آثار جانبي توليد و کارايي بازار

در اين قسمت به بررسي آثار جانبي توليد بر رفاه اقتصادي مي پردازيم. تجزيه و تحليل ما به طور دقيق نشان مي دهد که به چه دليل آثار جانبي فعاليت هاي توليدي باعث تخصيص ناکارامد منابع در بازار مي شود.
پنجشنبه، 20 شهريور 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
آثار جانبي توليد و کارايي بازار
آثار جانبي توليد و کارايي بازار

 

نويسنده: گريگوري منکيو
مترجم: دکتر حميدرضا ارباب





 

در اين قسمت به بررسي آثار جانبي توليد بر رفاه اقتصادي مي پردازيم. تجزيه و تحليل ما به طور دقيق نشان مي دهد که به چه دليل آثار جانبي فعاليت هاي توليدي باعث تخصيص ناکارامد منابع در بازار مي شود.
اقتصاد رفاه: بازنگري
براي دقيق تر شدن بحث يک بازار مشخص نظير بازار آلومينيم را در نظر مي گيريم. نمودار 1 منحني هاي عرضه و تقاضا در بازار آلومينيم است.
منحني هاي عرضه و تقاضا شامل اطلاعات بسيار مهمي درباره هزينه ها و منافع است. منحني تقاضاي آلومينيم نشان دهنده ارزش آن براي مصرف کنندگان است، اين ارزش را با قيمت هايي که مصرف کنندگان براي خريد آلومينيم حاضرند پرداخت کنند، اندازه گيري مي کنيم. به عبارت ديگر منحني تقاضا نشان دهنده ارزش آخرين واحد آلومينيم خريداري شده از سوي مصرف کننده است. به طور مشابه منحني عرضه نشان دهنده هزينه هاي توليد است. در هر مقدار ارتفاع منحني عرضه نشان دهنده هزينه فروشنده نهايي است. به عبارت ديگر منحني عرضه هزينه آخرين واحد فروخته شده آلومينيم را نشان مي دهد.
در غياب دخالت دولت قيمت ها آن قدر تغيير مي کنند تا عرضه و تقاضا به تعادل برسند. مقدار توليد و مصرف تعادلي بازار را در نمودار 1 ملاحظه مي کنيد.
تعادل بازار (QM) از اين لحاظ که مجموع اضافه رفاه توليد کننده و مصرف کننده را حداکثر مي کند يک تعادل کارامد است. به عبارت ديگر بازار منابع توليدي را به نحوي تخصيص مي دهد که تفاوت ارزش کل کالا از نظر مصرف کنندگاني که آلومينيم را مي خرند و مصرف مي کنند با هزينه هاي کل فروشندگاني که آلومينيم توليد مي کنند حداکثر مي شود.
آثار جانبي توليد و کارايي بازار
نمودار 1 بازار آلومينيم. منحني تقاضا نشان دهنده ارزش کالا براي خريداران و منحني عرضه نشان دهنده هزينه هاي فروشندگان است. مقدار تعادل بازار (QM) تفاوت بين ارزش کل کالا از نظر خريداران و هزينه هاي کل فروشندگان را حداکثر مي کند. بنابراين در غياب آثار جانبي توليد، تعادل بازار يک تعادل کارامد است.
آثار جانبي منفي توليد
حال فرض کنيد که در کارخانه هاي توليد آلومينيم ايجاد آلودگي مي کنند: به ازاي هر واحد آلومينيم توليد شده مقدار معين گازهاي آلوده کننده انتشار مي يابد. به علت انتشار همين آلاينده ها سلامت کساني که هواي آلوده را تنفس مي کنند به خطر مي افتد و اين يک نوع اثر جانبي منفي توليد به حساب مي آيد. چگونه اين آثار جانبي منفي بر کارايي بازار اثر مي گذارند؟
با وجود آثار جانبي منفيِ توليد آلومينيم هزينه اجتماعي توليد آن بزرگ تر از هزينه توليدکنندگان آلومينيم است، زيرا هزينه اجتماعي توليد هر واحد آلومينيم با هزينه هاي خصوصي توليدکنندگان آلومينيم به اضافه هزينه افراد بي طرف يا اشخاص ثالث، که از اين آلودگي زيان مي بينند، برابر است. نمودار 2 هزينه هاي اجتماعي توليد آلومينيم را نشان مي دهد. منحني هزينه اجتماعي بالاتر از منحني عرضه (هزينه خصوصي) قرار مي گيرد زيرا شامل هزينه هاي جانبي تحميل شده بر جامعه از سوي توليد کنندگان آلومينيم هم هست. تفاوت بين اين دو منحني نشان دهنده هزينه هاي انتشار آلودگي است.
چه مقدار آلومينيم بايد توليد شود؟ براي پاسخ به اين پرسش بار ديگر بايد بررسي کنيم که برنامه ريز اجتماعي چه سطحي از توليد را توصيه مي کند. برنامه ريز اجتماعي مي خواهد اضافه رفاه کل در بازار حداکثر شود (اضافه رفاه کل برابر است با ارزش کالا از نظر مصرف کنندگان منهاي هزينه توليد آلومينيم). برنامه ريز مي داند که هزينه توليد آلومينيوم شامل هزينه هاي مربوط به آثار جانبي منفي توليد آن هم هست.
آثار جانبي توليد و کارايي بازار

نمودار 2 آلودگي و سطح بهينه (توليد) اجتماعي. با وجود آثار جانبي منفي توليد، هزينه هاي اجتماعي توليد آلومينيم بيش از هزينه هاي خصوصي آن است. مقدار بهينه توليد آلومينيم (QOP) کم تر از مقدار توليد تعادلي بازار (QM) است.
برنامه ريز اجتماعي سطحي از توليد را انتخاب مي کند که در آن، سطح منحني تقاضا و منحني هزينه اجتماعي با هم تلاقي مي کنند. نقطه تلاقي دو منحني، مقدار بهينه توليد آلومينيم را از نظر جامعه تعيين مي کند. پايين تر از اين سطحِ توليد، ارزش آلومينيم براي مصرف کنندگان (که با ارتفاع منحني تقاضا روي محور عمودي اندازه گيري مي شود) بيش از هزينه اجتماعي توليد آن است (که با ارتفاع منحني هزينه اجتماعي اندازه گيري مي شود). برنامه ريز اجتماعي هيچ گاه توليد بيش از اين سطح را توصيه نمي کند زيرا هزينه اجتماعي توليد بيش تر آلومينيم، بيش از ارزش (قيمت) آن براي مصرف کنندگان خواهد شد.
دقت کنيد که مقدار تعادلي توليد آلومينيم در بازار (QM) بيش از مقدار بهينه توليد اجتماعي (QOP) است. علت عدم کارايي اين است که تعادل بازار تنها دربرگيرنده هزينه هاي خصوصي توليد است. در تعادل بازار، ارزش يا قيمت هاي نهايي مصرف کننده براي آلومينيم، کم تر از هزينه اجتماعي توليد آن است. به عبارت ديگر در مقدار تعادلي بازار منحني تقاضا زير منحني هزينه اجتماعي توليد قرار مي گيرد. بنابراين با کاهش توليد و مصرف آلومينيم به سطحي پايين تر از تعادل بازار، سطح رفاه کل اقتصاد افزايش مي يابد.
چگونه برنامه ريز اجتماعي مي تواند به نتيجه بهينه دست يابد؟ يک روش، وضع ماليات بر توليدکنندگان به ازاي هر تن آلومينيمِ فروش رفته است. وضع ماليات باعث مي شود تا منحني عرضه به اندازه مقدار ماليات به سمت بالا انتقال يابد. اگر ماليات دقيقاً نشان دهنده هزينه هاي اجتماعي آلودگي منتشر شده باشد، منحني جديد عرضه بر منحني هزينه اجتماعي منطقي خواهد شد. در تعادل جديد بازار توليدکنندگان آلومينيم مقدار بهينه اجتماعي را توليد مي کنند.
استفاده از ماليات در اين حالت را داخلي کردن آثار جانبي توليد مي ناميم زيرا باعث مي شود تا خريداران و فروشندگان در بازار به آثار ناشي از فعاليت هاي خود توجه کنند و هزينه هاي آثار جانبي را به حساب آورند. توليد کنندگان، هزينه هاي انتشار آلودگي را هنگام توليد و عرضه آلومينيم از اين جنبه در نظر مي گيرند، زيرا ماليات آن ها را مجبور به پرداخت اين هزينه ها و آثار جانبي منفي توليد مي کند.
آثار جانبي مثبت توليد
هر چند در برخي از بازارها هزينه هاي اجتماعي توليد بيش از هزينه خصوصي است ولي در بعضي از بازارها عکس اين وضعيت ديده مي شود. در چنين بازارهايي با ملاحظه منافع مربوط به آثار جانبي توليد، که نصيب افراد ثالث مي شود، نتيجه مي گيريم که هزينه هاي اجتماعي توليد کم تر از هزينه خصوصي است. يک مثال در اين مورد، بازار دستگاه هاي خودکار صنعتي است.
دستگاه هاي خودکار صنعتي پيشتاز تغييرات سريع فناوري هستند: هر گاه يک شرکت موفق به ساخت دستگاه خودکار توليد مي شود بخت زيادي براي کشف يک طراحي جديد و بهتر به دست مي آورد. اين طراحي جديد توليد نه فقط به نفع شرکت است، بلکه به علت ورود اين طرح به مخزن دانش مربوط به فناوري جامعه موجب افزايش منافع اجتماعي مي شود. اين نوع آثار جانبي مثبت توليد را سرريز فناوري مي ناميم.
تجزيه و تحليل آثار جانبي مثبت توليد شبيه تجزيه و تحليل آثار جانبي منفي توليد است. نمودار 3 بازار دستگاه هاي خودکار توليد صنعتي را نشان مي دهد. در اين نمودار ملاحظه مي کنيد که هزينه هاي اجتماعي توليد کم تر از هزينه هاي خصوصي (منحني عرضه) هستند. به ويژه آن که هزينه اجتماعي توليد دستگاه خودکار صنعتي، که همان هزينه خصوصي است، کم تر از سرريز فناوري است. بنابراين برنامه ريز اجتماعي، توليد دستگاه هاي خودکار صنعتي را در سطحي بيش از توليد بازار خصوصي انجام مي دهد.
آثار جانبي توليد و کارايي بازار
نمودار 3 سرريز فناوري و بهينه اجتماعي. با وجود آثار جانبي مثبت توليد، هزينه هاي اجتماعي توليد دستگاه هاي خودکار صنعتي کم تر از هزينه هاي خصوصي توليدند. مقدار بهينه توليد دستگاه هاي خودکار (QOP) بيش از مقدار تعادل (QM) است.
در اين حالت دولت مي تواند با پرداخت يارانه به توليدکنندگان دستگاه هاي خودکار آثار جانبي (مثبت) توليد را داخلي کند. اگر دولت در ازاي هر دستگاه خودکار صنعتي به شرکت هاي توليدي يارانه پرداخت کند، منحني عرضه به اندازه مقدار يارانه به سمت پايين انتقال مي يابد و همين انتقال موجب افزايش مقدار توليد تعادلي دستگاه هاي خودکار مي شود. زماني تعادل بازار و بهينه اجتماعي مساوي خواهند بود که يارانه پرداختي دقيقاً برابر ارزش «سرريز فناوري» باشد.

مطالعه موردي: بحث در مورد سياست فناوري
مقدار سرريز فناوري چقدر است و چگونه براي سياست هاي بخش عمومي از آن استفاده مي شود؟ اين سؤال بسيار مهم است، زيرا رشد فناوري کليد پاسخ به اين پرسش است که به چه دليل سطح استاندارد زندگي از نسلي به نسل ديگر در حال بهبود است. با وجود اين پرسش فوق پرسشي مشکل است که اقتصاددانان بر روي آن توافق ندارند.
برخي از اقتصاددانان معتقدند که «سرريز فناوري» بسيار فراگير است و دولت بايد به تشويق صنايعي اقدام کند که بيش ترين «سرريز فناوري» را دارند. به طور مثال اين اقتصاددانان اظهار مي کنند که اگر ساختن قطعات رايانه در مقايسه با توليد خلال سيب زميني سرريز بيش تري دارد، دولت بايد با استفاده از قوانين مالياتي توليد قطعات رايانه را تشويق، و توليد خلال سيب زميني را محدود کند. دخالت دولت در اقتصاد با هدف ارتقا و رشد صنايع با فناوري بالا را سياست فناوري مي ناميم.
ساير اقتصاددانان نسبت به سياست فناوري چندان خوش بين نيستند. حتي اگر سرريز فناوري عموميت داشته باشد باز هم موقعيت سياست فناوري مستلزم اين است که دولت ها بتوانند مقدار اين سرريز را در بازارهاي مختلف اندازه گيري کنند. اندازه گيري و محاسبه مقدار سرريز فناوري بسيار مشکل است. علاوه بر اين بدون محاسبه دقيق سرريز فناوري ممکن است نظام سياست گذاري به قطع يارانه شرکت هايي با بيش ترين آثار جانبي مثبت توليد اقدام کند.
يکي از انواع سياست هاي فناوري، که بيش تر اقتصاددانان موافق آن هستند، حمايت از حق ثبت اختراع است. قوانين ثبت حق انحصاري اختراع، از حقوق مخترعين حمايت مي کنند و به آن ها اجازه مي دهند تا در يک دوره زماني از منافع جاري اختراع خود بهره مند شوند. وقتي شرکتي اختراعي جديد را عرضه مي کند، حق ثبت اين اختراع بيش ترين منافع اقتصادي را براي شرکت به همراه دارد. در اين حالت مي گوييم حق انحصاري اختراع با اعطاي حق مالکيت اختراع به شرکت، آثار جانبي را داخلي کرده است. اگر ساير شرکت ها بخواهند از اين اختراع جديد استفاده کنند بايد با اجازه شرکت مبتکر و يا پرداخت حق امتياز آن را به کار ببرند. به اين ترتيب نظام مثبت اختراعات موجب تشويق بيش تر شرکت ها براي پژوهش و فعاليت در زمينه پيشرفت هاي فناوري خواهد شد.

آثار جانبي مصرف
تاکنون درباره ي آثار جانبي توليد صحبت کرديم. برخي از آثار جانبي مربوط به مصرف اند. به طور مثال مصرف نوشابه هاي الکي آثار جانبي منفي بر مصرف کنندگان دارد به طوري که بر نحوه رانندگي آن ها اثر مي گذارد و جان ساير افراد را به خطر مي اندازد. مصرف کالايي به نام «آموزش» داراي آثار جانبي مثبت است. جامعه آموزش ديده، نظام دولتي و حکومتي بهتري دارد که منافع آن نصيب همه مردم خواهد شد.
تجزيه و تحليل آثار جانبي مصرف، مشابه تجزيه و تحليل آثار جانبي توليد است. همان طور که در نمودار 4 ملاحظه مي کنيد، منحني تقاضا نشان دهنده ارزش اجتماعي کالا نيست. بخش (الف) نمودار، حالت آثار جانبي منفي معرف الکل را نشان مي دهد. در اين حالت ارزش اجتماعي کم تر از ارزش خصوصي، و مقدار بهينه اجتماعي کم تر از مقدار تعيين شده توسط بازار خصوصي است. بخش (ب) نمودار، حالت آثار جانبي مثبت مصرف مانند مصرف آموزش را نشان مي دهد. در اين حالت ارزش اجتماعي بيش تر از ارزش خصوصي، و مقدار بهينه اجتماعي بيش تر از مقدار تعيين شده توسط بازار خصوصي است.
در اين جا نيز دولت مي تواند شکست يا ناتواني بازار را با داخلي کردن آثار جانبي مصرف اصلاح کند. واکنش مناسب با وجود آثار جانبي مصرف، مشابه حالت آثار جانبي توليد است. براي حرکت دادن تعادل بازار به سمت بهينه اجتماعي با وجود آثار جانبي منفي مصرف بايد از ماليات، و با وجود آثار جانبي مثبت مصرف بايد از يارانه استفاده کنيم. سياست هاي دولت به صورت زيرند:
مصرف الکل بايد مشمول ماليات زياد و آموزش مشمول يارانه (از طريق احداث مدارس دولتي و پرداخت کمک هزينه تحصيلي به دانشجويان) قرار گيرد.
از توضيحات فوق نتايج مفيد زير گرفته مي شود: آثار جانبي منفيِ توليد يا مصرف باعث مي شوند تا بازارها مقاديري بيش از نياز جامعه توليد کنند. آثار جانبي مثبتِ توليد و مصرف باعث مي شوند تا بازارها مقاديري کم تر از نياز جامعه توليد کنند. براي حل مشکل، دولت با وضع ماليات براي کالاهايي که آثار جانبي منفي دارند و پرداخت يارانه به کالاهايي که آثار جانبي مثبت دارند، اين آثار را داخلي مي کند.
آثار جانبي توليد و کارايي بازار
نمودار 4 آثار جانبي مصرف. بخش (الف) نشان دهنده بازار نوشابه هاي الکي با اثر جانبي منفي است. منحني هزينه اجتماعي زيرِ منحني تقاضا قرار دارد و مقدار بهينه اجتماعي (QOP) کم تر از مقدار تعادلي بازار (QM) است.
در بخش (ب) نمودار بازار آموزش با آثار جانبي مثبت ديده مي شود. منحني هزينه اجتماعي بالاي منحني تقاضا قرار دارد و مقدار بهينه (QOP) بزرگ تر از مقدار تعادلي بازار (QM) است.
منبع مقاله :
منکيو، گريگوري، (1391)، کليات علم اقتصاد، ترجمه: حميدرضا ارباب، تهران: نشرني، چاپ اول.



 

 



ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.