جز زيبايي چيزي نديدم

توي قرار گاه سرپل ذهاب، مدتي از رفتن «سيد» مي گذشت و از آمدنش خبري نبود. فکرم پيش او بود . سعي کردم يه جوري خودم رو مشغول کنم، نشد. بي قراري مي کردم . دلم گرفتار دو جا بود: يکي پيش سيد که دلواپسش بودم و براي سرکشي ديدگاه ها رفته بود و دير کرده بود، ديگر پيش اون هايي که تهران بودن؛ يعني همه ي اون هايي که توي تهرون نفس مي کشيدن؛ غريبه و آشنا برام فرقي نمي کرد. مي دونستم همه ي اون هايي که اهل جبهه اند و يا اهل جبهه نيستند، الآن دلشون پيش ماست. دلم
شنبه، 9 آبان 1388
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
جز زيبايي چيزي نديدم
جز زيبايي چيزي نديدم
جز زيبايي چيزي نديدم






توي قرار گاه سرپل ذهاب، مدتي از رفتن «سيد» مي گذشت و از آمدنش خبري نبود. فکرم پيش او بود . سعي کردم يه جوري خودم رو مشغول کنم، نشد. بي قراري مي کردم . دلم گرفتار دو جا بود: يکي پيش سيد که دلواپسش بودم و براي سرکشي ديدگاه ها رفته بود و دير کرده بود، ديگر پيش اون هايي که تهران بودن؛ يعني همه ي اون هايي که توي تهرون نفس مي کشيدن؛ غريبه و آشنا برام فرقي نمي کرد. مي دونستم همه ي اون هايي که اهل جبهه اند و يا اهل جبهه نيستند، الآن دلشون پيش ماست. دلم مي خواست مي آمدم و روزنامه ها را برمي داشتم و مي رفتم روي صندلي کنار ايستگاه اتوبوس مي نشستم و ماشين هايي رو که مي آمدند و مي رفتند، تماشا مي کردم . همه اون هايي رو که کنار کيوسک روزنامه فروشي نگه مي داشتند و سيگار يا شکلاتي مي خريدند و بعد سوار مي شدند و مي رفتند، دلم تنگشون بود. مي دونستم که از کوچک و بزرگ و زن و مرد، همه شون دلواپس و نگرانند. راستش تنها جايي که کميتم مي لنگيد و نمي دونستم چيکارش کنم، همين جا بود. درد محبت و دوستي همه ي انسان ها توي دلم بود. راستش رو نمي شه بگم. آخه چطوري مي شه گفت که بعضي وقت ها حتي براي سرباز عراقي هم که دشمنم بودند، دلم مي سوخت.
يک شب وقتي بعد از شکستن خط براي پاکسازي سنگرهاي عراقي رفته بوديم، چيزي پيدا کردم که داغونم کرد. هميشه بعد از شکستن خط، اولين کساني که توي سنگرهاي عراقي مي ريختند و تفتيش مي کردن، ما بوديم؛ تا اگر نقشه اي، کالکي، عکس هوايي منطقه يا چيزهايي از اين قبيل اونجاها باشه، سالم برشون داريم . اون شب هم رفتيم و توي خرت و پرت هاي سنگرهاي عراقي ها، چند تا کتاب درسي چهارم ابتدايي و يک دفتر خاطرات به دست من افتاد و کاش نمي افتاد! وقتي اون دفتر رو ورق زدم، حالم خيلي بد شد. با اين که بيشتر سربازاي عراقي سي ساله به بالا بودن، اين يکي، جوان هجده ساله بود. توي يکي از صفحه ها نوشته بود: « ... چي مي شد که يه روز صبح چشم واکنم و ببينم که مادرم ميگه: پسرم پاشو صبحونتو بخور، پاشو صبحونت حاضره» . و من ناز کنم و بگم: «نمي خوام، من مي خوام باز هم بخوابم. »
راستش هم دلم براش سوخت، هم محبتش به دلم نشست، اما اين رو کجا مي تونم بگم؟ چطوري بگم که غصه ي دشمن رو مي خورم. خيلي حرف ها هست که نمي شه به کسي گفت. راستش اين که من هيچ وقت، عاشق شهادت، نبودم . براي همين هم شهيد نشدم . حتي يک ترکش هم نخوردم. خيلي ها بغل دستم و حتي توي بغلم شهيد شدن، اما من حتي يک ترکش هم نخوردم من فقط با عشق به جبهه مي رفتم؛ عاشق مي شدم، بعد مي رفتم . جنگ رو هم دوست نداشتم، اما عشق رو نمي تونستم نداشته باشم . و اين بود که از سال پنجاه و هشت توي جبهه ها و کردستان بودم . حتي زن و بچه هام رو برده بودم کردستان؛ وقتي توي منطقه راه مي رفتم، صداي تسبيح سنگ ها و درخت ها رو مي شنيدم. راز و نياز هر چيزي رو که روي زمين بود، به وضوح مي شنيدم. سمفوني عاشقانه ي رودخانه ها مستم مي کرد. يکبار داشتم وصيت نامه مي نوشتم، ديدم کفشدوزکي خال خالي قرمز داره از خود کارم بالا ميره . سرم رو بلند کردم. ديدم توي اون آتش و دود و باروت و توپ ها و خمپاره هايي که مثل نقل و نبات روي سرمون مي ريخت، زندگي با تمام توان و تمام زير و بم هاش ادامه داره و نبض زندگي داره با قدرت و صلابت مي زنه. آن وقت توي همچون لحظه هايي دلم آب مي شد و توي اون لحظات بحراني و وحشتناک، تشنه مي شدم و ياد امام مي افتادم .
منبع: ماهنامه راهيان نور، امتداد، شماره ي 25 و 26


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
play_arrow
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
play_arrow
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
play_arrow
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
play_arrow
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
play_arrow
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
play_arrow
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
play_arrow
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
play_arrow
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
play_arrow
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
play_arrow
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
play_arrow
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!
play_arrow
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!
وزیر جنگ آمریکا: ایالات متحده به هیچ‌وجه گزینه حملات نظامی در تنگه هرمز را منتفی نمی‌داند
play_arrow
وزیر جنگ آمریکا: ایالات متحده به هیچ‌وجه گزینه حملات نظامی در تنگه هرمز را منتفی نمی‌داند