نوشتن ديالوگ براي آخرين جهنمي!

1.«هنگامي که تنهاست، کسل است، ولي در ميان جمع سرحال و با نشاط است و دوست دارد که در هر کاري از او تعريفش کنند. اينها سه علامت آدم رياکار است. جملات بالا ترجمه روايتي از يکي از معصومين (ع)است که من آن را به زباني ديگر نوشته ام. متن عربي روايت چنين است: للمرائي ثلاث علامات: يکسل اذا وحده، ينشطُ اذا کان في الناس و يُحبٌ اَن يُحمَدَ في جميع اموره»
سه‌شنبه، 15 فروردين 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
نوشتن ديالوگ براي آخرين جهنمي!

 نوشتن ديالوگ براي آخرين جهنمي!
نوشتن ديالوگ براي آخرين جهنمي!


 

نويسنده: نصرت ا... تابش




 
1.«هنگامي که تنهاست، کسل است، ولي در ميان جمع سرحال و با نشاط است و دوست دارد که در هر کاري از او تعريفش کنند. اينها سه علامت آدم رياکار است. جملات بالا ترجمه روايتي از يکي از معصومين (ع)است که من آن را به زباني ديگر نوشته ام. متن عربي روايت چنين است: للمرائي ثلاث علامات: يکسل اذا وحده، ينشطُ اذا کان في الناس و يُحبٌ اَن يُحمَدَ في جميع اموره»
از اين گونه روايات که به توصيف آدم ها در موقعيت هاي گوناگون مي پردازد و مي تواند در شخصيت پردازي فيلم نامه هاي مورد استفاده واقع شود تعداد زيادي را ديده ام. حتي در نهج البلاغه گاهي در يک صفحه کامل ده ها موقعيت يک آدم تصوير شده است.
2. صحراي بي انتهايي را که افق ندارد تصوير کنيد.آخرين آثار پايان محاکمه و رسيدگي به پرونده ميلياردها انسان ديده مي شود و در دوردست نشانه هاي جهنم وسيعي را مي بينيم که انتهايش به روشنايي و زيبايي بهشت منجر مي شود. در ميان دشت بي انتها يک نفر ايستاده است. او آخرين جهنمي است که مبهوت ايستاده و به طرف جهنم مي آيد و دست هايش را مي گيرند. يقين به عرياني همه حقايق او را به تسليمي ناگزير وادار ساخته است. به سختي و با ترس به راه مي افتد. اما هرازگاهي برمي گردد و نگاه منتظرش را سرمايه التماسش مي کند.
از آسمان خطاب مي رسد که: چه انتظاري داري و براي چه نگاه مي کني؟
مي گويد: گمانم اين بود که گناهم را مي آمرزي و مرا در بهشت داخل مي کني!
خداوند به فرشتگان مي فرمايد: به عزت و جلال و عظمت مقامم قسم که او هيچ وقت در مدت حيات خود به من چنين گماني نداشت! چرا که اگر حتي به اندازه يک ساعات در زندگي اش نسبت به من چنين بود، او را نمي ترسانيدم! او را به بهشت داخل کنيد و دروغش را بپذيريد!
و اين گونه بود که آخرين جهنمي به بهشت رفت، و من روايتش را براي شما بازنويسي کردم.
3. من فکر مي کنم که براي نوشتن فيلمنامه اي ديني صرفاً انتخاب يک موضوع اخلاقي کافي نيست. متون ديني ما ظرفيت ارائه شخصيت، توصيف لوکيشن هاي جذاب و گفت و گوهاي واجد جذابيت دراماتيک را دارد و اصولاً ديني بودن يک فيلمنامه با ديني بودن ذهنيت و زاويه ديد حاکم برآن و حتي عناصر تشکيل دهنده درام که از طريق روايات و آيات به دست ما رسيده است شکل مي گيرد. قصه هاي قرآني که حديث جداگانه اي دارد. نوشتن فيلمنامه هايي اين چنين، همتي مي خواهد و اعتمادي و حمايتي...همتي در خويش، اعتمادي به کفايت دين و حمايتي از مسئولان!
منبع: ماهنامه فيلم نگار 28



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط