سه داستان انگیزه‌بخش

رومیزی قدیمی

معلم تازه‌کاری به همراه همسرش، برای تدریس به یکی از روستاها فرستاده شدند. آنها پس از ورود به روستا در مدرسه ساکن شدند. ساختمان مدرسه کهنه و قدیمی بود و به تعمیر احتیاج داشت. زن و شوهر
سه‌شنبه، 15 خرداد 1397
تخمین زمان مطالعه:
پدیدآورنده: علی اکبر مظاهری
موارد بیشتر برای شما
رومیزی قدیمی
رومیزی قدیمی

نویسنده: سعید حیدری


رومیزی قدیمی

معلم تازه‌کاری به همراه همسرش، برای تدریس به یکی از روستاها فرستاده شدند. آنها پس از ورود به روستا در مدرسه ساکن شدند. ساختمان مدرسه کهنه و قدیمی بود و به تعمیر احتیاج داشت. زن و شوهر هر دو مشغول به کار شدند تا هر چه زودتر، قبل از آغاز سال تحصیلی، مدرسه را آماده کنند. یک روز هنگام بازگشت به خانه، معلم جوان، به فروشگاهی که در نزدیکی مدرسه بود رفت و در بین اجناس حراجی یک رومیزی که گلهای بسیار زیبایی در وسط آن گلدوزی شده بود دید و با خود فکر کرد که این رومیزی می‌تواند برای میز کار مناسب باشد. رومیزی را خرید و به مدرسه برگشت.
وقتی به مدرسه رسید باران شدیدی می‌بارید. در کنار مدرسه ایستگاه اتوبوسی قرار داشت و زنی در ایستگاه منتظر آمدن اتوبوس بود. معلم نزدیک زن رفت و از او خواست تا آمدن اتوبوس داخل مدرسه بیاید و در آنجا منتظر باشد. زن قبول کرد، داخل مدرسه شد و روی نیمکتی نشست.
معلم رومیزی را روی صندلی گذاشت. زن تا چشمش به رومیزی افتاد، ناگهان از جا بلند شد و به طرف آن رفت و از معلم پرسید: این رومیزی را از کجا آورده‌اید؟ و بعد رومیزی را با دقت نگاه کرد. در گوشه آن سه حرف، نام و نام خانوادگی او بود. به یاد آورد که 35 سال پیش این رومیزی را در زادگاهش درست کرده بود.

بیشتر بخوانید: پیش‌فرض‌هایی که فوق العاده‌اند


او به معلم گفت که پیش از شروع جنگ، او و شوهرش زندگی خوبی داشتند. ولی هنگامی که جنگ شروع شد، او ناچار شد زادگاهش را ترک کند و قرار شد شوهرش یک هفته بعد به او ملحق شود ولی همسرش توسط نیروهای دشمن دستگیر و زندانی می‌شود و زن دیگر او را نمی‌بیند. زن در سوی دیگر شهر زندگی می‌کرد و آن روز برای کاری به آنجا آمده بود. معلم با ماشینش، زن را به خانه‌اش رساند. چند روز بعد، در مدرسه برای کمک به نیازمندان جشنی برپا شد. در پایان مراسم، معلم پیرمرد همسایه را دید که هنوز روی نیمکت نشسته بود و به رومیزی خیره شده بود.
او به معلم گفت که سال‌هاست همسرش را گم کرده و ماجرای دستگیری و زندانی شدنش را برای او تعریف کرد. معلم که از تعجب بی‌حرکت مانده بود گفت: فکر کنم همسر شما را بشناسم. آن گاه مرد را سوار ماشینش کرد و به سوی خانه زن به راه افتاد و زن و شوهر بعد از 35 سال انتظار دوباره یکدیگر را دیدند.

پرداخت بدهی

مایکل مرد ثروتمندی بود که اخلاق خوشی نداشت و بسیار هم خسیس بود. برعکس او، همسرش «رُز» بسیار مهربان و خوش قلب بود و همه او را دوست داشتند. یکسال قحطی شد. بسیاری از روستاییان از رز و مایکل کمک خواستند.
رز به همه آنها کمک کرد اما مایکل با خود گفت: تا وقتی از پول‌های من کم نشود برایم مهم نیست دارایی چه کسی به باد می‌رود. من این پولها را به زحمت به دست آورده‌ام.
مردم از رز تشکر کردند و قول دادند خیلی زود پول او را پس دهند. زن قبول نکرد و گفت اگر می‌خواهید پول مرا پس دهید در روز مرگ همسرم این کار را بکنید.
این حرف به مایکل رسید و بسیار ناراحت شد، علت را از رُز پرسید: رُز گفت: مردم تو را دوست ندارند و همه آرزو می‌کنند که زودتر بمیری. اما حالا چون توان پرداخت قرض خود را ندارند، دعا می‌کنند که تو زنده بمانی. من می‌خواهم تو سالهای زیادی زنده بمانی، چه کسی می‌داند شاید تو هم روزی مهربان شوی.

همسر فداکار

روزی معلم از بچه‌ها خواست تا عشق را معنا کنند. هر کسی چیزی گفت: دادن گل، ابراز محبت و علاقه، تحمل سختی‌ها و خوشبختی، از میان بچه‌ها، پسری برخاست و گفت: روزی زن و شوهر جوانی که هر دو زیست‌شناس بودند، به جنگل رفتند. ناگهان در برابر خود ببری را دیدند. آنها نه تفنگ داشتند و نه راهی برای فرار، ببر لحظه به لحظه به آنها نزدیک می‌شد که ناگهان مرد فریادی کشید و پا به فرار گذاشت و زن تنها ماند. ببر با سرعت به طرف مرد دوید و به او حمله‌ور شد. وقتی داستان به اینجا رسید همه بچه‌ها مرد را محکوم کردند که همسرش را تنها گذاشته. اما پسر گفت: آیا می‌دانید مرد در هنگام فرار چه می‌گفته: مرد با صدای بلند فریاد می‌زد: عزیزم، تو بهترین مونس من بودی، از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. قطره‌های اشک صورت پسر را خیس کرده بود. او ادامه داد: همه زیست‌شناسان می‌دانند ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام دهد یا فرار کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک با فدا کردن جانش، مادرم را نجات داد و این صادقانه‌ترین راه پدرم برای بیان عشقش به مادرم بود.
منبع مقاله :
حیدری، سعید، (1396)، داستان‌های کوتاه، یک مشت شکلات، قم: یاران قلم، چاپ اول.
 
تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
اطاعت از مخلوق در معصیت خالق؛ از قانون اساسی دین تا مرگ نزدیک
اطاعت از مخلوق در معصیت خالق؛ از قانون اساسی دین تا مرگ نزدیک
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
play_arrow
حیرت صهیونیست‌ها از قدرت یمن
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
play_arrow
تخریب دو منزل فلسطینی در جنوب مسجد الاقصی
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
play_arrow
ممانعت از ورود دختران محجبه به مدارس در جمهوری آذربایجان
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
play_arrow
قالیباف: معیشت مردم باید آخرین نقطه آسیب‌پذیر در جنگ اقتصادی باشد
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
play_arrow
تصاویری از باند سرقت مسلحانه در تهران
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
play_arrow
اعتراض متفاوت یک دانش‌آموز به ممنوعیت حجاب در مدارس آذربایجان
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
play_arrow
برخورد پلیس با دانش‌آموزان مخالف دولت نتانیاهو در تل‌آویو
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
play_arrow
آیا اردن به پایگاه مدیریت جنگ علیه ایران تبدیل شده است؟
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
play_arrow
قلعه‌نویی علت دعوت نکردن قایدی را اعلام کرد
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
play_arrow
گاف عجیب سخنگوی جدید کاخ سفید؛ ترامپ را شوهرش صدا زد! + فیلم
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
play_arrow
تصاویری تازه از مسعود کیمیایی در جشن رونمایی از یک آلبوم موسیقی + فیلم
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
play_arrow
آیت‌الله مروی: دو بار با رهبر انقلاب دیدار کردم/ حالشان بسیار خوب بود + فیلم
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
play_arrow
ترامپ: به زلنسکی و پوتین برای پایان دادن به جنگ کمک می‌کنیم + فیلم
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم
play_arrow
ترامپ: به‌زودی درباره ایران تصمیمی خواهیم گرفت + فیلم