باغ وحش

بچه‌ها همیشه در ماه آگوست خوشحال بودند، به خصوص وقتی که بیست و سوم ماه نزدیک می‌شد. در این روز سفینه نقره ای بزرگی که حامل باغ وحش بین سیاره ای پروفسور هوگو بود،
دوشنبه، 27 شهريور 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
باغ وحش
باغ وحش

نویسنده: ادوارد هوک
ترجمه: مرضیه فخوری


 
بچه‌ها همیشه در ماه آگوست خوشحال بودند، به خصوص وقتی که بیست و سوم ماه نزدیک می‌شد. در این روز سفینه نقره ای بزرگی که حامل باغ وحش بین سیاره ای پروفسور هوگو بود، برای ملاقات شش ساعته سالانه خود از شیکاگو به زمین می‌نشست.
قبل از سپیده دم گروه بسیار زیادی از مردم، بزرگ و کوچک، در صف‌های طولانی ایستاده بودند و درحالی ‌که یک دلاری‌هایشان محکم در دستشان بود، مشتاقانه منتظر بودند تا بدانند امسال پروفسور از انواع موجودات عجیب و غریب کدام را با خود آورده است.
سال‌های قبل مردم موجوداتی سه پا از سیاره زهره یا قد بلند و باریک از مریخ یا حتی موجودات مارمانند وحشتناکی از جایی بسیار دورتر را دیده بودند. امسال همین که سفینه کروی شکل و بزرگ، میان محلی بسیار وسیع در حومه شیکاگو به زمین نشست، همه با هیجان و ترس به درهای در حال باز شدن سفینه خیره شده بودند تا این که سرانجام قفس‌های آشنا پدیدار شدند. توی آن‌ها حیواناتی وحشی، کوچک و اسب مانند دیده می‌شد که بسیار سریع حرکت می‌کردند و انگار با صدایی زیر و تیز، تند و نامفهوم مدام با هم حرف می‌زند. در همان حال که اهالی زمین دور آن‌ها جمع می‌شدند، خدمه پروفسور هوگو به سرعت دلارها را جمع آوری می‌کردند.
پروفسور خیلی زود با شنلی رنگارنگ و کلاه ظاهر شد و در میکروفون خود فریاد زد: «ای مردم زمین». سروصدای جمعیت آرام گرفت و او باز ادامه داد: «ای مردم زمین، امسال در ازای تک دلاری‌هایتان یک لذت واقعی خواهید برد. اهالی ناشناخته سرزمین کان: اسب – عنکبوت‌ها. آن‌ها را از میلیون‌ها مایل دورتر و با صرف هزینه زیاد برایتان آورده‌ام. جمع شوید، آن‌ها را تماشا کنید، با دقت فرا بگیرید، به آن‌ها گوش دهید و در مورد آن‌ها به دوستانتان بگویید. اما عجله کنید! سفینه من تنها شش ساعت این جا می‌ماند!»
جمعیت به آرامی به آن‌ها نزدیک می‌شد. همه وحشت داشتند و هم مجذوب این موجودات عجیب و غریبی شده بودند که به اسب شباهت داشتند ولی مثل عنکبوت از قفس‌ها بالا می‌رفتند. مردی از میان جمعیت فریاد زد: «این قطعاً یک دلار می‌ارزد» و در حالی ‌که با عجله دور می‌شد گفت: «می‌روم خانه تا همسرم را بیاورم.»
تمام روز این چنین گذشت و ده هزار نفر از قفس‌های درون سفینه دیدن کردند. طبق قرار وقتی شش ساعت به پایان رسید پروفسور هوگو یک بار دیگر میکروفون را در دست گرفت و گفت: «ما اکنون باید برویم اما سال آینده همین موقع برمی‌گردیم. اگر امسال از باغ وحش ما لذت بردید به دوستانتان در دیگر شهرها تلفن بزنید و درباره آن بگویید. ما فردا به نیویورک می‌رویم و هفته آینده به لندن، پاریس، رم، هنگ کنگ، توکیو و سپس به جهان‌های دیگر!»
او برای مردم دست تکان داد و خداحافظی کرد. سفینه از زمین بلند می‌شد و مردم زمین همه عقیده داشتند این بهترین باغ وحشی بوده که تاکنون دیده‌اند.
دو ماه و سه سیاره بعد، سفینه نقره ای پروفسور هوگو سرانجام در صخره های سخت و تیز سرزمین کان فرو نشست و موجودات عجیب و غریب، اسب – عنکبوت‌ها، به سرعت از قفس هاشان بیرون پریدند. پروفسور هوگو چند کلمه ای برایشان صحبت کرد و سپس آن‌ها به سمت خانه‌هایشان در میان صخره‌ها دویدند.
در خانه یکی از این موجودات، گونه ماده که از برگشت همسر و فرزند خود خوشحال بود، با زبانی نامفهوم به آن‌ها سلام کرد و با عجله آن‌ها را در آغوش کشید. «سفرتان خیلی طولانی شد، خوش گذشت؟» موجود نر به نشانه تأیید سر تکان داد و گفت: «بچه حسابی لذت برد، ما از هشت جهان دیدن کردیم و چیزهای زیادی دیدیم.» بچه در حالی که از دیوار خانه غارمانند بالا می‌رفت گفت: «بهترینش جایی بود که زمین نام داشت، موجودات آن جا لباس به تن داشتند و روی دو پا راه می‌رفتند.» موجود ماده پرسید: «خطرناک نبودند؟» همسرش پاسخ داد: «نه، قفس‌هایی برای حفاظت ما در برابر آن‌ها وجود داشت. ما درون سفینه بودیم. دفعه بعد باید ما بیایی. واقعاً نوزده کوماک می‌ارزید.» بچه تأیید کرد و گفت: «این بهترین باغ وحشی بود که تاکنون دیده بودم».

پی نوشت ها :

* این داستان با عنوان «Zoo»، سال 1987 در مجموعه داستان «‎100 GreatScience Fiction Short Stories‏‎» منتشر شده است.

منبع: داستان همشهری، شماره ی 3

 

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
از روایتِ ضعف تا اقدامِ قدرت؛ دکترین قرآنی-علویِ مدیریتِ روایت در جنگِ ترکیبی
از روایتِ ضعف تا اقدامِ قدرت؛ دکترین قرآنی-علویِ مدیریتِ روایت در جنگِ ترکیبی
روایت قدرت و انسجام ملی؛ تحلیل راهبردی پیام رهبر انقلاب در مسیر ایران قوی
روایت قدرت و انسجام ملی؛ تحلیل راهبردی پیام رهبر انقلاب در مسیر ایران قوی
پزشکیان نرخ سوم بنزین را اعلام کرد
play_arrow
پزشکیان نرخ سوم بنزین را اعلام کرد
شادی زنان والیبال ایران پس از تاریخ‌سازی و صعود به جمع چهار تیم برتر آسیا
play_arrow
شادی زنان والیبال ایران پس از تاریخ‌سازی و صعود به جمع چهار تیم برتر آسیا
کپسول گاز چطور کار می‌کند؟
play_arrow
کپسول گاز چطور کار می‌کند؟
نماینده مجلس: سپاه از سال ۶۶ برای بسته شدن تنگهٔ هرمز برنامه داشت
play_arrow
نماینده مجلس: سپاه از سال ۶۶ برای بسته شدن تنگهٔ هرمز برنامه داشت
افشاگر پنتاگون: نتانیاهو در خطر است؛ اسرائیل سابقه ترور رهبران خود را دارد
play_arrow
افشاگر پنتاگون: نتانیاهو در خطر است؛ اسرائیل سابقه ترور رهبران خود را دارد
گفتگوی الجزیره انگلیسی با مهدی طارمی
play_arrow
گفتگوی الجزیره انگلیسی با مهدی طارمی
روایت رهبر شهید انقلاب از شجاعت حاج قاسم در قلب محاصره دشمن
play_arrow
روایت رهبر شهید انقلاب از شجاعت حاج قاسم در قلب محاصره دشمن
گزارش فاکس‌نیوز درباره پرونده ایران که ترامپ را خشمگین کرد
play_arrow
گزارش فاکس‌نیوز درباره پرونده ایران که ترامپ را خشمگین کرد
شیعه جعفری ام / استوری ولادت امام صادق علیه السلام
play_arrow
شیعه جعفری ام / استوری ولادت امام صادق علیه السلام
شکست در تست اولیه پهپادهای ۳۵ میلیون دلاری کره جنوبی!
play_arrow
شکست در تست اولیه پهپادهای ۳۵ میلیون دلاری کره جنوبی!
حمله تند مجری آمریکایی به ترامپ
play_arrow
حمله تند مجری آمریکایی به ترامپ
ورود آقای قاضی به ماجرای دکل‌های مخابراتی و نگرانی‌های مردم
play_arrow
ورود آقای قاضی به ماجرای دکل‌های مخابراتی و نگرانی‌های مردم
دو کودک فلسطینی در محاصره آتش؛ تلاش برای زنده ماندن
play_arrow
دو کودک فلسطینی در محاصره آتش؛ تلاش برای زنده ماندن