مسیر جاری :
رازداری سازمانی و حفظ اسرار همکاران؛ امانت اطلاعات در محیط کار
تبریک و تسلیت به همکاران؛ نقش همدلی در افزایش بهرهوری
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در کشور مصر؛ از فرصتهای سرمایهگذاری اقتصادی تا چالشهای نهادی
روش محاسبه قیمت طلا برای فروش: فرمول ساده با مثال
اسکرول های بی پایان با روح و روان ما چه می کند؟
کارهایی که زمان سیل نباید انجام دهیم
هر آنچه باید درباره روانشناسی زرد بدانید
قبل از خرید لوازم التحریر به چه نکاتی توجه کنیم؟
راهکارهای ترویج حجاب؛ ضمانت اجرا
راهکارهای ترویج حجاب؛ آسانسازی انتخاب
فال حافظ
متن کامل زیارتنامه امام زاده صالح علیه السلام + صوت و ترجمه
دل از من برد و روی از من نهان کرد
چند داستان عبرت آموز پیرامون عاقبت شوم رابطه با نامحرم
پیش شماره شهر های استان گیلان
طریقه خواندن نماز شکسته و نیت آن
متن کامل سوره مزمل با خط درشت + صوت و ترجمه
ختم سوره کوثر در روز چهارشنبه چگونه است؟
طریقه خواندن نماز امام علی(ع) برای گرفتن حاجت
هنگام اذان، چه دعاهایی مستحب است که زمزمه شود؟
شعر
معلّمی که نور را میآوری به ارمغان
چه خوب میدهی نشان
همیشه راه و چاه را
پر از بهار میکنی
تمام سال و ماه را
شعر
فرش کوچه ها
پاره پاره شد
چتر یک درخت
چون رسیده بود
روزهای سخت
شعر
ما چهقدر چون تو بودهایم؟
تو امام اوّلی برای ما
ما به تو همیشه افتخارکردهایم
گفتهایم،
تو شجاع
گفتهایم،
تو همیشه مهربان
گفتهایم،
اهل بخشش و گذشت
شعر
سیر و سلوک...
باید دوباره برخاست
از خواب ِتوت، شیرین
همراه ِکرم ها رفت
تا عُمقِ سیب، پایین
شعر
روی ابر و باد
با قلم نی مثل روز پیش
خوشنویسی میکند بابا
روی ابر و باد یک کاغذ
مینویسد: «حضرت زهرا»
داستان
من دیگر برای خودم کسی شده ام
داداش رحیم تندی در اتاق را بست و به طرف کوچه دوید. رفتم دم در، سعید سرکوچه ایستاده بود، داداش ترک موتورش نشست و رفتند. خیالم راحت شد رفت تا آخر شب بیاید. من هم رفتم توی اتاق و در را بستم. شروع کردم به...
تعلیم و تربیت
بررسی روند رشد کودکان و مراحل تربیت جنسی
تربیت جنسی و آموزش خودمراقبتی یکی از نیازهای کنونی کودکان است که متأسفانه با کمتوجهی از سوی خانوادهها و نهادهای آموزشی زمینه بروز و ظهور آسیبهای اجتماعی و فردی فراوانی را ایجاد کرده است.
شعر
مباد که روزی از چشمان تو بیفتم
از وقتی ثانیههای خستهی من... از چشمان زیبای تو افتاده اند؛ بد جور از پا افتادهاند!
حالا به هردری میزنم... که لحظههایم به چشم بیایند...
شعر
ایمان گل...
ایمان گل کم بود... یک شاخهاش خشکید... گلبرگ خوش رنگش... در جای خود پوسید...
شعر
شعر در مورد باران
آغاز می شود... از چشم های پاک خدا... آن گاه، گل می کند در پیچ و تاب گیسوی دریا