شریح در دوره عثمان ابن عفّان

وقتی عمر پس از ده سال و چند ماه خلافت، به زخم خنجر غلام ایرانی مغیره -ابولؤلؤ-درگذشت. عثمان پس از چند روز، با حمایتی که از طرف شورای عمر به دست آورده بود، به خلافت برگزیده شد.
دوشنبه، 8 آبان 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
شریح در دوره عثمان ابن عفّان
شریح در دوره عثمان ابن عفّان

 

نویسنده: علی اکبر خدایی



 

وقتی عمر پس از ده سال و چند ماه خلافت، به زخم خنجر غلام ایرانی مغیره -ابولؤلؤ-درگذشت. عثمان پس از چند روز، با حمایتی که از طرف شورای عمر به دست آورده بود، به خلافت برگزیده شد. بنابر عقیده عثمان، از آنجا که عمر در دوره خلافت خود، روزگار درخشانی را سپری کرده بود، وی نیز تلاش می کرد تا در ابتدای خلافت خود، بر طبق مرام خلیفه قبلی رفتار نماید. براساس همین الگوی حکومتی، اکثر کارگزارانی که عمر به ایالات فرستاده بود، در سمت خود ابقا شدند و بعضی از افراد بنا بر وصیت عمر در زمان حیاتش، توسط عثمان جایگزین دیگران شدند، مانند سعد بن ابی وقاص که عثمان بنابر وصیت عمر، وی را به جای مغیره به امارت کوفه گماشت. شریح هم از آنجا که در زمان خلافت عمر، شخصی معتمد و کاردان برای خلیفه محسوب می گردید و مردم کوفه نیز از نحوه قضاوت وی شکایتی نداشتند و همچنین دستگاه قضایی وی نیز به مشکلی برنخورده و خود شریح هم به بیعت عثمان تن در داده بود و مهمتر از همه، انتخاب عمر برای منصب قضا بود، عثمان او را در سمت خود ابقا نمود. وی توانست، در مدت 12 سال خلافت عثمان و تا زمان قتل وی، با شگرد مخصوص به خود سمت قضای کوفه را در اختیار داشته باشد.(1)
میزان تأثیرپذیری و الگو گرفتن شریح از عثمان، نسبت به عمر، بسیار کمتر بوده است. روایاتی هم که شریح از عثمان نقل می کند، بسیار کمتر از روایاتی است که در مورد عمر نقل کرده است. در عین حال حکایتی در کتاب اخبار القضاة آمده است که تا حدی این گفته را تأیید می نماید. ماجرا چنین بوده که شخصی پیراهنی را خریده بود، ولی به علت اینکه در آن پارگی دیده بود، به نزد فروشنده آورده بود تا آن را پس بدهد. آنها داوری به نزد شریح آوردند و قاضی به گونه ای قضاوت کرد که آن مرد نپسندید و در اعتراض به او گفت که امیرالمؤمنین عثمان بر عکس این قضاوت می کرد. همانا تو نحوه قضاوت خلیفه را پست و بی ارزش می دانی و به آن توجه نداری!.(2)
سمت قضای کوفه در زمان خلافت عثمان، ظاهراً از لحاظ شخصیت قاضی و نحوه قضاوت آن، با مشکلی برخورد نکرده و شریح بدون هیچ دردسر و مزاحمت و هراس از عزل و برکناری، به کار خود مشغول بوده است. اما برخلاف منصب قضای شهر، مقام فرمانداری آن در دوران خلافت عثمان، دستخوش
تغییر فراوانی گردید. به روایت ابن اثیر-ازسال 23 تا 30هـ والیان کوفه به ترتیب: مغیره بن شعبه، سعد بن ابی وقاص، ولید بن عقبه و سعید بن العاص بودند و ولید از سال دوم خلافت عثمان، فرماندار کوفه و محبوب مردم آنجا بود. وی مدت پنج سال در این مقام بود و عثمان در سال سی ام-به خاطر شرابخواری و مستی و در نتیجه شکایت مردم از وی-مجبور شد، وی را از کار بر کنار کرده و سعید بن العاص را به جای او ولایت دهد. سعید فردی بود که در دامان عمر تربیت شده بود؛ وقتی که در کوفه سکونت یافت. از مردم آنجا درباره احوال و اوضاع آنان پرس و جو کرده و به عثمان نوشت که کار مردم کوفه آشفته و بزرگان و پیشکسوتان و سابقه داران مغلوب شده و افرادی که بر این سرزمین غالب آمده اند، کسانی هستند که دیر به این سرزمین آمده و در واقع بیابان گردانی هستند که به این سرزمین پیوسته اند و حال صاحب گوهران و سختی کشیدگان را جویا نمی شوند که چه بر سرشان گذشته است.(3)
نامه سعید به عثمان مشحون از تفاخرات و امتیازات قبیله ای است تا آنجا که افرادی که از سرزمینهای دیگربه کوفه کوچ کرده بودند را، در مرز بیابان گردان بی اصل و نسب و افراد هم ردیف خود را، صاحب گوهر و سختی کشیده و بزرگ و پیشکسوت دانسته است.
ولی نامه وی و اشاره به بیابان گرد داشتن، اشاره به هر کس که باشد، نمی تواند، منصب قضای شریح و خود وی را زیر سؤال برده باشد. زیرا در این زمان مردم کوفه نسبت به دارالقضای شهر و اقدامات شریح هیچگونه شکایتی نداشتند و در منابع نیز ذکر هیچ نارضایتی از چگونگی قضاوت او نیامده است. همچنین شریح از زمان انتصاب تا پایان دوره عمر، مورد تأیید خلیفه بود. به علاوه وی یکی از پیشکسوتان و از تابعین بزرگ و معتمد خلیفه سلف (عمر)، بوده است. بنابراین مقصود سعید شریح نیست و مراد وی از جمله «افراد غالب بر این سرزمین بیابان گردانی هستند که دیر به این سرزمین پیوسته اند»، بیشتر کارگزاران سیاسی بوده اند.
$رابطه وی با خلیفه سوم
اخبار و اطلاعات راجع به شریح در دوره عثمان، همانند دوره ابوبکر، بسیار کم و محدود می باشد و منابع در دسترس هم، اطلاعات اندکی در این زمینه به ما ارائه کرده اند. رابطه شریح با عثمان ظاهراً خوب بود، ولی این رابطه به گرمی رابطه با خلیفه دوم نبوده است. قضاوت در کار خود به صورت مستقل عمل می کردند و مقام قضای کوفه تا اواسط دوران معاویه زیر نظر مستقیم خلفای زمان بوده است، بنابراین از آنجا که رابطه شریح با عثمان نیز به طور مستقیم و از طریق مباشر وی صورت می گرفته است، تغییرات سیاسی کارگزاران و والیان کوفه، به موقعیت شریح در کوفه لطمه ای نمی زد. همین طور منابع تاریخی نیز هیچ خبری دال بر وجود تنش میان صاحب منصب قضای کوفه با خلیفه سوم ذکر نکرده اند.
در لیست افرادی که شریح از آنها روایت و حدیث گفته است، نامی از عثمان به چشم نمی خورد.(4) در عین حال شریح، بعدها از دید معترضین به مختار، در خصوص گماردن وی به منصب قضا، به عنوان فردی عثمان دوست نکوهش می گردد.(5) با این همه وی با آوردن حدیثی مشکوک از علی (ع)، عثمان را در ردیف بهترین مردمان پس از پیامبر و دو خلیفه اول و دوم در مرتبه ای بالاتر از علی (ع) قرار داده است.(6) شریح وقایع زمان عثمان و بخصوص ماجرای محاصره شدن وی در مدینه را تعقیب می کرده است و از حبیب فرمانده لشکر معاویه که برای کمک به عثمان به مدینه رفته بود، با زبان شعر به نیکی یاد کرده است:

کل امرء یدعی حبیبا ولو بدت
مُروته یفدی حبیب بنی فهر

امیر یقود الخیل حتی کانما
یطأن برضراض الحصی جاحم الجمر(7)

اگرچه ابن وکیع به تفضیل در مورد بعضی از قضاوتهای شریح در دوران خلفا اشاره داشته است، ولی از قضاوتهای وی در زمان عثمان، هیچ نمونه ای را ذکر نمی کند و حتی در بحث اخبار شریح در دوران خلفای راشدین، فقط از اخبار وی در زمان عمر و علی (ع) صحبت کرده است و بدون هیچ اشاره ای به اخبار دوران عثمان، از دوره عمر به دوره خلافت علی (ع) گریز زده است.(8)
آن طور که از ظاهر امر بر می آید، شریح در دوره عثمان در زمینه قضاوت، بیشتر به قرآن، سنت، قیاس، اجماع و اجتهاد خود رجوع می کرده و از عثمان در ماجرا و قضاوتهای خود بهره چندانی نگرفته است و دلیل آن هم نیامدن هیچ خبری از آن در منابع می باشد؛ یا اینکه اگر مطلبی هم بوده است، منابع آن را ذکر نکرده اند.
شریح در مسند قضای کوفه بود تا اینکه عثمان کشته شد (9) و در این زمان تقریبا 57 سال از سن وی می گذشت.

پی‌نوشت‌ها:

1.ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ص 27؛ ابی عمر قرطبی، الاستیعات فی معرفه الاصحاب، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، بیروت، 145هـ ص 258.
2.اخبارالقضاة، ج2، ص 337.
3.ابن اثیر، الکامل، صص 105 تا 108.
4.نک: تهذیب الکمال، ج12، ص436؛ تاریخ مدینة دمشق، ج23، ص 7؛ ذهبی، تاریخ الاسلام؛ ج5، ص 420؛ اخبار القضاة، ج2، ص 384.
5.نک: قس شریح و مختار.
6.ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج23، ص 8.
7.بلاذری، انساب الاشراف، ج5، ص 78.
8.نک: اخبارالقضاة، ج2، صص 191 تا 198.
9.ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج 23، ص 7.

 

منبع: کتاب شریح قاضی



 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
استوری تبریک عید سعید قربان
play_arrow
استوری تبریک عید سعید قربان
معنی اسم سروش و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم سروش و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم دیلان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم دیلان و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آریانا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آریانا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آیدا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم آیدا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم دارا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم دارا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم سلما و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم سلما و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم رادین و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم رادین و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم ویدا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم ویدا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم زاهد و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم زاهد و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم عارفه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم عارفه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم هیوا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم هیوا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم رزا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم رزا و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم فوزیه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
معنی اسم فوزیه و نام های هم آوا با آن + میزان فراوانی در ثبت احوال
نظر حاج قاسم سلیمانی درباره فلسطین
play_arrow
نظر حاج قاسم سلیمانی درباره فلسطین