عظيم اما ناهمگون
نويسنده:سينا اخباري
تحليل طراحي صحنه و لباس فيلم تروا (ولفگانگ پترسن، 2004)
هرچند تروا از ستارگان بازيگري چون براد پيت، اورلاندو بلوم، پيتراتول و ... بهره مي برد و نسبت به ساير آثار حماسي همچون اسکندر، آلامو و شاه آرتور که در سال 2004 ساخته شدند، حداقل در گيشه موفقيت بيشتري داشت، اما در مقام مقايسه شايد مهم ترين جنبه مثبت فيلم که براي آن کانديد دريافت اسکار نيز شد، طراحي لباس آن باشد. باب رينگوود در طراحي لباس از سبک ها و مدل هاي مختلفي استفاده کرده و از هر کدام چيزي به عاريت گرفته است.
مردان و زنان تروايي لباس هاي بندي رنگي مي پوشند، در حالي که اهالي مقيم اسپارتان پوشش هاي سياه چرمي و زره هاي سنگين جنگي دارند.
تروا در اسپارت عصر برنز آغاز مي شود. ستون هاي سرباريک خاص تمدن مي توان در آن زمان، معماري خاص روي ديوارهاي قصر و سرير پادشاهي آگاممنون نمادهايي از آن عصر به شمار مي رود. اما به تدريج اين اصالت با به هم خوردن توالي تاريخي نمادها و ظاهر شدن دروازه مجسمه شير از بين مي رود. نمادهاي خاص مکان ها و دوره هاي مختلف همزمان در يک جا گرد آمده اند، مجسمه طلايي آپولو و حجاري برجسته هاي پرسپوليس از پانصد سال قبل از ميلاد، پيکره هاي صليبي قبرسي مربوط به سه هزار سال پيش از ميلاد و ستون هاي هرمي سياه مربوط به هشتصد سال پيش از ميلاد، در حالي که ماجراي فيلم بايد در ترواي سه هزار و دويست سال پيش از ميلاد اتفاق افتاده باشد. در چندين نما از بالاي سر چشم انداز وسيعي را مي بينيم که در آن ها ارتش هايي که به وسيله CGI به وجود آمده اند، به سمت دشمنان حمله مي کنند. آشکار بودن جلوه هاي بصري رايانه اي به کار رفته در به تصوير کشيدن اين نيروها در تروا، بيش از حد آزاردهنده است. در فيلمي به سبک سيسيل ب، دوميل، مردان مبارز خوش سيماي تروا يکديگر را به پيکار دعوت مي کنند. صحنه هاي درگيري هاي تن به تن و رو در رو، به فيلم هايي چون آخرين سامورايي، آشوب و نجات سرباز رايان شباهت دارد. اما در کل خشونت موجود در فيلم بيشتر از آن که هيجان انگيز باشد، رقت بار و تصنعي از کار در آمده است. ضربات شمشير بازيگران چندان کارا و برنده نيست؛ آن ها بدون زره با يکديگر مي جنگند و تصاوير زخم هاي خونين عميق روي بدن آن ها به جاي آن که به باورپذير بودن فيلم کمک کند، تصوير بسيار ناخوشايندي را در خاطر تماشاگران باقي مي گذارد؛ هر چند اين ترفند باعث مي شود بيننده پس از ديدن فيلم جنگ را در ذهن خود، قرباني کردن افراد براي دستيابي به اهدافي عبث معنا کند.
زمان فيلم بيشتر در مبارزه مي گذرد. هر چند فيلم با دارا بودن خصيصه هايي چون هزينه توليد بالا، مبارزات اعجاب آور و بازيگران مطرح، بازگشتي است به آثار حماسي دهه پنجاه و شصت ميلادي همچون اسپارتاکوس يا نزديک تر هلن، قهرمان تروا (1954)، اما دکل کشتي هاي شناور در طول ساحل دريا، شمشيربازي هاي بسيار، زناني که با چشمان بهت زده پيکار مردان را نظاره گرند و نظايري از اين دست براي تماشاگري که حتي تنها فيلم هاي متأخري چون گلادياتور يا ارباب حلقه ها را ديده است از نظر بصري چندان شگفتي به همراه ندارند. تروا از اين لحاظ به گلادياتور نزديک تر است، تقريباً همان لباس ها، همان نوع لوکيشن ها و تا حدي همان ترکيب رنگ هاي تيره. با اين تفاوت که در زير آسمان صاف تروا، عناصر بيشتري در صحنه ها حضور دارند. هزاران کشتي که در تروا به تصوير کشيده شده، در واقع تنها حاصل ترکيب تصاوير دو کشتي ساخته شده اصلي با تصاوير رايانه اي خلق شده براي بازسازي ساير کشتي هاست.
تروا در لوکيشن هاي نامتجانسي تصويربرداري شده است. نماهاي داخلي در لندن به تصوير در آمده، در حالي سازندگان با بهره گيري از تمام دانشي که درباره تروا داشتند، دکورهاي اصلي مربوط به آن را در بندر ريکاسولي واقع در جزيره مديترانه اي مالت از ماه آوريل تا ژوئن 2003 با جزئيات دقيق بازسازي کردند، امري که هزينه بالاي ساخت فيلم را توجيه مي کند صحنه هاي مهم ديگر، در مليحا (شهري کوچک در شمال مالت) و در جزيره کوچک کرمينو تصويربرداري شدند. وزارت فرهنگ و گردشگري ترکيه به توليدکنندگان فيلم پيشنهاد کرد آن را در کاناکل- مکان فعلي بقاياي ترواي اصلي - بسازند، اما تصويربرداري در برلين آغاز شد، جايي که بيشتر بقاياي تاريخي پس از انتقال از آنتاليا، در آن جا به نمايش گذارده شده بودند؛ در عوض اسبي که براي تصويربرداري در فيلم با جزئياتي دقيق همانند يک مهره شطرنج بسيار عظيم ساخته شد، به ترکيه تقديم شد تا در کاناکل واقعي به نمايش گذاشته شود. جنگ عراق، توليد را از مراکش در فوريه سال 2003 به مکزيک منتقل کرد، هر چند در آن جا نيز دو گرد و باد شديد در مدتي کم تر از يک ماه گروه توليد را با مشکل مواجه کرد. در اين مکان گروه توليد دو زيست شناس را براي محافظت از تخم لاک پشت ها در سواحلي که فيلمبرداري انجام مي شد استخدام کرد. ديوارهاي بيروني شهر تروا در کابوسان لوکاس واقع در مکزيک ساخته و فيلمبرداري شد، ولي سواحل شني ماسه اي طولاني و دشت اسکاماندر در مکزيک که در آن رودخانه اي يافت نمي شود و براي تصويربرداري نماهاي مبارزه در کنار ساحل در فيلم به کار رفت، با جغرافيا و فضاي طبيعت ترواي اصلي که در ساحل سرزنده درياي اژه قرار داشته مغايرت بسيار دارد.
آثارحماسي ادبي يونان باستان که روايت گر جنگ تروا هستند، حداقل صد سال پس از وقوع آن نگاشته شده اند، حتي در مورد وقوع اين جنگ ترديد وجود داشته و برخي آن را ساخته و پرداخته ذهن هومر يا شاعران و نويسندگان پيش از او مي دانند، در عين حال اين آثار با اسطوره ها و خدايان آميخته اند و نمي توان آن ها را نيز به عنوان منابع تاريخي مرجعي صد در صد قابل اعتماد دانست. اما موضوع فيلم هر چه باشد و هر چقدر هم که با اصل اشعار تفاوت داشته باشد، کارگردان تروا، جنگي که از آن مقطع خاص زماني در يونان در فيلم خود به تصوير کشيده را داراي معاني فراواني براي زمان حال مي دادند: يک بهانه کافي است تا دستاويزي براي حمله و ويران کردن طرف مقابل به وجود آيد.
منبع:نشريه صنعت سينما ،شماره 85
/خ