فمينيسم، فراز يا فرود-قسمت دوم

«فمینیسم‏» (feminism) واژه‏ای فرانسوی است كه در قرن نوزدهم به «جنبش زنان‏» اطلاق می‏شد و امروزه به «دفاع از حقوق اساسی زنان بر اساس آرمان برابری‏طلبی‏» اطلاق می‏شود . پس از آشنایی اجمالی با مفهوم فمینیسم و تلقی‏های مختلف از آن، اشاره به ریشه‏ها و زیرساخت‏های فكری فمینیسم و نمودها و پیامدهای آن سودمند می‏نماید . فمینیسم در سكولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم ریشه دارد كه در قسمت قبل به نقد مبنای سكولاریستی آن پرداختیم;
شنبه، 11 اسفند 1386
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
فمينيسم، فراز يا فرود-قسمت دوم
یكنواختی حقوق زن و مرد
فمينيسم، فراز يا فرود-قسمت دوم
نويسنده:سید ابراهیم حسینی
منبع: مجله پرسمان
«فمینیسم‏» (feminism) واژه‏ای فرانسوی است كه در قرن نوزدهم به «جنبش زنان‏» اطلاق می‏شد و امروزه به «دفاع از حقوق اساسی زنان بر اساس آرمان برابری‏طلبی‏» اطلاق می‏شود . پس از آشنایی اجمالی با مفهوم فمینیسم و تلقی‏های مختلف از آن، اشاره به ریشه‏ها و زیرساخت‏های فكری فمینیسم و نمودها و پیامدهای آن سودمند می‏نماید . فمینیسم در سكولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم ریشه دارد كه در قسمت قبل به نقد مبنای سكولاریستی آن پرداختیم; در این قسمت به دو مورد دیگر می‏پردازیم:

ب) اومانیسم

مفهوم امروزی واژه اومانیسم آن، چیزی است كه «شلر» آلمانی مطرح كرده است «خواست انسان، معیار و مقیاس همه چیز است‏» (1) . بر این اساس، اومانیسم نگرشی كلی است كه بینش‏های فلسفی، هنری، حقوقی، اخلاقی و حتی رشته‏های علمی را تحت تاثیر قرار می‏دهد و جهت‏دار می‏سازد . از این منظر، باید انسان در جهان بینی، هنر، ایدئولوژی، اخلاق، حقوق و . . . مدار و محور هرگونه تلاش قرار گیرد و خالق همه ارزش‏ها و ملاك تشخیص خیر و شر باشد . در واقع «انسان‏» جای «خدا» می‏نشیند و قادر است توجه به دین و ارتباط با ماورای طبیعت مشكلات زندگی و دنیای خود را حل و فصل كند . (2)
نتیجه اومانیسم، مادی قلمداد كردن انسان، نفی حاكمیت‏خداوند، زمینی ساختن دین و بی اعتبار كردن آن است . آنچه اصالت دارد، خواسته‏ها و لذات‏های انسان است و اگر دینی هم معتبر باشد، باید در جهت تامین هواهای افراد و هماهنگ با خواست‏های آن‏ها گام بردارد . اومانیست‏ها اگر از «دین انسانی‏» نیز سخن می‏گویند، مرادشان دین تابع هوس‏های این و آن است . مبنای فلسفی اومانیسم متاخر، پوزیتویسم است . اگوست كنت، بنیان گذار مكتب پوزیتویسم، (در اوایل قرن نوزدهم) با اعتراف به ضرورت دین برای بشر معبود آن را «انسانیت‏» قرار داد، خودش عهده دار رسالت این آیین شد و مراسمی برای پرسشش فردی و گروهی تعیین كرد) . آیین انسان‏پرستی (جنوبی، كه نمونه كامل اومانیسم بود، در فرانسه و انگلستان و سوئد و امریكا پیروانی پیدا كرد كه رسما به آن گرویدند و معابدی برای پرستش انسان بنا نهادند . این گروه خانه اگوست كنت در پاریس را كعبه می‏دانند و معشوقه ناكامش را چون مریم عذرا می‏شمارند . (3)
فمینیسم در آغاز شكل‏گیری، ماهیتی اومانیستی داشت . اگوست كنت، جان استوارت میل و همسرش هاربت تایلور، ساراگریمكه و فرانسیس در قرن نوزدهم از معروف‏ترین طرفداران نظریه تعمیم حقوق فردی اومانیستی به زنان و نخستین رهبران فمینیسم لیبرالی بودند . ترتیب جنسی آرمانی برای فمینیست‏های لیبرال، ترتیبی است كه طی آن هر فردی هر نوع زندگی را كه می‏خواهد برای خود برگزیند و گزینش او از سوی دیگران پذیرفته شود . این گروه، جنسیت فرد را با حقوق او صد در صد بی ارتباط می‏داند و معتقد است كه سرشت زنانه و مردانه كاملا یكسان بوده، تنها «انسان‏» وجود دارد نه جنسیت . از این رو با پذیرش نقش‏های متفاوت و از پیش تعیین شده برای مذكر و مؤنث در خانواده مخالف است و چنان باور دارد كه در روابط زناشویی، شادكامی و لذت خود محورانه زن و شوهر اصل است نه تشكیل خانواده و تربیت فرزند . (4)
اگر هوس انسان محور و ملاك همه امور باشد، قانون اعطای حق خودداری از تمكین جنسی به زنان در مقابل همسر، مشروعیت هرگونه ابتذال اخلاقی و اجتماعی و كورتاژ و . . . و همجنس بازی بر اساس جدایی روابط از تولید مثل و حق تسلط بر بدن و روابط جنسی و نیز مبارزه با بسیاری از احكام دینی و مقررات اجتماعی پدیدآورنده محدودیت‏های شرعی، اخلاقی و حقوقی به بهانه مخالفت‏با انسانیت انسان‏ها، در همین راستا تحقق می‏یابد .

نقد مبنای اومانیستی

اومانیسم با همه اشكالات سكولاریسم رو به رو است . افزون بر این، حقوق مردم كه ابزار زندگی جمعی و تامین سعادت آنان است، نباید تنها به واقعیت‏های صرفا تجربی و متغیر منوط شود; زیرا این كار ممكن است آثاری به ظاهر مفید در بر داشته باشد; اما مضافا بر سستی مبانی فلسفی پوزیتویسم كه همه واقعیت‏های عالم را مادی و محسوس می‏پندارند و شناخت‏های تجربی و حسی را جزم اندیشانه، عاری از خطا و اشتباه فرض می‏كند، پوزیتویسم حقوقی از نظام زندگی مدنی و حقوقی اجتماعی اخلاق زدایی كرده، حقوق را به نوعی حل المسائل مبتنی بر تجربه تبدیل می‏كند كه به نام انسان و انسانیت جز تامین هر چه بیش‏تر منافع مادی هدفی ندارد و سایر مصالح انسان را در نظر نمی‏گیرد . بدین سبب امروزه در جوامعی كه حقوق را در خدمت هوس‏ها و خواسته‏های انسان قرار داده‏اند، (5) بسیاری از روش‏های خلاف اخلاق و عفت رسمیت‏یافته است . اومانیسم، رابطه مخلوقیت و بندگی آدمیان با خداوند را آگاهانه نفی می‏كند; در حالی كه توجه به خداوند تبارك و تعالی (حقیقت مطلق) و رابطه انسان با او مبنای هر حق و حقوقی به شمار می‏آید .
«انسان‏» موضوع اومانیسم، حیوان ناطق و موجود مادی صرف است و انسانیت مورد نظر آنان نیز چیزی جز غرائز و تمنیات نفسانی نیست; در حالی كه انسان موجودی مادی و معنوی است و بعد مادی‏اش وسیله تكامل روحی و معنوی او شمرده می‏شود; و انسانیت انسان در قرب الی الله و وصول به مقام خلیفة اللهی نهفته است . آری، همه چیز برای انسان خلق شده است; اما انسان مخلوق خدا است نه شریك و در عرض او . سخن «كانت‏» - «هر انسان باید به عنوان غایتی فی نفسه مطلق در نظر گرفته شود و نه آن كه صرفا وسیله‏ای برای تحقق بعضی مقاصد باشد» - و اصل حرمت گذاری مطلق و بی قید و شرط به انسان با اسلام، سازگار نیست; (6) گرچه ممكن است گفتار كانت در مقام نقادی عقل عملی، به جهتی دیگر ناظر بوده، با انسان‏شناسی اسلام مخالفت نداشته باشد . (7)
افزون بر این، همه چیز برای انسان خلق شده، ولی خود او برای تقرب به خداوند پدید آمده است; «و اصطنعتك لنفسی‏» (8) و «خلقتك لاجلی‏» .

پارادوكس «فمینیسم - اومانیسم‏»

معمولا در گرایش‏های فمینیستی از برابری زن و مرد و محور قرار دادن «انسانیت‏» سخن به میان می‏آید; اما عملا در این گروه‏ها دفاع یك جانبه از زن و «زن مداری‏» چشمگیر است . آلیسون جگر (Alison Jaggar) می‏نویسد:
«بر خلاف تصور، آرمان رادیكال فمینیست‏ها آرمان دو جنسی نیست، آرمان دو جنسی (Androgyny) متضمن تركیبی از صفات مردانه و زنانه است; حال آن كه بسیاری از رادیكال فمینیست‏ها، صفات ارزشمند را صفات ویژه زن می‏دانند . از این رو، آرمان انسانی آرمان زن است . . . . انسان آرمانی زنی است كه می‏تواند تمام نیروهای انسانی خود را تكامل بخشد . . . . یكی از شعارهای رادیكال فمینیسم، این مفهوم را چنین خلاصه می‏كند: «آینده مؤنث است .» . (9) «سیمون دو بوار» نیز موجودیت مرد را مصداق «دوزخ بر هم زننده فردیت و آزادی زنان‏» قرار می‏دهد . (10)

ج) لیبرالیسم

لیبرالیسم از واژه Liberty ] »به معنای آزادی بی قید و شرط در انتخاب هرگونه زندگی و به عبارت دیگر، آزادی انسان در خواسته‏ها و تمنیاتش و تلاش در راه رسیدن به آن پذیرفته شده است . (11) این فلسفه آزادی و خوش‏باشی كه شایع‏ترین فصل مشترك جهان بینی مردم غرب به شمار می‏آید، تا حدی معلول محدویت‏های قرون وسطایی دنیای غرب است . رهاورد این محدودیت‏ها، جریان آزادی خواهی افراطی و اصالت لذت است كه بعد از رنسانس شكل گرفت . یكی از مبانی مهم لیبرالیسم، اصالت فرد و نفی هر نوع سرچشمه و مبدا آگاهی غیر از تشخیص فردی است . جرمی بنتام می‏گوید: «به طور كلی می‏توان گفت هیچ كس به خوبی خود شما نمی‏داند چه چیزی به نفع شما است . هیچ كس با چنین پی‏گیری و شور و شوقی، مایل به دنبال كردن آن نیست‏» (12) ; به عبارت دیگر، چه كسی حق دارد بگوید خواست «واقعی‏» و مصلحت هر كس، غیر از آن چیزی است كه خود او می‏گوید؟ به گفته «آیزایابرلین‏» ،
«این عمل، نوعی «خود جایگزین سازی شرم آور» است . هر یك از افراد را باید قابل اعتمادترین داور در امیال خویش به حساب آورد» . (13)
این طرز فكر در نخستین جلوه‏هایش، در فرهنگ و تمدن اخیر غربی بر اساس اصالت فرد و نفی حاكمیت هر نوع نظام اجتماعی به وجود آمد; گرچه آرام آرام به سوی پذیرش نسبی جامعه حركت كرد و از «لیبرالیسم سوسیال‏» سر در آورد:
«هسته متافیزیكی و هستی شناختی لیبرالیسم ، فردگرایی است . تعهدات لیبرالی نسبت‏به آزادی، مدارا و حقوق فردی از همین مقدمه ناشی می‏شود . . . فرد گرایی هستی شناختی، مبانی فلسفی لازم برای فرد گرایی اخلاقی و سیاسی را به وجود می‏آورد; لذا در این طرز تفكر، فرد و حقوق و خواست‏های او از هر لحاظ بر جامعه و حقوق و خواست‏های آن مقدم داشته می‏شود .» (14) همچنین تملك مطلق انسان بر خویشتن، از اندیشه فردگرایی ملكی لیبرالی ناشی شده است كه به موجب آن زندگی «فرد» به خود او «تعلق‏» دارد . این زندگی، دارایی خود او است; به خداوند، جامعه یا دولت تعلق ندارد و می‏تواند با آن هر طور كه مایل است رفتار كند . (15) «هابز» آزادی را حق طبیعی انسان، به نحوی كه هیچ كس حق محدود كردن آن را ندارد، می‏پنداشت .
تجربه گرایی نیز از اصول این طرز فكر است . مبانی آكادمیك تجربه گرایی، بخشی از تاریخ لیبرالیسم است . راسل در «فلسفه سیاست‏» می‏گوید: «جوهر بینش لیبرالی این نیست كه چه باورهایی پذیرفته شده‏اند، بلكه چگونگی پذیرفتن آن‏ها است . باورها باید به گونه‏ای آزمایشی پذیرفته شوند . بدین گونه است كه روش قبول آرا در علم را در مقابل عقاید خداشناسانه یا فلسفی قرار می‏دهیم .» (16)
برای درك تاثیرات لیبرالیسم در گرایش‏های فمینیستی، توجه به ویژگی‏ها و نتایج انسان‏شناسی لیبرال سودمند است:
  • 1 . آزادی خواهی افراطی: در لیبرالیسم، این واژه معمولا به صورت «آزادی از» چیزی تعریف می‏شود و نه «آزادی برای‏» منظوری; یعنی تفسیر آزادی به معنای سلبی آن و به مثابه موقعیتی كه در آن شخص به هیچ قیدی مقید نیست و در امورش هیچ‏گونه و از سوی هیچ منبعی، هیچ مداخله‏ای نمی‏شود . (17)
  • 2 . خود محوری در مدیریت اجتماعی: فارغ بودن انسان از حاكمیت وحی و شریعت و قانون الاهی و دینی و اكتفا به داده‏های صرفا بشری در قوانین اجتماعی بدون هیچ التزامی به رهنمود انبیا . (18)
  • 3 . مطلق اندیشی در تساهل و تسامح: اباحی گری و مدارای مبتنی بر پلورالیسم عقیدتی، یعنی هر فرد می‏تواند به هر چیزی معتقد باشد و هر چیز را تبلیغ كند و هرگونه مایل است عمل كند و كسی یا نهادی حق مداخله ندارد . (19)
  • 4 . حاكمیت امیال: لیبرالیسم معتقد است رشد انسانی از نظر شخصی و شخصیتی و فرهنگی و رفتاری یا اقتصادی و اجتماعی به این است كه هر كس هرگونه دلش می‏خواهد حركت كند و قید و بندی را نپذیرد . فرد از دیدگاه «هابز» ، «هیوم‏» و «بنتام‏» به این مفهوم كه هدف‏ها و مقاصد خود را به حكم عقل برگزیند، عاقل نیست; به عكس، این شهوات، خواهش‏ها، تمنیات و بیزاری‏ها هستند كه به فرد جان می‏بخشند و انگیزه لازم برای حركت در سمت و سوی معینی را فراهم می‏آورند . عقل فقط خدمتكار یا برده شهوات و خواهش‏ها و وسیله محاسبه ارضای تمایلات قلمداد می‏گردد . (20)
    فمینیسم تا حدود زیادی مدیون لیبرالیسم است . فمینیست‏های اولیه از فرد گرایی لیبرالی متاثر بودند . یكی از گرایش‏های فمینیستی معاصر گرایش اگزیستانسیالیستی (مكتب اصالت وجود) مبتنی بر تفسیر خاص «سیمون دوبوار» و «ژان پل سارتر» از رابطه زن و مرد است . مفهوم «آزادی و اختیار مطلق‏» در اگزیستانسیالیسم، صورتی افراطی از مفهوم لیبرالی و اومانیستی «آزادی‏» است كه در واقع، جز میدان دادن به هواهای نفسانی معنایی ندارد .
    از دیدگاه اگزیستانسیالیسم، انسان، به هیچ جبر و ضرورتی محكوم نیست و بر عكس همه موجودات دیگر كه سرشت و بیعت‏خاص دارند، طبیعتی خاص ندارد و موجودی كاملا مختار و آزاد است . دایره آزادی او تا آن جا است كه حتی خودش به خودش سرشت و ماهیت می‏دهد . این امر مستلزم آن است كه هر چه ضد آزادی او باشد، وی را از انسانیت‏خارج كند . بنابراین، انسان نباید به چیزی تعلق داشته باشد و نباید بنده و تسلیم چیزی جز خود شود . پس اگر كسی بخواهد انسانیتش را حفظ كند، باید آزاد آزاد باشد . به همین دلیل، اگزیستانسیالیست‏های الحادی حتی اعتقاد به خدا را منافی آزادی بشر و ضد كمال انسان می‏دانند . (21)
    نفی نهاد ازدواج و خانواده و معرفی آن به عنوان فحشای عمومی و عامل بدبختی زنان در گفتار «سیمون دوبوار» و جایگزینی نظریه «زوج آزاد» و «همزیستی مشترك‏» و بدون هیچ‏گونه تعهد و مسؤولیتی میان زن و مرد برای تامین آزادی مطلق زن و مرد، و تصریح به «سوسیالیسم جنسی‏» كه زن و مرد بتوانند هر دو آزاد باشند (22) ، در همین راستا ارزیابی می‏شود; و نیز این كه «كنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان‏» می‏گوید: «هیچ مكانی نباید به جنس مشخصی مختص باشد .» از این رو، داشتن استخرهای شنای مختلط برای زن و مرد و حضور بدون محدودیت زن و مرد در همه مجامع و اماكن لابه‏لای همدیگر و مختلط ارزشی لیبرالیستی - فمینیستی است .

    نقد مبنای لیبرالی فمینیسم

    در مورد فردگرایی هستی شناختی باید گفت، هرگونه تفسیری از حیات انسانی (اصالت فرد یا اصالت جامعه) بدون در نظر گرفتن هستی بخش و غرض او از اعطای هستی، تفسیری خود پندارانه و خطا است . در اسلام، زندگی فردی و اجتماعی دو چهره گوناگون از حقیقت زندگی انسان شمرده می‏شود; هدف حقوق كه تامین سعادت اجتماعی است، بدون در نظر گرفتن كمال انسانی و سعادت افراد قابل وصول نخواهد بود; اما در عین حال، در ظرف تعارض منافع و خواسته‏های فرد با اصل نظام و سعادت مردم، مصلحت عمومی مقدم است و منافع فردی در حد ضرورت محدود می‏گردد . در مورد عقل مداری نیز اسلام، ضمن ارج نهادن به شناخت‏های عقلانی، به عقلانیت ابزاری «اصالت‏» نمی‏دهد; زیرا راسیونالیسم انسان را از وحی كه متعالی‏ترین و دقیق‏ترین و مطمئن‏ترین سرچشمه معارف و شناخت‏بشر است، محروم می‏كند . از سوی دیگر اسلام عقل را فقط ابزار تامین امیال، غرائز و منافع مادی بشر نمی‏داند . در اسلام شان عقل كنترل و هدایت امیال و غرائز و رهنمون ساختن بشر به كمال لایق انسانی است .
    و اما تجربه گرایی، بسیاری از متفكران و جهان شناسان همچون «ماكس پلانگ‏» ، «انیشتین‏» ، «جیمز جینر» ، «هیزنبرگ‏» و «ادینگتون‏» معتقدند جهان‏شناسی و معرفت علمی غرب باید در اعتبار برخی مبانی متافیزیكی و عرفانی در عرصه علم فیزیك تجدید نظر جدی كند; در غیر این صورت، تنها با اعتقاد به مبانی صرفا حسی و تجربی نمی‏توان معرفتی واضح، چند بعدی و غیر متعارض درباره جهان هستی به دست آورد . (23)
    آزادی را نیز اگر به درستی معنا كنیم، در اسلام آزادی، بستر حركت تكاملی انسان بوده و بدین سبب ارزش بسیار دارد . وصول به مقام شامخ انسانیت (خلافت الاهی) جز در پرتو آزادی‏های صحیح انسانی ممكن نیست; ولی نباید از یاد برد كه خالق بشر او را آزاد، اما هدفمند و مسؤول آفریده است . پس آزادی باید در خدمت هدف خلقت (تكامل انسان و رسیدن به قرب الی الله) قرار گیرد . در اسلام، آزادی «حرمت‏» دارد; اما در چارچوب سعادت و كمال انسانی محدود می‏گردد; زیرا حرمت آزادی از حرمت‏خود انسان بیش‏تر نیست . در اسلام آزادی، مطلق و بدون حد و مرز توجیهی ندارد . آزادی‏ای كه به هیچ اصلی، پایبند نباشد، فاجعه است . وجود هر قاعده فكری یا انسانی مستلزم نوعی حد و حصر منطقی برای آزادی است . در اسلام، علاوه بر سه پرسش «آزادی از چه؟ برای چه؟ و برای كه؟» ، آزادی در قبال «چه كسی؟» نیز مطرح می‏گردد . انسان‏ها در قبال دیگران آزادند; اما آیا در مقابل خداوند نیز آزادند؟ انسان «خود» و «سرخود» نیامده است تا «سرخود» باشد . انسان، مخلوق خدا و محتاج و بنده او است و ایمان به خدا، یعنی بندگی وی و آزادی از هر چه غیر او است . مؤمن، در برابر هستی و همه انسان‏ها آزاد است; اما در مقابل خدا و آنچه او فرموده، تعهد دارد . آزادی‏های جنسی و افكار لیبرالیستی به اضطراب‏های روزافزون، پوچ‏گرایی، بحران هویت و پناه بردن به مخدرات و مسكرات می‏انجامد . انسان پرورش یافته در مكتب لیبرالیسم به مواد مخدر و مسكر پناه می‏برد تا در خمار و مستی و اعتیاد لحظه‏ای از آلام جسمی و روحی رهایی یابد; و این خود غفلتی دیگر است; و چه فاجعه‏ای اسفناك‏تر از این كه «انسانیت‏» انسان را از او سلب كرده، افتخار كنند او را به مقام «حیوان مملو از غرائز و امیال كه هر جور می‏خواهد رفتار می‏كند» تنزل داده‏اند!

    تشابه و یكنواختی كامل در حقوق زن و مرد!

    یكی از محوری‏ترین آرمان‏های فمینیسم، اصل برابری كامل و یكنواخت و دور از هر گونه تفاوت حقوق زنان و مردان است . «جان استوارت میل‏» در كتاب فرمانبرداری زنان می‏نویسد: «اصل حاكم بر روابط میان دو جنس، خطا است . اصل برابری كامل را باید جایگزین این اصل نمود .» (24)
    مونیك ویتیگ یكی از معروف‏ترین صاحب نظران رادیكال فمینیست در سال 1979 در مقاله‏ای تحت عنوان «انسان، زن به دنیا نمی‏آید» می‏نویسد: «مقولات مرد و زن، چیزی جز جعلیات، كاریكاتورها و ساخته‏های فرهنگی نیست . زنان یك طبقه‏اند . زن نیز مانند مرد مقوله‏ای سیاسی و اقتصادی است نه مقوله‏ای ابدی . . . . بنابراین، هدف مبارزه ما سركوب مردان به عنوان یك طبقه است .» (25)
    سوسیال فمینیست‏ها نیز با تعمیم شعار «امر شخصی سیاسی است‏» (personalispolitical) رادیكال فمینیست‏ها به این نتیجه رسیدند كه تمایز عمومی/خصوصی پدیده‏ای تجویزی و تحمیلی است و در قرن نوزدهم به شیوه‏های مختلف جهت منطقی جلوه دادن استثمار زنان به كار می‏رفت . (26) مضامین شاخص نظریه‏های نابرابری جنسی این است كه زنان و مردان، نه تنها در موقعیت‏های متفاوت قرار گرفته‏اند بلكه این تفاوت با نابرابری همراه بوده است . دیگر این كه زنان از نظر استعدادها و ویژگی‏های فطری با مردان تفاوت دارند، اما این تفاوت طبیعی اهمیت ندارد و نمی‏تواند مبنای تفاوت اجتماعی زن و مرد قرار گیرد . بر همین اساس، فمینیست‏های لیبرال برای فعالیت‏های خصوصی و بدون مزد زنان در حریم خانواده ارزش قائل نیستند و معتقدند مردان از بیش‏ترین پاداش‏های زندگی كه همان پول و قدرت و منزلت اجتماعی است‏سود می‏برند و مانع راهیابی زنان به عرصه فعالیت‏های عمومی كه منبع بزرگ‏ترین پاداش‏های اجتماعی است، می‏شوند . (27)

    نقد نظریه «تشابه مكانیكی مرد و زن‏»

    به نظر ما، مشروعیت نظام حقوقی به ابتنای آن بر مصالح و مفاسد نفس الامری بستگی دارد نه به آرا و امیال مردم . از این رو، نظام حقوقی مطلوب باید واقعیات زیست‏شناختی و روان شناختی و جامعه شناختی و همه اوضاع و احوال و شرایط را در نظر بگیرد . در تعیین حقوق و تكالیف، باید با توجه به اشتراك حقوق و تكالیف مشترك و در موارد متفاوت - هر گاه تفاوت‏ها به نحوی باشد كه موجب تفاوت در مصالح و مفاسد نفس الامری شود - حقوق و تكالیف متمایز جعل شود .

    اشتراك تكوینی و تشریعی زن و مرد در قرآن

    اسلام، بر خلاف آنچه در تاریخ و فرهنگ قرن‏های پیشین غرب و شرق تصور می‏شد، زن و مرد را در امتیازات تكوینی و تشریعی یك‏سان دانسته است . چند نمونه از این موارد عبارتند از:
    1 . تساوی در ماهیت انسانی و لوازم آن (نساء/1، شوری/11، حجرات/13، اعراف/189 و) . . .
    2 . تساوی در راه تكامل انسانی و قرب به خدا و عبودیت (نساء/124، نحل/97، توبه/72، احزاب/35)
    3 . تساوی در امكان انتخاب جناح حق و باطل، كفر و ایمان (توبه/67 و 68، نور/26، آل عمران/43 و) . . .
    4 . اشتراك در اكثر قریب به اتفاق تكالیف و مسؤولیت‏ها، (بقره/183، نور/2 و 31و 32، مائده 38 و) . . .
    5 . استقلال اجتماعی، سیاسی و اعتقادی زنان و حق مشاركت (ممتحنه/10- 12 و) . . .
    6 . استقلال اقتصادی زنان (نساء/33)
    7 . برخورداری مادران از حقوق خانوادگی نظیر پدران، و بیش‏تر بودن حق مادر در برخی موارد با توجه به زحمات و تكالیف و مسؤولیت هایش (عنكبوت/8، اسراء/23 و 24، بقره/83، مریم/14، انعام/126، نساء/36، لقمان/15 و 14، احقاف/15)

    پی‏نوشت‏ها:

    1 . انسان‏شناسی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ص 17 .
    2. Davisies tony; Humanism; london and New York; routledge; P.28.
    3 . سیر حكمت در اروپا، ج 3، ص 112- 133 .
    4 . نگاهی به فمینیسم، ص 12 .
    5 . ر . ك: فلسفه حقوق، ص 69- 74 .
    6 . لیبرالیسم غرب ظهور و سقوط، آنتونی آربلاستر، ترجمه عباس مخبر، ص 46 .
    7 . سیر حكمت در اروپا، ج 2، ص 270- 291 .
    8 . طه (20): 41 .
    9. The future is female
    ر . ك: مجله زنان، شماره 31، ص 42 .
    10 . نگاهی به فمینیسم، ص 17 .
    11. B.B.C, English Dictionary, P.644.
    12 . لیبرالیسم غرب ظهور و سقوط، ص 42 و 43 .
    13 . همان .
    14 . همان، ص 20- 19 .
    15 . همان، ص 38 .
    16 . همان، ص 36 و 37 و 190 .
    17 . همان، ص 83- 87 .
    18 . ر . ك: دائرة المعارف آلمانی «فروكهاوس‏» .
    19 . لیبرالیسم غرب ظهور و سقوط، ص 84- 138 .
    20 . همان ص 40- 52; بررسی و تحلیلی از: جهاد، عدالت، لیبرالیسم، شهید بهشتی، ص 62- 67 .
    21 . انسان بر آستان دین (خلاصه آثار استاد شهید)، دانشگاه امام صادق (ع)، ص 138 و 139 .
    22 . نگاهی به فمینیسم، ص 16 و 17 .
    23 . ر . ك: در اسارت آزادی، نعمت الله باوند، ص 209- 222 .
    24 . نگاهی به فمینیسم، ص 51 .
    25 . مجله زنان، شماره 31، ص 42 .
    26 . همان، ص 44 .
    27 . نظریه جامعه‏شناسی در دوران معاصر، ریترز جورج، ص 519 .





  • ارسال نظر
    با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
    متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
    مقالات مرتبط
    موارد بیشتر برای شما
    حکم نماز آیات در زمین‌ لرزه‌ های مکرر از نظر آیت‌ الله سیستانی
    حکم نماز آیات در زمین‌ لرزه‌ های مکرر از نظر آیت‌ الله سیستانی
    قانون هوش مصنوعی اروپا - فصل 5؛ ماده 40: استانداردهای هماهنگ‌ و دستاوردهای استانداردسازی
    قانون هوش مصنوعی اروپا - فصل 5؛ ماده 40: استانداردهای هماهنگ‌ و دستاوردهای استانداردسازی
    اعتراف جالب استاداسدی: حاضرم در جزیره آدمخوارها زندگی می‌کردم اما گل به خودی نمی‌زدم!
    play_arrow
    اعتراف جالب استاداسدی: حاضرم در جزیره آدمخوارها زندگی می‌کردم اما گل به خودی نمی‌زدم!
    قانون هوش مصنوعی اروپا - فصل4؛ ماده 39: نهادهای ارزیابی انطباق کشورهای ثالث
    قانون هوش مصنوعی اروپا - فصل4؛ ماده 39: نهادهای ارزیابی انطباق کشورهای ثالث
    پزشکیان: مابه‌التفاوت گران شدن ارز را به حساب مردم واریز می‌کنیم
    play_arrow
    پزشکیان: مابه‌التفاوت گران شدن ارز را به حساب مردم واریز می‌کنیم
    دستگیری عاملان حمله به مامور پلیس در اصفهان
    play_arrow
    دستگیری عاملان حمله به مامور پلیس در اصفهان
    نماینده کلمبیا در شورای امنیت: آمریکا رئیس‌جمهور ما را هم تهدید به ربایش کرده است
    play_arrow
    نماینده کلمبیا در شورای امنیت: آمریکا رئیس‌جمهور ما را هم تهدید به ربایش کرده است
    پزشکیان: مگر دانشجو دیوانه است که حرف بی ربط بزند؟
    play_arrow
    پزشکیان: مگر دانشجو دیوانه است که حرف بی ربط بزند؟
    نتانیاهو در کنست: ما با مبارزات نه فقط در تهران بلکه در هر جای ایران همراهی می‌کنیم
    play_arrow
    نتانیاهو در کنست: ما با مبارزات نه فقط در تهران بلکه در هر جای ایران همراهی می‌کنیم
    جواب غیرمنتظره پزشکیان به یکی از منتقدان
    play_arrow
    جواب غیرمنتظره پزشکیان به یکی از منتقدان
    قانون هوش مصنوعی اروپا - فصل4؛ ماده 38: هماهنگی میان نهادهای اعلام‌شده
    قانون هوش مصنوعی اروپا - فصل4؛ ماده 38: هماهنگی میان نهادهای اعلام‌شده
    ادعای مداخله‌جویانه لیندسی گراهام: ترامپ برخلاف اوباما به مردم ایران پشت نکرده است
    play_arrow
    ادعای مداخله‌جویانه لیندسی گراهام: ترامپ برخلاف اوباما به مردم ایران پشت نکرده است
    ویدیویی از علت آتش سوزی یک پمپ بنزین در دولت آباد تهران
    play_arrow
    ویدیویی از علت آتش سوزی یک پمپ بنزین در دولت آباد تهران
    قالیباف: رژیم صهیونیستی برای آتش‌بس التماس می‌کرد
    play_arrow
    قالیباف: رژیم صهیونیستی برای آتش‌بس التماس می‌کرد
    از «پاورچین» تا «خاک»؛ مرور قاب‌های ماندگار سعید پیردوست
    play_arrow
    از «پاورچین» تا «خاک»؛ مرور قاب‌های ماندگار سعید پیردوست