سفر در فضاي بي پايان
مستند«هابل سه بعدي»ساخته توني مه يرز
هابل سه بعدي فيلم مستندي درباره ماموريت فضانوردان براي تعمير تلسکوپ فضايي هابل است که به واسطه توانايي آي مکس سه بعدي براي تماشاگران امکان سفر در کهکشان هاي دور دست و کاوش در عظمت و اسرار محيط افلاکي مان را فراهم مي آورد و تلاش فضانوردان براي ايفاي مهم ترين و دشوارترين عمليات تاريخ ناسا و راهپيمايي شان در فضا را به تصوير مي کشد. فيلم تصويري الهام برانگيز و منحصر به فرد از ميراث تلسکوپ فضايي هابل فراهم مي آورد و برتاثير ژرف اين تلسکوپ بر شيوه اي که جهان و خودمان را مي بينيم روشني مي افکند. هابل سه بعدي محصول همکاري ناسا با کمپاني توليد فيلم برادران وارنر است. براي ساخت اين فيلم، گروه فيلمسازي سه بعدي ايستگاه فضايي به رهبري توني مه يرز(تهيه کننده و کارگردان)گرد هم آمده اند. هابل سه بعدي منحصرا در سالن هاي نمايش آي مکس و آي مکس سه بعدي از نوزدهم مارس(2010)به نمايش در آمده است.
تصاوير فيلم از منابع متعدد جمع آوري شده است، از جمله دوربين هاي آي مکس که در ماموريت هاي خدماتي تلسکوپ فضايي هابل با سفينه فضايي به فضا برده شده اند. اين دوربين ها از ماهواره در طول تعميرات فيلمبرداري کرده اند. اولين دوربين هاي اي مکس با اس تي اس -62(اولين ماموريت سرويس تلسکوپ در دسامبر1993)به تلسکوپ فضايي هابل برده شدند و آخرين شان با اس تي اس-125(چهارمين ماموريت سرويس تلسکوپ در مه2009)که دوربين آي مکس سه بعدي اي به همراه برد. دوربين آي مکس سه بعدي يک مايل فيلم حمل مي کرد که البته تنها امکان ثبت هشت دقيقه و سي ثانيه تصوير را مي داد.
هاليوود چه از جنبه هاي هنري و چه اقتصادي حسابي روي سه بعدي حساب باز کرده است. چرا که فيلم هاي سه بعدي ميتوانند بيشتر از دوبعدي پول بگيرند و فيلم هاي آي مکس بيشتر از آن هايي که روي پرده هاي استاندارد نمايش داده مي شوند. در نتيجه، پرمنفعت ترين کار، جذب سينماروها به تجربه آي مکس سه بعدي است. آواتا ر پول پارو کرد و در کنارش آليس در سرزمين عجايب با رکور يکي از پرفروش ترين ها در هفته اول نمايشش تمامي توقعات را زير و رو کرد. فيلمي که نمونه اي از نمايش سه بعدي روي پرده هاي آي مکس است.
در چند هفته پيش رو خيلي ها منتظر نيتجه نمايش گسترده هابل سه بعدي هستند. پس از آن، برادران وارنر درباره نسخه سه بعدي نبرد تايتان ها وسوني براي امتياز مرد عنکبوتي تصميم خواهند گرفت. از طرف ديگر سالن هاي سينماي اي ام سي، چند هفته پيش با چند شرکت ديگر در معامله تجاري پرريسکي به مبلغ (660)ميليون دلار براي احادث(14000)پرده سينماي جديد با قابليت پخش سه بعدي شريک شده اند. سرمايه گذاري هاي عظيمي براي تغيير ظاهر و استاندارد اثار پرخرج و پرفروش هاليوودي دارد روي مي دهد و همه در حال شرط بستن روي آن هستند؛چه چيزي اين فضاي خالي را پر خواهد کرد؟چه نوع فيلم سه بعدي اي سينماروها را به سالن هاي سينما خواهد کشاند؟جوانان؟خانواده ها را؟و در اين باب، هابل سه بعدي تنها يک مستند نيست، بلکه آزمودن ذائقه درحال تغيير و تحول سينماروهايمان است. اگر آواتار اوضاع فيلم هاي داستاني سه بعدي را دگرگون کرد، هابل سه بعدي تلاشي براي ارتقاي ژانر غيرداستاني است.
دوربين هاي آي مکس در مدار فلکي، داخل واطراف بخش حمل بار سفينه فضايي، برايمان زيبايي کره زمين، پيچيدگي کيهان و دشواري کار فضانوردان را به تصوير مي کشند. به پوشش فضانوردان و مساله بي وزني مي انديشيم، کارشان که بايد با دقت نظر و کمال گرايي انجام شود و آموزش ديده اند با صبري فراانساني کار را واقعا درست به سرانجام برسانند، بدون در نظر گرفتن هر مشکل و پيچيدگي اي که رخ دهد و بي آن که جاي هر گونه اشتباهي باشد.
مايکل جي. ماسيمينو يکي از فضانوردان اين پرژه مي گويد عاشق اين بوده که کنار يکي از پنجره هاي جلويي سفينه به پايين-و گاهي به بالا-به سياره خيره شود، به ويژه طي دو روز اضافه اي که به دليل تاخير ناشي از بدي هوا براي فرود، گروه در اختيار داشته. ماسيمينو موسيقي هاي مشخصي براي روزهايي که از کنار زمين مي گذشتند و غروب ها داشته(فضانوردان در مدار پاييني زمين هر(45)دقيقه يک بار شاهد يک طلوع يا غروب خورشيد هستند).در طول غروب، بيشتر موسيقي اي با سازهاي حماسي گوش مي داده. موسيقي فيلم هايي همچون با گرگها مي رقصد يا ساخته توماس نيومن براي فيلم با جو بلک ملاقات کن يا برخي آهنگ هاي پاپ مثل آثار گروه يوتو.در طول روز، تماما يوتو، استينگ، کلدپلي،جنسيس و..ولي اصلا نمي توانسته به آهنگ هايي مثل اثار بيلي جوئل در آن فضا گوش بدهد.در حيني که ديگران در سفينه فيلم نگاه مي کرده اند يا گپ مي زدند، اين براي ماسيمينو بهشت کوچک شخصي اش بوده فرورفتن در موسيقي آي پاد و نگريستن به زمين در چرخش. جالب است که اين موسيقي ها به وي کمک کرده ماموريت فضايي اش را گسترش بدهد؛ وقتي به خانه برگشته و بعدها اين آهنگ ها را در زمين گوش مي داده، ذهنش دوباره به فضا برمي گشته .
گرگ سي. جانسن، فضانورد ناسا، به عنوان خلبان جنگنده نيروي دريايي، خلبان آزمايش کننده هواپيما و مهندس هوافضا خدمت کرده و در آخرين ماموريتش ، نقش فيلمبردار سه بعدي مستند در فضا را براي هابل سه بعدي برعهده داشته است. اودرباره اين تجربه مي گويد:«دوربين را قبل از آن که به دورن آتلانتيس برده شود ديديم و در واقع فرصت داشتيم يک صحنه با آن از ماکت هابل با فضانوردان در محفظه شناور خنثي فيلمبرداري کنيم. توني مه يرز(کارگردان)اين صحنه را گرفت و آن را سه بعدي کرد. بنابراين مي توانستيم ببينيم محصول نهايي چه خواهد شد. من اپراتور اصلي بودم و اسکات التمن(فرمانده)پشتيبان بود. از آن جايي که سعي داشتند فيلمي از دل آن بيرون بياورند، گرفتن برخي صحنه ها به طول بيست تا سي ثانيه خيلي مهم بود. بنابراين اين صحنه ها دراولويت قرار گرفتند و توني طبق اين فهرست ما را آموزش داد و خرابي هايي که ممکن بود پيش بيايد را در نظر گرفتيم. ولي مثل هر چيز ديگر در پرواز فضايي، چيزهايي عوض شد، بنابراين هر روز برنامه را به روز مي کرديم و صحنه هايي را که نياز داشتيم آن روز بگيريم براساس آن چه در اختيار داشتيم و روز پيش از آن امکان گرفتنش نبود برنامه ريزي مي کرديم. نورپردازي چالش اساسي مان بود، زيرا در حيني که در مدار دور زمين مي چرخيد هر نود دقيقه يک طلوع و غروب خورشيد اتفاق مي افتد واقعا نمي خواستيم در ده دقيقه مانده به طلوع و غروب ها فيلمبرداري کنيم، چرا که نور خيلي به سرعت عوض مي شد. بنابراين نقشه دنيا را داشتيم و کنتوري که نشان مي داد طلوع و غروب در چه زماني اتفاق خواهد افتاد. شيوه اي که کارگر مي افتاد اين بود که صحنه اي را که در راه بود مي ديديم و نورسنج را مي خوانديم و عددش را در کامپيوتر تنظيم مي کرديم. سپس لنزها را انتخاب مي کرديم. فهرست صحنه ها برخي لنزهاي پيشنهادي داشت، ولي آزاد بوديم که لنز متفاوتي انتخاب کنيم. لنزهاي پيشنهادي معمولا چهل ميليمتري بودند و نه واقعا کلوز آپ. اگر برفراز منظره جالبي از زمين بوديم، مثلا آفريقا يا آمازون يا نيل، شايد سي ميليمتري انتخاب مي کرديم. ولي من تنوعي بين چهل تا سي را سه يا چهار بار به کار بردم، زيرا فکر مي کردم زمين در پسزمينه صحنه بهتري مي سازد. شصت ميليمتري کلوز آپ، تنها براي چند نما به کار رفت. آخرين فاکتور گزينه فاصله کانوني بود. به عبارت ديگر، فاصله مان از لنز تا شخص اصلي حاضر در صحنه چقدر است؟هر چيزي که بهمان نزديک بود بايد فوکوس مي شد. زيرا اگر تا کنون فيلم سه بعدي ديده باشيد، چيزهايي که به شما نزديک است و به سمت شما از جايشان بيرون مي زنند بايد فوکوس باشند، زيرا همان جايي است که نگاه به آن جلب مي شود و به دنبالش مي رود. اگر چيزي به شما نزديک است، چشم آن را مي بيند و طبيعي نيست که فوکوس نباشد. ولي اصلي ترين چالش اين تصميم گيري بود که صحنه از کجا شروع مي شود، چرا که نمي توانستيم بازي فضا نورد در حال راهپيمايي را هدايت کنيم که چگونه بخش سنسور ريت را تعويض کند. آن ها اين کار را طبق محوده زماني شان انجام مي دهند. ما فقط قرار است که آن را فيلمبرداري کنيم. خيلي چيزها در فضا به آهستگي افتاق مي افتد. فقط هشت دقيقه فيلم موجود است، باوجود اين که طول فيلم حدود يک مايل است. بنابراين نمي خواستيم شروع به فيلمبرداري کنيم فقط براي اين که ده ثانيه اي ضبط کنيم که در آن هيچ اتفاقي نمي افتد و وقتي دکمه را مي زنيم، بلافاصله شروع به فيلمبرداري نمي کند، بلکه يک تاخير سه يا چهار ثانيه اي وجود دارد تا فيلم در دوربين به جريان در بيايد پيش بيني زمان بندي اين که صحنه دقيقا کي اتفاق مي افتد مهارت مي طلبيد.»
جيمز نيهاوس، مدير فيلمبرداري هابل سه بعدي در اين باره مي افزايد:«دوربين هاي آي مکس سه بعدي، دو دوربين دو نواره بزرگ اند و حدود(260)پوند(117کيلوگرم)وزن دارند . در واقع دو حرکت دوربين در يک بدنه دارد و تقريبا سايز يک يخچال ميني بار است.دو رول فيلم را همزمان در دوربين به حرکت در مي آورد. دوربين دو لنز استفاده مي کند تا تصاوير چشم راست و چپ را که براي خلق تاثير سه بعدي ضروري است ثبت کند.دوربين هاي فضايي يک نوار فيلم به کار مي برند و تصاوير چشم راست و چپ را در کنار هم ضبط مي کنند. اين دوربين ها ويژه پرواز فضايي ساخته شده اند، ولي البته روي زمين هم آن ها را به کار مي بريم، حداقل آن هايي که براي استفاده داخل کابين طراحي شده اند.دوربين حمل بار آي مکس تري دي(icbc-3d)واقعا سنگين وزن گروه است.در وضعيت فيلمبداري وزنش تا(700)پوند(317کيلوگرم)بالا مي رود. فيلم در اين دوربين ها با سرعت فريم (12)در ثانيه حرکت مي کند، بنابراين(5400)فريم فيلمي که در دوربينicbc-3dبار کرديم تنها هشت دقيقه به طول مي انجامد و در فضا امکان شارژ دوباره آن وجود ندارد. ضمناicb-3dدر محفظه ويژه اي ضميمه شده که مقدار ناچيزي اتمسفر حفظ مي کند. اين اتمسفر براي سيستم وکيومي(خلا)که فيلم را در طول نور ديدن صاف نگه مي دارد ضروري است. فريم آي مکس آن قدرپهن است که در طول نوردهي تمايل دارد در گيت دوربين خميده شود.در حالي که ديگر دوربين ها يک صفحه نگهدار به کار مي برند که فيلم را صاف نگه دارند، براي فريم آي مکس يک وکيوم به کار مي بريم که فيلم را در طول نور ديدن مقابل صفحه نگهدارنده صاف نگه دارد. محفظه دريچه هاي دو گانه ويژه اي دارد که دريچه هاي هواکش ناميده مي شوند. اين دريچه ها براي فشار ويژه اي تنظيم مي شوند و به محفظه اين امکان را مي دهند که فشار را در طول مرحله پرواز تنظيم کند. در طول ورود، آن ها اجازه مي دهند فشار اتمسفري وارد محفظه شود تا در خلا قفل نشود. اين يکي از دلايلي است که نمي توان دوربين را در پرواز دوباره شارژ کرد. محفظه دوربين پنجره اي مقابل لنز دارد، صفحه شيشه اي که خيلي ويژه از کوارتز خالص ساخته شده و از نظر نوري شفا ف و سايزش حدود(18)در(20)است که مي شود (360)اينچ مربع از شيشه . در موتور دار محافظ اين شيشه با کامپيوتر کنترل دوربين باز مي وشد که فضا نوردان از عرشه پرواز با آن کار مي کنند. اين در به شکلي شبيه در گاراژ است. و روي شيارهاي باريکي به بالا و پايني حرکت مي کند. نرم افزار کنترلicbc-3Dروي لپ تاپي نصب شده و از طريق يک اتصال ار اس-(422)به دروبين وصل مي شود. فضانوردان با اين نرم افزار فوکوس، تنظيمات ديافراگم، تغييرات لنز و تنظيم درجه فريم را کنترل کنند. شروع و توقف کار دوربين و همچنين کنترل در آن نيز با اين نرم افزار انجام مي شود. کامپيوتر همچنين با بررسي درجه حرارت و ولتاز، درجه دوربين روي موتورهاي شمارشگر، فشار محفظه و ميزان فيلم مصرف شده، سلامت آن را بررسي مي کند. تمامي اين اطلاعات روي فايلي ضبط مي شود که مي توان از طريق کامپيوترهاي سفينه آن را منتقل کرد.»
او همچنين درباره روند تنظيم پرتاب سفينه مي افزايد:«تنظيم پرتاب سفينه روندي يک روزه و ساده نيست؛ اين کار طي مراحلي تا شش ماه قبل از بلند شدن سفينه انجام مي شود. اول بايد تصميم مي گرفتيم که دوربين ها را کجا مي خواهيم بگذاريم، سپس از مهندسان سخت افزارمان را بررسي مي کردند تا اطمينان حاصل کنند موقع بلند شدن به سفينه آسيب نمي زنيم . روند طولاني اي است که ملاقات هاي متعددي مي طلبد . وقتي همه تاييدها را در دست داريم آماده ايم . اول بسته هاي پرتاب که ويژه ساخته شده اند به مرکز فضايي حمل مي شوند هر چيزي که در مسير پرتاب قرار گيرد، که بهترين محل براي تري دي است، حداقل بايد دقيقا از يک ماه جلوتر نصب شود.»
منبع:صنعت سينما شماره 96.