مجتمع آسایش

یکی از امور خیریه که پاداش فراوانی نزد خداوند دارد، وقف کردن امکانات و وسایل برای بازی و سرگرم کردن بچه هاست. داستان کوتاه زیر را علی باباجانی درباره این موضوع نوشته است.
چهارشنبه، 2 بهمن 1398
تخمین زمان مطالعه:
نویسنده : علی باباجانی
تصویر گر : الهام درویش
موارد بیشتر برای شما
مجتمع آسایش
فقط آدم بزرگ‌ها بودند؛ یعنی پدرها و مادرها؛ البته نه همه‌ی پدر و مادر‌ها. مدیر ساختمان با نگاهش همه را شمرد. بیست نفر بودند. بیش تر آن‌ها پدر و مادر‌هایی بودند که بچه‌ هم داشتند؛ ولی مدیر گفته بود: «می‌خواهیم درباره‌ی بچه‌ها جلسه‌ای داشته باشیم. بچه‌های تان را نیاورید.» حتی از نوجوان‌های مجتمع هم دعوت نکرده بودند. فقط منیژه خانم به دلیل احساس مسئولیت زیادش نوزاد دوماهه‌اش را آورده بود. مدیر ساختمان با نام خدا حرفش را شروع کرد؛ ولی باز پچ‌پچ بود. انگار دل همه از دست سروصدای بچه‌ها پر بود. همه گله‌مند بودند که بچه‌های مجتمع مسکونی، آسایش آن‌ها را گرفته‌اند. هرکس بچه‌ی دیگری را متهم می‌کرد.

 مدیر مجتمع آهی کشید و گفت: «خب دوستان! یک صلوات بفرستند.»

صلوات را که فرستادند، سکوت برقرار شد. مدیر مجتمع به دیوار سنگی سالن تکیه داد. خنکای سنگ را در کمرش حس کرد.

- «همسایه‌های محترم! تابستان دارد می‌آید و همه هم از سروصدای بچه‌ها گله‌مندید. از شما خواستم تشریف بیاورید این‌جا تا دراین‌باره فکر کنیم. فقط خواهشاً تقصیر را گردن هم نیندازید. بیش تر ما بچه داریم و خاصیت بچه سروصداست. به نظر شما چکار کنیم؟»

آقاصمد، ساکن طبقه‌ی هشتم، گفت: «باید بچه‌های مان را بفرستیم باشگاه. این‌طور انرژی بچه خالی می‌شود.»

خانم تیموری گفت: «وا! این حرف‌ها یعنی چی؟! پول‌مان کجا بود با این گرانی و وضع خراب.»

چند نفری سر تکان دادند و حرف خانم تیموری را تأیید کردند.

آقای حسینی عینکش را روی صورتش جابه جا کرد و گفت: «بچه‌ها را باید فرستاد مدرسه.»

خانم تیموری گفت: «نه آقا! تازه بچه‌ها از مدرسه تعطیل می‌شوند. باز هم بفرستیم مدرسه؟»

آقامنصور دستی به ریش کم‌پشتش کشید و گفت: «مسجد هم خیلی خوب است. هم نزدیک است و هم فضای معنوی است. آن‌جا هم کلی برنامه دارند.»

سیدجواد گفت: «بله! حرف بسیار بجا و درستی بود. به نظر من مسجد بهترین جاست.»

آقاوحید گفت: «بله! هم مدرسه خوب است و هم مسجد. اگر این‌جا فضایی ایجاد بشود که بچه‌ها مشغول باشند خیلی بهتر است.»

آقای مدیر به دوروبرش نگاه کرد. سالن مجتمع که فقط یک موکت داشت. با این حرف آقاوحید، گفت: «خب این هم فضا. ما می‌توانیم این‌جا را فضای خوبی برای بچه‌ها کنیم.»

خانم تیموری باز حرف از پول زد: «نه آقای صولتی! ماهیانه شارژ می‌دهیم. آماده کردن این‌جا کلی خرج دارد.»

همه نگاه‌شان به آقای پنداری بود که در کارهای خیریه مهارت داشت. آقاوحید لبخندی زد و گفت: «آقای پنداری! می‌توانید پولی جور کنید که این جا را سروسامان بدهیم.»

آقای پنداری جواب داد: «کاری ندارد! من یک قفسه پر از کتاب در خانه دارم که وقف این‌جا می‌کنم. همه هم می‌توانند استفاده کنند.»

سیدجواد گفت :«خدا خیرتان بدهد! بحث وقف شد، من هم می‌توانم شبی یک ساعت بچه‌ها را با کتاب سرگرم کنم.»

خانم تیموری گفت: «آخه همه‌اش که کتاب خواندن نیست. بچه‌ها باید تحرک داشته باشند.»

آقای پنداری گفت: «خب هرکس می‌تواند چیزی را وقف این سالن کند.»

فردای آن روز سالن مجتمع پر بود از وسایلی که همسایه‌ها برای استفاده‌ی دیگران وقف کرده بودند. قفسه، کتاب، میز، فوتبال دستی، توپ، منچ، رایانه، پشتی، گلدان و... .

احسان که پسر پانزده ساله‌ی مجتمع بود، خودش را وقف سالن کرده بود و شده بود مدیر سالن و آن‌جا را مدیریت می‌کرد.

منبع: مجله باران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
بهترین غذاهای فست‌فودی که با پنیر پیتزا خوشمزه‌تر می‌شوند
بهترین غذاهای فست‌فودی که با پنیر پیتزا خوشمزه‌تر می‌شوند
نگاهی به الگوپذیری از پیامبر (ص) در قرآن و تفاسیر
نگاهی به الگوپذیری از پیامبر (ص) در قرآن و تفاسیر
جنایت‌هایی که فراموش نمی‌شوند
play_arrow
جنایت‌هایی که فراموش نمی‌شوند
چرا رهبر شهید به پناهگاه نرفتند؟
play_arrow
چرا رهبر شهید به پناهگاه نرفتند؟
جهانگیر: آقای خرازی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد
play_arrow
جهانگیر: آقای خرازی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد
پرونده یونیک فایننس به کجا رسید؟
play_arrow
پرونده یونیک فایننس به کجا رسید؟
ترامپ برای فرار از پاسخ‌گویی به خبرنگاران، جنگ را بهانه کرد
play_arrow
ترامپ برای فرار از پاسخ‌گویی به خبرنگاران، جنگ را بهانه کرد
رابرت دنیرو: کشور من دیگر دوست داشتنی نیست
play_arrow
رابرت دنیرو: کشور من دیگر دوست داشتنی نیست
مک‌گریگور: ترامپ با شکست در کنگره روبرو است؛ عملیات پرچم دروغین دیگر کار نمی‌کند
play_arrow
مک‌گریگور: ترامپ با شکست در کنگره روبرو است؛ عملیات پرچم دروغین دیگر کار نمی‌کند
وزیر خزانه داری آمریکا: به زودی شاهد توافق با ایران خواهیم بود
play_arrow
وزیر خزانه داری آمریکا: به زودی شاهد توافق با ایران خواهیم بود
برای حفظ زندگی مشترک چه دعاهایی بخوانیم؟
برای حفظ زندگی مشترک چه دعاهایی بخوانیم؟
برای آسان شدن ازدواج فرزند چه دعاهایی سفارش شده است؟
برای آسان شدن ازدواج فرزند چه دعاهایی سفارش شده است؟
آمریکا تصاویر جدیدی از اشیاء ناشناس پرنده در خاورمیانه منتشر کرد
play_arrow
آمریکا تصاویر جدیدی از اشیاء ناشناس پرنده در خاورمیانه منتشر کرد
آنچه از پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی پس از انهدام باقی ماند
play_arrow
آنچه از پهپادها و جنگنده‌های آمریکایی پس از انهدام باقی ماند
مهران غفوریان: دوست دارم نقش شهید بازی کنم
play_arrow
مهران غفوریان: دوست دارم نقش شهید بازی کنم