربه زندگي روزمره همه مان نشان مي دهد که وقتي فردي چيزي را مي داند، اصولاً غير ممکن است بي مقدمه آن را به ديگري بگويد، مگر آنکه هدفي حياتي در اين ميان وجود داشته باشد که بايد به آن پرداخت و نه چيزي ديگر. ا نگيزه قهرمان قصه در رسيدن به آن هدف، محرکي است که کل گفت و گو را تحت الشعاع قرار مي دهد و ديالوگ ها را خسته کننده نمي کند، چرا که تماشاگر در همان زمان مي تواند همراه قهرمان قصه آن جملات را به زبان بياورد، نه آن که خودش را خسته کند تا نسبت به گذشته شخصيت ها و داستاني که نويسنده نتوانسته به شکلي تصويري نشان دهد، اطلاعات کسب کند. خلاصه آن که اعترافات بي پرده و روشنگر و داستان گويي پر طول و تفصيل، دور از واقعيت ملموس روز مره است. يک بار جايي که سيامک به سراغ اسمال چارلي (جمشيد هاشم پور ) مي رود و بار ديگر در انتهاي فيلم و درست در زماني که تماشاگر منتظر نتيجه گيري وحل شدن گره هاست، قصه گويي جمال شروع مي شود و بايد گوش ها را حسابي تيز کرد و نفس هم نکَشيد تا بشود فهميد درون فيلم و در گذشته شخصيت ها چه اتفاقاتي افتاده است. از سوي ديگر سوال بزرگي هم پس از گره گشايي انتهايي پيش مي آيد و آن اين که اگر سيامک به پيشنهاد منطقي صندوق دار بانک عمل مي کرد و به شکلي طبيعي چک رمزدار مي گرفت و در حرکتي بي دليل تصميم نمي گرفت که همه پول ها را به صورت نقد همراه خود از بانک خارج کند آن وقت آيا تمامي نقشه هاي جمال به هم نمي خورد؟! همچنين اگر از انتخاب بازيگرهاي نامناسب (کيانوش گرامي به عنوان برادر مريلا زارعي و امير جعفري در نقش يک عاشق سينه چاک و دلسوخته) و منحني حضور و غياب نامناسب مهسا و شخصيت پردازي ضعيف او و همين طور ميزانسن هاي سر دستي اي که کمتر در سينماي روز دنيا ديده مي شود(نظير آن چه براي سيامک درصحنه تعقيب دزدها به وجود مي آيد و در فاصله يک «روبرگرداندن » هم دزدها غيب مي شوند و هم راننده! ) بگذريم، دليل شليک بدون اخطار قبلي عاشق پير مهسا به جمال و کشتن او برايمان خنده دار که هيچ، توهين آميز جلوه مي کند. در اين ميان شايد بهترين راهکار اين باشد که کارگردان فيلم به موقعيت هاي ديگري به جز «مثلث عشق » که به شدت به آن علاقه مند است و در عين حال نمي تواند به خوبي آن را پردازش کند نيز بپردازد.
منبع : فيلم نگار شماره 94



 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
نظام مدیریت وقف و امور خیریه در کشور آلمان؛ بازیگران، ساختار نهادی و الگوی نظارت
نگاهی به بیانات امام مجاهد و رهبر شهید (ره) درباره اتحاد امت اسلامی، موانع و راهکارهای تحقق آن
نگاهی به بیانات امام مجاهد و رهبر شهید (ره) درباره اتحاد امت اسلامی، موانع و راهکارهای تحقق آن
بحران بی‌خانمانی در انگلیس
play_arrow
بحران بی‌خانمانی در انگلیس
کارت زرد برای یک ربات فوتبالیست!
play_arrow
کارت زرد برای یک ربات فوتبالیست!
نجات یافتن خلبان هواپیمای برزیلی از خطر مرگ
play_arrow
نجات یافتن خلبان هواپیمای برزیلی از خطر مرگ
مقر تروریست‌های ضدایرانی زیر ذره‌بین سپاه
play_arrow
مقر تروریست‌های ضدایرانی زیر ذره‌بین سپاه
غریب‌آبادی: تنگه هرمز تنها در ازای این شرایط بازگشایی می‌شود
play_arrow
غریب‌آبادی: تنگه هرمز تنها در ازای این شرایط بازگشایی می‌شود
غریب‌آبادی: همچنان در وضعیت جنگی قرار داریم
play_arrow
غریب‌آبادی: همچنان در وضعیت جنگی قرار داریم
مرگ دلخراش دو دختر موتورسوار زیر چرخ‌های نیسان در یزد
play_arrow
مرگ دلخراش دو دختر موتورسوار زیر چرخ‌های نیسان در یزد
هیلاری کلینتون: نتانیاهو بیشترین ضربه را به خود اسرائیل زده است
play_arrow
هیلاری کلینتون: نتانیاهو بیشترین ضربه را به خود اسرائیل زده است
وزیر نیرو: ما برق خانه‌ها را بیمه کردیم و به مردم خسارت می‌دهیم
play_arrow
وزیر نیرو: ما برق خانه‌ها را بیمه کردیم و به مردم خسارت می‌دهیم
سرقت از کامیون در حال حرکت در مصر
play_arrow
سرقت از کامیون در حال حرکت در مصر
طعنه اردوغان به رژیم اسرائیل
play_arrow
طعنه اردوغان به رژیم اسرائیل
مردی که اکبر عبدی را در کوه کشف کرد
play_arrow
مردی که اکبر عبدی را در کوه کشف کرد
احترام نظامی افسر عراقی به مزار رهبر شهید انقلاب
play_arrow
احترام نظامی افسر عراقی به مزار رهبر شهید انقلاب