گريز از چنگال گرگ

عصر نبوت و حکومت حضرت سليمان عليه السلام بود، يکي از پيش خدمت هاي آن حضرت مشغول انجام وظيفه بود، ناگاه عزرائيل با چشم تيز به او نگريست سپس بازگشت، پيش خدمت به سليمان عليه السلام عرض کرد: اين چه کسي بود؟
سه‌شنبه، 5 آذر 1387
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
گريز از چنگال گرگ
گريز از چنگال گرگ
گريز از چنگال گرگ

عصر نبوت و حکومت حضرت سليمان عليه السلام بود، يکي از پيش خدمت هاي آن حضرت مشغول انجام وظيفه بود، ناگاه عزرائيل با چشم تيز به او نگريست سپس بازگشت، پيش خدمت به سليمان عليه السلام عرض کرد: اين چه کسي بود؟
سليمان فرمود: او عزرائيل بود.
پيش خدمت عرض کرد: مي ترسم جانم را قبض کند، به باد فرمان بده مرا به هندوستان ببرد، سليمان به باد فرمان داد، باد او را به هندوستان برد تا از گزند عزرائيل مصون بماند.
پس از لحظه اي عزرائيل نزد سليمان آمد، سليمان از او پرسيد: کجا بودي؟
عزرائيل گفت: در هندوستان بودم، اينجا آمدم آن مرد را ديدم متحير شدم که من مأمور قبض روح او در هندوستان هستم، او در اينجا چه کار مي کند؟ خداوند در دل او انداخت که از تو درخواست کند تا او را به هندوستان بفرستي و من در دنبال او بروم و جان او را در آنجا قبض کنم، من به حکم قضا و قدر آنجا رفتم و جانش را قبض کردم.
منبع: کتاب داستانهاي جوامع الحکايت

تصاوير زيبا و مرتبط با اين مقاله


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط