مسیر جاری :
ستارهای در آسمان ادب؛ بزرگداشت استاد شهریار در روز شعر و ادب فارسی
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در کشور مصر؛ از فرصتهای سرمایهگذاری اقتصادی تا چالشهای نهادی
رازداری سازمانی و حفظ اسرار همکاران؛ امانت اطلاعات در محیط کار
تبریک و تسلیت به همکاران؛ نقش همدلی در افزایش بهرهوری
روش محاسبه قیمت طلا برای فروش: فرمول ساده با مثال
اسکرول های بی پایان با روح و روان ما چه می کند؟
کارهایی که زمان سیل نباید انجام دهیم
هر آنچه باید درباره روانشناسی زرد بدانید
قبل از خرید لوازم التحریر به چه نکاتی توجه کنیم؟
راهکارهای ترویج حجاب؛ ضمانت اجرا
فال حافظ
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
دل از من برد و روی از من نهان کرد
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
متن کامل سوره مزمل با خط درشت + صوت و ترجمه
هنگام اذان، چه دعاهایی مستحب است که زمزمه شود؟
ختم سوره کوثر در روز چهارشنبه چگونه است؟
ادبیات دفاع مقدس
حساب ثانيه ها را بايد داشته باشيد!
تا آمد توي آشپزخانه، شروع کرد داد و بيداد کردن که « هر چه مي خواهيد، بگوييد خودم به شما بدهم. چرا دست به وسايل من مي زنيد؟ » دوست نداشت کسي به آشپزخانه اش دست بزند. بچّه ها هم براي اين که با عمو شوخي کنند،...
ادبیات دفاع مقدس
ظاهرتان بايد آراسته باشد
آن قدر نزديک بوديم که با ژ- 3 هم مي توانستند ما را بزنند. من و اخوي براي گرفتن رمز عمليّات رفتيم زير پل و بي سيم ها را خاموش کرديم. رمز عمليّات با تلفن صحرايي قورباغه اي اعلام مي شد. رأس ساعت ده بايد تلفن...
ادبیات دفاع مقدس
تنبيه افراد بي نظم
هر وقت در درس ها به مشکلي برخورد مي کرديم و مجبور بوديم از دفتر يا جزوه ي يکي از همکلاسي ها استفاده کنيم ترجيح مي داديم دفتر او را بگيريم، چون دفترهاي او هم خيلي تميز و مرتّب بود هم بسيار خوش خط مي نوشت.
ادبیات دفاع مقدس
محاسبه ي روزانه ي اعمال
محمود در همان هفته ي اوّل تأثيرش را بر جمع گذاشته بود و نماز جماعت راه انداخته بود. هر وقت خانه بودند، به خصوص صبح، نماز را به جماعت مي خواندند. خوبي اش اين بود که به من گير نمي دادند که مثلاً پاشو نماز...
ادبیات دفاع مقدس
امام زمان (عج) نمي پذيرد
رضوي سوار وانتي شد تا از محوطه خارج شود. جلوي در ورودي توقّف کرد تا، طبق روال معمول طناب جلوي در را آزاد کند. جواني از اتاقک گوشه ي محوطه بيرون آمد و به نگهبان گفت: « مگر قرار نشد کسي بدون برگه خارج نشود؟...
ادبیات دفاع مقدس
سيلي براي اشتباه نکردن!
با رسيدن بچّه ها، حاج احمد همه را در ميدان صبحگاه پادگان دوکوهه جمع کرد تا برايشان صحبت کند و فرمانده جديد گردان مالک اشتر را به نيروها معرفي کند. با جمع شدن نيروها در محوطه صبحگاه، حاج احمد به جايگاه...
ادبیات دفاع مقدس
آقاي رئيس جمهور، ظرفتان را بشوريد!
- حاجي! الآن همه ي فرمانده ها ارتقاء رتبه پيدا کرده اند. همه سمت شان بالا رفته. همه دارند رشد مي کنند. همه مي دانند شما هم جزو کساني هستيد که شايستگي ارتقاء فرماندهي و مسؤوليّت در همه ي زمينه ها را داريد....
ادبیات دفاع مقدس
سيلي براي اشتباه نکردن!
با رسيدن بچّه ها، حاج احمد همه را در ميدان صبحگاه پادگان دوکوهه جمع کرد تا برايشان صحبت کند و فرمانده جديد گردان مالک اشتر را به نيروها معرفي کند. با جمع شدن نيروها در محوطه صبحگاه، حاج احمد به جايگاه...
ادبیات دفاع مقدس
امام زمان (عج) نمي پذيرد
رضوي سوار وانتي شد تا از محوطه خارج شود. جلوي در ورودي توقّف کرد تا، طبق روال معمول طناب جلوي در را آزاد کند. جواني از اتاقک گوشه ي محوطه بيرون آمد و به نگهبان گفت: « مگر قرار نشد کسي بدون برگه خارج نشود؟...
ادبیات دفاع مقدس
صبحگاه به ياد ماندني
منتظر نمي شد کار به سراغش بيايد، خودش به سراغ کار مي رفت. با برنامه ريزي و نظم عمل مي کرد. به هر کاري که دست مي زدند از قبل تمام جوانبش را سنجيده بود. هيچ چيز نمي توانست برنامه هاي او را تغيير دهد. (1)