نویسنده: پی یر روسو
مترجم: حسن صفاری
مترجم: حسن صفاری
تا یک قرن و نیم قبل از این باستان شناسان اروپا چشم بندی بر چشم خود داشته اند این چشم بند تا ابتدای قرن نوزدهم ایشان را فقط متوجه یونان و روم می کرد و همه ی ایشان متفق القول بودند که جریان تمدن امروزی بشر فقط از این دو مرکز بزرگ سرچشمه گرفته است. ناپلئون بناپارت با قشون کشی خود به مصر در سال 1798 چشم بند مزبور را از چشم ایشان برداشت: دانشمندانی که در معیت او به مصر رفته بودند با حیرت و تعجب بسیار از وجود تمدنهای بزرگی باخبر شدند که قرنها قبل از جوامع بزرگ یونان و روم وجود داشته اند و اختراعات بیشمار ایجاد کرده و ساختمانها و آثار بزرگ باقی گذارده بودند. در سال 1842 افق اطلاعات ایشان بار دیگر وسعت یافت زیرا بوتا Botta قنسول فرانسه در موصل اولین آثار عتیق بین النهرین را از خاک در آورد. آنگاه کم کم اسرار وجود تمدن های بزرگ دیگری از تاریکی های زمان خارج شد از قبیل تمدن سومری ها و بابلی ها و مردم جزایر اژه اید و اقوام هی تیت Hittites (1) و اقوام دراویدین Dravidiens (2) و به خصوص تمدن سواران چادرنشینی که از صحاری مغولستان تا اوکرانی در حرکت بوده اند. امروزه مسلماً باز هم تمدن شهرهای آتن و روم به نظر ما از فصول درخشان تاریخ تمدن بشر هستند لیکن دیگر نمی توانیم لیاقت ایجاد بسیاری از اختراعات اصلی و اساسی را در صنعت به ایشان نسبت دهیم. اکنون این موضوع به نظر ما قطعی است که این اختراعات نه تنها در جامعه ی پر طمطراق رومی و یا تحت نظر فلاسفه ی بزرگ و مشهور یونانی به وجود نیامده اند بلکه تعلق به مردمی از اهل آسیا دارد که تاریکی های قرون تاریخ آنان را از ما پوشیده داشته است و گاهگاه امپراتوریهای وسیع تشکیل دادند لیکن به طور قائم در اقیانوس فراموشی غرق شدند، قبلاً شرح دادیم که گاو آهن و لگام اسب و سایل بستن حیوانات به ارابه ها همه از ابداعات این مردم بوده است، اما شاید فقط عده ی معدودی مطلع باشند که کره اول بار در نزد اقوام سیت Scythes (3) پیدا شد و آهن را اول بار قبایل هی تیت آسیای صغیر در هزار و سیصد سال قبل از میلاد مسیح کشف کردند.
برای آنکه مطالب خود را دقیق تر بگوییم تذکر این نکته ضروری است که در واقع ما صنعت آهن کاری را مدیون اقوام هی تیت می باشیم و خود فلز مدتها قبل از آن شناخته شده بود: مگر نه این است که در 2950 سال قبل از میلاد مسیح تبر کوچکی از آهن در قبور سلطنتی عور یافته اند و نیز اسباب و ابزار و اسلحه ی آهنی در هرم خئوپس پیدا کردند و نمونه ی بعضی مواد معدنی آهن که سومریان به کار می برده اند به دست آمده است (2700 سال قبل از میلاد مسیح و 2840 سال قبل از این میلاد). لیکن این فلز در آن اوقات آن قدر نایاب بود که آن را در ردیف اشیای قیمتی قرار می دادند. در شهر بابل در زمان سلطنت حمورابی (سال 2000-) قیمت آهن هشت برابر بیش از نقره و معادل سه ربع قیمت طلا بوده است. به چه دلیل جسمی که در زمان ما معمول ترین و فراوان ترین همه ی فلزات شده است این قدر نادر و کمیاب بود؟
علت آن است که به دست آوردن این جسم به مراتب مشکل تر از تهیه ی مس یا مفرغ می باشد. حرارتی برابر 1083 درجه برای ذوب کردن مس و جدا کردن آن از سنگهای معدنی که آن را در برگرفته اند کافی است و قلع که همراه آن برای تهیه ی مفرغ به کار می رود باز هم آسان تر تهیه می شود (در 232 درجه حرارت ذوب می گردد). اما آهن فقط در حرارت 1535 درجه ذوب می شود و گذشته از آن چون مواد معدنی آن همواره به صورت اکسید می باشند باید برای جدا کردن آن از اکسیژن با فراوانی بسیار یکی از اجسامی را که قدرت فوق العاده ی جذب اکسیژن دارند نثار آن کرد و چنانکه بعدها خواهیم دید این جسم جذب عموماً زغال است. لیکن کوره هایی که در قدیم برای ذوب مس و مفرغ به کار می رفت به هیچ وجه این دو شرط اساسی را شامل نبوده است یکی از نقاشیهای مصری مربوط به 1700 سال قبل از میلاد مسیح به ما ثابت می کند که این قوم دمهای نگری را که از پوست تهیه می شد و با پا کار می کرد به کار می برده اند اما حتی با به کار بردن این تدبیر نیز کشش هوا به قدر کافی نبود و نمی توانستند درجه ی حرارت لازم برای ذوب را به وجود آورند بنابراین اول بار اقوام هی تیت که پایتخت آنها بغاز کویی تقریباً درصد کیلومتری مشرق محل فعلی شهر آنکارا قرار داشت با افتتاح روش تهیه ی صنعتی آهن این فلز را وارد در مواد مصرفی عمومی کردند. بدون تردید روش فنی ایشان مبنی بر استعمال اولین انواع کوره های مرتفع بوده است در هر صورت قدر مسلم این است که این روش بسیار مؤثر بود زیرا پادشاهان هی تیت با مقیاس بزرگ شروع به صدور مواد آهنی کردند و نیز همین قوم بودند که از هزار و دویست سال قبل از میلاد مسیح سلاح های لازم برای قشون آشوری را تهیه می کردند. به جای اسلحه ی بسیار سنگین مفرغی و به خصوص نیم تنه های زرهی و سپر های عریضی که حمل و نقل آنها بسیار مشکل بود سلاح سبک تری به وجود آمد وسایل محافظت از قبیل زره و سپر را نیز از آهن می ساختند. باستان شناسان توانستند در قصور سلطنتی خورساباد بیش از صد و شصت تن اسلحه و اسباب و ابزار آهنی جمع آوری کنند.
آهن با سرعت بسیار از خاور نزدیک به مصر و ممالک بالکان وارد شد و در آن اوقات در ممالک اخیر اقوام دورین Doriens سکنی داشتند احتمالاً این قوم بودند که آهن را در اروپای غربی معمول کردند که اول بار در 900 سال قبل از میلاد مسیح در این حوالی دیده شد. آسیای شرقی نیز آن را تقریباً مقارن همین اوقات پذیرفت. در شهر دهلی ستون بزرگی از آهن وجود دارد که متعلق به قرن چهارم میلادی است و ارتفاع آن 17 متر و وزن آن هفده تن است. چنانکه ویرندیل Vierendeel گفته است: «این نکته درخور تفکر است که چگونه مردم هند توانستند جسمی با این عظمت را گرم کنند و در کوره بگذارند زیرا حتی امروز نیز بسیاری از کارخانه های ما از عهده انجام چنین کار مهمی بر نمی آیند.»
مسلماً آهن در اوایل امر فقط مورد استفاده ی سربازان قرار می گرفت. شمشیر سنگین مفرغی جای خود را به شمشیر سبک و بلند و باریکی از آهن داد که در جلدی از همین فلز قرار می گرفت. نیزه ها و تیرها و کمانها ساده تر و قابل حمل شدند. لگام و مهمیز (که سواران گلوآ Gaulois فقط یکی از آن برای پای چپ به کار می بردند) سبک تر شدند. آنگاه نوبت به لوازم خانه و وسایل زندگی عادی رسید که کاملتر و ساده تر شوند: کاردهای منحنی شکل و خم شونده و اره و هیزم دان و سیخ کباب و جای قرار دادن سیخ از کارگاه پیشه وران آهنگر خارج شدند. آن گاه قیچی معمولی اختراع شد که طبق اظهار دشلت Dechelette در ابتدا فقط برای بریدن مو و سبیل جنگجویان به کار می رفت و غیر از این انواع و اقسام جواهرات و لوازم زینت از آهن به وجود آمد.
تعقیب سیر انتشار آهن در جهان بسیار آموزنده است. این ماده که به وسیله ی قومی گمنام به وجود آمد ابتدا به امپراتوری بزرگ آشوری وسیله داد که استبداد جابرانه ی خود را در تمام خاورمیانه برقرار سازد. این امپراتوری که نام پادشاهان آن از قبیل سارگون دوم و سناخریب و آشوربانی پال بسیار مشهور است خود وارث و جانشین فرهنگ سومری و مصری و بابلی بود که همه در زیر لوای حکومت جدید اجتماع یافته بودند. در مقابل این پیشوایان بزرگ و پر قدرت آسیای عظیم که حیثیت و میراث دو هزار سال تمدن درخشان پشتیبان ایشان بود اروپا چه وضعی داشت و مردم آن چگونه بودند؟ غیر از تمدن یونانی که از همین اوقات نقطه ی درخشانی در خاک اروپا بود، باقی قسمتهای این قاره توده ای تاریک و گنگ و بی حاصل بود که مردمی کشاورز به نام اقوام سلت Celtes که چند قرن قبل از جنوب غربی آلمان مهاجرت کرده بودند در آن می زیستند. اما مابین کلبه های حقیر قصباتی که اقوام سلت در آن می زیستند با شهرهای بابل و کنوسوس که آکنده از اشیای هنری بودند و حمامها و وسایل آرایش بسیار در آنها وجود داشت چه اختلاف بزرگی بود! و چگونه ممکن بود پیش بینی کرد که روزی اقوام اخیر در راه تمدن از دسته ی اول جلو خواهند افتاد.
با این حال 612 سال قبل از میلاد مسیح بنای امپراتوری بزرگ و مقتدر آشوری فرو ریخت و شهر نینوا در میان شعله های آتش از نقشه ی جهان محو گردید و بر روی خرابه های آن امپراتوری مقتدر دیگری وسیع تر و عظیم تر از آن بنا شد. صاحبان قدرت جدید همان شاهنشاهان ایرانی بودند که نفوذ خود را از ایران امروز تا سواحل مدیترانه بسط دادند و در مقابل قدرت عظیم ایشان جرقه ی تمدن یونانی در تاریکی های مغرب زمین باز هم رنگ پریده تر و ضعیف تر و دور افتاده تر به نظر می رسید.
پی نوشت ها :
1ـ اقوام هی تیت در آسیای صغیر محل کشور امروزی ترکیه می زیستند و قبل از فنیقی ها در حدود 15 قرن قبل از میلاد مسیح امپراتوری مقتدری در این ناحیه به وجود آوردند. (یادداشت مترجم)
2ـ دراویدین ها مردمی بودند سیاه پوست که در جنوب آسیا و مخصوصاً در قسمت مهمی از کشور هند امروزی ساکن بوده اند. (یادداشت مترجم)
3ـ اقوام سیت مردم نیمه وحشی بودند که در حدود 10 قرن قبل از میلاد مسیح در شمال اروپا و شمال غربی آسیا می زیسته اند. (یادداشت مترجم)
منبع: روسو، پی یر، تاریخ صنایع و اختراعات، حسن صفاری، تهران: امیر کبیر، چاپ هشتم، 1390.