هوا

به به! چه حياط پر از تنفسي! چه قدر بهشت تو، درخت و بلبل دارد! چه قدر فواره هاي بلند! چه صدايي که ممزوج چه چه پرنده و قهقه مستانه قطره هاي آب و نفس نفس فرشتگان است!
چهارشنبه، 26 خرداد 1389
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
هوا
هوا
هوا






تو را نمي شود
نفس نکشم، چون
به محض اين که تو را نفس
نکشم، ريه هايم پر از سموم
کشنده مي شوند.
به به! چه حياط پر از تنفسي! چه قدر بهشت
تو، درخت و بلبل دارد! چه قدر فواره هاي بلند!
چه صدايي که ممزوج چه چه پرنده و قهقه مستانه
قطره هاي آب و نفس نفس فرشتگان است!
بيايم داخل؟ اجازه هست؟
با اين حياط، آن اتاق را هم که طلب کرده بودم در
سراي ات، نمي خواهم. اين جا شيرين تر است. عسل
مي چشم از رود شيرين چشم هايت. شايد اصلا نيايم
داخل. بگذار آن شال امانت را به يکي از خادم ها بدهم،
بيايم بنشينم کنارت. هواي من! سخت نفس ام، تنگ
بوييدن ات است...
منبع: مجله ي خيمه شماره 37


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط