رابرت بنتون، فيلمنامه نويس و کارگردان است که اگر چه در ميان همتايان خود به شهرت اسکورسيزي و کاپولا دست نيافت، اما رفعت مقام او بسيار بيشتر از موفقيت هاي بزرگي است که در سينما کسب کرده است. او در 29سپتامبر سال1932در شهر واکساهاچي ايالت تگزاس متولد شد. او از ابتدا به ادبيات علاقه داشت و تحصيلات خود را در اين رشته آغاز کرد. بنتون در نيويورک سکنا گزيد و توانايي هاي او در زمينه ويراستاري سبب شد تا در مجله اسکواير مشغول به کار
رابرت بنتون، فيلمنامه نويس و کارگردان است که اگر چه در ميان همتايان خود به شهرت اسکورسيزي و کاپولا دست نيافت، اما رفعت مقام او بسيار بيشتر از موفقيت هاي بزرگي است که در سينما کسب کرده است. او در 29سپتامبر سال1932در شهر واکساهاچي ايالت تگزاس متولد شد. او از ابتدا به ادبيات علاقه داشت و تحصيلات خود را در اين رشته آغاز کرد. بنتون در نيويورک سکنا گزيد و توانايي هاي او در زمينه ويراستاري سبب شد تا در مجله اسکواير مشغول به کار شود. او همچنين با هاروي اشميت، يکي از دوستان دانشگاهي خود، دو کتاب تحرير و به تنهايي يک کتاب کودکان را نيز منتشر کرد. در مجله اسکواير بنتون با ديويد نيومن آشنا شد که او نيز دراين مجله به ويراستاري اشتغال داشت. و با يکديگر يک تيم نويسندگي را تشکيل دادند و قبل از اين که به نوشتن فيلمنامه هاي بلند روي آورند، دو اثر تلويزيوني با نام هاي افراط گرايي و آن يک پرونده است، آن يک هواپيماست، او سوپرمن است، نوشتند. اين دو پس از گذشت ده سال از همکاري مشترک يعني در سال1967فيلمنامه باني و کلايد را نوشتند. اين فيلمنامه در ابتدا از سوي بيش از بيست تهيه کننده و کارگردان رد شد و سرانجام آرتور پن کار توليد ان را برگردن گرفت. باني و کلايد در اسکار آن سال خوش درخشيد و بنتون نامزد دريافت جايزه شد. موفقيت او در زمينه نويسندگي سبب شد تا عرصه هاي ديگر را نيز آزمايش کند ودر سال1972با تشويق استنلي جف، رئيس کمپاني پارامونت، به کارگرداني فيلم رفيق بد مبادرت ورزيد. اگر چه اين فيلم در ميان ساير فيلم هاي تجديد نظر طلبانه وسترن آن دوران گم شد، اما با به کارگيري طنز سياه و جزئيات پر جذبه در داستان نگاه منتقدان را به خود جلب کرد. بنتون در زمينه کارگرداني اگر چه شکست هايي را متحمل گشت، اما چند فيلم خوب را نيز جلوي دوربين برد که مورد استقبال مخاطبان و محافل سينمايي واقع شد. از نمونه آثار موفق او در اين عرصه مي توان به فيلم هاي نمايش ديرهنگام (1977)،دکتر، چه خبر؟ (1972) و سوپر من (1978) اشاره کرد که فيلم نمايش ديرهنگام کانديد دريافت جايزه بهترين فيلمنامه اسکار شد. موفق ترين اثر بنتون فيلمنامه کريمر عليه کريمر(1979)بود که با داستاني سر راست ماجراي طلاق يک زن و شوهر و جدال براي گرفتن حق سرپرستي فرزندشان را از نقطه نظر شوهر به تصوير مي کشيد. نقش بازيگران اصلي اين فيلم توسط مريل استريپ و داستين هافمن ايفا شد. جوانا کريمر که همسر يک مجري تبليغاتي به نام تد و مادر يک پسر هفت ساله است، به اين نتيجه مي رسد که زندگي مشترک براي او سودي ندارد و براي داشتن يک زندگي مستقل خانه را ترک مي کند. پس از پانزده ماه دوري از خانه جوانا باز مي گردد و تقاضاي سرپرستي از پسرشان را مي کند. تد با اين کار موافق نيست و سرانجام کار به دادگاه مي انجامد. دادگاه رأي را به سود جوانا صادر مي کند و تد با وجود رابطه قوي عاطفي که ميان او و پسرش پديد آمده از حق خود مي گذرد. اين فيلم دو جايزه اسکار را در زمينه بهترين فيلمنامه و بهترين کارگردان نصيب بنتون کرد. همچنين جايزه بهترين فيلم اسکار را نيز به دست آورد.
بنتون نويسنده چندان پرکاري نبود و تا سال1982فيلمنامه ديگري ننوشت. در اين سال او Still of the night را جلوي دوربين برد. دو سال بعد بنتون فيلمنامه جاهايي در قلب را نوشت که آن را به نوعي از زندگي خود الهام گرفته بود. براي اين فيلمنامه نيز بنتون نامزد دريافت جايزه اسکار شد. داستان اين فيلمنامه در دوران بحران اقتصادي آمريکا و در تگزاس اتفاق مي افتد. ادنا اسپالدينگ (سالي فيلد) که بيوه کلانتر شهر است، به دليل مشکلات اقتصادي مجبور به فروش مزرعه اش مي شود، اما او در مقابل اين اجبار ايستادگي مي کند. سالي فيلد نيز به خاطر ايفاي نقش ادنا در اين فيلم برنده جايزه بهترين زن اسکار شد. نيدين (1987) کمدي دلهره آوري بود که چندان مورد توجه قرار نگرفت و نوعي شکست مالي براي بنتون محسوب شد. در سال1991 او با کارگرداني بيلي بت گيت اين شکست را جبران کرد. اين فيلم درباره پسرجواني بود که به کمک يک گانگستر در ميان اراذل و اوباش رشد مي کند. با اين که اين فيلم، فيلمنامه خوبي داشت و بسيار خوش ساخت بود، اما چنان که بايد داستان و اجراي بازيگران مورد توجه مخاطبان قرار نگرفت . بنتون هفتمين اسکار خود را با فيلمنامه Nobodys Fool به دست آورد. اين فيلمنامه اقتباسي بود از يکي از رمان هاي رابرت روسو که به داستان زندگي مرد بي مسئوليتي اشاره داشت که درگير يک بحران خانوادگي مي شود. در اين فيلم بازيگراني نظير پل نيومن و بروس ويليس ايفاي نقش کردند. بنتون و نيومن بار ديگر در سال 1998 همکاري کردند و فيلمنامه سپيده دم را نوشتند. اين فيلمنامه يک تريلر پليسي مدرن بود که در آن جين هکمن و سوزان ساراندون ايفاي نقش کردند. آخرين اثر بنتون «خرمن يخ» نام دارد که در حال توليد است.
فيلم شناسي:
باني و کلايد(1976)،(There was a crooked man)(1970)، دکتر ، چه خبر؟ (1972)، رفيق بد (1972)، oh! Calcutta(1972)نمايش دير هنگام (1977)، سوپرمن (1978)، کريمر عليه کريمر (1979)، Still of the night(1982)، جاهايي در قلب (1984)، نيدين(1987)،Nobady s Fool(1994)، سپيده دم(1998).
منبع: فيلم نگار شماره 21
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.