شهدای تدارکات و پشتیبانی (8)

سرداری با پنج نشان جانبازی

در هشتم بهمن ۱۳۴۰ در روستای حصار بالای شهرستان ورامین در خانواده‌ای با صفا و مذهبی فرزندی به دنیا آمد، پدر او را مصطفی نام نهاد اما به دلیل ارادت مادر به حضرت زهرا (س) او را در منزل محسن صدا می‌زدند. مصطفی ۷
دوشنبه، 4 اسفند 1393
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
سرداری با پنج نشان جانبازی
 سرداری با پنج نشان جانبازی

 






 
شهدای تدارکات و پشتیبانی (8)
در هشتم بهمن ۱۳۴۰ در روستای حصار بالای شهرستان ورامین در خانواده‌ای با صفا و مذهبی فرزندی به دنیا آمد، پدر او را مصطفی نام نهاد اما به دلیل ارادت مادر به حضرت زهرا (س) او را در منزل محسن صدا می‌زدند. مصطفی ۷ ساله بود و چون در روستای آن‌ها مدرسه نبود هر روز همراه برادرش به روستای مجاور می‌رفتند. بعد از اتمام دوره ابتدایی خیلی از بچه‌ها درس را‌‌ رها می‌کردند و اصلا مدرسه راهنمایی هم در روستاهای مجاور نبود. اما پدر که به ادامه تحصیل فرزندانش اهمیت زیادی می‌داد اسباب زندگی را جمع کرد و راهی ورامین شدند.
مصطفی که علاقه زیادی به پدر داشت در اوقات فراغت برای کمک به مغازه می‌رفت. مغازه پدر در نزدیکی حسینیه ورامین بود. آن روز‌ها هم حسینیه و هم مغازه به پایگاههای مبارزه با رژیم ستم شاهی تبدیل شده بودند. مصطفی و دوستانش هم مصادیق فرمایش امام خمینی (ره) بودند که در سال ۴۲ فرموده بود: سربازان من در گهواره‌ها هستند.
 سرداری با پنج نشان جانبازی
بار‌ها در حال نوشتن شعار و توزیع اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (ره) مورد تعقیب عوامل رژیم قرار گرفته و با زیرکی از معرکه گریخته بود. یکبار هم که به مشهد مقدس سفر کرده بودند، پس از زیارت امام رضا (ع) و در هنگام بازگشت، تعدادی از رساله‌های حضرت امام (ره) را با خود به ورامین آورده و در میان دوستان و آشنایان خود توزیع کرده بود.
مصطفی در یک خانواده مذهبی رشد کرده بود، در کودکی مکبر نماز‌های جماعت روستا و نوحه خوان اهل بیت علیم السلام بود، در ورامین هم عضو فعال مسجد و حسینیه بود، در راهپیمایی‌ها و توزیع نوار‌ها و اعلامیه‌های امام خمینی (ره) حضور چشمگیری داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی برای کمک به روستائیان و مستضعفین، مشتاقانه به عضویت جهاد سازندگی درآمد. همزمان با اوج گیری تحرکات لیبرال‌ها و منافقین در کشور، به عنوان یکی از اعضای فعال مقابله با این گروه‌ها برای دفاع از انقلاب وارد عمل شد.
 سرداری با پنج نشان جانبازی
توطئه‌های استکبار به سرکردگی امپریالیسم روز به روز افزون‌تر می‌شد تا در شهریور ۵۹ رژیم بعثی عراق به حمایت آمریکا به ایران حمله کرد. خیلی از شهر‌های ایران میزبان آواره‌های جنگی و اهالی شهرهای مرزی شده بودند، مصطفی ضمن پذیرایی از این افراد آموزش‌های نظامی را نیز آموخت و در مهر ۵۹ به مناطق جنگی جنوب کشور اعزام گردید.
اوایل سال ۶۰ به عضویت رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شهرستان ورامین درآمد و به دلیل توانایی‌هایش به عنوان مسئول دفتر فرماندهی سپاه انتخاب شد. علی رغم تاکید فرماندهی سپاه ورامین مبنی بر نیاز به خدمات ایشان در شهر، دوباره راهی جبهه شد و پس از اعزام لشگر ۲۷ حضرت رسول (ص) به عنوان دیده‌بان توپخانه تیپ ذوالفقار شروع بکار نمود.
شجاعت حاج مصطفی باعث گردید که فرماندهی لشگر ۲۷، سردار شهید حاج ابراهیم همت او را به عنوان پیک ویژه خود منصوب نماید. با دعوت تیپ ۱۰ سیدالشهدا به عنوان رابط تیپ ۱۰ سیدالشهدا با قرارگاه کربلا و نجف اشرف و منطقه یک ثارالله انتخاب گردید. پس از مدتی به عنوان معاونت تدارکات و پشتیبانی منصوب شد و با گذشت چند ماه در این سمت به عنوان مسئول تدارکات و پشتیبانی لشگر ۱۰ سید الشهدا مسئولیت پذیرفت. در اوایل سال ۶۴ به پیشنهاد فرماندهی لشگر به عنوان فرمانده گردان مهندسی و رزمی لشگر انتخاب گردید و در اوج درگیریهای لشگر با دشمن به ویژه در عملیات‌های کربلای ۵ و عملیات‌های تکمیلی سنگر سازان بی‌سنگر همه توان خود را برای جلب رضای خداوند متعال به نمایش گذاشت.
 سرداری با پنج نشان جانبازی
این شهید بزرگوار در طول دوران دفاع مقدس چندین بار مجروح گردید؛ اولین بار در عملیات‌ام الرصاص از ناحیه پای چپ مجروح شد، در عملیات والفجر ۸ و آزاد سازی فاو شدیدا مجروح شیمیایی شد و برای مداوا به بیمارستان اهواز منتقل شد اما دلبستگی‌اش به جبهه و بچه‌های خط مقدم او را از بیمارستان به مناطق جنگی کشاند. سومین بار در عملیات آزاد سازی مهران از ناحیه دست و پهلو و پا مجروح گردید، و در عملیات کربلای ۵ از ناحیه بازو هدف تیر مستقیم دشمن قرار گرفت و مجروح شد. پنجمین بار در عملیات تکمیلی کربلای ۵، در چهاردهم اسفند ۶۵ پس از بازگشت از عملیات خاکریز درحالیکه مشغول وضو گرفتن بود با ترکش توپ دشمن آخرین وضو خود را با خون ساخت و از ناحیه سمت راست بدن شدیدا مجروح و به فوض شهادت که آرزوی دیرینه‌اش بود نائل گردید.
 سرداری با پنج نشان جانبازی
مصطفی زندگی ساده و بی‌آلایشی داشت و هیچ‌گاه گذران دنیا را سخت نمی‌گرفت، حتی مراسم ساده ازدواجش را هم در سال ۶۰ در مسجد صاحب الزمان برگزار نمود. در سال ۶۳ همسرش را نیز همراه خود به مناطق جنگی برد، و تا زمان شهادت به همراه همسر و دو فرزندش در اندیمشک زندگی می‌کردند. در کنار کارهای نظامی در جبهه، از فعالیتهای فرهنگی - تبلیغی نیز غفلت نمی‌کرد و گاهی مسئوولیت کارهای فرهنگی را نیز بر عهده می‌گرفت.
مصداق بارز " اشدا علی الکفار رحما بینهم" بود، با دوستان بسیار مهربان و در مقابل دشمن بسیار سرسخت و قاطع بود. علاقه غیر قابل وصفی به امام خمینی (ره) داشت، سرکشی به اقوام از ویژگی‌های ارزشمندش بود هربار که به مرخصی می‌آمد به همه دوستان و آشنایان سر می‌زد. اهل امر به معروف و نهی از منکر بود و تواضع و فروتنی اش در برابر حق وصف ناشدنی بود. تولی و تبری در انتخاب‌ها و برخورد‌های اجتماعی‌ اش ملاک اصلی بود. آرزوی دیرینه اش زیارت کربلای امام حسین (ع) بود. و همیشه برای شهادت خود دعا می‌کرد، مخصوصا در دو سال آخر عمر با برکتش هرگاه یکی از دوستان و همرزمانش به شهادت می‌رسید با اندوه فراوان می‌گفت: «چرا نوبت ما نمی‌شود، دیگر روی دیدن پدر و مادر دوستان شهیدم را ندارم و از آن‌ها خجالت می‌کشم....»
 سرداری با پنج نشان جانبازی
یکی از همرزمان شهید روایت می‌کند:
ایشان به حقوق دیگران چه در جبهه و چه در پشت جبهه احترام خاصی قائل می‌شدند، همیشه به افراد زیرمجموعه تاکید می‌نمود راضی نیستم به خاطر من حق دیگران را ضایع کنید. در عملیات‌ ام الرصاص که ایشان به قرارگاه تاکتیکی آمده بود و خیلی هم خسته و گرسنه بود یکی از برادر‌ها برایش مرغ پخته شده‌ای آورد که سرد هم شده بود. ایشان پرسید آیا همه نیرو‌ها غذایشان همین بوده؟ و آن برادر گفت: نه. شهید زواره‌ای گفت: پس این غذا را ببرید و از‌‌ همان که همه نیرو‌ها خوردند برای من هم بیاورید.
 سرداری با پنج نشان جانبازی
شهید مصطفی زواره‌ای در آخرین خداحافظی با مادر، وقتی ناراحتی مادر را دید به ایشان گفت:
«هنوز بچه‌های مردم نیامده‌اند، مادر بگذار من بروم...»
منبع مقاله : فرهنگ نیوز



 

 

مقالات مرتبط
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن
تاریخچه، روند توسعه و وضعیت موجود وقف و امور خیریه در آلمان؛ از بنیادهای قرون وسطی تا نهادهای مدنی مدرن
حمله شدید هوایی اسرائیل به جنوب شرق دیرالبلح
play_arrow
حمله شدید هوایی اسرائیل به جنوب شرق دیرالبلح
محسن رضایی: آمریکا در آینده منطقه جایگاهی نخواهد داشت
play_arrow
محسن رضایی: آمریکا در آینده منطقه جایگاهی نخواهد داشت
ثبت یک شفق قطبی سفید نادر در نروژ
play_arrow
ثبت یک شفق قطبی سفید نادر در نروژ
شلیک ناگهانی محافظ نتانیاهو در خیابان‌های تل‌آویو؛ پای ترور نتانیاهو در میان بود؟ ماجرا چه بود؟ + فیلم
play_arrow
شلیک ناگهانی محافظ نتانیاهو در خیابان‌های تل‌آویو؛ پای ترور نتانیاهو در میان بود؟ ماجرا چه بود؟ + فیلم
ویژگی‌های رهبر انقلاب از زبان حجت‌الاسلام گلپایگانی: اراده الهی و دست قدرت خدا در انتخاب رهبر انقلاب حضور داشت + فیلم
play_arrow
ویژگی‌های رهبر انقلاب از زبان حجت‌الاسلام گلپایگانی: اراده الهی و دست قدرت خدا در انتخاب رهبر انقلاب حضور داشت + فیلم
برای کنترل خشم چه دعاهایی بخوانیم؟
برای کنترل خشم چه دعاهایی بخوانیم؟
برای رهایی از وسواس فکری چه دعاهایی در روایات آمده است؟
برای رهایی از وسواس فکری چه دعاهایی در روایات آمده است؟
قوانین و برنامه‌های توسعه وقف و امور خیریه در کشور آلمان
قوانین و برنامه‌های توسعه وقف و امور خیریه در کشور آلمان
توضیح جرمی به نام مداخله در امور پزشکی از زبان آقای قاضی
play_arrow
توضیح جرمی به نام مداخله در امور پزشکی از زبان آقای قاضی
ترامپ شطرنج‌باز ماهری نبود؛ کیش و مات!
play_arrow
ترامپ شطرنج‌باز ماهری نبود؛ کیش و مات!
خشم شدید شهرام همایون از رویابافی اپوزیسیون و پهلوی
play_arrow
خشم شدید شهرام همایون از رویابافی اپوزیسیون و پهلوی
تیراندازی مرگبار در ایالت مونتانا آمریکا
play_arrow
تیراندازی مرگبار در ایالت مونتانا آمریکا
افول به روایت ترامپ
play_arrow
افول به روایت ترامپ
‏تحلیل جالب یک کارشناس خارجی درباره شیوه پاسخ ایران به جنگ اقتصادی آمریکا
play_arrow
‏تحلیل جالب یک کارشناس خارجی درباره شیوه پاسخ ایران به جنگ اقتصادی آمریکا