عالمان وارسته

فاضل ترک نقل کرد: آيه الله العظمي سيد هادي ميلاني را ديدم چون به حرم حضرت رضا (عليه السلام) مشرف مي شدند در برابر ضريح حضرت رضا (عليه السلام) مشرف مي شدند در برابر ضريح حضرت (عليه السلام) مي ايستادند و اشک از چشمانشان جاري مي شد و خطاب به حضرت اين آيه را مي خواندند:
سه‌شنبه، 30 خرداد 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
عالمان وارسته

 عالمان وارسته
عالمان وارسته


 






 
يا ايها العزيز
فاضل ترک نقل کرد: آيه الله العظمي سيد هادي ميلاني را ديدم چون به حرم حضرت رضا (عليه السلام) مشرف مي شدند در برابر ضريح حضرت رضا (عليه السلام) مشرف مي شدند در برابر ضريح حضرت (عليه السلام) مي ايستادند و اشک از چشمانشان جاري مي شد و خطاب به حضرت اين آيه را مي خواندند:
«يا ايها العزيز مسنا واهلنا الضر و جونات ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکيل و تصدق علينا ان الله يجزي المتصدقين»* اي عزيز به ما و خانواده ما آسيب رسيده است و سرمايه اي ناچيز آورده ايم بنابراين پيمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق کن که خدا صدقه دهندگان را پاداش مي دهد»سوره يوسف آيه 88
که برادران يوسف (عليه السلام) در برابر او بيان کردند. فاضل ترک نقل کرد پس از ديدن اين شيوه زيارت آيه الله ميلاني من هر جا به زيارت رفتم حتي زيارت حضرت معصومه (عليه السلام) ذکر و زيارت من اين آيه بود.

روش مناسب براي نهي از منکر
 

نقل شده در نزديکي منزل آيه الله شاه آبادي، دکتري بود به نام ايوب که براي دخترانش معلم موسيقي آورده بود و صداي موسيقي بلند بود، به گونه اي که از صداي آن ها، همسايه ها ناراحت بودند. ايشان براي دکتر پيغام فرستاد و از او خواست که از اين کار دست بردارد، اما دکتر جواب داده بود که من اين کار را ترک نمي کنم و شما هر اقدامي که مي خواهيد بکنيد.
مرحوم شاه آبادي تا روز جمعه صبر کردند و آن گاه در جلسه روز جمعه که در مسجد تشکيل شده بود، به مردم گفتند:
 
«خوب است که از اين به بعد هر کس از اين خيابان عبور مي کند چون به مطب اين دکتر رسيد، داخل مطب شده و سلام کند و آن گاه با خوشرويي از او بخواهد که آن عمل خلاف خود را ترک کند».
از آن پس، هر کس از جلو مطب عبور مي کرد، براي انجام وظيفه شرعي خود، داخل مطب مي شد، سلام کرده و موضوع را به زبان خوش در ميان مي گذاشت و خارج مي شد چند روز به اين منوال گذشت و دکتر هر روز با صدها مراجعه کننده مواجه مي شد که همگي يک مطب را به او تذکر مي داند. وي ديد اگر بخواهد به لجاجت خود ادامه دهد، نه تنها بايد مطب خود را تعطيل کند، بلکه مجبور است از آن خيابان هم کوچ کند.
از اين رو دست از ايجاد مزاحمت برداشته، جلسه آموزش موسيقي را تعطيل کرد. در يکي از اين روزها که مرحوم شاه آبادي به طرف مسجد در حرکت بود، دکتر ايوب را ديد که به طرف او مي آيد. وقتي دکتر نزديک شد، از شدت خنده نمي توانست سلام کند و بالاخره پس از سلام و احوال پرسي گفت: آقاي شاه آبادي، با قدرت ملت کار را تمام کردي و من گمان مي کردم شما به مراجع قانوني و محاکم قضايي مراجعه مي کنيد که من به سادگي مي توانستم جواب آن ها را بدهم و هرگز درباره اين روش مردمي نينديشيده بودم.

بهترين کار مستحبي نماز شب است
 

در شرح حال محدث گرانمايه، حاج شيخ عباس قمي آورده اند:
وي در تمام دوره سال، در چهار فصل، حداقل يک ساعت قبل از طلوع فجر بيدار و مشغول نماز و تهجد بود.
به عبادت آخر شب و قبل از سپيده دم اهميت زياد مي داند و معتقد بود که بهترين اعمال مستحبي، عبادت و تهجد است فرزند بزرگش مي گويد: تا آن جا که من به خاطر دارم بيداري آخر شب از او فوت نشد. حتي در سفرها، اين شيوه عملي مي شد.

انجام واجبات و مستحبات در همه حال
 

يکي از پزشکان مي گويد:در ايامي که امام خميني (رحمه الله عليه) در بيمارستان تحت معالجه و عمل جراحي بودند، لوله تنفس در تراشه ايشان بود، (وقتي اين لوله در مجراي تنفس قرار مي گيرد، شخص نمي تواند صحبت کند)، اما امام با اين که لوله مجراي تنفسي ايشان وصل بود، نماز ظهر و عصر آن روز را به همان وضع ادا نمودند و حتي نماز شب خود را ترک نکردند.

خانه مورچه
 

آيه الله ميرزا جواد تهراني روزي مقداري سبزي از مغازه مي خرد، اما پس از لحظاتي باز مي گردد. فروشنده تصور مي کند که حتماً سبزي خراب بوده و مي خواهد آن را پس بدهد، اما متوجه شد آقا چيزي را از روي سبزي ها به زمين مي گذارند و مي فرمايند:مورچه اي روي سبزي ها بود چون فکر کردم خانه اش همين جاست، نخواستم موجب دوري او از خانه اش شوم.

مخالف با هواي نفس
 

در مجلسي، مرحوم ملا عبدالله تستري از مرحوم مقدس اردبيلي مسئله اي را سؤال کرد مقدس فرمود: بعداً " مي گويم. پس از اتمام مجلس دست ملا عبدالله تستري را گرفت و از مجلس بيرون آورد و رفتند به صحرا و در آن جا جواب مسئله را شرح داد. ملا عبدالله گفت: چرا اين مطالب را در مجلس نفرموديد. مقدس گفت: اگر در آن جا در حضور مردم صحبت مي کرديم شايد مايه نقصان من و تو مي شد چون هر يک خواهان پيروزي خود بوديم و اين نفس سرکش استفاده سوء مي نمود و از شائبه ريا و خودخواهي خالي نبود و گناهکار مي شديم ولي الآن در اين بيابان جز من و تو و خدا کسي اينجا نيست ريا و شيطان و نفس هيچ گونه دخالتي ندارند.
منبع: داستان هاي شيرين از نماز شب حکايات الصالحين
هفته نامه افق حوزه
منبع: نشريه نسيم وحي، ش 30.



 

نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط