
فيلم ترسناک؛ بازي با سلامت روان
نويسنده: دکتر شهرام خرازي ها
ترس، پاسخي احساسي بوده و البته در موارد بسياري طبيعي است که با بشر زاده شده و وي را همراهي مي کند. در عمل همه کودکان تجاربي متفاوت از ترس را از سر گذرانده و مي گذرانند. ترس به طور معمول به صورت پاسخ ذهني ناراحت کننده اي در ارتباط با تهديدهاي خارجي بروز مي يابد. همگام با رشد و نمو و افزايش سن کودک محتوا و سوژه ترس ها تغيير يافته، پيچيده تر شده و دفعات ترسيدن فزوني مي گيرد. کودکي که وجود هرگونه ترس يا نگراني را منکر مي شود، طبيعي نيست. ترس جزئي از زندگيست و وجودش در مواردي حتي جذاب و ضروري به نظر مي رسد، مانند تمايل به ديدن فيلم هاي ترسناک و دلهره آور. ترس طبيعي و غير بيمارگونه در اطفال اغلب هدفمند؛ است يعني فرد به وسيله يک محرک خاص مي ترسد و مي کوشد تا بر آن غلبه کرده و در صورت چيره شدن بر محرک احساس غرور کند. ترس هاي ساده، مانند ترس از سوسک و موش و سگ و مار و رعد و برق و ارتفاع و مشاهده خون و... شايع اند؛ ولي، به طور معمول شمار اندکي از مردم به دليل اينگونه ترس ها به مراکز درماني مراجعه مي کنند. ميزان شيوع اينگونه ترس ها در طول يکسال را صد مورد از هر هزار نفر برآورد کرده اند. بيشتر ترس هاي ساده بزرگسالي ريشه در دوران کودکي دارد و از همان مقطع سني آغاز مي گردد. اينکه چرا بيشتر ترس هاي دوران طفوليت از بين مي رود و تنها اندکي از اين ترس ها تا دوران بزرگسالي باقي مي ماند، معلوم نيست؛ فقط گفته شده که ترس هايي که شدت فزون تري دارد با احتمال بيشتري دوام خود را حفظ خواهد کرد.
تماشاي فيلم هاي خارق عادت و غيرمتعارف براي آدمي جذاب است. به طور معمول اين قبيل فيلم ها تأثيرات رواني قابل توجهي بر بينندگان خود مي گذارد. از اين رو در سراسر جهان فيلم ها و برنامه هاي تلويزيوني با در نظر گرفتن وضعيت سني و ميزان سلامت جسمي و رواني بيننده درجه بندي مي شود. پژوهشگران علوم رفتاري هجده سالي را سن شکل گيري شخصيت انسان تعيين کرده و در اغلب نقاط مختلف دنيا نيز شرط صدور گواهي نامه رانندگي و عقدنامه و ديگر مدارک معتبر داشتن هجده سال تمام است. در حوزه هنرهاي نمايشي نيز معمولاً فيلم ها بر مبناي مناسبت تماشا براي طبقات سني مختلف مشتمل بر 1. کودکان 2. نوجوانان 3. جوانان و بزرگسالان 4. کهنسالان گروه بندي مي شود. تماشاي فيلم هاي به شدت ترسناک و يا خشونت آميز براي گروه سني اطفال و سالمندان و همچنين مبتلايان به امراض قلبي و رواني توصيه نمي شود. اعمال اين گروه بندي ها حتي براي کتب و نشريات نيز متداول است.
در کشور ما متأسفانه به ندرت به تناسب سوژه فيلم ها و ديگر توليدات نمايشي و محصولات تصويري با وضعيت و مقتضيات سني و رواني بينندگان و متقاضيان توجه نشان داده مي شود و هنوز قانون مصوب و مدوني در اين زمينه وجود ندارد! دانش آموزان مقاطع ابتدايي و راهنمايي به راحتي مي توانند نوارها و الواح فشرده حاوي تکان دهنده ترين اصوات و تصاوير را از دستفروش هاي کنار خيابان بخرند. همچنين، صدها هزار نفر کاربر خردسال و نوجوان به سايت هاي ممنوع وارد شده و از محتويات آنها بازديد مي کنند. هرچند در مملکت ما در مقايسه با ديگر نقاط دنيا به ويژه کشورهاي غربي به دليل حاکميت ارزش هاي متعالي و ويژگي هاي مثبت فرهنگي و عقيدتي و شرعي و عرفي تقاضا براي دريافت تصاوير نامتعارف و هنجارشکن زياد نيست؛ اما، نبايد از اين نکته هم غافل شد که نوک پيکان سياست هاي سلطه طلبانه ابرقدرت ها و دول استعماري به طرف ممالک در حال توسعه نشانه رفته است. برماست که در برابر اين تهاجم همه جانبه با پياده کردن نظام گروه بندي سني و قانونمند ساختن آن، سلامت اخلاقي و رواني خود و کودکان و نوجوانان مان را حفظ کرده و بهداشت صوتي و تصويري رسانه هاي مورد استفاده عموم را ارتقا بخشيم.
در سال هاي دور و نزديک در تلويزيون و سينما گهگاه هشدارهايي در قالب زيرنويس و يا اعلان مکتوب به منظور ممانعت از تماشاي برخي از فيلم ها به مردم داده مي شد که به طور عمده کارکرد عکس داشته و جدي تلقي نمي گشت. اين روند متأسفانه همچنان ادامه داشته است. در چند سال اخير تلاش هايي در اين حيطه در سينماي ايران شده است که در بسياري از موارد از آن به عنوان تمهيدي تبليغاتي به منظور فروش هرچه بيشتر و جذابيت آفريني کاذب براي ميوه ممنوعه تعبير کرده اند.
اگرچه سيما اخيراً طي اقدامي قابل دفاع فيلم هاي داراي صحنه هاي ترسناک را در ساعات پاياني شب به روي آنتن مي فرستد و از پيش هم اعلام مي کند که تماشاي اين فيلم ها براي کودکان مناسب نيست؛ اما، پخش بخش هاي مهيج آثار ياد شده به عنوان تبليغ و يا اطلاع رساني در طول هفته و در ساعاتي که بينندگان خردسال پاي تلويزيون نشسته اند، نوعي نقض غرض به شمار مي آيد و ممکن است جنبه تشويقي داشته باشد. مي توان تبليغات در اين زمينه را به ساعاتي که کودکان در خواب هستند، موکول کرد و يا بر عهده ديگر رسانه هاي گروهي ويژه بزرگسالان مانند روزنامه ها گذاشت.
در حوزه سينما هم سال گذشته و امسال فيلم هاي ترسناک ايراني و خارجي را بر پرده داشتيم و داريم که گاه با اعلام قبلي مبني بر محدود سازي پيشنهادي گروه هاي تماشاگر نمايش داده شده و مي شوند.
طبقه بندي محصولات نمايشي- تصويري ممکن است چه از سوي سيما و چه از سوي سينما به صورت مقطعي- مانند مقطع فعلي- جدي گرفته شود؛ اما، تجربه نشان داده که پس از مدتي همه چيز به سرجاي اول خودبازگشته و حرکت دوباره از نقطه صفر آغاز مي شود! ساعات به روي آنتن فرستادن اين دست فيلم ها در نيمه هاي شب حاکي از آنست که مسؤولين سيما در ماه هاي اخير درجه بندي فيلم ها را حين برنامه ريزي براي کنداکتور شبکه هاي مختلف لحاظ کرده اند و به ظاهر قرار بر اين نيست که به روال سابق( حرکت از نقطه صفر) عمل شود. بي ترديد تداوم اين حرکت مثبت بستگي دارد به:
1. تحکيم و تعقيب سياست هاي گروه بندي از سوي شوراي سياستگذاري سلامت
2. الزام تمام شبکه هاي سراسري به رعايت اصول گروه بندي
3. الزام تمام شبکه هاي محلي به رعايت اصول گروه بندي
4. پايه گذاري و گسترش تمهيدات پيشگيرانه و اطلاع رساني مرتبط با گروه بندي
5. فرهنگ سازي عمومي در خصوص گروه بندي از طريق سيما و ديگر رسانه هاي گروهي، براي مثال تدارک مناظره هاي تلويزيوني و يا مطبوعاتي با حضور کارشناسان خبره به منظور تبيين و تشريح تبعات مثبت و منفي فيلم هاي ترسناک و سينماي شهر شب
6. در نظر گرفتن جايزه ويژه براي شبکه هايي که بيش از ديگر شبکه ها گروه بندي را رعايت کرده اند، در جشنواره توليدات استاني سيما.
در سينماي ايران به ظاهر با اين استدلال که تماشاگر حق انتخاب دارد و تشخيص گذاري بر عهده اوست، گروه بندي کمتر مورد توجه متوليان امر قرار گرفته است و در غياب و به جاي يک مرجع تصميم گيري واحد اين تهيه کنندگان و دست اندرکاران فيلم ها بوده اند که بنا به تشخيص- بعضاً سليقه اي و غيرکارشناسي- خود و به طور عمده بدون داشتن تحصيلات مرتبط نقش توصيه کننده به خانواده ها و علاقمندان سينما را برعهده گرفته اند! به نظر مي رسد با توجه به تعدد مراجع تصميم ساز و تصميم گيرنده و تشتت آرا و رويکرد اخير کارگردان ها و سناريست ها به سوژه هاي وحشتناک و خشن و مهيج، وزارت ارشاد و خانه سينما و شوراي اکران بايد هرچه سريع تر وارد عرصه شده و سکوت خود را بشکنند. با عنايت به عملکرد نه چندان قابل دفاع شوراي سياستگذاري سلامت سيما و ارشاد در مورد درجه بندي فيلم ها بهره مندي از ديدگاه هاي مشاوره اي و رهنمودهاي کارشناسان دفتر سلامت رواني- اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، گروه سلامت روان دانشگاه هاي علوم پزشکي، سازمان بهزيستي و ديگر ارگان هاي ذيربط به منظور ساماندهي و تسريع در امور پيشنهاد مي گردد.
منبع:نشريه دنياي زنان، شماره 54.
تماشاي فيلم هاي خارق عادت و غيرمتعارف براي آدمي جذاب است. به طور معمول اين قبيل فيلم ها تأثيرات رواني قابل توجهي بر بينندگان خود مي گذارد. از اين رو در سراسر جهان فيلم ها و برنامه هاي تلويزيوني با در نظر گرفتن وضعيت سني و ميزان سلامت جسمي و رواني بيننده درجه بندي مي شود. پژوهشگران علوم رفتاري هجده سالي را سن شکل گيري شخصيت انسان تعيين کرده و در اغلب نقاط مختلف دنيا نيز شرط صدور گواهي نامه رانندگي و عقدنامه و ديگر مدارک معتبر داشتن هجده سال تمام است. در حوزه هنرهاي نمايشي نيز معمولاً فيلم ها بر مبناي مناسبت تماشا براي طبقات سني مختلف مشتمل بر 1. کودکان 2. نوجوانان 3. جوانان و بزرگسالان 4. کهنسالان گروه بندي مي شود. تماشاي فيلم هاي به شدت ترسناک و يا خشونت آميز براي گروه سني اطفال و سالمندان و همچنين مبتلايان به امراض قلبي و رواني توصيه نمي شود. اعمال اين گروه بندي ها حتي براي کتب و نشريات نيز متداول است.
در کشور ما متأسفانه به ندرت به تناسب سوژه فيلم ها و ديگر توليدات نمايشي و محصولات تصويري با وضعيت و مقتضيات سني و رواني بينندگان و متقاضيان توجه نشان داده مي شود و هنوز قانون مصوب و مدوني در اين زمينه وجود ندارد! دانش آموزان مقاطع ابتدايي و راهنمايي به راحتي مي توانند نوارها و الواح فشرده حاوي تکان دهنده ترين اصوات و تصاوير را از دستفروش هاي کنار خيابان بخرند. همچنين، صدها هزار نفر کاربر خردسال و نوجوان به سايت هاي ممنوع وارد شده و از محتويات آنها بازديد مي کنند. هرچند در مملکت ما در مقايسه با ديگر نقاط دنيا به ويژه کشورهاي غربي به دليل حاکميت ارزش هاي متعالي و ويژگي هاي مثبت فرهنگي و عقيدتي و شرعي و عرفي تقاضا براي دريافت تصاوير نامتعارف و هنجارشکن زياد نيست؛ اما، نبايد از اين نکته هم غافل شد که نوک پيکان سياست هاي سلطه طلبانه ابرقدرت ها و دول استعماري به طرف ممالک در حال توسعه نشانه رفته است. برماست که در برابر اين تهاجم همه جانبه با پياده کردن نظام گروه بندي سني و قانونمند ساختن آن، سلامت اخلاقي و رواني خود و کودکان و نوجوانان مان را حفظ کرده و بهداشت صوتي و تصويري رسانه هاي مورد استفاده عموم را ارتقا بخشيم.
در سال هاي دور و نزديک در تلويزيون و سينما گهگاه هشدارهايي در قالب زيرنويس و يا اعلان مکتوب به منظور ممانعت از تماشاي برخي از فيلم ها به مردم داده مي شد که به طور عمده کارکرد عکس داشته و جدي تلقي نمي گشت. اين روند متأسفانه همچنان ادامه داشته است. در چند سال اخير تلاش هايي در اين حيطه در سينماي ايران شده است که در بسياري از موارد از آن به عنوان تمهيدي تبليغاتي به منظور فروش هرچه بيشتر و جذابيت آفريني کاذب براي ميوه ممنوعه تعبير کرده اند.
اگرچه سيما اخيراً طي اقدامي قابل دفاع فيلم هاي داراي صحنه هاي ترسناک را در ساعات پاياني شب به روي آنتن مي فرستد و از پيش هم اعلام مي کند که تماشاي اين فيلم ها براي کودکان مناسب نيست؛ اما، پخش بخش هاي مهيج آثار ياد شده به عنوان تبليغ و يا اطلاع رساني در طول هفته و در ساعاتي که بينندگان خردسال پاي تلويزيون نشسته اند، نوعي نقض غرض به شمار مي آيد و ممکن است جنبه تشويقي داشته باشد. مي توان تبليغات در اين زمينه را به ساعاتي که کودکان در خواب هستند، موکول کرد و يا بر عهده ديگر رسانه هاي گروهي ويژه بزرگسالان مانند روزنامه ها گذاشت.
در حوزه سينما هم سال گذشته و امسال فيلم هاي ترسناک ايراني و خارجي را بر پرده داشتيم و داريم که گاه با اعلام قبلي مبني بر محدود سازي پيشنهادي گروه هاي تماشاگر نمايش داده شده و مي شوند.
طبقه بندي محصولات نمايشي- تصويري ممکن است چه از سوي سيما و چه از سوي سينما به صورت مقطعي- مانند مقطع فعلي- جدي گرفته شود؛ اما، تجربه نشان داده که پس از مدتي همه چيز به سرجاي اول خودبازگشته و حرکت دوباره از نقطه صفر آغاز مي شود! ساعات به روي آنتن فرستادن اين دست فيلم ها در نيمه هاي شب حاکي از آنست که مسؤولين سيما در ماه هاي اخير درجه بندي فيلم ها را حين برنامه ريزي براي کنداکتور شبکه هاي مختلف لحاظ کرده اند و به ظاهر قرار بر اين نيست که به روال سابق( حرکت از نقطه صفر) عمل شود. بي ترديد تداوم اين حرکت مثبت بستگي دارد به:
1. تحکيم و تعقيب سياست هاي گروه بندي از سوي شوراي سياستگذاري سلامت
2. الزام تمام شبکه هاي سراسري به رعايت اصول گروه بندي
3. الزام تمام شبکه هاي محلي به رعايت اصول گروه بندي
4. پايه گذاري و گسترش تمهيدات پيشگيرانه و اطلاع رساني مرتبط با گروه بندي
5. فرهنگ سازي عمومي در خصوص گروه بندي از طريق سيما و ديگر رسانه هاي گروهي، براي مثال تدارک مناظره هاي تلويزيوني و يا مطبوعاتي با حضور کارشناسان خبره به منظور تبيين و تشريح تبعات مثبت و منفي فيلم هاي ترسناک و سينماي شهر شب
6. در نظر گرفتن جايزه ويژه براي شبکه هايي که بيش از ديگر شبکه ها گروه بندي را رعايت کرده اند، در جشنواره توليدات استاني سيما.
در سينماي ايران به ظاهر با اين استدلال که تماشاگر حق انتخاب دارد و تشخيص گذاري بر عهده اوست، گروه بندي کمتر مورد توجه متوليان امر قرار گرفته است و در غياب و به جاي يک مرجع تصميم گيري واحد اين تهيه کنندگان و دست اندرکاران فيلم ها بوده اند که بنا به تشخيص- بعضاً سليقه اي و غيرکارشناسي- خود و به طور عمده بدون داشتن تحصيلات مرتبط نقش توصيه کننده به خانواده ها و علاقمندان سينما را برعهده گرفته اند! به نظر مي رسد با توجه به تعدد مراجع تصميم ساز و تصميم گيرنده و تشتت آرا و رويکرد اخير کارگردان ها و سناريست ها به سوژه هاي وحشتناک و خشن و مهيج، وزارت ارشاد و خانه سينما و شوراي اکران بايد هرچه سريع تر وارد عرصه شده و سکوت خود را بشکنند. با عنايت به عملکرد نه چندان قابل دفاع شوراي سياستگذاري سلامت سيما و ارشاد در مورد درجه بندي فيلم ها بهره مندي از ديدگاه هاي مشاوره اي و رهنمودهاي کارشناسان دفتر سلامت رواني- اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، گروه سلامت روان دانشگاه هاي علوم پزشکي، سازمان بهزيستي و ديگر ارگان هاي ذيربط به منظور ساماندهي و تسريع در امور پيشنهاد مي گردد.
منبع:نشريه دنياي زنان، شماره 54.
/ج