به عشق اسرائیل، با پول ایران، به کام یک مورخ (1)

نویسنده: علی رضا سلطانشاهی(1)



 
آمنون نتصر(2) در مقدمه ی کتاب تاریخ جامع یهودیان ایران می نویسد:
جای بسی شگفتی است که در گستره ی یک زمان طولانی سکونت یهودیان در ایران زمین، یهودیان آن سرزمین، جز در یک یا دو مورد، چیزی از خود که بتوان آن را تاریخ مدون یهود ایران نامید، به جای نگذاشتند.(3)
حتماً ذکر این مقدمه برای آن است که فردی را معرفی نماید که این کار مهم را برای اولین بار انجام داده باشد. یعنی تاریخی مدون از یهود ایران ارائه کرده باشد و باز به قول نتصر:
این اشارات موجز، ما را به یکی از حماسه های قرن بیستم می کشاند که قهرمان آن حبیب لوی است.(4)
فردی که نامش در کنار دو نفر از نویسندگان مقاله ی 18صفحه ای پرشیا (Persia) در دائره المعارف معروف جودائیکا(5) آمده است تا مقاله ی مفصلی از اوضاع یهودیان ایران به همراه دو مورخ نامدار به نام های فیشل(6) و بن زوی(7)، در این مجموعه ی معتبر، ارائه گردد.
چنانکه هوشنگ ابرامی(8) در این خصوص اذعان می کند:
پروفسور فیشل و بن زوی هر دو از کسانی بوده اند که هنگام تألیف آثار خود درباره ی یهودیان ایران، با دکتر حبیب لوی مراوده و مکاتبه داشته اند و یا حضوراً با او به گفتگو نشسته اند.(9) و با این تفاصیل اگر همچون گفته ی مئیر عزری «تاج گوهرنشان تاریخ نگاری را میان ایرانیان یهودی بر سر(10) حبیب لوی بگذاریم»، حق مطلب از منظر یهودیان ادا شده است و حال حبیب لوی کیست و با «تاریخ جهود ایران»، چه رسالتی را به انجام رسانده است.
حبیب (یحزقل عزرا) لوی در 12 حشوان 5657 عبری مطابق با اکتبر 1896میلادی و 1275 هجری شمسی در منطقه ای یهودی نشین به نام محله ی گتوی تهران، محله یهودها یا سیروس امروزی و در کوچه 7 کنیسه، به دنیا می آید. پدرش رحمیم نام دارد که غیر یهودیان او را رحیم می خواندند. نام پدر بزرگش خداداد و پدر خداداد، برخوردار نام داشته است. برخوردار که در یک واقعه ی به اصطلاح یهودستیزانه به زور مسلمان می شود، فرزند ملا رافائل شیرازی طلا فروش بوده است.
لوی در خاطرات خود(11) به این نکته اشاره می کند که پیشه ی عمده ی یهودیان، جواهر فروشی، پیله وری، دوره گردی، سکرات فروشی، ساز زنی، مطربی و زرگری بوده است و به همین دلیل یهودیان عمدتاً از وضع اقتصادی خوبی برخوردار بودند در عین اینکه خود را مفلوک و ندار جلوه می دادند. خانواده ی لوی نیز از این امر مستثنی نبوده است. به طوری که پدرش رحمیم نیز جزء اولین افرادی بوده که در بازگشت از اورشلیم، در استانبول شغل زرگری را به سبک فرنگی آن فرا گرفته است و شاید به همین دلیل همسر وی حنا کهن صدق دختر صنوبر همسر عزرا یعقوب بوده است. عزرا یعقوب ثروتمندترین یهودی ایران بود و به پول آن زمان که شاهی و دینارش هم ارزش داشت، دارایی او متجاوز از صد هزار تومان می شد(12). از سوی دیگر صنوبر دختر حکیم یحزقل بود که در مقام حکیم باشی مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه خدمت می کرد.(13)
لوی در سال 1904، تنها شش سال پس از تأسیس مدرسه ی آلیانس در سن 7 یا 8 سالگی به آلیانس وارد شد و پس از طی دوره ی هفت ساله ی آن، با زبان فرانسه به خوبی آشنا شد. او در سال 1911به تنهایی به سوی پاریس رفت تا با آموختن آکادمیک دندان پزشکی، جزء شش نفر دندان سازی باشد که از خارج دیپلم دارند. در واقع در سال 1913 و در سن هفده سالگی به عنوان جوان ترین دانشجوی مدرسه ی دندان سازی پاریس، دیپلم گرفت(14) و به تهران بازگشت.
لوی، دندان پزشکی را همراه برادر خود در یک مطب تا سال 1914 ادامه داد و سپس به همدان رفت، تا بر رونق کار و تجارب کاری اش بیفزاید.
لوی در شب رش هاشانای سال 1918 و در سن 22سالگی با دختری به نام زلیخا، فرزند سلیمان (بابا زاغی) حییم ازدواج کرد که حاصل آن چهار پسر به نام های صیون، سینا، ابنر و کرمل و یک دختر به نام هلن (یافا) بود.
لوی همچنین برای افزایش فعالیت خود به عنوان اولین یهودی به ارتش وارد می شود. او تنها دندان پزشک ارتش بود که ریاست بخش دندان پزشکی بیمارستان نظامی را بر عهده داشت و بدین ترتیب رضا شاه وی را به عنوان دندان پزشک ویژه ی خود انتخاب نمود. در کنار آن، لوی به تجارت دارو نیز اشتغال داشته است. او فعالیت روزانه ی خود را در این زمان این گونه تشریح می کند:
طبابت در اردوی قزاق خانه از صبح علی الطلوع تا یک ساعت، طبابت در مطب تا ظهر، صرف نهار در منزل، تجارت دارو تا ساعت چهار و نیم، طبابت در مطب تا ساعت هفت، صرف شام در منزل، فعالیت تا نیمه شب در انجمن صیونیت.(15)
لوی پس از شانزده سال خدمت در ارتش، بنابر اختلافی که ظاهراً با هادی آتابای داشته و اینکه در طول این شانزده سال به درجه ای ارتقا نیافته، از ارتش خارج می شود(16) و از این پس با سفر به فلسطین و دیگر ممالک، اهتمام خود در فعالیت های فرهنگی و سیاسی جامعه ی یهود ایران از جمله انجمن صیونیت، مدرسه ی کوروش و مؤسسه ی وایزمن را گسترش می دهد. او در سال 1334(1956) اولین جلد از کتاب 3 جلدی تاریخ یهود ایران را منتشر می کند و در سال 1339 هجری مطابق با 1960 میلادی، جلد دوم و سوم این مجموعه را در تهران توسط انتشارات یهودا بروخیم به چاپ می رساند. به غیر از این کتاب، وی دو اثر دیگر دارد از جمله احکام و مقررات حضرت موسی علیه السلام که در سال 2537 شاهنشاهی توسط انتشارات فانوس منتشر شد و دیگری خاطرات اوست که در سال 2002 میلادی، 21 سال پس از مرگش در سال 1984 در لس آنجلس به چاپ رسید.
حبیب لوی عمدتاً به دلیل کتاب 3 جلدی تاریخ یهود ایران مورد توجه قرار گرفته که ظاهراً بیش از چهل سال جهت جمع آوری منابع آن وقت صرف کرد و 4 سال هم صرف تدوین تمام یافته و دیده ها و تأملات خود پیرامون یهود ایران نمود. وی در سال 1984در لس آنجلس از دنیا می رود و در فلسطین اشغالی و شهر بیت المقدس دفن می شود.

کتاب تاریخ یهود ایران

«تاریخ یهود ایران» به عنوان یگانه مرجع تاریخ یهودیان ایران، هم برای یهودیان و هم برای غیر یهودیان چه ایرانی و چه غیر ایرانی، جایگاه قابل توجه ی دارد.
یهودیان ایرانی و آن عده از مورخین یهودی که نسبت به تاریخ ایران توجه خاص دارند، به ناچار به این کتاب مراجعه می کنند، در عین اینکه شاید به بسیاری از معایب و نواقص آن نیز واقف باشند.
مورخین و صاحب نظران ایرانی و یا علاقه مند به تاریخ ایران نیز به این کتاب توجه دارند. اگر چه از زوایه ی نقد، بسیاری از مطالب مندرج در کتاب برای آنان سؤالات و تأملات اساسی در پی داشته است.
هم اکنون به ارزیابی کتاب از هر دو طرف می پردازیم:
آقای شمس الدین رحمانی در کتاب دوم از پروژهه صهیونیت در 80 صفحه تحت عنوان تاریخ پردازی صهیونی، کتاب را از دو منظر شکل و محتوا، مورد نقد و ارزیابی قرار می دهد و تحقیقاً این مقاله در این حجم، تنها نقدی است که بر این کتاب نوشته شده است. در مطلع این نقد، نگارنده به یگانگی جایگاه کتاب به این صورت اشاره کرده است که:
برای مطالعه ی تاریخ یهود رد ایران، سالیان دراز تنها یک کتاب وجود داشت و آن هم اثر حبیب لوی بود. کتاب های دیگری که بعدها در این زمینه نوشته و منتشر شد، هیچ کدام به این گستردگی نبود. لذا شاید به جرأت بتوان گفت که مهم ترین کتاب تاریخ یهود که به دست یک ایرانی تألیف شده، این کتاب است.(17)
صهیونیست بودن نویسنده، اعتقاد لوی به تئوری قوم برتر، تقسیم بندی یهودی خوب و یهودی بد، ارزش گذاری نسبت به غیر یهودیان، مظلوم نمایی، حسادت و نفرت ارثی دیگران نسبت به یهود، رباخواری یهودیان، کینه ی لوی نسبت به اسلام و مسلمانی، ضدیت لوی با روحانیون(18)، همگی از موضوعاتی است که منتقد این کتاب با ذکر شواهد و موارد دقیق از کتاب حبیب لوی، بدان اشاره کرده است و سپس به ارزیابی حضور و نقش یهودیان در دوره های مختلف از جمله اشکانیان، مغول ها، صفویه، دوران نادرشاه، دوران کریم خان زند، قاجاریه، بهائیت، مشروطیت و دوره ی پهلوی پرداخته است.
استخراج تناقض ها، مطالب غیر واقع و مقاصد پنهان لوی در کتاب تاریخ یهود ایران، به طور کلی مورد توجه این نقد 80 صفحه ای بوده است به گونه ای که محققین با رؤیت این نقد می توانند بسیاری از اشکالات علمی و دیدگاهی حبیب لوی در کتاب تاریخ یهود ایران را به درستی دریابند. شاید به همین دلایل وارثان لوی بر آن شدند تا این یگانه مرجع تاریخی یهود ایران را پس از اصلاحی ظاهری، همچنان با تمام نواقص و ضعف هایش پابرجا بر این قله ی رفیع! داشته باشند. آن هم ده سال پس از مرگ لوی و 35 سال پس از انتشار کتاب.
بدین ترتیب افراد مطلع در این عرصه به کار گرفته شدند و هوشنگ ابرامی یکی از آنهاست. وی آغاز کار خود در این مسیر را این گونه توضیح می دهد:
صبح یکی از روزهای تابستان سال 1995، تلفن دفتر کارم به صدا درآمد. گوشی را برداشتم. مردی محترم موقرانه خود را معرفی کرد: من دکتر ابنر لوی پسر دکتر حبیب لوی هستم و بعد با کلامی محبت آمیز از نوشته های من در زمینه ی یهودیان و یهودیت تمجید کرد. من هرگز دکتر حبیب لوی را ندیده بودم و با کسی از خانواده ی ایشان نیز آشنایی نداشتم. اما چاپ اول کتاب لوی را خوانده بودم و بارها به آن رجوع کرده بودم.(19)
فرزند لوی در یک ملاقات حضوری، خواست خود از ابرامی را این گونه بیان می کند:
1. بنا به خواست زنده یاد پدرشان، می خواهند که کار او را در شناخت بیشتر یهودیان و یهودیت دنبال کنند.
2. در نظر دارند وسایلی فراهم آید که کتاب تاریخ یهود ایران به زبان انگلیسی در سطح جهانی انتشار یابد.
3. کتاب 3جلدی را برای این کار مفصل می دانند و اعتقاد دارند از نظر سبک نگارش، نیاز به ویرایش و خلاصه شدن دارد.
4. از این روی قدم اول را در ادامه ی کار پدر خود، بازنویسی و چکیده کردن کتاب او می دانند.
5. خانواده ی لوی پس از چند ماه مطالعه، مرا برای این کار برگزیده اند.(20)
ابرامی پس از درنگ و تأمل در دادن پاسخ مثبت به این درخواست، با این جمله ی دکتر ابنر لوی: «تاریخ یهود ایران اثر پدر ما گوهری است که آن را برای تراش و صیقل به دست شما می سپاریم»(21)، مصمم می شود که این کار را انجام دهد و دو سال بعد در سال 1997، کتابی با عنوان تاریخ جامع یهودیان ایران (گزیده ی تاریخ یهود ایران) تألیف دکتر حبیب لوی، باز نوشته ی دکتر هوشنگ ابرامی توسط بنیاد فرهنگی حبیب لوی، به عنوان نتیجه ی این اقدام منتشر می شود. در واقع مجموعه ای با 1835 صفحه به کتابی با 622 صفحه تبدیل شد.
ابرامی در ابتدای این کتاب، 15 نکته ی مد نظر ویراستار را برای آشنایی مخاطب نسبت به کارهایی که روی مجموعه ی 3جلدی حبیب لوی انجام داده است، بیان می کند. از جمله مهم ترین نکات آن:
1. در مجموعه ی یک جلد، سعی بر ذکر تاریخ یهود ایران است و از حواشی تاریخ یهودیان جهان پرهیز شده است.
2. تقسیم بندی کتاب جدید بر اساس سلسله های پادشاهی است.
3. سبک نگارش و جمله بندی ها تغییر بنیادین کرده است.
4. نقشه هایی به کتاب جدید افزوده شده است.
5. این مجموعه دارای فهرست اعلام است.(22)
آمنون نتصر یکی از نکات مهمی را که در 3 جلد کتاب تاریخ یهود ایران به عنوان یک اصل نادیده گرفته شده به صورت کلی ذکر می کند، قید منابع است.(23) به چنین نقصی نیز ابرامی اذعان می کند و برای اینکه کتاب لوی وجهه ای آکادمیک بیابد و در سطح یک اثر کلاسیک باقی نماند، خود در بازنویسی کتاب، ارجاعاتی را به مطالب لوی افزوده است.(24) چرا که ظاهراً نبود ارجاعات در حد و اندازه ی ادعای این کتاب، زیبنده ی این یگانه اثر تاریخی نبوده است و به هر نحو می باید برای ادعاهای لوی، مأخذی دست و پا کرد.
یکی از این ادعاها که بسیار نیز مهم است و عده ای آن را جان کلام کتاب های لوی می دانند، آن است که اسباط دهگانه ی بنی اسرائیل در ایران هستند و می توان رد پای آنان را در مناطق مختلف جستجو کرد. اگر چه این ادعا تنها با تحقیقات عمدتاً میدانی و ملاحظات عینی و مستقیم لوی در مناطق مختلف ایران طرح شده است ولی عده ای همچون ژاله پیر نظر(25) که دستی در تاریخ نویسی یهودیان ایران دارد نیز، بر قوام این ادعا با ارائه ی ادله ای دیگر افزوده است.(26)
اسحاق بن زوی در سفری به تهران در سال 1934 به عنوان دوست لوی در جریان این اعتقاد قرار می گیرد. ظاهراً زوی نیز در مورد تاریخ یهود، تحقیقاتی داشته است. لوی در این باره می گوید:
من به صوی [زوی] اطمینان دادم که ده قبیله ی یهودی بر خلاف آنچه مورخان ناآشنا با تاریخ یهودیان شرق شایع کرده اند، گم شده نیستند و ردپای آنها را در ایران می توان گرفت. به وی گفتم به احتمال زیاد یهودیان دماوند از این اسباطند و روزی او را به همراه خود به دماوند و گیلیارد (گلیعاد) بردم. آنچه را در ذهن درباره ی این قبایل دهگانه اندوخته بودم و بعد خود به صورت کتابی درآوردم که امیدوارم روزی منتشر شود، در اختیار بن صوی گذاشتم. بن صوی بعداً خود در این زمینه، کتاب معروف و کوچک نیدحه ایسرائل را منتشر کرد و اعتراف کرد که قسمتی از اطلاعات مندرج در آن کتاب را من در اختیارش قرار داده ام.
اگر چه یهودیان از منظر لوی به ویژه پس از مشروطیت و در دوره ی پهلوی ها، از موقعیت بهتری نسبت به قبل از آن برخوردار بودند ولی باز هم راضی نبوده و بعد از پهلوی و انقراض آن، مطالبات خود را کافی ندانسته و از آن رو در آن زمان مطرح نمی کردند که حاکمیت چنین اجازه ای نمی داد، به ویژه در دوران رضا شاه. به همین دلیل افرادی که اثر لوی را مرور کنند، در خواهند یافت که تمجید لوی از دوره ی پهلوی، بی پایه و دروغ است. به عبارت دیگر، لوی را مجبور به این خودسانسوری و تملق خواهند دانست. از مصادیق آن می توان به مرور گذرای لوی به جریان سموئیل حییم، نماینده ی دوره ی پنجم مجلس شورای ملی و سرنوشت آن به دست رضا شاه و یا عملکرد رضا شاه در نزدیکی به آلمان، اشاره کرد.(27)

پی نوشت ها :

1. محقق و پژوهشگر.
2. او در سال 1313 خورشیدی (1934 میلادی) در شهر رشت متولد شده و در جوانی به اسرائیل مهاجرت کرده است. وی لیسانس خود را در رشته های خاورمیانه و امور بین المللی از دانشگاه عبری اورشلیم، فوق لیسانس و دکترای خود را در رشته های ایران شناسی، زبان های هند و اروپایی. زبان و ادبیات سامی از دانشگاه کلمبیا در نیویورک گرفته است. او از سال 1970 میلادی تا به امروز استاد کرسی ایران شناسی در دانشگاه عبری اورشلیم است. آمنون نتصر عضو هیئت تحریریه ی دانشنامه ی ایرانیکا، نویسنده ی دائمی مقالات درباره ی ایران در سالنامه ی دانشنامه ی یهودی و دائره المعارف 33 جلدی عبری، عضو سنای دانشگاه عبری اورشلیم، عضو هیأت مشاوران و دانشمندان اسرائیل در امور یهودیت و یهودیان جهان وابسته به گروه خانه ی رئیس جمهور اسرائیل، عضو مؤسسه ی علمی اروپائی ایرانولوژی، عضو مؤسسه ی پژوهشی در امور ایران و بسیاری مؤسسات و سازمان های علمی و فرهنگی بین المللی دیگر است (یهودیان ایرانی در تاریخه معاصر، جلد اول، صفحه 31) وی در تدوین و نگارش کتبی همچون پادیاوند سه جلد، Irano Judaica و منتخبی از اشعار یهودیان ایرانی نقش داشته و دارای مقالات متعدد در همین عرصه می باشد.23. لوی، حبیب، «تاریخ جامع یهودیان ایران»، باز نوشته ی هوشنگ ابرامی، نشر بنیاد فرهنگی حبیب لوی، لس آنجلس، 1997. ص 30 .
4. همان، ص 31 .
5. Encyclopedia Judaica
6. Fischel
7. Ben . zvi
8. استاد سابق دانشگاه پهلوی شیراز، در سال 1970 درجه ی دکترای خود را در رشته ی (Inform ation Science) از دانشگاه پیتسبورگ پنسیلوانیا دریافت داشت. وی اینک در لس آنجلس رئیس بنیاد فرهنگی و آمزوشی حبیب لوی و نیز سرپرست شورای نویسندگان نشریه ی چشم انداز است. (یهودیت اصیل... ص 197)
9. حبیب لوی، ص 9 .
10. عزری، مثیر، یادنامه دوجلد، اورشلیم، 2000، جلد دوم، ص 253 .
11. لوی، حبیب، خاطرات من، بنیاد فرهنگی حبیب لوی، لس آنجلس، 2002 .
12. همان، ص 12 .
13. همان.
14. همان، ص 32 .
15. همان، ص64 .
16. لوی در کتاب خاطرات خود مدعی است که وی مسبب ازدواج دختر ترشیده ی رضا شاه به نام همدم السلطنه با آتابای شده است که به دلیل بی لیاقتی، به دستور رضا شاه به حبس افتاده است. در واقع با این ازدواج، آتابای از حبس بیرون می آید و درجات نظامی اش مرتب بالا و بالاتر می رود و طولی نمی کشد که به مقام ریاست بهداری ارتش می رسد. در حالی که بنابر نظر لوی، تحصیلات عالی نداشت. دیپلمه در طب نبود و حتی ترکیب مواد دارویی و دوزها را به کمک لوی در می یافت. لوی معتقد است که این فرد با حس خود کم بینی پس از رسیدن به مقامات بالا، سر ناسازگاری با وی گذاشته و او را در ارتش ناکام می گذارد.(صفحه 80 )
لوی در جایی دیگر در جریانی شبیه به جریان آتابای ادعا می کند که وی مسبب ورود فضل اله زاهدی عامل کودتای 28 مرداد، به قزاق خانه شده است و اتفاقاً زمانی که مقام سرتپی می رسد به لوی محل نمی گذارد (صفحه 60) لوی همچنین مدعی است که انگلیسی ها زاهدی را در اصفهان دستگیر کرده در دشت لاترون فلسطین حبس می کنند و این ایام مقارن با اوضاع پس از جنگ دوم جهانی در ایران است. پرسش برانگیز بودن این اقدام انگلیس، زمانی پررنگ تر می شود که بدانیم در خاطرات مئیر عزری به عنوان سفیر اسرائیل در ایران با تمام روابی که وی با سران رژیم پهلوی داشته، هیچ جا سخن از ارتباط یا مراوده با فضل اله زاهدی به عنوان منجی محمدرضا و عامل امریکایی کودتای 28 مرداد و یا اردشیر زاهدی به عنوان پسر این فرد و داماد اول محمدرضا و جایگاهی که وی در سیاست خارجی، سازمان ملل و محافل امریکایی داشته، وجود ندارد. در واقع تحقیق پیرامون روابط زاهدی ها (پدر و پسر) با محافل صهیونیستی و یهودی ایران و امریکا، نتایج جالبی در برخواهد داشت چرا که در ارتباط نزدیک اردشیر زاهدی با هنری کیسینجر و یعقوب جاویتس سناتور معروف، گفتنی های زیادی وجود دارد. منتهی حلقه های مفقوده ی این روابط نیز فراوان است.
17. پژوهه صهیونیت، کتاب دوم، مجموعه ی مقالات، نشر مرکز مطالعات فلسطین، تهران: 1381. ص 13 .
18. همان، ص 3 .
19. لوی، تاریخ جامع، ص 8 .
20. همان.
21. همان، ص 9 .
22. همان، ص 24 تا 27 .
23. همان، ص 34 .
24. همان، ص 25 .
25. وی دکترای خود را از دانشگاه کالیفرنیا در برکلی گرفته است. رساله ی دکترای او، تاریخچه ی سازمان ها و احزاب سیاسی در ایران نیمه اول قرن بیستم است وی از پانزده سال پیش با سمت استاد زبان و ادبیات معاصل فارسی در دانشگاه کالیفرنیا در برکلی تدریس می کند.
26. همان، ص 36 و 37 .
27. همان، ص 41 .

منبع: ماهنامه 15 خرداد، شماره ی 4