حمام

رضا هول دست برد طرف لامپ حمام. داغي لامپ انگشتانش را چزاند. اعتنا نكرد و لامپ را چرخاند تا خاموش شد. مادر قدم داخل حمام گذاشت، تنها از دريچه‌ي كوچكي نور داخل مي‌ريخت. حمام را كه نيمه تاريك ديد، گفت: ـ چراغ رو روشن نكردي! دست برد و كليد برق را چند باز زد. وقتي لامپ روشن نشد، گفت:
چهارشنبه، 8 ارديبهشت 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
حمام
حمام
حمام

نويسنده: اكبر صحرايي




مادر از پشت در حمام صدا زد:
ـ رضا بيام پشتت رو كيسه بكشم.
ـ خودم مي‌تونم. زحمتت مي‌شه!
ـ اومدم، شرم نداره!
رضا هول دست برد طرف لامپ حمام. داغي لامپ انگشتانش را چزاند. اعتنا نكرد و لامپ را چرخاند تا خاموش شد. مادر قدم داخل حمام گذاشت، تنها از دريچه‌ي كوچكي نور داخل مي‌ريخت. حمام را كه نيمه تاريك ديد، گفت:
ـ چراغ رو روشن نكردي! دست برد و كليد برق را چند باز زد. وقتي لامپ روشن نشد، گفت:
ـ لعنت بر شيطون! تا ديروز سالم بود. مادر پشت سر رضا كه قرار گرفت. كيسه را توي دست كرد و آرام‌آرام به پشتش كشيد.
ـ مادر تو جبهه كارت چيه؟
ـ خوردن و خوابيدن.
ـ تو گفتي و منم باورم شد.
ـ باور نمي‌كني؟
ـ لابد مادرت محرم نيس؟ بايد از مردم بشنوم پسرم معاون نمي‌دونم گرو... گروبا. چي بهش مي‌گن؟ تو زبونم نمي‌گرده.
ـ گردان، گروهان.
ـ همين كه مي‌‌گي... بعد شهادت خدا بيامرز برادرت، تو اين عالم، من هستم و يه دوقلوي خوشگل. تو رو خدا مواظب خودتون باشيد!
رضا سر چرخاند. صورت به صورت كه شدند. لبخند زد.
ـ چشم آنا! مادر محكم‌تر كيسه كشيد. كيسه كه بالا و پايين مي‌رفت، عضلات پسر مثل برق گرفته‌ها مي‌پريد. انگار جانش زير كيسه مي‌رفت و مي‌آمد. دست نگه داشت؛ نفس را بلند داخل داد و بعد آرام بيرون راند. سكوت فضاي حمام را پر كرد. مادر خودش را عقب كشيد، نور دريچه‌ي حمام كه تابيد، چشمش افتاد به زخم‌هاي كمر پسر.
ـ اينا جاي چيه رضا!؟
ـ چـ... چـ... چيزي نيس آنا!
ـ ارواح خاك برادرت، بگو چيه؟
ـ يه زخم كوچك!
ـ جاي سالم تو كمرت نيس!
رضا صداي هق‌هق مادر را كه شنيد، گفت:
ـ جاي تركشه، خوب شده!
ـ پس چرا مثل مار دور خودت مي‌پيچي؟
ـ چندتايي هنوز زير پوستمه. يادگاريه آنا! باز سكوت حمام را گرفت. وقتي صداي نفس‌نفس شنيد، برگشت و به پلك‌هاي بسته‌ي مادر خيره شد. پلك‌ها را كه از هم باز كرد، كاسه‌ي چشمان مادر خيس خيس بود!
منبع: نشريه شاهد جوان- ش 55


نظرات کاربران
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
تاجرنیا فدراسیون را تهدید کرد: جام را ندهید، سراغ فیفا و AFC می‌رویم
play_arrow
تاجرنیا فدراسیون را تهدید کرد: جام را ندهید، سراغ فیفا و AFC می‌رویم
خیابان‌های نیویورک پس از طوفان شدید به رودخانه تبدیل شدند
play_arrow
خیابان‌های نیویورک پس از طوفان شدید به رودخانه تبدیل شدند
قالیباف: عراق در آستانه خروج نهایی نیروهای خارجی و تثبیت حاکمیت مستقل خود است
play_arrow
قالیباف: عراق در آستانه خروج نهایی نیروهای خارجی و تثبیت حاکمیت مستقل خود است
ویدیویی از لپ‌تاپ دوربین‌دار شیائومی با قابلیت‌های عجیب!
play_arrow
ویدیویی از لپ‌تاپ دوربین‌دار شیائومی با قابلیت‌های عجیب!
خواهر عمران خان: برادرم در زندان تحت شکنجه است
play_arrow
خواهر عمران خان: برادرم در زندان تحت شکنجه است
عدد شوکه‌کننده برای بازسازی انستیتو پاستور
play_arrow
عدد شوکه‌کننده برای بازسازی انستیتو پاستور
ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور
play_arrow
ناکامی گروهک مسلح در ورود به مرزهای جنوب شرق کشور
ادعای ایلان ماسک : کمتر از یکسال تا بازگرداندن بینایی با تراشه مغزی
play_arrow
ادعای ایلان ماسک : کمتر از یکسال تا بازگرداندن بینایی با تراشه مغزی
رای‌دهنده قدیمی جمهوری‌خواه خطاب به ترامپ: «استعفا بده؛ داری کشور را نابود می‌کنی»
play_arrow
رای‌دهنده قدیمی جمهوری‌خواه خطاب به ترامپ: «استعفا بده؛ داری کشور را نابود می‌کنی»
لحظه عجیب تشنج یک ربات انسان‌نما
play_arrow
لحظه عجیب تشنج یک ربات انسان‌نما
حضور معنادار قالیباف بر سر مزار شهید رئیسعلی دلواری
play_arrow
حضور معنادار قالیباف بر سر مزار شهید رئیسعلی دلواری
تصاویری از معارفه رسمی رونالدینیو در راونا ایتالیا
play_arrow
تصاویری از معارفه رسمی رونالدینیو در راونا ایتالیا
نمای خیره‌کننده فضانوردان در حال راهپیمایی فضایی
play_arrow
نمای خیره‌کننده فضانوردان در حال راهپیمایی فضایی
سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن
سیمای امام زمان(عج) از دیدگاه قرآن
ثبت یک لحظه ترسناک؛ سیلاب ناگهانی گردشگران سلفی‌باز را با خود برد
play_arrow
ثبت یک لحظه ترسناک؛ سیلاب ناگهانی گردشگران سلفی‌باز را با خود برد