دختر چوپان و بخاری پاک کن

یک کمد چوبی بود که گل‌های قشنگی داشت. روی کمد مجسمه‌ی مردی بود که قیافه‌ی عجیبی داشت. پاهایش مثل پای بز بودند و ریش بلندش تا نزدیک پاهایش می‌رسید. بچه‌های خانه به او لقب «فرمانده پا بزی» داده بودند. فرمانده از آن
جمعه، 1 ارديبهشت 1396
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
دختر چوپان و بخاری پاک کن
 دختر چوپان و بخاری پاک کن

 

نویسنده: محمد رضا شمس

 
 
یک کمد چوبی بود که گل‌های قشنگی داشت. روی کمد مجسمه‌ی مردی بود که قیافه‌ی عجیبی داشت. پاهایش مثل پای بز بودند و ریش بلندش تا نزدیک پاهایش می‌رسید. بچه‌های خانه به او لقب «فرمانده پا بزی» داده بودند. فرمانده از آن بالا به میز کوچکی نگاه می‌کرد که زیر آینه‌ی بزرگی گذاشته بودند. روی میز مجسمه‌ی دخترک چوپانی با پیراهن گل دار و کلاه حصیری بزرگ گذاشته شده بود. دختر آن قدر زیبا بود که همه را شیفته‌ی خود می‌کرد. در کنار او جوان بخاری پاک کنی ایستاده بود که صورتش مثل زغال سیاه بود. جوان خیلی با ادب و عاقل به نظر می‌آمد و نردبانش را محکم زیر بغل گرفته بود. هر دوی این مجسمه‌ها از جنس چینی بسیار مرغوب ساخته شده بودند و بسیار قشنگ به نظر می‌آمدند. آنها از همان لحظه‌ی اول عاشق هم شدند و به فکر مراسم عروسی افتادند. کمی آن طرف‌تر، مجسمه‌ی پیرمردی قرار داشت که درست سه برابر آنها بود و مرتب سرش را تکان می‌داد. پیرمرد چینی خود را پدربزرگ دخترک می‌دانست، اما هیچ مدرکی نداشت که نشان دهد راست می‌گوید. او دلش می‌خواست دخترک با فرمانده پا بزی ازدواج کند.
وقتی دختر چوپان فهمید، از ترس نزدیک بود قلب چینی‌اش دو نیم شود. او به بخاری پاک‌کن گفت: «بیا از اینجا برویم! ما دیگر نمی‌توانیم اینجا زندگی کنیم!»
بخاری پاک کن گفت: «من هم همین طور فکر می‌کنم. باید از اینجا برویم! خدا بزرگ است. هر طور باشد. لقمه نانی برای خوردن پیدا می‌کنیم.»
آنها نردبان را گذاشتند و از دودکش بخاری بالا رفتند (چون بخاری پاک کن راه دیگری برای فرار بلد نبود) و به پشت بام رسیدند. بالای سر آنها ستاره‌ها چشمک می‌زدند و در زیر پای آنها چراغ‌های شهر می‌درخشیدند. دخترک چوپان هیچ وقت فکر نمی‌کرد که دنیا این قدر بزرگ و اسرار‌آمیز باشد. او که خیلی ترسیده بود زد زیر گریه و به بخاری پاک کن گفت: «من می‌ترسم. اینجا خیلی بزرگ است. دلم می‌خواهد به خانه برگردم و روی میز باشم. تا خودم را روی میز نبینم، آرام نمی‌شوم. اگر دوستم داری، مرا به جای اولم برگردان!»
بخاری پاک کن به او گفت که اگر به خانه برگردد، چه چیزهایی ممکن است رخ بدهد. پیرمرد چینی و فرمانده پاپزی را به یادش آورد. اما دخترک فقط گریه می‌کرد و می‌گفت: «مرا به جای اولم برگردان!»
این کار خیلی خطرناک بود، اما بخاری پاک کن قبول کرد و دوباره به جای همیشگی خود برگشتند. وقتی آن دو نبودند، پدر بزرگ که می‌خواست جلوی فرار دخترک را بگیرد از روی میز افتاده و سرش شکسته بود. صاحبخانه سر پدر بزرگ را بند زده بود، اما او دیگر نمی‌توانست سرش را تکان بدهد. فرمانده پابزی به پدر بزرگ گفت: «از روزی که شما را بند زده‌اند خیلی مغرور شده‌اید. به نظر من این کار خوبی نیست. بگویید ببینم، مرا به دامادی خود قبول می‌کنید یا نه؟» دخترک چوپان و بخاری پاک کن با محبت به پیرمرد چینی نگاه کردند. می‌ترسیدند که پیرمرد سرش را تکان بدهد. اما ترس آنها بی‌مورد بود. پیرمرد نمی‌توانست سرش را تکان بدهد. این باعث شد تا دخترک چوپان و بخاری پاکن‌کن با خیال راحت با هم ازدواج کنند و سال‌ها با خوشی زندگی کنند.
منبع مقاله :
شمس، محمدرضا، (1394)، افسانه‌های آن‌ور آب، تهران: نشر افق، چاپ اول.

 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
فلسفه وقف در اسلام؛ از خیر لحظه‌ای تا خیر ماندگار
فلسفه وقف در اسلام؛ از خیر لحظه‌ای تا خیر ماندگار
بازدید سرلشکر عبداللهی از یک سایت‌ تولید زیرزمینی موشک
play_arrow
بازدید سرلشکر عبداللهی از یک سایت‌ تولید زیرزمینی موشک
روایت نایب‌رئیس دوم ‌مجلس از اختاپوس حاکم بر صنعت خودرو
play_arrow
روایت نایب‌رئیس دوم ‌مجلس از اختاپوس حاکم بر صنعت خودرو
رکوردشکنی شهروند روس با پرش از لایه‌های بالایی جَو
play_arrow
رکوردشکنی شهروند روس با پرش از لایه‌های بالایی جَو
ساخت محیط سه بعدی با قابلیت جدید هوش مصنوعی
play_arrow
ساخت محیط سه بعدی با قابلیت جدید هوش مصنوعی
سوپر گل دام بالارد بازیکن بریستول به بیرمنگهام با پشت پا
play_arrow
سوپر گل دام بالارد بازیکن بریستول به بیرمنگهام با پشت پا
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی: ترامپ می‌خواهد بازی جدیدی به‌نام جنگ اقتصادی راه بیندازد که حسابش را خواهیم رسید
play_arrow
دبیر شورای‌عالی امنیت ملی: ترامپ می‌خواهد بازی جدیدی به‌نام جنگ اقتصادی راه بیندازد که حسابش را خواهیم رسید
تاکر کارلسون: اسرائیل با سلاح آمریکایی فلسطینی‌ها را قتل‌عام می‌کند
play_arrow
تاکر کارلسون: اسرائیل با سلاح آمریکایی فلسطینی‌ها را قتل‌عام می‌کند
روایت دبیر شورای‌عالی امنیت ملی از پیشنهاد جدید نتانیاهو به ترامپ
play_arrow
روایت دبیر شورای‌عالی امنیت ملی از پیشنهاد جدید نتانیاهو به ترامپ
یک ربات انسان‌نما از چین، رکورد اوسین بولت را شکست
play_arrow
یک ربات انسان‌نما از چین، رکورد اوسین بولت را شکست
مرشایمر: ترامپ می‌خواهد جنگ لبنان را از ایران جدا کند، اما نتانیاهو آتش‌بس نمی‌خواهد
play_arrow
مرشایمر: ترامپ می‌خواهد جنگ لبنان را از ایران جدا کند، اما نتانیاهو آتش‌بس نمی‌خواهد
وزیر خزانه‌داری آمریکا مانند یک گانگستر دیگر کشورها را تهدید می‌کند!
play_arrow
وزیر خزانه‌داری آمریکا مانند یک گانگستر دیگر کشورها را تهدید می‌کند!
فواز جرجیس: ایران، ونزوئلا و کوبا نیست؛ ایران بیش از ۴۰ سال تحت تحریم بوده / فشار آمریکا دیگر برای تهران تازگی ندارد!
play_arrow
فواز جرجیس: ایران، ونزوئلا و کوبا نیست؛ ایران بیش از ۴۰ سال تحت تحریم بوده / فشار آمریکا دیگر برای تهران تازگی ندارد!
ربع رشیدی و درس‌های وقف‌نامه‌ای که جهان را شگفت‌زده کرد
ربع رشیدی و درس‌های وقف‌نامه‌ای که جهان را شگفت‌زده کرد
وقفِ انسان، نه وقفِ اشیاء؛ روایت بنیاد فرهنگی البرز و شصت سال سرمایه‌گذاری بر نخبگان ایران
وقفِ انسان، نه وقفِ اشیاء؛ روایت بنیاد فرهنگی البرز و شصت سال سرمایه‌گذاری بر نخبگان ایران