آيا از موفقيت خود مي ترسيد ؟
مترجم : الهام سليماني
نويسنده با توجه و معلم با ارزش اريک باتر در رابطه با فقر مي گويد : « فقر بي پولي يا نداشتن چيزي نيست بلکه روشي از زندگي يا تفکر مي باشد » زماني که شما اين طرز تفکر را با اين فلسفه اشترن که به هر چيزي که فکر کنيد به واقعيت شما تبديل مي گردد ، ترکيب کنيد معلوم مي گردد که موانع موجود در موفقيت هاي شخصي و مالي تنها از طريق خود فرد به وجود مي آيد .
زماني شخصي در تجارت بسيار موفق و از نظر شخصيتي بسيار قانع و راضي بود . به خاطر جهالت و ناداني خويش تقاضاي بخشش مي کرد او خود را نادان به خاطر آنچه که نمي توانست انجام دهد مي دانست ، بنابراين در طول زندگي خويش خيلي از کارها را به سرانجام رساند . توانايي اين فرد با کلمه خلاصه شده نمي توانم محدود نگرديده بود و به سادگي به فکر خود اجازه ورود نمي توانم را نمي داد .
اين بدين معي نيست که هيچ شکستي نداشته است ، هيچ جادويي در کار نيست او رضايت خاطر فراواني در خود حس مي کرد و همانند همه انسانهاي ديگر تلاش و تجربه و مصيبتهاي تلخ نيز در زندگي خود داشته است . هنوز هم از هر تجربه تلخ و شکست در زندگي خود به عنوان يک درس آموزشي استفاده مي کند و مصيبت و بدبختي را شانسي براي پيشرفت مي داند .
در نهايت زماني که از شکست نمي ترسد از موفقيت هم نخواهد ترسيد .
موفق بودن به معناي برنده بودن است و تقريباً نزديک به قله يا در خود قله بودن است . همراه با اول بودن مسئوليت سنگيني هم به وجود خواهد آمد . زماني که تيم فوتبال قهرمان مي شود ناگهان با اين مسئله روبرو مي گردد که همان کيفيت بازي را بايد ادامه دهد و مصمم مي گردد . به اين مسئوليت سنگين تداوم بخشد . کسي که در تجارت موفق است از او انتظار مي رود که هميشه يک تاجر موفق باشد و به عنوان يک امر ذاتي در وجود او قرار مي گيرد .
انسانها از خطر کردن مي ترسند ، زيرا با مفاهيم و کميتهاي ناشناخته در ارتباط خواهند بود ما نمي دانيم اگر عملي را انجام دهيم چه اتفاقي مي افتد و اين يک مفهوم ترسناک در انجام آن و خود عمل است .
متاسفانه وقتي ما از انجام کاري مي ترسيم با ناديده گرفتن خودمان يک قارچ در زير زمين باقي خواهيم ماند ـ هميشه منتظر فرصت مناسب بودن ـ هرگز تغيير نخواهيم کرد و هرگز به چيز جديدي به جز چيزي که هم اکنون هستيم نمي رسيم . به خود القا مي کنيم و تلاش به اين باور داريم که روزي انجام خواهيم داد همان فلسفه تکراري زندگي .
شايد ما از معاشرت کردن با حلقه افراد موفق هم مي ترسيم ، از اينکه به عنوان يک چراغ خاموش و بي ارزش در کنار آنها ديده شويم مي ترسيم چراغي که فقط خودمان خاموش مي بينيم .
و گفته شده است که « شجاعت به معناي نبودن ترس نيست ، بلکه توانايي انجام دادن عملي است به جاي ترسيدن » . هيچ چيزي در زندگي مطمئن و حتمي نمي باشد به جز آن قارچي که هميشه در زير زمين باقي مي ماند .
منبع:مجله راه موفقيت شماره 13 /س
زماني شخصي در تجارت بسيار موفق و از نظر شخصيتي بسيار قانع و راضي بود . به خاطر جهالت و ناداني خويش تقاضاي بخشش مي کرد او خود را نادان به خاطر آنچه که نمي توانست انجام دهد مي دانست ، بنابراين در طول زندگي خويش خيلي از کارها را به سرانجام رساند . توانايي اين فرد با کلمه خلاصه شده نمي توانم محدود نگرديده بود و به سادگي به فکر خود اجازه ورود نمي توانم را نمي داد .
اين بدين معي نيست که هيچ شکستي نداشته است ، هيچ جادويي در کار نيست او رضايت خاطر فراواني در خود حس مي کرد و همانند همه انسانهاي ديگر تلاش و تجربه و مصيبتهاي تلخ نيز در زندگي خود داشته است . هنوز هم از هر تجربه تلخ و شکست در زندگي خود به عنوان يک درس آموزشي استفاده مي کند و مصيبت و بدبختي را شانسي براي پيشرفت مي داند .
در نهايت زماني که از شکست نمي ترسد از موفقيت هم نخواهد ترسيد .
موفق بودن به معناي برنده بودن است و تقريباً نزديک به قله يا در خود قله بودن است . همراه با اول بودن مسئوليت سنگيني هم به وجود خواهد آمد . زماني که تيم فوتبال قهرمان مي شود ناگهان با اين مسئله روبرو مي گردد که همان کيفيت بازي را بايد ادامه دهد و مصمم مي گردد . به اين مسئوليت سنگين تداوم بخشد . کسي که در تجارت موفق است از او انتظار مي رود که هميشه يک تاجر موفق باشد و به عنوان يک امر ذاتي در وجود او قرار مي گيرد .
آيا از به همراه داشتن نام موفقيت مي ترسيد ؟
انسانها از خطر کردن مي ترسند ، زيرا با مفاهيم و کميتهاي ناشناخته در ارتباط خواهند بود ما نمي دانيم اگر عملي را انجام دهيم چه اتفاقي مي افتد و اين يک مفهوم ترسناک در انجام آن و خود عمل است .
متاسفانه وقتي ما از انجام کاري مي ترسيم با ناديده گرفتن خودمان يک قارچ در زير زمين باقي خواهيم ماند ـ هميشه منتظر فرصت مناسب بودن ـ هرگز تغيير نخواهيم کرد و هرگز به چيز جديدي به جز چيزي که هم اکنون هستيم نمي رسيم . به خود القا مي کنيم و تلاش به اين باور داريم که روزي انجام خواهيم داد همان فلسفه تکراري زندگي .
آيا از خطر موفقيت مي ترسيد؟
شايد ما از معاشرت کردن با حلقه افراد موفق هم مي ترسيم ، از اينکه به عنوان يک چراغ خاموش و بي ارزش در کنار آنها ديده شويم مي ترسيم چراغي که فقط خودمان خاموش مي بينيم .
آيا از حلقه ي افراد موفق مي ترسيد ؟
و گفته شده است که « شجاعت به معناي نبودن ترس نيست ، بلکه توانايي انجام دادن عملي است به جاي ترسيدن » . هيچ چيزي در زندگي مطمئن و حتمي نمي باشد به جز آن قارچي که هميشه در زير زمين باقي مي ماند .
منبع:مجله راه موفقيت شماره 13 /س