مسیر جاری :
چرا شب ها غذای فست فودی و ناسالم وسوسه انگیزتر می شود؟
تنها ماندن بچه در خانه: فرزند شما چه زمانی آمادگی دارد؟
شعرهای زیبا درباره وطن از شاعران مشهور؟
چرا حافظ با القابی مثل «لسانالغیب» و «خواجه» هم شناخته می شود؟
10 نشانه انتشار تشعشات هسته ای در هوا
آیا خرمالو برای روده خطرناک است؟
ستارهای در آسمان ادب؛ بزرگداشت استاد شهریار در روز شعر و ادب فارسی
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در کشور مصر؛ از فرصتهای سرمایهگذاری اقتصادی تا چالشهای نهادی
رازداری سازمانی و حفظ اسرار همکاران؛ امانت اطلاعات در محیط کار
تبریک و تسلیت به همکاران؛ نقش همدلی در افزایش بهرهوری
فال حافظ
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
دل از من برد و روی از من نهان کرد
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
متن کامل سوره مزمل با خط درشت + صوت و ترجمه
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
هنگام اذان، چه دعاهایی مستحب است که زمزمه شود؟
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
ختم سوره کوثر در روز چهارشنبه چگونه است؟
داستان
حکایت زاهد و دیو و دزد
... چنین حکایت میکنند که در زمانهای گذشته، زاهدی بود که بسیار عبادت میکرد و بیشتر عمر خود را مشغول عبادت و خواندن نماز بود. روزی از روزها این زاهد برای خریدن یک گاو از خانه بیرون رفت.
داستان
داستان موش و گربه
در زمانهای بسیار قدیم در یکی از جنگلهای بزرگ، موشی (mouse) زندگی میکرد که بسیار دانا و باهوش بود. این موش در مواقع ضروری با آگاهی و دانایی بسیار مشکلاتش را رفع میکرد و اگر دیگران نیز مشکلی داشتند به...
داستان
پیدایش جهان
روزی در یکی از ویترین های موزه ی مردم شناسی یکی از آثار دوستم تزونتل را دیدم که توضیحات زیر را بر کتیبه ای نوشته و بر آن آویخته بودند:
داستان
ماهی کوچک دریاچه
ماهی کوچکی بود بسیار حیله گر و هوشیار. درباره ی ماهیان کوچک حیله گر و مکار داستان های بسیاری گفته اند. این داستان را دوست من دون سیلوریو حکایت کرده است.
داستان
شکارافکن بی باک
دون انریک ، جز ونادو هیچ شکاری را بهتر از مرغابی وحشی دریاچه پاتزکوارو نمی داند و ونادو گوزن کوچکی است که پشمی زرین به رنگ برگ درختان پاییزی دارد.
داستان
مرگ زاپاتا
چندی پس از رسیدن به مکزیک برای یک دیدار تشریفاتی به دیدن وزیر فرهنگ رفته بودم. در یکی از سرسراهای طبقه ی دوم وزارت فرهنگ که با نقاشی های دیواری زیبای نقاش نام دار مکزیکی دیگوریورا تزئین شده است، به تماشا...
داستان
کوکاراشا
یکی بود، یکی نبود، کوکاراشایی بود که؛... باید درین جا اندکی مکث کنم و بگویم که کوکاراشا چیست. کوکاراشا سوسک مکزیکی است، سوسک بزرگی است به درازی یک انگشت. کوکاراشا اشتهای تمساح، چالاکی مار و دقت هوش یاری...
داستان
سلاح سری
- دونا خزوزا حتی یک نقل هم برایم نمانده است. لعنتی ها همه ی آنها را از من گرفتند. - پولش را دادند؟ - البته دوناخزوزا، پولش را دادند، آن هم با دلار نقره؛ مگر می توانستند پولش را ندهند.
داستان
گنج اوریزابا
در داستان ها و سرگذشت های وراکروزی همیشه پای بنژول به میان می آید. از قضا در این داستان پای پنج بنژول در میان است زیرا در برابر هر یک از ما بنژولی نهاده شده بود. در گوشه ای از کافه ی آرکوایریس
داستان
پیپیلا
- چه شده است که کشیش صبح به این زودی زنگ های کلیسا را به صدا درآورده است؟ - دون فرمن ، نمی دانم؛ هوا تازه روشن می شود.