تباني

در زمان خلافت عمر دو نفر امانتي را نزد زني به وديعت گذاشتند و به وي سفارش نمودند كه تنها با حضور هر دوي آنان وديعه را تحويل دهد. پس از مدتي يكي از آن دو به نزد زن رفته مدعي شد كه دوستش مرده است و وديعه را مطالبه نمود. زن در ابتداء از دادن سپرده امتناع ورزيد ولي چون آن مرد زياد رفت و آمد مي نمود و مطالبه مي كرد، وديعه را به وي رد كرد.
پنجشنبه، 29 فروردين 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
تباني
تباني
تباني

نويسنده:محمد تستري
منبع:قضاوتهاي امير المومنين(ع)
در زمان خلافت عمر دو نفر امانتي را نزد زني به وديعت گذاشتند و به وي سفارش نمودند كه تنها با حضور هر دوي آنان وديعه را تحويل دهد. پس از مدتي يكي از آن دو به نزد زن رفته مدعي شد كه دوستش مرده است و وديعه را مطالبه نمود. زن در ابتداء از دادن سپرده امتناع ورزيد ولي چون آن مرد زياد رفت و آمد مي نمود و مطالبه مي كرد، وديعه را به وي رد كرد. پس از گذشت زماني مرد ديگر به نزد زن آمده خواستار وديعه گرديد، زن داستان را برايش بازگو نمود كه نزاعشان در گرفت ، خصومت به نزد عمر بردند، عمر به زن گفت : تو ضامن وديعه هستي . اتفاقا اميرالمومنين عليه السلام در آن مجلس ‍ حضور داشت ، زن از عمر خواست تا علي عليه السلام بين آنان داوري كند، عمر گفت : يا علي ! ميان آنان قضاوت كن . اميرالمومنين عليه السلام به آن مرد رو كرد و فرمود: مگر تو و دوستت به اين زن سفارش نكرده ايد كه سپرده را به هر كدامتان به تنهايي ندهد، اكنون وديعه نزد من است ، برو ديگري را به همراه خود بياور و آنرا تحويل بگير، و زن را ضامن وديعه نكرد و از اين راه توطئه آنان را آشكار نمود؛ زيرا آن حضرت عليه السلام مي دانست كه آن دو با هم تباني كرده و خواسته اند هر دو نفرشان از زن مطالبه كنند تا او به هر دو غرامت بپردازد.


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط