تريلري در باب سياست انگلستان
آدام لانگ(پيرس برازنان): متأسفم که تنهات مي ذارم. دست کم شايد اين ماجرا به فروش کتاب کمک کنه.
نويسنده پشت پرده(ايوان مک گرگور):شايد تمامي ماجرا زير سر روابط عمومي انتشارات راينهارت باشه.
آدام لانگ: خب، اگه مي شه بهشون بگو که تمومش کنن.
شايد در نويسنده پشت پرده نزديک ترين شخصيتي که به طرز کنايي مشترکاتي با پولانسکي دارد، آدام لانگ، نخست وزير سابق انگلستان، باشد. وقتي لانگ به خاطر همکاري در انتقال تروريست هاي احتمالي به آمريکا تحت تعقيب قرار مي گيرد، درست حالتي برعکس پولانسکي کارگردان پيدا مي کند.پولانسکي اجازه ورود به آمريکا را ندارد و لانگ اجازه خروج از آن را، مسئله مهم اين است که هردو در فضاي محدودي که در اختيار دارند، حبس مي شوند. لانگ در ميان دوستان است و جالب اينجاست که پولانسکي هم فکر مي کرد که بين دوستان است، تا اين که در سوييس- همان جايي که اصلاً انتظارش را نداشت- دستگير شد.درست به واسطه همين اتفاق بود که نويسنده پشت پرده- سواي گوشه و کنايه هاي سياسي هوشمندانه اش- حالت زندگينامه وار هم به خود گرفت.
آدام لانگ: من هيچ وقت از کسي دستور نگرفتم.
هرکاري که کرده ام، به اين خاطر انجامش داده ام که معتقد بودم کار درستي بوده.
تأکيد هريس دراين رمان هم روي اين موضوع بود که بلر در جنگ به اصطلاح عليه تروريسم، نقشي فراتر از همکاري با بوش ايفا کرده و رسماً نوچه او بوده است. در آن سال ها، موضع گيري هايي از اين دست در بين قشر سياستمدار و فرهيخته انگلستان امري غيرعادي نبود؛ توني بلر با محبوبيتي عظيم وارد ساختمان شماره 10 خيابان داونينگ شد، اوضاع سياستمداري اش هم رو به راه بود- او تنها نخست وزير حزب کارگر است که 10 سال بر سرقدرت بود و در سه انتخابات ملي پيروز شده- تا اين که يازده سپتامبر 2001 سر رسيد و ورق برگشت.
بلر در کمپين بوش عليه افغانستان و پس از آن عراق دست راست جورج دبليو بوش شد و خشم بخش عظيمي از مردم انگلستان را برانگيخت. در همان دوران بود که جورج مايکل در ويديو کليپي جنجالي پيروي کورکورانه بلر از سياست هاي آتش افروزانه بوش را به شدت به سخره گرفت و محکوم کرد.اما بلر مسير خود را انتخاب کرده بود؛ راه موفقيت از واشنگتن مي گذشت. کشته شدن نيروهاي انگليسي دراين دو جنگ ناخواسته روز به روز از محبوبيت توني بلر مي کاست، تا اين که نه تنها او بلکه حزب کارگر هم شاهد سقوطي سهمگين شد.بعد از اتمام دوران اقامت بلر در خيابان داونينگ بود که فعالان سياسي تمام تلاش خود را کردند تا هر طور شده بلر را به عنوان جنايتکار جنگي به پاي محاکمه بکشانند و هنوز هم از پا ننشسته اند.
فيلمنامه نويسنده پشت پرده نمونه اي دست اول از الهام گيري از وقايع سياسي و خلق اثري خيالي براساس آنهاست، که هم اشاره هاي بسيار مستقيمي به دوران زمامداري توني بلر دارد و هم اين که - البته شايد برحسب تصادف- نکات ريز مشابهي به واقعيت هاي مربوط به بلر در خود جاي داده؛ مثلاً تعداد صفحات متني که وکيل لانگ در ابتداي فيلم به نويسنده پشت پرده- با نقش آفريني ظريف ايوان مک گرگور- مي دهد،624صفحه است و جالب اينجاست که وقتي کتاب خاطرات توني بلر با نام يک سفر در سپتامبر 2010 منتشر شد، آن هم 624 صفحه داشت.
در زمان انتشار رمان شبح، که نويسنده پشت پرده اقتباسي وفادارانه از آن است، بيشتر رسانه هاي انگلستان به شباهت هاي مضمون اصلي آن با حال و روز توني بلر و همسرش شري پرداختند. هريس، چه در رمان و چه در فيلمنامه، به هيچ عنوان قصد ندارد که مانع از تداعي شباهت هاي آدام لانگ با توني بلر در ذهن خواننده و تماشاگر شود. پولانسکي هم همين شيوه را برگزيده است، آدام لانگ شباهت هاي بسياري با توني بلر دارد و همسر او روث- با بازي هنرمندانه اوليويا ويليامز- نماد مسلمي از شري بلر است. پولانسکي در فيلم حتي شمايل وزير امور خارجه آمريکا را شبيه به کاندوليزا رايس به تصوير مي کشد و ريچارد رايکارت- همان مسبب تحت تعقيب قرار گرفتن آدام لانگ-هم که شبيه به رابين کوک، وزير خارجه در گذشته کابينه بلر است،که در دوران وزارتش با بلر در زمينه سياست خارجي مشکلات عديده اي با او داشت.
اما هريس و پولانسکي قصد ندارند(صرفاً) فيلمي درباره توني بلر بسازند. هريس درست وقتي که خواننده و تماشاگر سرگرم کشف شباهت هايي از اين دست هستند، برگ برنده اش را رو مي کند. او مسئله را بغرنج تر از آن چه تماشاگر انتظارش را دارد، نشان مي دهد، اين که آدام لانگ دست پرورده سيا بوده و از روز اول انتخاب شده تا واشنگتن بتواند راحت تر سياست هاي خود را در انگلستان به مرحله اجرا بگذارد. مشکل هريس فقط توني بلر نيست، بلکه او سعي دارد سياست خارجي(و داخلي) انگلستان در طول چند دهه گذشته را زير سؤال ببرد و به چالش بکشد.
هريس و پولانسکي در زمينه دوسوم ابتدايي فيلم اتفاق نظر دارند و پولانسکي برداشتي وفادارانه از رمان را به تصوير مي کشد. اما کارگردان کهنه کار پايان تازه اي براي فيلم در نظر مي گيرد تا فيلم را کوبنده تمام کند. دليل هم اين است که نقطه ورود پولانسکي به رمان شبح براي بازسازي سينمايي آن با ديدگاه هريس نسبت به آن متفاوت است. به نظر مي رسد که به نظر پولانسکي حبس شدن لانگ در آمريکا و يا سرگرداني نويسنده پشت پرده، وقتي که به حقيقت مي رسد، موضوعاتي مهم تر از تحت نفوذ بودن آدام لانگ توسط سيا باشد. اما براي هريس تداعي رفتارهاي توني بلر در ذهن تماشاگران مهم تر است، به همين خاطر اصرار داشت که فيلم پيش از انتشار کتاب خاطرات بلر به نمايش دربيايد، که همين طور هم شد. سواي گرفتاري هاي پولانسکي در حين تکميل کردن و نمايش نويسنده پشت پرده، چند ماه بعد وقتي در دنياي واقعي کتاب خاطرات توني بلر منتشر شد، نخست وزير محبوب روزهاي گذشته هم براي برپايي مراسم رونمايي از آن در شهرهاي مختلف به مشکل برخورد کرد. معترضان به جنگ عراق وارد مراسم رونمايي در شهر دابلين شدند و در روال کار مشکل ايجاد کردند. بعد که ماجرا پيچيده تر شد، يکي از مراسم رونمايي در شهر لندن لغو شد. به اين ترتيب، حضور فعالان صلح در مقابل اقامتگاه آدام لانگ در آمريکا و حتي سوءقصد به جان او تا حدودي رنگي از واقعيت گرفت. البته توني بلر هنوز به سرنوشت آدام لانگ دچار نشده، شايد هم مثل لانگ هنوز اين طرف و آن طرف مي رود و در مراسم مختلف شرکت مي کند تا نشان دهد اوضاع روبه راه است-اما هريس آينده روشني براي او متصور نيست.
نويسنده پشت پرده خواندن متن اوليه کتاب لانگ را تمام مي کند.بعد از فرط ناراحتي اداي جيغي بدون صدا مثل تابلوي جيغ ادوارد مونش را درمي آورد. درهمين لحظه:
شايد اين ايراد چندان به نويسنده پشت پرده وارد نباشد؛ اين درست که پولانسکي کاملاً به بيشتر متن وفادار مانده، اما همان طور که قبلاً اشاره شد،پولانسکي فيلم را به تريلري سياسي تبديل کرده و به همين خاطر انتخاب ريتمي آرام و منسجم بيشتر از ريتمي سريع و پرالتهاب براي فيلم او کارکرد داشته، چون هرچه باشد ما با نويسنده اي طرف هستيم که از دل دنياي نويسندگي براي شعبده بازها يک مرتبه وارد دنياي سياستمداران مي شود و سعي مي کند از راز پنهان پرده بردارد. اين طور است که با ريتمي آهسته قدم به قدم نزديک شدن او به نقطه انفجار را احساس مي کنيم.
گذشته از اين به نظر مي رسد که پولانسکي در 77 سالگي شباهتي هم به کلينت ايستوود پيدا کرده است مي گويند يکي از دلايل اين موضوع که فيلمنامه نويسان از کار با ايستوود لذت مي برند، اين است که وقتي از فيلمنامه اي خوشش مي آيد و کار ساخت آن را شروع مي کند، ديگر علاقه چنداني به اعمال تغييرات گوناگون درآن ندارد. بدون شک هريس هم به همين خاطر از همکاري با پولانسکي در ساخت نويسنده پشت پرده بسيار راضي بوده است.
براي تماشاي نويسنده پشت پرده دو راهکار وجود دارد، يکي اين که آن را با نيم نگاهي به زندگي رومن پولانسکي و دوران نخست وزيري توني بلر تماشا کرد و لذت برد و ديگر آن که به نظريه مرگ مؤلف رولان بارت احترام گذاشت و آن را اثري کاملاً مستقل از اين وقايع به حساب آورد. نکته مهم اين است که به هردو روش نويسنده پشت پرده فيلمي است که براساس فيلمنامه اي دقيق با اقتباسي مثال زدني ساخته شده است. اين فيلمي است از استاد ساخت تريلرهاي جورواجور، که زندگي شخصي اش هميشه آينه اي از دنياي نوآور بوده است. هريس و پولانسکي - با کمي کمک از سوي توني بلر! -يکي از بهترين آثار سياسي اين روزهاي سينماي جهان را خلق کرده اند.
منبع:ماهنامه فيلم نگار 99
نويسنده پشت پرده(ايوان مک گرگور):شايد تمامي ماجرا زير سر روابط عمومي انتشارات راينهارت باشه.
آدام لانگ: خب، اگه مي شه بهشون بگو که تمومش کنن.
رومن پولانسکي
شايد در نويسنده پشت پرده نزديک ترين شخصيتي که به طرز کنايي مشترکاتي با پولانسکي دارد، آدام لانگ، نخست وزير سابق انگلستان، باشد. وقتي لانگ به خاطر همکاري در انتقال تروريست هاي احتمالي به آمريکا تحت تعقيب قرار مي گيرد، درست حالتي برعکس پولانسکي کارگردان پيدا مي کند.پولانسکي اجازه ورود به آمريکا را ندارد و لانگ اجازه خروج از آن را، مسئله مهم اين است که هردو در فضاي محدودي که در اختيار دارند، حبس مي شوند. لانگ در ميان دوستان است و جالب اينجاست که پولانسکي هم فکر مي کرد که بين دوستان است، تا اين که در سوييس- همان جايي که اصلاً انتظارش را نداشت- دستگير شد.درست به واسطه همين اتفاق بود که نويسنده پشت پرده- سواي گوشه و کنايه هاي سياسي هوشمندانه اش- حالت زندگينامه وار هم به خود گرفت.
آدام لانگ: من هيچ وقت از کسي دستور نگرفتم.
هرکاري که کرده ام، به اين خاطر انجامش داده ام که معتقد بودم کار درستي بوده.
توني بلر
تأکيد هريس دراين رمان هم روي اين موضوع بود که بلر در جنگ به اصطلاح عليه تروريسم، نقشي فراتر از همکاري با بوش ايفا کرده و رسماً نوچه او بوده است. در آن سال ها، موضع گيري هايي از اين دست در بين قشر سياستمدار و فرهيخته انگلستان امري غيرعادي نبود؛ توني بلر با محبوبيتي عظيم وارد ساختمان شماره 10 خيابان داونينگ شد، اوضاع سياستمداري اش هم رو به راه بود- او تنها نخست وزير حزب کارگر است که 10 سال بر سرقدرت بود و در سه انتخابات ملي پيروز شده- تا اين که يازده سپتامبر 2001 سر رسيد و ورق برگشت.
بلر در کمپين بوش عليه افغانستان و پس از آن عراق دست راست جورج دبليو بوش شد و خشم بخش عظيمي از مردم انگلستان را برانگيخت. در همان دوران بود که جورج مايکل در ويديو کليپي جنجالي پيروي کورکورانه بلر از سياست هاي آتش افروزانه بوش را به شدت به سخره گرفت و محکوم کرد.اما بلر مسير خود را انتخاب کرده بود؛ راه موفقيت از واشنگتن مي گذشت. کشته شدن نيروهاي انگليسي دراين دو جنگ ناخواسته روز به روز از محبوبيت توني بلر مي کاست، تا اين که نه تنها او بلکه حزب کارگر هم شاهد سقوطي سهمگين شد.بعد از اتمام دوران اقامت بلر در خيابان داونينگ بود که فعالان سياسي تمام تلاش خود را کردند تا هر طور شده بلر را به عنوان جنايتکار جنگي به پاي محاکمه بکشانند و هنوز هم از پا ننشسته اند.
فيلمنامه نويسنده پشت پرده نمونه اي دست اول از الهام گيري از وقايع سياسي و خلق اثري خيالي براساس آنهاست، که هم اشاره هاي بسيار مستقيمي به دوران زمامداري توني بلر دارد و هم اين که - البته شايد برحسب تصادف- نکات ريز مشابهي به واقعيت هاي مربوط به بلر در خود جاي داده؛ مثلاً تعداد صفحات متني که وکيل لانگ در ابتداي فيلم به نويسنده پشت پرده- با نقش آفريني ظريف ايوان مک گرگور- مي دهد،624صفحه است و جالب اينجاست که وقتي کتاب خاطرات توني بلر با نام يک سفر در سپتامبر 2010 منتشر شد، آن هم 624 صفحه داشت.
در زمان انتشار رمان شبح، که نويسنده پشت پرده اقتباسي وفادارانه از آن است، بيشتر رسانه هاي انگلستان به شباهت هاي مضمون اصلي آن با حال و روز توني بلر و همسرش شري پرداختند. هريس، چه در رمان و چه در فيلمنامه، به هيچ عنوان قصد ندارد که مانع از تداعي شباهت هاي آدام لانگ با توني بلر در ذهن خواننده و تماشاگر شود. پولانسکي هم همين شيوه را برگزيده است، آدام لانگ شباهت هاي بسياري با توني بلر دارد و همسر او روث- با بازي هنرمندانه اوليويا ويليامز- نماد مسلمي از شري بلر است. پولانسکي در فيلم حتي شمايل وزير امور خارجه آمريکا را شبيه به کاندوليزا رايس به تصوير مي کشد و ريچارد رايکارت- همان مسبب تحت تعقيب قرار گرفتن آدام لانگ-هم که شبيه به رابين کوک، وزير خارجه در گذشته کابينه بلر است،که در دوران وزارتش با بلر در زمينه سياست خارجي مشکلات عديده اي با او داشت.
اما هريس و پولانسکي قصد ندارند(صرفاً) فيلمي درباره توني بلر بسازند. هريس درست وقتي که خواننده و تماشاگر سرگرم کشف شباهت هايي از اين دست هستند، برگ برنده اش را رو مي کند. او مسئله را بغرنج تر از آن چه تماشاگر انتظارش را دارد، نشان مي دهد، اين که آدام لانگ دست پرورده سيا بوده و از روز اول انتخاب شده تا واشنگتن بتواند راحت تر سياست هاي خود را در انگلستان به مرحله اجرا بگذارد. مشکل هريس فقط توني بلر نيست، بلکه او سعي دارد سياست خارجي(و داخلي) انگلستان در طول چند دهه گذشته را زير سؤال ببرد و به چالش بکشد.
هريس و پولانسکي در زمينه دوسوم ابتدايي فيلم اتفاق نظر دارند و پولانسکي برداشتي وفادارانه از رمان را به تصوير مي کشد. اما کارگردان کهنه کار پايان تازه اي براي فيلم در نظر مي گيرد تا فيلم را کوبنده تمام کند. دليل هم اين است که نقطه ورود پولانسکي به رمان شبح براي بازسازي سينمايي آن با ديدگاه هريس نسبت به آن متفاوت است. به نظر مي رسد که به نظر پولانسکي حبس شدن لانگ در آمريکا و يا سرگرداني نويسنده پشت پرده، وقتي که به حقيقت مي رسد، موضوعاتي مهم تر از تحت نفوذ بودن آدام لانگ توسط سيا باشد. اما براي هريس تداعي رفتارهاي توني بلر در ذهن تماشاگران مهم تر است، به همين خاطر اصرار داشت که فيلم پيش از انتشار کتاب خاطرات بلر به نمايش دربيايد، که همين طور هم شد. سواي گرفتاري هاي پولانسکي در حين تکميل کردن و نمايش نويسنده پشت پرده، چند ماه بعد وقتي در دنياي واقعي کتاب خاطرات توني بلر منتشر شد، نخست وزير محبوب روزهاي گذشته هم براي برپايي مراسم رونمايي از آن در شهرهاي مختلف به مشکل برخورد کرد. معترضان به جنگ عراق وارد مراسم رونمايي در شهر دابلين شدند و در روال کار مشکل ايجاد کردند. بعد که ماجرا پيچيده تر شد، يکي از مراسم رونمايي در شهر لندن لغو شد. به اين ترتيب، حضور فعالان صلح در مقابل اقامتگاه آدام لانگ در آمريکا و حتي سوءقصد به جان او تا حدودي رنگي از واقعيت گرفت. البته توني بلر هنوز به سرنوشت آدام لانگ دچار نشده، شايد هم مثل لانگ هنوز اين طرف و آن طرف مي رود و در مراسم مختلف شرکت مي کند تا نشان دهد اوضاع روبه راه است-اما هريس آينده روشني براي او متصور نيست.
نويسنده پشت پرده خواندن متن اوليه کتاب لانگ را تمام مي کند.بعد از فرط ناراحتي اداي جيغي بدون صدا مثل تابلوي جيغ ادوارد مونش را درمي آورد. درهمين لحظه:
روث لانگ: تا اين حد بده؟
رابرت هريس
شايد اين ايراد چندان به نويسنده پشت پرده وارد نباشد؛ اين درست که پولانسکي کاملاً به بيشتر متن وفادار مانده، اما همان طور که قبلاً اشاره شد،پولانسکي فيلم را به تريلري سياسي تبديل کرده و به همين خاطر انتخاب ريتمي آرام و منسجم بيشتر از ريتمي سريع و پرالتهاب براي فيلم او کارکرد داشته، چون هرچه باشد ما با نويسنده اي طرف هستيم که از دل دنياي نويسندگي براي شعبده بازها يک مرتبه وارد دنياي سياستمداران مي شود و سعي مي کند از راز پنهان پرده بردارد. اين طور است که با ريتمي آهسته قدم به قدم نزديک شدن او به نقطه انفجار را احساس مي کنيم.
گذشته از اين به نظر مي رسد که پولانسکي در 77 سالگي شباهتي هم به کلينت ايستوود پيدا کرده است مي گويند يکي از دلايل اين موضوع که فيلمنامه نويسان از کار با ايستوود لذت مي برند، اين است که وقتي از فيلمنامه اي خوشش مي آيد و کار ساخت آن را شروع مي کند، ديگر علاقه چنداني به اعمال تغييرات گوناگون درآن ندارد. بدون شک هريس هم به همين خاطر از همکاري با پولانسکي در ساخت نويسنده پشت پرده بسيار راضي بوده است.
براي تماشاي نويسنده پشت پرده دو راهکار وجود دارد، يکي اين که آن را با نيم نگاهي به زندگي رومن پولانسکي و دوران نخست وزيري توني بلر تماشا کرد و لذت برد و ديگر آن که به نظريه مرگ مؤلف رولان بارت احترام گذاشت و آن را اثري کاملاً مستقل از اين وقايع به حساب آورد. نکته مهم اين است که به هردو روش نويسنده پشت پرده فيلمي است که براساس فيلمنامه اي دقيق با اقتباسي مثال زدني ساخته شده است. اين فيلمي است از استاد ساخت تريلرهاي جورواجور، که زندگي شخصي اش هميشه آينه اي از دنياي نوآور بوده است. هريس و پولانسکي - با کمي کمک از سوي توني بلر! -يکي از بهترين آثار سياسي اين روزهاي سينماي جهان را خلق کرده اند.
منبع:ماهنامه فيلم نگار 99