اخلاق سياسي امام علي عليه السلام (با تکيه بر برنامه مالک اشتر)(قسمت اول)
مفهوم شناسي اخلاقي سياسي در اسلام
بر اين اساس، مراد از اخلاقي کردن سياست تنظيم روابط سياسي، اجتماعي و اقتصادي بر پايه اخلاق و عدالت است. (3)
پيام متن:
جايگاه اخلاقي سياسي در اسلام
امام اين هدف والا را با شيوه هاي اخلاقي درست و ويژه اي پي گيري کرد. عناصر شيوه اخلاقي حضرت در حکومت و سياست مداري، نشان از تلفيق آرمان با واقعيت دارد و اعلان مي کند که امام علي عليه السلام آرمان گرايي واقع بين بود. بنابراين، شناخت عناصر عملي اخلاقي کردن سياست در دوران زمامداري حضرت، اهميتي دو چندان مي يابد.
مؤلفه هاي اخلاقي کردن سياست در شيوه حکومتي امام عليه السلام، با مفاهيمي چون حق جويي، عدالت محوري، ابزار انگاري قدرت، تقواي سياسي، کرامت انساني، مردم گرايي، صلح مداري، عهد مندي و مصلحت سنجي همراه است. از اين رهگذر، هر حکومت سياسي که بدون اين مؤلفه ها باشد با حکومت علوي فاصله زيادي خواهد داشت .
پيام متن:
مؤلفه هاي نه گانه اخلاقي کردن سياست، در شيوه حکومتي حضرت علي عليه السلام
اخلاق و دين در حکومت حضرت علي عليه السلام جلوه اي پررنگ داشت و اين اخلاق سياسي آن امام معصوم عليه السلام، بر آمده از عناصري بود که مهم ترين آنها عبارتند از :
1. حق جويي
وقتي از حق به معناي باري تعالي سخن گفته شود، مفهوم خدا محوري به ذهن مي رسد. خدا محوري وترس از پروردگار، در بسياري از سخنان مولا آشکارا ديده مي شود. (6) و امام علي عليه السلام به اثبات رساند که در همه زندگي اش هيچ گاه از ياد خدا غافل نشد.(7) آن حضرت در پي توجه به خالق هستي ونيز مزرعه آخرت انگاشتن دنيا، دنيا و داشته هايش را به هيچ مي انگاشت و از آن، چونان راه رسيدن به مقصود بهره مي برد.(8) آخرت محوري آن امام همام، نه تنها در وجودش ريشه دوانده بود، سبب سفارش هاي آخرت مدارانه اش به زمام داران و مردم نيز شد .
همچنين حق اگر به معناي حقيقت و واقع، ضد باطل و راستي ودرستي باشد، نيز بارها در سخنان حضرت علي عليه السلام بدان اشاره شده است .
با توجه به اين معنا، زمامداران جامعه علوي به پرهيز از گفتار خلاف واقع و گزينش مشاوراني که به حق تذکر مي دهند، گرچه تلخ باشد، سفارش مي شوند، (9) از نمونه هاي آشکار اين معنا، نفي دروغ گويي و فريب کاري است. اين جلوه، نخستين امام را به دوري از نيرنگ زني و عوام فريبي واداشت.(10) در حالي که شم سياسي بالاي حضرت، او را از حيله و نيرنگ دشمنان آگاه مي ساخت، اعتقادش به چنين حقي (نفي فريب) مانع از مقابله به مثل وي مي شد.(11)
حال اگر حق، با بهره و نصيب مترادف باشد، مي تواند حقوق الاهي و انساني از نگاه اميرمؤمنان را در برگيرد. در حقوق الاهي، مسئوليت داشتن بندگان در برابر خداوند، يکي از برترين حقوق به شمار مي آيد. در حقوق انساني نيز مي توان به حقوق متقابل مردم و زمامداران اشاره کرد و همچنين حقوق ديگر طبقه هاي جامعه چون ارتشيان، کارمندان و قاضيان را مد نظر قرار داد. حق جويي علي عليه السلام در اين معنا، با موظف شدن سياست مداران به رساندن حق همه گروه هاي جامعه، رنگ روشني به خود مي گيرد.(12) بدين ترتيب، همه افراد جامعه از حق آزادي بهره مند مي شوند، البته با مسئوليت در برابر خداوند. (13) احقاق حق آزادي افراد جامعه در نگاه امير مؤمنان علي عليه السلام چنان مهم و ضروري است که تهديد آزادي هاي مردم و نقض حقوق آنان، يکي از آسيب هاي جدي هر حکومتي به شمار مي آيد.(14)
در مجموع به نظر مي رسد که وجود موازين حق با سه معناي ياد شده، در گفتار و کردار اميرالمؤمنين علي عليه السلام، سند محکمي بر حق جويي آن حضرت است. اين سند نشان مي دهد که حق طلبي يکي از اساسي ترين ارکان اخلاق سياسي امام علي عليه السلام به شمار مي رود.
پيام متن:
2. عدالت محوري
آن حضرت در سفارش خود به کارگزاران سياسي اش، گسترش و استقرار عدالت در جامعه را مطرح مي کند (20) و از آنان مي خواهد که اجراي حق و عدالت و جلب رضايت افراد جامعه، در نزدشان از محبوب ترين کارها باشد. (21) امام علي عليه السلام براي اينکه بفهماند عدالت ، عنصر ذاتي و مهم ترين رکن سياست است،(22) هيچ مصلحتي را بالاتر از حق و عدالت قرار نداد. (23)
عدالت محوري، از نگاه حضرت آن قدر اهميت دارد که مي فرمايد: حاضر نيستم حتي لحظه اي از سيره پيامبر که مبناي عدالت است، کناره گيرم ». (24)
بنابراين، زمام دارانش را موظف مي کند تا از حکومت هاي عادله پيش از خود درس بياموزند (25) و در چيزي که با ديگران برابرند، خود را برتر نپندارند. (26) برابر انگاري حضرت تا جايي پيش رفت که در اجراي عدالت ميان دوست و دشمن ، يعني عقيل و معاويه تفاوتي ننهاد(27) و به اين باور رسيد که «الزم الحق من لزمه من القريب و البعيد.»(28) «هر که ملازم حق باشد، ملازم او باش، چه از نزديکان باشد و چه از دور دستان .»
تأکيد امير مؤمنان علي عليه السلام بر عدالت امام خميني رحمه الله را بر آن داشت که در بيان جلوه هاي عدالت محوري آن حضرت اشاره کند به مبارزه هاي آن بزرگوار با ظلم و بيدادگري و برتري هاي طبقاتي، دفاع و پشتيباني بي دريغ وي از مظلومان و ستم ديدگان و همچنين دست گيري هايي که از گروه هاي محروم و رنج ديده اجتماع مي کرد. (29) پاي بندي عادل ترين مردم به موازات عدالت، سبب شد تا وي به خاطر شدت عدالتش، در محراب عبادتش به شهادت برسد. در نتيجه، به نظرمي آيد بتوان عدالت محوري امام علي عليه السلام را به عنوان عنصري اساسي در اخلاقي کردن سياست به شمار آورد.
پيام متن:
پی نوشت:
1- سيد علي اصغر کاظمي، اخلاق و سياست انديشه سياسي در عرصه عمل، تهران، قومس، 1376، ص 72.
2- حسين بشيريه، آموزش دانش سياسي، تهران، مؤسسه نگاه معاصر، 1380، ص 26.
3- مقصود رنجبر، اخلاق سياسي (چشم انداز امام علي عليه السلام )، تهران، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1381 ، ص 14.
4-اخلاق و سياست؛ انديشه سياسي در عرصه عمل، ص 36.
5- لسان العرب، ماده حق؛ فرهنگ عميد ، واژه حق.
6- مترجم محمد دشتي، نهج البلاغه، قم، انشارات آل علي، 1383، حکمت 242، ص 485 و حکمت 383، ص 517.
7- همان، خطبه 175 ، ص 235.
8- نهج البلاغه، حکمت 462 ، ص 529.
9- همان، نامه 53 ، ص 407.
10- همان، خطبه 200، ص 301.
11- داوود الهامي، علي ترسيم گر سياست واقعي اسلام، مکتب اسلام، ش 398 ، ص 14.
12- همان ، ص 407.
13- جامعه آرماني، دانش نامه امام علي عليه السلام، ج 6، ص 178.
14-سيد صادق حقيقت، آسيب شناسي حکومت، دانش نامه امام علي عليه السلام، ص 89.
15-همان، حکمت 437 ،ص 527 و نامه 53 ، ص 421.
16-ناصر قربان نيا، عدالت حقوقي، تهران، مؤسسه فرهنگي دانش و انديشه معاصر، 1380، ص 29، نامه 53 ، ص 412.
17-نهج البلاغه ، نامه 31 ، صص 375-377.
18- مرتضي مطهري، صد گفتار (خلاصه آثار شهيد مطهري، (دفتر اول)، تهران، دانشگاه امام صادق عليه السلام، 1379، صص 1-60.
19- جرج جرداق، صداي عدالت انساني، مترجم هادي خسروشاهي، نشر خرم، 1376، ج 2، ص 14.
20- نهج البلاغه، نامه 53 ، ص 409 و 413.
21- محمد تقي جعفري تبريزي، حکمت اصول سياسي اسلام، تهران : بنياد نهج البلاغه، 1373 ، ص 217.
22- اخلاق سياسي (چشم انداز امام علي عليه السلام )، ص 37.
23- اخلاق و سياست: انديشه سياسي در عرصه عمل، ص 167.
24- صد گفتار، ص 61.
25- نهج البلاغه، نامه 53 ، ص 421.
26- همان.
27- محمد صالح موسوي خويي، پيشين ، ص 88 .
28- نهج البلاغه، نامه 53 ، ص 411.
29- احمد رضا کشوري، اصول سياسي در عهد امام علي عليه السلام، قم، وثوق، 1379، ص 7 ، به نقل از : روح الله خميني، صحيفه نور.
/خ