کانون تشیع و نابودی بنی اسرائیل

پس از طیّ فراز و فرودهای بسیاری که ذیل عنایات آسمانی و مجاهدت اهل بیت (علیهم السلام) اتفاق افتاد، بزرگ ترین کانون تشیّع در جغرافیای خاکی «ایران» به وجود آمد.
يکشنبه، 1 دی 1392
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
کانون تشیع و نابودی بنی اسرائیل
 کانون تشیع و نابودی بنی اسرائیل

 

نویسنده: اسماعیل شفیعی سروستانی




 

پس از طیّ فراز و فرودهای بسیاری که ذیل عنایات آسمانی و مجاهدت اهل بیت (علیهم السلام) اتفاق افتاد، بزرگ ترین کانون تشیّع در جغرافیای خاکی «ایران» به وجود آمد.
تردیدی نباید داشت که این واقعه از تیررس نگاه ابلیس، آنکه قسم به عزّت خداوند یاد کرده بود تا همه همتش را در کار اغوای خلق عالم وارد کرده و از خداوند انتقام کشد، دور نمی ماند؛ چنان که از نگاه مترصّد «بنی اسرائیل» نیز دور و پوشیده نماند.
بنی اسرائیل که با حرص و حسد تمام، «بنی اسماعیل» را رقیب سرسخت آخرالزّمانی خود در تملک و تصاحب «ملکِ عظیم» وعده داده شده به بنی اسماعیل می شناخت، می دید که به رغم شیطنت ها، دسیسه ها و مانع تراشی ها که باعث منزوی و بالاخره به شهادت رساندن جمله بزرگان اهل بیت (علیهم السلام) پس از رحلت پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) شده بود، بنی اسماعیل کانونی پرقدرت، هوشمند و با ظرفیّت بزرگ برای سیادت و آقایی گشته است؛ کانونی که نه تنها قادر به جلب و جذب جمله بنی اسماعیل و محبّانش است، از توان حمایتی ویژه ای نیز برای دفاع از کیان فکری و فرهنگی تشیع در مقابل دشمن دیرینه اش، یعنی بنی اسرائیل برخوردار است.
مطالعه طرح ها، عملیّات اجتماعی، سیاسی و دستورالعمل های ارائه شده توسط حضرات معصومان (علیهم اسلام) با نگاه محدود منطقه ای و نقطه ای و بدون ملاحظه ارتباط آنها با «طرح عظیم خداوندی» برای سرانجام خلقت ظالمانه ترین نوع نگرش به این بزرگ مردان مجتبی و مصطفای خداوند است؛ چنان که نمی توان نقش این طرح عظیم را در حکمت ارسال رُسل و کتب نادیده گرفت.
پیامبر خاتم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، حامل دین جهانی و کتاب نهایی، عهده دار اجرای طرح نهایی خداوند است که از طریق سلسله اوصیایش گام به گام به اجرا درمی آید و مأموریّت هر یک تعریف شده، ابلاغ شده و معیّن و در هم سویی با آن طرح نهایی قابل شناسایی است. در غیر این صورت، آن حجج الهی را در چنبره برداشت های عوامانه و مبتلا به امور خرد و جزیی محله ای و منطقه ای و غافل و بی خبر از نقشه و تقدیر کلی آسمانی معرفی می کنیم.
این چنین نبوده که آنان، به رغم دارا بودن سهم ویژه ای از توانایی و قدرت در «علم و عمل»، «تأثیرات آسمانی» و «مقامات نوری» که آنان را حائز عالی ترین سهم از «صفات خداوندی» می ساخت، در برابر عمله های شیطان از خاندان بنی امیه و بنی عباس منفعل و ناتوان از اجرای مرحله به مرحله طرح خداوند در تأسیس «مُلک عظیم خداوند» در آخرالزّمان شده باشند.
دست یابی به آخرین مرحله، در گرو طیّ همه مراحل و مراتب،‌ آزمون خلق روزگار، آزمودگی شیعیان و آمادگی همه شرایط ملکی و ملکوتی مورد نیاز بود؛ ضمن آنکه حسب حکمت و تدبیر آسمانی، قرار نبود این واقعه شریف از طریق اعجاز صِرف اتفاق بیفتد که اگر چنین بود، در همان سال های اولیه بعثت و در عصر پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) واقع می شد.
به همان سان که هیچ یک از حضرات معصومان (علیهم اسلام) به رغم دارا بودن قدرت و علم برای جلوگیری از توطئه بنی امیه و بنی عبّاس در به شهادت رساندن معصومان (علیهم اسلام)، متوسل به این قدرت ماورایی که حائز تمام عیار آن بودند، نشدند. قرار بود که مردم، با اختیار، علم و آمادگی و از مجرای سنت های لایتغیّر هستی، راه پر فراز و نشیب را تا دست یابی به آخرین مراتب، تجربه کنند.
در این باره جعفر بن سماعه از امام صادق (علیه اسلام) روایتی نقل می کند که امام (علیه اسلام) فرمودند:
«جبرئیل برای پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از آسمان صحیفه ای آورد که خدای تعالی کتابی به مانند آن از آسمان نیاورده و نخواهد آورد. آن رساله، مختوم به مهرهایی طلایی بود و به او گفت: ای محمد! این وصیت تو برای نجیب از خاندانت می باشد. گفت: ای جبرئیل! نجیب از خاندان من کیست؟ فرمودند: علی بن ابی طالب. بدو فرمان بده که چون از دنیا رفتی، یک مهر از آن بردارد و بدان عمل کند و چون رسول خدا درگذشت، علی یک مهر از آن برداشت و بدانچه در آن بود، عمل کرد و از آن فراز نرفت؛ پس از آن صحیفه را به حسن بن علی تسلیم نمود و او نیز یک مهر از آن برداشت و بدانچه در آن بود، عمل کرد و از آن فراز نرفت؛ سپس آن را به حسین بن علی تسلیم نمود. او نیز یک مهر از آن برداشت و دید در آن نوشته است: «جمعی را برای شهادت با خود ببر که با تو شهید خواهند شد و خود را به خدای تعالی بفروش» و او نیز بدان عمل کرد و از آن فراز نرفت؛ سپس آن را به مردی پس از خود داد. او نیز یک مهر از آن برداشت و دید نوشته است: «سر به زیرانداز و خاموش باش و در منزلت بنشین و به عبادت پروردگارت بپرداز تا مرگت فرا رسد»، سپس آن را به مردی پس از خود داد. او نیز مهری از آن برداشت و دید در آن نوشته است: «برای مردم حدیث بگو و فتوا بده و علم پدرانت را منتشر کن». پس او نیز بدان عمل کرد و از آن فراز نرفت؛ سپس آن صحیفه را به مردی پس از خود داد و او نیز مهری برداشت و دید در آن نوشته است: «به مردم حدیث کن و فتوا بده و پدرت را تصدیق کن و از هیچ کس جز خداوند نترس که تو در حرز و ضمانت خدای تعالی هستی» و مأمور به تسلیم آن شد و به وصیّ پس از خود داد و او نیز آن را به وصیّ پس از خود داد و این تا روز قیام مهدی و قیامت ادامه دارد. (1)
سکوت امام صادق (علیه اسلام) درباره محتوای سایر مُهرهایی که به وظایف سایر امامان پس از خودشان مربوط می شد، پذیرفتنی و معقول است. علم خداوند درباره اعمال کلّیه آفریده ها از ابتدا تا فصل قیامت کبرا قطعی است و دستورالعمل های محوّل شده،‌ از یک سو، ناظر بر این عمل است و تدبیری حکیمانه برای گذار دادن ائمه معصومان (علیهم اسلام) از فراز و فرودهایی که در پیش رو داشتند و از دیگر سو، ناظر بر تدبیر حکیمانه اش برای گذار دادن هستی به سوی مقصد غایی و نهایی.
این همه خود بیان می کند که هستی یله و رها در دست ابلیس و جنودش نیست و سرانجام روزگار، تحت تقدیر و مشیّت الهی به سوی آینده ای روشن و الهی پیش می رود.
میدان داری حضرت حسین بن علی (علیه اسلام) در صحرای «کربلا» و خانه نشینی حضرت سیّد السّاجدین (علیه اسلام) همان اندازه از تأییدات آسمانی و تدبیری گری الهی حمایت می شود که مهاجرت حضرت علی بن موسی الرضا (علیه اسلام).
این روایت که حکایت از اجرای مو به موی فرامین خداوند و انجام مأموریّت محوّل شده توسط حضرات امامان معصوم (علیهم اسلام) می کند، مویّد این واقعیت شگفت است که آنان، هریک به سهم خود، رکنی از ارکان آن بنای نهایی را برکشیدند. بنایی که در آخرین مرحله و به دست با کفایت آخرین وصیّ رسول رحمت، حضرت صاحب الزّمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صورت عینی خواهد یافت. این بنا چیزی جز تحقق «مُلک عظیم خداوندی» و وراثت زمین به مستضعفان، قبل از قیامت کبرا نیست.
شهادت امام حسین (علیه اسلام) و یارانش، بیان احکام و احادیث به وسیله امام باقر و امام صادق (علیه اسلام) نیز همان اندازه در مسیر تقدیر کلی الهی برای نیل به آخرین منزل، یعنی تأسیس «دولت کریمه مهدوی» است که تأسیس «کانون مهمّی برای شیعیان آل محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در ایران».

پی نوشت ها :

1. کمال الدّین، صص 40-439.

منبع مقاله :
شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، ج 1، تهران: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دوم



 

 

تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
شلیک موشک ضدکشتی ایران به دشمن آمریکایی به روایت انیمیشن لگویی
play_arrow
شلیک موشک ضدکشتی ایران به دشمن آمریکایی به روایت انیمیشن لگویی
تظاهرات در سوریه علیه حکومت الجولانی
play_arrow
تظاهرات در سوریه علیه حکومت الجولانی
حواس‌پرتی با موبایل و در نهایت سقوط از ارتفاع!
play_arrow
حواس‌پرتی با موبایل و در نهایت سقوط از ارتفاع!
حریق مرگبار کشتی مسافربری فیلیپین با ۷۲ کشته!
play_arrow
حریق مرگبار کشتی مسافربری فیلیپین با ۷۲ کشته!
کری‌خوانی اسماعیل‌نژاد برای کاپیتان ژاپن هنگام عکس با جام قهرمانی
play_arrow
کری‌خوانی اسماعیل‌نژاد برای کاپیتان ژاپن هنگام عکس با جام قهرمانی
محل عروسی در کوهستک هرمزگان پس از حمله آمریکا
play_arrow
محل عروسی در کوهستک هرمزگان پس از حمله آمریکا
ثبت بیش از ۳۰۰ دادخواست علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی
play_arrow
ثبت بیش از ۳۰۰ دادخواست علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی
رئیس عدلیه: ۲ وزیر دولت سیزدهم مرتکب جرم شده بودند نه ترک فعل
play_arrow
رئیس عدلیه: ۲ وزیر دولت سیزدهم مرتکب جرم شده بودند نه ترک فعل
رادار پیشرفته آمریکایی در دستان رزمندگان انصارالله
play_arrow
رادار پیشرفته آمریکایی در دستان رزمندگان انصارالله
لحظه شیرجه موشک خوشه‌ای ایرانی به سمت پایگاه موفق سلطی
play_arrow
لحظه شیرجه موشک خوشه‌ای ایرانی به سمت پایگاه موفق سلطی
پرچم گردانی مرد ژاپنی در تجمعات شبانه یزد
play_arrow
پرچم گردانی مرد ژاپنی در تجمعات شبانه یزد
تراستی‌ها چگونه کنترل و نظارت می‌شوند؟
play_arrow
تراستی‌ها چگونه کنترل و نظارت می‌شوند؟
آداب شبکه‌سازی شغلی با حفظ اصول اخلاقی
آداب شبکه‌سازی شغلی با حفظ اصول اخلاقی
قطع رابطه محترمانه؛ چگونه یک دوستی سمی را بدون کینه تمام کنیم؟
قطع رابطه محترمانه؛ چگونه یک دوستی سمی را بدون کینه تمام کنیم؟
شوخی در محیط کار؛ مرزهای مزاح حلال و لودگی کجاست؟
شوخی در محیط کار؛ مرزهای مزاح حلال و لودگی کجاست؟