خاطره ای از شهید حمید باکری

طرح نو

حمید مرا از دور دید، راه بی خطر را نشان داد. رفتم داخل خاکریز، گفتم: «نَه خَبر؟» گفت: «عراقی ها آن طرف جاده اند و ما این طرف و هر جور هست باید بزنیم شان.»
جمعه، 16 خرداد 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
طرح نو
طرح نو

 






 

 خاطره ای از شهید حمید باکری

حمید مرا از دور دید، راه بی خطر را نشان داد. رفتم داخل خاکریز، گفتم: «نَه خَبر؟» گفت: «عراقی ها آن طرف جاده اند و ما این طرف و هر جور هست باید بزنیم شان.»
سپس همین طور که حرف می زد یک ظرف یکبار مصرف غذا را باز کرد. تعارف زد گفت: «بسم الله».
گفتم: «نوش جان».
گفتم: «طرحت را بگویی بهتر است.»
او می خورد و می گفت، یک رخنه توی خاکریز پیدا کرده می خواهد از آن جا عمل کند. ساعت یازده صبح بود. نیم ساعت طول کشید گردان را آماده کند. ببردشان از جاده و از همان جا ببردشان پشت سر عراقی ها. رسم این بود که نیروهای ما شبانه تک بزنند. این تک روزانه، طرح نویی بود که حمید به فکرش رسیده بود. می خواست با یک استعداد چهار صد یا شاید پانصد نفره بایستد مقابل دو تیپ عراقی. یعنی همان دو گردان عمل کننده ی اصلی توی خط و آن دو گردان احتیاطش در عقبه. این کار، جرأت می خواست. چون من جدیت عراقی ها را در گرفتن منطقه دیده بودم، راستش زیاد مطمئن نبودم حمید بتواند موفق بشود. اگر هم رضایت دادم فقط به خاطر این بود که حس کردم لااقل با این کار یک تک مختل کننده علیه عراق خواهیم داشت و نباید بگذاریم بیشتر از این، پیش بیایند تا شب بشود تا آن وقت خودمان را بیشتر به آن ها نشان بدهیم.
بچه ها شروع کردند به رفتن. من هنوز نگران بودم. نگرانی ام را به حمید منتقل کردم. از تانک های زیاد عراقی گفتم و نیروها و این که خیلی حساس است. او گفت: «نگران نباش احمد! آن طرف یک کانال هست که من به بچه ها گفته ام بروند آنجا.»
پرسیدم: «دقیق کجاست؟»
گفت: «پشت جاده ی آسفالت پیچ می خورد می رود طرف سیل بند مارد».
گفتم: «آن جا که وصل است به جاده ای که عراقی ها از آن جا آمده اند!»
روشنش کردم که آنها از داخل شهر نیامده اند، از حاشیه ی رود آمده اند و اگر بچه ها بروند رو در روی آن ها قرار بگیرند و نتوانند به آن کانال برسند، زبانم لال....که رفت به بچه ها گفت: «وقتی از جاده رد شدید، تا می توانید با سرعت بدوید خودتان را برسانید به کانال و نهر».
آن جا را خود عراقی ها حفرش کرده بودند. ده نفر که رفتند، درگیری توی کانال شروع شد. وضع خط طوری بود که باید خیلی سریع و خیلی دقیق طرح می دادیم و عمل می کردیم و حمید این کار را کرد، با احترام به من. تیراندازی مان شدت گرفت. نیروهای عقبه ی عراق نتوانستند به نیروهای خط اول شان برسند و مطمئن شدند که افتاده اند توی محاصره، خرمشهر هم که در تمام خطوط درگیر بود و با این حمله ی گازانبری ما، این فکر محاصره تقویت می شد. تسلیمی ها دقیقه به دقیقه بیشتر می شدند. بچه ها رفتند به سمت مارد و آنجا را گرفتند. شب آماده شدیم برای حرکت به طرف شهر، که آتش آرام شد. فردا ظهر به چند نفر از نیروهای زرهی گفتم بیایند آن جا مستقر شوند.
تا این که یک استیشن عراقی با سرعت آمد سمت خط ما. بچه ها طرفش تیراندازی کردند. آمد ایستاد جلوی خط. سرنشینش یک سرتیپ عراقی بود؛ فرمانده ی همان تیپی که توی همان ناحیه عمل کرده بود. آمد از ماشین پایین. من و حمید با عربی دست و پا شکسته با اوحرف زدیم. از او خواستیم بگوید چه طرحی دارند. از روی نقشه آمد وضع خودشان را تشریح کرد. معلوم شد حسابی دست و پایشان را گم کرده اند.
نزدیک ظهر رفتیم به سمت شهر. حمید قرار بود برود از راه آهن بگذرد برسد به رودخانه. بیست دقیقه بعد با بی سیم تماس گرفت، گفت: «احمد، تمام شد!»
گفتم: «تمامِ تمام؟»
گفت: «تمام که تمام است. فقط یک وضعی شده این جا که باید بیایید کمکمان. محشر کبری است الان.»
سریع رفتم خودم را رساندم به شهر، دیدم عراقی ها، گروه گروه می آیند تسلیم می شوند. خیابان ها جای سوزن انداختن نبود.
حمید گفت: «تعدادشان دارد بیشتر از ما می شود. نباید خودشان بفهمند. یک کاری کن سریع بروند تخلیه بشوند عقب.»(1)

پی نوشت ها :

1- ما اهل اینجا نیستیم؛ صص 37- 34 و 33 - 32 .

منبع مقاله :
(1388)، سیره شهدای دفاع مقدس؛ (18)، تهران: قدر ولایت، چاپ اول



 

 

تبلیغات در راسخون
نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
تنگه هرمز؛ میراث راهبردی مجاهد شهید آیت‌الله خامنه‌ای (اعلی الله مقامه الشریف)
تنگه هرمز؛ میراث راهبردی مجاهد شهید آیت‌الله خامنه‌ای (اعلی الله مقامه الشریف)
دوره آموزشی مدیریت کسب‌وکار در جنگ و بحران
دوره آموزشی مدیریت کسب‌وکار در جنگ و بحران
ضربه کاری یمن به مزدوران سعودی در جنوب استان مأرب
play_arrow
ضربه کاری یمن به مزدوران سعودی در جنوب استان مأرب
انیمیشن/ پاسخ سخت یمن به تجاوزات سعودی
play_arrow
انیمیشن/ پاسخ سخت یمن به تجاوزات سعودی
حملات پهپادی به مواضع تروریست‌های تجزیه‌طلب در کردستان عراق
play_arrow
حملات پهپادی به مواضع تروریست‌های تجزیه‌طلب در کردستان عراق
لحظه برخورد نفتکش متخلف با مین دریایی در اطراف تنگه هرمز
play_arrow
لحظه برخورد نفتکش متخلف با مین دریایی در اطراف تنگه هرمز
تعویض گلبرگ‌های اطراف مزار رهبر شهید در رواق دارالذکر
play_arrow
تعویض گلبرگ‌های اطراف مزار رهبر شهید در رواق دارالذکر
لحظاتی از حضور رهبر انقلاب در منزل علامه مصباح یزدی
play_arrow
لحظاتی از حضور رهبر انقلاب در منزل علامه مصباح یزدی
پزشکیان: اگر شهید شویم از ما بهترها راه را ادامه می‌دهند
play_arrow
پزشکیان: اگر شهید شویم از ما بهترها راه را ادامه می‌دهند
انیمیشن لگویی جدید با مداحی انگلیسی حاج محمود کریمی
play_arrow
انیمیشن لگویی جدید با مداحی انگلیسی حاج محمود کریمی
اولین تصاویر از اعترافات عضو گروهک جیش‌الظلم که اعدام شد
play_arrow
اولین تصاویر از اعترافات عضو گروهک جیش‌الظلم که اعدام شد
توصیه بقایی به وزیر خارجه آمریکا
play_arrow
توصیه بقایی به وزیر خارجه آمریکا
راز ناپدیدشدن مردی در ری فاش شد؛ پدرزن به قتل دامادش اعتراف کرد
play_arrow
راز ناپدیدشدن مردی در ری فاش شد؛ پدرزن به قتل دامادش اعتراف کرد
بازگشت ژیان افسانه‌ای در قامت خودروی برقی مدرن! + فیلم
play_arrow
بازگشت ژیان افسانه‌ای در قامت خودروی برقی مدرن! + فیلم
واکنش غافلگیرکننده پیک موتوری به سارقین مسلح؛ قمه از کوله‌پشتی بیرون آمد + فیلم
play_arrow
واکنش غافلگیرکننده پیک موتوری به سارقین مسلح؛ قمه از کوله‌پشتی بیرون آمد + فیلم