«بِسمِ اللّهِ الرَّحمٰنِ الرَّحیمِ»
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین
سیما بقیة الله الاعظم روحی له الفداء
نمای کلی
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۶): دل ندادن به هر تحلیلی
قرآن: به هر سخنی گوش ندهید
خطر دشمن پنهان
منافقان چگونه میتوانند بر جامعه اثر بگذارند؟
خطر دشمن پنهان
منافقان چگونه میتوانند بر جامعه اثر بگذارند؟
منافق فقط حرف نمیزند؛ فضای فکری میسازد
از کجا بفهمیم یک تحلیل انحرافی است؟
رابطه تحلیلها و آرزوها
اعتراض کنید؛ اما با عقل و قلب خودتان
سه نتیجه مهم این معیار قرآنی
۱- مسئولان باید مراقب مبانی تحلیل خود باشند
۲- مردم باید مبانی فکری و عملکرد مسئولان را رصد کنند
۳- اعتراضات مردمی باید هوشمندانه باشد
۲- مردم باید مبانی فکری و عملکرد مسئولان را رصد کنند
۳- اعتراضات مردمی باید هوشمندانه باشد
معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۶): دل ندادن به هر تحلیلی
این نوشتار، آخرین حلقه از مجموعه ششگانه «معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی» است. در مقالات پیشین، ابتدا از «حق اعتراض» از منظر قرآن سخن گفتیم و سپس چهار معیار مهم دیگر را بررسی کردیم:
۱- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۱): حق اعتراض در قرآن
۲- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۲): ولایت الهی
۳- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به ظالمان
۴- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
۵- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۵): حفظ امید
۶- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۶): دل ندادن به هر تحلیلی
۲- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۲): ولایت الهی
۳- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۳): عدم تکیه به ظالمان
۴- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۴): عدم اطاعت از کفار و منافقان
۵- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۵): حفظ امید
۶- معیارهای قرآنی برای اعتراضات مردمی (۶): دل ندادن به هر تحلیلی
در این مقاله به معیاری میرسیم که شاید بیش از آنچه تصور میکنیم با زندگی روزمره و رفتار سیاسی ما درگیر باشد: مراقبت از خوراک فکری و قلبی خود.
قرآن به ما یاد میدهد همانطور که باید مراقب باشیم چه چیزی میخوریم، باید حواسمان باشد چه چیزی میشنویم، چه تحلیلی را وارد ذهن خود میکنیم و به چه کسی اجازه میدهیم آرامآرام نگاه ما به جهان را شکل دهد.
به زبان ساده: به هر سخنی گوش نسپارید و به هر تحلیلی دل ندهید.
یک نکته پیش از ورود به بحث
همانگونه که در مقالات گذشته نیز گفتیم، معیارهایی که در این مجموعه مطرح میشوند، اختصاص به اعتراضات مردمی ندارند. اینها معیارهای بالادستی قرآن برای زندگی، دینداری و کنش اجتماعی انسانند و اعتراض سیاسی تنها یکی از میدانهای کاربرد آنها است.
به همین دلیل ممکن است در ابتدا چند قدم از مسئله اعتراض فاصله بگیریم، اصل قرآنی را توضیح دهیم و سپس دوباره به موضوع اعتراضات برگردیم.
اتفاقاً اگر اصل را درست بفهمیم، کاربرد آن در اعتراضات بسیار روشنتر خواهد شد؛ زیرا در یک اعتراض اجتماعی فقط این مهم نیست که «به چه چیزی اعتراض میکنیم»، بلکه این هم مهم است که تحلیل خود را از چه کسی گرفتهایم، چه کسی برای ما مسئلهسازی کرده، چه کسی اولویتها را تعیین کرده و چه کسی به خشم و مطالبه ما جهت داده است.
قرآن: به هر سخنی گوش ندهید
گاهی تصور میشود قرآن انسان را دعوت کرده است که هر سخنی را بشنود و بعد از میان آنها بهترین را انتخاب کند؛ معمولاً هم برای این برداشت به آیه معروف سوره زمر استناد میشود:«الَّذینَ یَستَمِعونَ القَولَ فَیَتَّبِعونَ أَحسَنَهُ»
آنان که سخن را میشنوند و بهترینِ آن را پیروی میکنند.
آنان که سخن را میشنوند و بهترینِ آن را پیروی میکنند.
اما این برداشت، دست کم با مجموعه آموزههای قرآن درباره «شنیدن» سازگار نیست. قرآن در موارد متعددی نه تنها انسان را به شنیدن هر سخنی دعوت نمیکند، بلکه صریحاً فرمان میدهد که از برخی شنیدهها فاصله بگیرد و گوش خود را در اختیار هر سخنی قرار ندهد. برای مثال خداوند میفرماید:
«وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ إِنَّ السَّمعَ وَالبَصَرَ وَالفُؤادَ کُلُّ أُولٰئِکَ کانَ عَنهُ مَسئولًا»
و از آنچه به آن علم نداری، پیروی مکن. چون گوش و چشم و دل، همه اینها مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. (سوره اسراء، آیه ۳۶)
و از آنچه به آن علم نداری، پیروی مکن. چون گوش و چشم و دل، همه اینها مورد بازخواست قرار خواهد گرفت. (سوره اسراء، آیه ۳۶)
گوش، چشم و دل انسان ابزارهایی رهاشده و بیمسئولیت نیستند؛ انسان درباره آنها بازخواست خواهد شد. یعنی انسان حق ندارد چشم به هر چه دوست دارد بدوزد یا گوش به هر سخنی باز کند و به هر چه خواست دل دهد. در جای دیگر، یکی از صفات مؤمنان را اینگونه بیان میکند:
«وَإِذا سَمِعُوا اللَّغوَ أَعرَضوا عَنهُ ...»
وقتی سخن بیهوده میشنوند، از آن روی میگردانند. (سوره قصص، آیه ۵۵)
وقتی سخن بیهوده میشنوند، از آن روی میگردانند. (سوره قصص، آیه ۵۵)
و حتی در جایی دستور بسیار صریحتری میدهد:
«وَقَد نَزَّلَ عَلَیکُم فِی الکِتابِ أَن إِذا سَمِعتُم آیاتِ اللَّهِ یُکفَرُ بِها وَیُستَهزَأُ بِها فَلا تَقعُدوا مَعَهُم حَتّىٰ یَخوضوا فی حَدیثٍ غَیرِهِ إِنَّکُم إِذًا مِثلُهُم ...»
و خداوند در قرآن [این حکم را] بر شما نازل کرده است که هرگاه شنیدید آیات خدا مورد انکار یا تمسخر قرار میگیرد، با آنان همنشینی نکنید تا به سخن دیگری بپردازند، وگرنه، شما هم مانند آنان خواهید بود. (سوره نساء، آیه ۱۴۰)
و خداوند در قرآن [این حکم را] بر شما نازل کرده است که هرگاه شنیدید آیات خدا مورد انکار یا تمسخر قرار میگیرد، با آنان همنشینی نکنید تا به سخن دیگری بپردازند، وگرنه، شما هم مانند آنان خواهید بود. (سوره نساء، آیه ۱۴۰)
بنابراین انسان عاقل عقل و قلب خود را بیدر و پیکر در اختیار هر گویندهای قرار نمیدهد.
توضیح تفصیلی این مسئله و معنای صحیح آیه «الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه» بحث مستقلی میطلبد. برای مطالعه بیشتر میتوانید به مقاله «بازنگری در آیه الذین یستمعون القول فیتبعون أحسنه» مراجعه کنید.
با این مقدمه، سراغ یکی از مهمترین مصادیق این مسئله در قرآن برویم.

خطر دشمن پنهان
تشخیص دشمن خارجی معمولاً آسانتر است. کسی که آشکارا خود را در جبهه مقابل تعریف کرده، لااقل هویتش روشن است.مشکل سختتر آنجا است که افرادی درون جامعه اسلامی زندگی میکنند، با زبان جامعه سخن میگویند و چه بسا ظواهر مشترکی نیز با مؤمنان داشته باشند، اما آرمانها، تحلیلها و مطلوبهای اصلی آنان از جای دیگری آمده باشد.
قرآن درباره چنین جریانی بسیار سخن گفته است و یکی از مهمترین سورهها در این زمینه، سوره توبه است؛ سورهای که بخش قابل توجهی از آن به شناخت جریان نفاق، رفتار آن و نحوه مواجهه جامعه مؤمنان با آن اختصاص دارد.
برای آشنایی کلیتر با فضای این سوره میتوانید مقاله «نگاهی به سوره توبه» را مطالعه کنید.
اما اینجا میخواهیم تنها روی یک نکته بسیار مهم تمرکز کنیم:

منافقان چگونه میتوانند بر جامعه اثر بگذارند؟
بیاید از تبوک شروع کنیم؛ ماجرا از جایی آغاز میشود که رسول خدا (صلیالله علیه و آله) فرمان حرکت به سوی تبوک را صادر میکنند. مسیر طولانی است، شرایط سخت است و درست در همین وضعیت، منافقان و برخی از مؤمنان اهل تردید شروع به بهانهتراشی و سنگین کردن فضای جامعه میکنند.خداوند در این شرایط مؤمنان را با لحنی بسیار جدی مخاطب قرار میدهد:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا ما لَکُم إِذا قیلَ لَکُمُ انفِروا فی سَبیلِ اللَّهِ اثّاقَلتُم إِلَى الأَرضِ أَرَضیتُم بِالحَیاةِ الدُّنیا مِنَ الآخِرَةِ فَما مَتاعُ الحَیاةِ الدُّنیا فِی الآخِرَةِ إِلّا قَلیلٌ»
ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا هنگامی که به شما گفته میشود در راه خدا حرکت کنید، سنگین و زمینگیر میشوید؟ آیا به جای آخرت به زندگی دنیا رضایت دادهاید؟ بهره زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست. ﴿سوره توبه ، آیه ٣٨﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید! چرا هنگامی که به شما گفته میشود در راه خدا حرکت کنید، سنگین و زمینگیر میشوید؟ آیا به جای آخرت به زندگی دنیا رضایت دادهاید؟ بهره زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست. ﴿سوره توبه ، آیه ٣٨﴾
آیه تکاندهنده است. انسان باید گاهی از خودش بپرسد: چرا در بعضی کارهای الهی اینقدر سنگین میشوم؟ چرا انگیزه ندارم؟ چرا جامعهای که روزی برای آرمانهای خود هزینه میکرد، ممکن است به نقطهای برسد که احساس خستگی و بیرمقی کند؟
خداوند بلافاصله هشدار را شدیدتر میکند:
«إِلّا تَنفِروا یُعَذِّبکُم عَذابًا أَلیمًا وَیَستَبدِل قَومًا غَیرَکُم وَلا تَضُرّوهُ شَیئًا ۗ وَاللَّهُ عَلىٰ کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ»
اگر [به سوی میدان جنگ] نشتابید، خداوند شما را به عذابی دردناک گرفتار میکند و گروه دیگری را جایگزین شما میکند و شما [با ترک جبهه،] هیچ زیانی خدا نمیرسانید و خداوند بر هر چیزی توانا است. (سوره توبه ، آیه ۳۹)
پیام روشن است: خدا برای حفظ دین خود محتاج ما نیست. اگر مردمی وظیفه خود را کنار بگذارند، خداوند میتواند مردمی دیگر را وارد میدان کند و این افتخار را نصیب آنان سازد.
امروز، تاریخ گواهی میدهد که این وعده تحقق یافته است؛ مردم عصر رسول خدا (ص) از این افتخار محروم شدند و اکنون اسلام ناب محمدی به دست مردم مؤمن ایران ترویج میشود. بر اساس روایات اهلبیت عصمت و طهارت (ع)، مردم ایران همان قوم جایگزینی دانسته شدهاند که خداوند در این آیه و نیز در آیاتی از سورههای مائده و محمد، از ظهور و نقشآفرینی آنان خبر داده است (ر.ک: روایات ذیل آیه ۵۴ سوره مائده و آیه ۳۸ سوره محمد).
درباره تطبیق روایات مربوط به این آیات و مسئله قومی که در دورههای بعد به یاری دین خدا برمیخیزند، بحث مستقلی وجود دارد. بخشی از این مسئله در پایان مقاله «سوره إسراء؛ خبر از جنگ ایران و اسرائیل در آخرالزمان» توضیح داده شده است و علاقهمندان میتوانند به آن مراجعه کنند.

منافق فقط حرف نمیزند؛ فضای فکری میسازد
در ادامه همین آیات، قرآن درباره منافقانی سخن میگوید که از همراهی با سپاه اسلام سر باز زدهاند. سپس نکتهای عجیب بیان میکند: شاید نیامدن آنان اصلاً به نفع شما بوده است! چرا؟خداوند میفرماید:
«لَو خَرَجوا فیکُم ما زادوکُم إِلّا خَبالًا وَلَأَوضَعوا خِلالَکُم یَبغونَکُمُ الفِتنَةَ وَفیکُم سَمّاعونَ لَهُم وَاللَّهُ عَلیمٌ بِالظّالِمینَ»
اگر منافقان همراه شما برای جنگ بیرون آمده بودند، جز فساد و آشفتگی چیزی بر شما نمیافزودند و به سرعت در میان شما نفوذ میکردند تا فتنه ایجاد کنند؛ و در میان شما کسانی هستند که به سخنان آنان بسیار گوش میدهند؛ و خداوند به ستمگران آگاه است. ﴿سوره توبه ، آیه ۴۷﴾
اگر منافقان همراه شما برای جنگ بیرون آمده بودند، جز فساد و آشفتگی چیزی بر شما نمیافزودند و به سرعت در میان شما نفوذ میکردند تا فتنه ایجاد کنند؛ و در میان شما کسانی هستند که به سخنان آنان بسیار گوش میدهند؛ و خداوند به ستمگران آگاه است. ﴿سوره توبه ، آیه ۴۷﴾
اینجا قرآن انگشت روی نقطه اصلی میگذارد. منافق چگونه موفق میشود؟ فقط با سخن گفتن؟ نه.
بلکه منافق وقتی موفق میشود که برای سخنش گوش آماده پیدا کند.
اگر جامعهای هر تحلیل را وارد ذهن خود نکند، هر شایعهای را تکرار نکند و هر چارچوب فکری را نپذیرد، بسیاری از فتنهها پیش از آن که بزرگ شوند از کار میافتند.
تعبیر «وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ» فقط درباره رسیدن صدا به گوش نیست؛ سخن از گوشهای پذیرا است؛ کسانی که مرتکب این کار میشنوند، اثر میپذیرند و کمکم جهان را با همان عینکی میبینند که آن جریان برایشان ساخته است؛ این دقیقاً همان نقطهای است که بحث ما به اعتراضات مردمی گره میخورد.
ممکن است اصل یک اعتراض درست باشد؛ ممکن است واقعاً خطا، ظلم یا نابسامانیای وجود داشته باشد. اما سؤال بعدی این است: چه کسی دارد این اعتراض را تفسیر میکند؟ چه کسی برای آن هدف تعیین میکند؟ چه کسی شعار میسازد؟ و چه کسی میخواهد بر موج یک مطالبه درست سوار شود و آن را به مقصد دیگری ببرد؟

از کجا بفهمیم یک تحلیل انحرافی است؟
قرار نیست هرکس با ما اختلاف نظر داشت، فوراً به نفاق متهم شود. چنین روشی نه عاقلانه است و نه قرآنی. اما برای تحلیلها میتوان چند سؤال ساده مطرح کرد:- آیا این تحلیل، جهان و انسان را با معیارهای قرآن میسنجد یا همه آرمانهای خود را از تمدنی میگیرد که اساساً تعریف دیگری از انسان و سعادت دارد؟
- آیا ضعفها را برای اصلاح نشان میدهد یا چنان تصویر سیاهی میسازد که نتیجهاش جز یأس، انفعال و بریدن از جامعه مؤمنان نیست؟
- آیا خوبیها و بدیها را با یک معیار میسنجد یا خطای خود و حزب خود را توجیه و خطا را متوجه اصل انقلاب و راه مردم میکند؟
- و مهمتر از همه، این تحلیل در نهایت ما را به چه مقصدی میرساند؟
گاهی دو نفر درباره یک مشکل واحد سخن میگویند، اما یکی به دنبال اصلاح است و دیگری همان مشکل را پلهای میکند برای تغییر همه مبانی و آرمانهای جامعه.

رابطه تحلیلها و آرزوها
انسان معمولاً با کسانی احساس نزدیکی بیشتری میکند که رؤیای مشترکی با او دارند. اینجاست که مسئله پیچیدهتر میشود.ممکن است کسی در زندگی فردی اهل نماز، عبادت و دیانت باشد، اما تصویر او از جامعه مطلوب، پیشرفت، خانواده، اقتصاد، آزادی و سعادت کاملاً از تمدنی گرفته شده باشد که مبانی آن با توحید فاصله جدی دارد. در چنین وضعیتی طبیعی است که تحلیل او از مشکلات جامعه نیز آرامآرام با همان الگو شکل بگیرد.
سخن این نیست که هر آنچه در غرب تولید شده باطل است یا نباید از تجربه و دانش دیگر ملتها استفاده کرد. مسئله، تسلیم شدن در برابر چارچوب فکری و تعریف آنان از انسان و جامعه مطلوب است.
حتی در خود جوامع غربی نیز نقدهای جدی درباره پیامدهای تمدن مدرن شکل گرفته است؛ از فرسایش پیوندهای اجتماعی و گسترش بحرانهای سلامت روان گرفته تا مشکلات زیستمحیطی، دگرگونی در روابط انسانی، تضعیف مفاهیمی همچون خویشاوندی، خانواده، پدری و مادری، و گسترش پدیدههایی چون بیخانمانی، بیهویتی و پوچگرایی. این مسائل از جمله پیامدهایی است که منتقدان، آنها را با تمدن مادی و نظام سرمایهداری مرتبط دانستهاند و گزارشهای نهادها و سازمانهای بینالمللی نیز بارها نسبت به ابعاد مختلف آنها هشدار دادهاند.
پس این که یک الگو «مدرن» یا «غربی» است، به خودی خود دلیل درستی آن نیست؛ همانطور که صرفاً خارجی بودن یک تجربه نیز دلیل باطل بودن آن نیست. مسئله اصلی این است که چه مبانیای را بر ذهن ما حاکم میکند و ما را به چه مقصدی میبرد.

اعتراض کنید؛ اما با عقل و قلب خودتان
جامعه اسلامی هیچگاه از وجود جریانهای دنیاطلب، منافق یا شیفته الگوهای مادی کاملاً خالی نخواهد شد. قرآن نیز وعده نداده که چنین افرادی هرگز در جامعه مؤمنان حضور نخواهند داشت. راهحل قرآن چیز دیگری است: آنها را بشناسید و اجازه ندهید ذهن و قلب شما را اداره کنند.این نکته در اعتراضات اهمیت دوچندان پیدا میکند.
ممکن است شما به مسئولی نقد جدی داشته باشید.
ممکن است از یک تصمیم ناراضی باشید.
ممکن است حقی ضایع شده باشد و حتی اعتراض شما مصداق امر به معروف و نهی از منکر باشد.
اما همینجا باید هوشیار بود. نباید اجازه داد کسانی که مقصدشان با مقصد شما متفاوت است، احساسات شما را مدیریت کنند، شعار شما را بنویسند و برای حرکت شما پایانبندی تعیین کنند.
حق اعتراض داشتن، به معنای حق تعطیل کردن عقل نیست.
سه نتیجه مهم این معیار قرآنی
این اصل قرآنی دستکم سه نتیجه مهم برای جامعه اسلامی دارد:۱- مسئولان باید مراقب مبانی تحلیل خود باشند
مسئول جامعه اسلامی نمیتواند مسائل کلان کشور را با چارچوبهایی تحلیل کند که غایت انسان و جامعه را اساساً چیزی متفاوت از غایت توحیدی تعریف میکنند و سپس همان الگوها را بی کم و کاست نسخه جامعه اسلامی قرار دهد. البته این سخن به معنای کنار گذاشتن علوم، تجربه بشری یا دستاوردهای سایر ملتها نیست. عقل و تجربه، هرجا مفید باشند، قابل استفادهاند؛ اما جهت، غایت و مبانی تحلیل کلان جامعه اسلامی نمیتواند از یک جهانبینی مادی وام گرفته شود.۲- مردم باید مبانی فکری و عملکرد مسئولان را رصد کنند
مردم باید ببینند مسئولی که برای کشور تصمیم میگیرد، جامعه مطلوب را چگونه تعریف میکند.- پیشرفت از نگاه او چیست؟
- خانواده چه جایگاهی دارد؟
- استقلال چه ارزشی دارد؟
- رابطه دین و زندگی اجتماعی را چگونه میبیند؟
- آیا حل مشکلات را در تقویت ظرفیتهای جامعه میجوید یا در شبیهتر شدن هرچه بیشتر به الگوی تمدنی دیگر؟
اگر مسئولی گرفتار تحلیلهای نادرست است باید به او تذکر داد؛ و اگر بر اساس مبانی صحیح، عاقلانه و دلسوزانه حرکت میکند باید از او حمایت کرد.
۳- اعتراضات مردمی باید هوشمندانه باشد
این شاید مهمترین نتیجه بحث ما باشد. اگر اعتراض ما برای اصلاح و در راستای امر به معروف و نهی از منکر است، نمیتوانیم نسبت به منبع تحلیل، شعار و جهت حرکت خود بیتفاوت باشیم. باید از خودمان بپرسیم:- این مطالبه از کجا آمده؟
- این تحلیل را چه کسی ساخته؟
- این شعار ما را به کجا میبرد؟
- چرا فلان رسانه ناگهان دلسوز مسئله ما شده است؟
- آیا کسی میخواهد از یک درد واقعی، برای مقصدی کاملاً متفاوت استفاده کند؟

قرآن نمیگوید چشم خود را بر مشکلات ببندید. نمیگوید نقد نکنید. نمیگوید اعتراض نکنید. بلکه میگوید حتی هنگامی که اعتراض میکنید، گوش و عقل و قلبتان را به دیگری نسپارید. ممکن است انسان با زبان خودش فریاد بزند، اما سخنی را فریاد بزند که دیگری در ذهن او گذاشته است. این همان خطری است که آیه کوتاه اما عمیق سوره توبه به ما هشدار میدهد:
«وَفِیکُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ»
در میان شما کسانی هستند که گوششان برای آنان آماده است.
در میان شما کسانی هستند که گوششان برای آنان آماده است.
پس اعتراض مؤمنانه فقط اعتراض به موقع و بهحق نیست؛ اعتراضی است که تحلیل، هدف، زبان و جهت آن نیز از عقل مؤمن و معیارهای الهی برخاسته باشد.