نویسنده: دکتر نسیم سهایی
درست همزمان با افول قدرت یونان، در کناره های دریای خزر، تمدّنی در حال شکل گیری بود که بعدها بزرگترین میراث دار حکومت های متمدّن قبلی شد. تقریباً در اوایل هزاره اول قبل از میلاد، مقدّمات ظهور سلسله هخامنشیان فراهم شد و در حدود سال 500 قبل از میلاد با سلطنت کوروش به اوج قدرت رسید. در این مدت دامنه فتوحات ایران چنان وسیع بود که از شرق، شامل سرزمین های هند، هندوچین و از مغرب و جنوب غربی تا فلسطین و مصر امتداد داشت. این موقعیت به ایرانیان امکان داد تا علوم و فنون مختلف را از ملل تحت سلطه خود فرا گیرند و آنها را به خوبی جمع آوری کنند. در دوران ساسانیان نیز قسمت هایی از یونان به تصرّف ایران در آمد و ایران میراثدار علم و فنون یونان شد ایرانیان عاشق علم و فرهنگ و ادب، اولین مدرسه خود را به عنوان گندی شاپور بنا نهادند. اگر چه در این مدرسه توجّه علما کمتر به فلسفه و ریاضیات و بیشتر به طب بود، ولی وجود چنین مدرسه ای باعث شد تا ایران به خصوص گندی شاپور، به مرکز علم و دانش مشرق زمین تبدیل شود. شهرت این مدرسه تا بدان جا رسید که از شهرها و کشورهای اطراف برای کسب علم و دانش به آنجا می رفتند و در همین ایّام کتابهای بسیاری از زبان های هندی، عربی و یونانی به پهلوی ترجمه شد. گندی شاپور تقریباً 700 سال یعنی تا سال سوم هجری مأمن علم اندوزان بود.
پس از پذیرش اسلام نیز ایرانیان همچنان پرچمدار علم و فرهنگ و هنر بودند تا اینکه در قرن سوم هجری پایتخت علمی جهان به بغداد نقل مکان کرد و زبان عربی، زبان علمی شد و بسیاری از آثار علمی مهم به این زبان نوشته می شد. ایران پس از اسلام وارد دوران شکوفایی دانش شد و درست در زمانی که اروپا در خفقان علمی به سر می برد، در ایران بزرگترین ریاضیدان پایه های محکم ریاضیات را بنا می نهادند. ژاکوبی ریاضیدان بزرگ در این باره می گوید: « تاریخ، نیمه شبی داشته است که می توانیم آن را در حدود هزار سال بعد از میلاد ذکر کنیم. در این زمان هنر و علم، حتی از خاطره بشریت هم محو شده بود و آخرین فلق بت پرستی زوال یافته بود. ولی هنوز طلایه ی روز جدید خود نمایی نمی کرد و آنچه در دنیا از فرهنگ باقی مانده بود فقط در میان مسلمان دیده می شد.»
در سده های یازده و دوازده، نجوم در ایران پیشرفت چشم گیری داشت به گونه ای که بزرگترین ریاضیدانان آن دوره یعنی بیرونی، خیام، خواجه نصیرالدین طوسی و غیاث الدین جمشید کاشانی علاوه بر کارهای عمیقی که در زمینه ی ریاضیات انجام داده بودند، در زمینه ی نجوم نیز فعالیت می کردند و کارهای خیام نقطه اوج این فعالیت ها بود. به دلیل علاقه وافر ایرانیان به نجوم، مقدّمات مثلثات در ایران شکل گرفت و تا سطح عالی کامل شد و بیشتر منجمان این دوره به نحوی در تکمیل ریاضیات نقش اساسی داشتند به طوری که در فاصله ی هزار ساله خفقان علمی در جهان، ایرانیان دین خود را به علم و دانش ادا کردند.
نکته قابل توجه در فرهنگ ایرانی این است که از دوران باستان، زنان پا به پای مردان در فعالیت های اجتماعی شرکت می کردند و بر خلاف اروپای قبل از رنسانس امکان تحصیل، تحقیق و دستیابی به درجات بالای علمی و اجتماعی را داشتند. به عنوان مثال آرتمیس زن دریانورد و دریا سالار ایران با اردوی نظامی خشایار شاه هنگام حمله به یونان همکاری داشت. در حالی که بیست و پنج قرن پس از او در آمریکا و غرب، راه زنان به ناوهای دریایی باز شد. پس از ظهور و پذیرش اسلام توسط ایرانیان نیز، نمونه های ارزشمندی از فعالیت زنان در تاریخ وجود دارد و زنان دانشمند بسیاری در این مرز و بوم پرورش یافتند که بی بی منجّمه یکی از آنها است.
بی بی منجّمه
بی بی منجمه در اواخر قرن ششن هجری قمری در نیشابور متولد شد. پدرش کمال الدین سمنانی، رئیس شافعیان نیشابور و مادرش از نوادگان محمد بن یحیی، فقیه و عالم بزرگ خراسان بود. طبعاً خانه ی پدر جایگاهی برای بحث ها و مناظرات علمی بود و همین محیط بر تربیت بی بی چنان تأثیر گذاشت که در اوان جوانی به عنوان منجّم مورد اعتماد در دربار سلطان جلال الدین سلجوقی مشغول به کار شد.بی بی علاقه ی وافری به منجّمی داشت و در این زمینه به مطالعه و تحقیق می پرداخت. شبها نیز به کمک اسطرلاب به زیج ستارگان می پرداخت و تقویم کواکب و اوضاع آسمان را استخراج می کرد. وی در حدود بیست سالگی چنان مهارتی کسب کرده بود که جلال الدین خوارزمشاه او را به دربار خویش فرا خواند.
در آن روزگار سلاطین ایرانی اهمیت بسیاری برای نجوم قایل بودند و تصوّر می کردند که حرکت کواکب بر سرنوشت لشکرکشی های آنها تأثیر می گذارد. لذا بی بی در اکثر کشورگشایی های سلطان جلال الدین همراه وی بود.
جلال الدین خوارزمشاه و بعدها علاء الدین کیقباد سلجوقی، عمدتاً از حکم های بی بی که جنبه تنجیم و پیشگویی داشت استفاده می کردند و این بیانگر بهره ی کافی بی بی از نجوم بود در آن روزگار برای سعد و نحس بودن کاری موقعیت مکانی خورشید، ماه و سیارات را محاسبه می کردند که بدون آگاهی از مبانی نجوم و احاطه بر تقویم کواکب ناممکن بود.
شهرت بی بی از دربار خوارزمشاهیان نیز فراتر رفت. پس از شکست سلطان جلال الدین خوارزمشاه از مغولان و مرگ وی، بی بی و خانواده اش جلای وطن و به آسیای صغیر مهاجرت کردند. در سرزمین شام، بی بی مدتی در خدمت ملک اشراف مظفرالدین موسی ایوب کار کرد، ولی پس از چند سال به دعوت علاء الدین کیقباد، سلطان سلجوقی از روم به قونیه مهاجرت کرد و تا آخر عمر نیز همان جا ماند و بالاخره در سال 679 هجری قمری ( 1278 میلادی) در قونیه دار فانی را وداع گفت.
مورّخان احتمال می دهند که بی بی منجّمه اولین زن منجّم ایرانی باشد. ولی پس از او زنان منجّم دیگری نیز به دربار پادشاهان راه یافتند. از آن جمله می توان بیجی خاتوان را نام برد که متأسفانه اطلاعات مستندی از او در اختیار نیست.
منبع :سهایی، نسیم، (1382)، زنان پیشگام در تاریخ ریاضیات، تهران: گستره، چاپ اول(1382).