برگزاری مراسم اربعین در طی این چند سال رونق بیشتری گرفته و راهپیمایی نجف به کربلا به پدیدهای میلیونی و جهانی تبدیل شده است. برخی حساسیتها نیز در این باره افزایش یافته است. حساسیتهایی که گاه ظاهرا با دغدغهای دینی بیان میشود و مدعی آن است که این مناسک در صدر اسلام نبوده و سعی میشود به نوعی آن را تلقی به بدعت کنند.
متاسفانه این اشکال تراشی های بی مورد و این شبهات بی اساس باعث این شده است که دشمنان و منافقین و ملحدین شیعه هم سوء استفاده بیشتری در این موضوع داشته باشند.
حضزت آیت الله حامنه ای می فرمایند :در روزگاری که دشمنان اسلام و دشمنان امّت اسلامی با انواع و اقسام ابزارها و وسایل، با پول، با سیاست، با سلاح علیه امّت اسلامی دارند کار میکنند، خداوند متعال ناگهان حادثهی راهپیماییِ اربعین را این جور عظمت میدهد، این جور جلوه میدهد.
اربعین جهانی شد و جهانیتر هم خواهد شد؛ این خون حسینبنعلی است که بعد از ۱۴۰۰ سال دارد میجوشد و روزبهروز تازهتر میشود، روزبهروز زندهتر میشود؛.
این همان پیام عاشورا است که از حلقوم اباعبدالله و حلقوم زینب کبریٰ (سلام الله علیهما) در نهایت غربت و تنهایی صادر شد و امروز فضای عالم را فرا گرفته است و فرا میگیرد.
امام حسین فقط متعلّق به ما نیست؛ مذاهب اسلامی، شیعه و سنّی، همه زیر پرچم امام حسین(ع) هستند.در این راهپیمایی عظیم حتّی کسانی که متدیّن به اسلام هم نیستند شرکت میکنند؛ این یک آیت عظمایی است که خدای متعال دارد نشان میدهد.
در این مختصر دلیل هایی را بیان خواهیم کرد تا ثابت کنیم که اربعین بدعت نیست، زیرا بدعت یعنی چیزی در دین وارد شود که از آن نهی شده یا درباره آن روایتی وجود ندارد و ذیل هیچ یک از احکام کلی دین قرار نمیگیرد.
در حالیکه در مورد اربعین هم به طور غیر مستقیم می توانیم از آیات قران آثار پر برکت اربعین را ثابت کنیم و هم در متون روایی به اربعین اشاره شده است.
بدعت چیست:
بدعت به معنای این است که پس از پیامبر اسلام(ص) چیزی در دین وارد شود که از آن نهی شده یا درباره آن روایتی وجود ندارد و ذیل هیچیک از احکام کلی دین قرار نمیگیرد.بدعت در مقابل سُنّت قرار دارد؛ سُنّت آن آموزههایی است که در قرآن و روایات پیامبر و معصومان بیان شده است. در روایات، بدعت از مصادیق کفر و شرک معرفی شده است و همه فقیهان شیعه و سنی، بدعت را حرام میدانند.
اربعین بدعت نیست سنت حسنه است.
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:مَن سَنَّ سُنَّةً حَسَنةً عُمِلَ بها مِن بَعدِهِ کانَ لَهُ أجرُهُ ومِثلُ اجُورِهِم مِن غَیرِ أن ینقُصَ مِن اجُورِهم شیئاً، ومَن سَنَّ سُنَّةً سَیئَةً فَعُمِلَ بها بَعدَهُ کانَ علَیهِ وِزرُهُ ومِثلُ أوزارِهِم مِن غَیرِ أن ینقُصَ مِن أوزارِهِم شیئاً.(1)هرکه سنّت نیکویى بگذارد که پس از مرگش بدان عمل شود، هم اجر خودش را دارد وهم به اندازه اجر کسانى که به آن عمل مىکنند، بى آنکه از اجر ایشان چیزى کم شود و هرکه سنّت ناپسندى بنهد و پس از مرگش بدان رفتار شود، گنهکار است و به اندازه گناهان کسانى که به آن سّنت عمل مىکنند نیز برایش باشد، بى آنکه از گناه آنان چیزى کم شود.
بدعت چیزى است که به شارع مقدس و قرآن و سنّت پیغمبر نسبت داده شود و حال آن که جزء آن نباشد؛ ولى سنّت ها نوعى بدعت هاى عرفى و اجتماعى است که بدون اسناد به شرع مقدس گذارده مى شود.
که اگر در مسیر اهداف شرع باشد سنّت حسنه محسوب مى شود و مطلوب است و اگر بر ضد آن باشد سنّت سیئه و نامطلوب است.
از اینجا روشن مى شود اینکه وهابى هاى متعصب و علما جاهل اگر امورى مانند :برگزارى مراسم تعزیه براى اموات و گذشتگان یا اربعین حسینی مخالفت مى کنند .از سوء فهم آنهاست که سنّت را با بدعت اشتباه مى گیرند .
اربعین، بدعت نیست، مصداقی از اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة
یکی از مصادیق قوّت را امروز دنیای اسلام دارد مشاهده میکند و آن، راهپیمایی اربعین است؛ وَ اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّة. راهپیمایی اربعین قوّت اسلام است، .قوّت حقیقت است، قوّت جبههی مقاومت اسلامی است که این جور اجتماع عظیم میلیونی راه میافتند به سمت کربلا، به سمت حسین، به سمت قلّه و اوج افتخار فداکاری و شهادت که همهی آزادگان عالم باید از او درس بگیرند.
از روز اوّل هم که اربعینی به وجود آمد، اهمّیّت اوّلین اربعین به همین اندازه بود. اهمّیّت اربعینِ اوّل این بود که رسانهی پُرقدرت عاشورا است..
از روز عاشورا تا روز اربعین -بنا بر یک روایت روزی است که اهلبیت برگشتند به کربلا- این چهل روز، چهل روزِ فرمانروایی منطقِ حق در میان دنیای ظلمانی حاکمیّت بنیامیّه و سفیانیها بود.
رسانهی حقیقی [یعنی] فریاد زینب کبریٰ، فریاد حضرت سجّاد؛ در کجا؟ در کوفه، در شام، در آنجایی که ظلمات محض بود؛ اینها بزرگترین رسانه بود. همین ها بود که عاشورا را نگه داشت، همین ها بود که عاشورا را به امروز رساند. تاریخ و ریشهی این روز اربعین و ماجرای اربعین این است.
آن روز اهلبیت (علیهم السّلام) طوفانی به پا کردند با این حرکت چهلروزه؛ یک طوفان به پا شد در آن اختناق عجیب. در آن روزگار، اختناق این قدر است که دوروبر امام حسین، فرزند پیغمبر، نوهی پیغمبر، جگرگوشهی زهرای اطهر، ۷۲ نفر بیشتر باقی نمیمانند.
در یک چنین روزگاری، ماجرای توّابین را در کوفه به وجود آورد، مدینه را منقلب کرد، شام را منقلب کرد، به طوری که رژیم سفیانی برافتاد؛ این حرکت عظیم اربعینیِ زینب کبریٰ و اهلبیت (علیهم السّلام) بود.
امروز هم همین اتّفاق دارد در دنیا میافتد. امروز هم در دنیای پیچیدهی پُرتبلیغات و پُرهیاهویی که بر بشریّت حاکم است، این حرکت اربعین، یک فریاد رسا و یک رسانهی بیهمتا است. چنین چیزی وجود ندارد دیگر در دنیا:
اینکه میلیونها انسان راه میافتند، نه فقط از یک شهر یا یک کشور [بلکه] از کشورهای مختلف، و نه فقط از یک فرقهی اسلامی [بلکه] فِرَق مختلف اسلامی و حتّی بعضی ادیان غیر اسلامی. این وحدت حسینی [است]... «الحسین یجمعنا»، حقیقتاً این جور است؛
حسین اجتماع عظیمی را درست میکند. این دلها با هزاران گام در راه است، همه حرکت میکنند، همه راه میافتند به سمت آن معدن و سرچشمهی معنویّت و آزادگی، و این را به رخ دنیای مادّیِ امروز میکشند.
و این انشاءالله روزبهروز بایستی حرکت بیشتری بکند و گسترش بیشتری پیدا کند، و البتّه عمق بیشتری هم پیدا کند. خوشبختانه امروز کارهایی که ما داریم.
و مجالس عزاداریِ ما برای امام حسین (علیه السّلام) از لحاظ معنویّت، از لحاظ گسترش فکر و پراکندن معارف اسلامی، عمق بیشتری دارد از پنجاه سال قبل مثلاً یا چهل سال قبل. قضیّهی اربعین هم همین جور است؛.
روزبهروز انشاءالله بایستی عمق بیشتری پیدا کند. اصحاب حکمت و علم بایستی در این زمینهها فکر کنند، کار کنند و انشاءالله تلاش کنند(2)
راهپیمایی اربعین به عنوان پدیدهای بزرگ و نمادی از قدرت شیعیان است این جریان اربعین حسینی هرسال شدّت بیشتری پیدا می کند،.
وقتی این پدیده و شاخصههای رفتاری مردم را در این ایام مورد بررسی قرار میدهیم، با تمام وجود احساس میکنیم که این اتفاقات، عادی و طبیعی نیست و قطعاً ماجرای عجیبی در حال رخ دادن است.
این که این جمعیت میلیونی در بازه زمان خاصی به سرزمین کربلا میآیند و به تبع حضور در این مکان زیباترین رفتارها را از خود نشان میدهند، باید جامعه نخبگانی کشور را به تکاپو وادارد تا پدیده اربعین بهطور دقیق و عمیق مورد مطالعه علمی قرار گیرد.
نه جمهوری اسلامی ایران و نه هیچ کشور و دولت دیگری توان این را ندارد که چنین جمعیتی را بهسوی مقصدی واحد آن هم با آن سطح از رفتارها و احساسات زیبا و اخلاقی حرکت دهد.
پس این نکته به ذهن میرسد که باید دستِ دیگری برپا کننده جریان عظیم اربعین باشد؛ چراکه اگر چنین کاری از جمهوری اسلامی و هر کشور دیگری بر میآمد، در موقعیتهای زمانی مختلف دست به این کار میزدند.
به عبارت دیگر، پدیده اربعین به حدّی گسترده و شواهد عینی آن به حدّی وسیع است که دست قدرت بشر از رقم زدن آن به این شکل عجیب ناتوان است.
نوع نگاه ما انسانها باید در بسیاری از موضوعات از جمله جریان اربعین اصلاح شود، چرا برخی اینقدر اصرار دارند اتفاقات بزرگ صرفاً در سطح مادی و توسط معادلات مادی و زمینی صورت میگیرد؟
اربعین بدعت نیست نشانه از آیات الهی است
خدا این عالم را رها نکرده است، بلکه بر عالم و عالمیان احاطه کامل دارد «إِنَّ رَبَّکَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ (3)» خدا برای این عالم برنامه دارد، او مدبّر است و این تدبیر در پهنه آسمانها و زمین صورت میگیرد:«یُدَبِّرُ الأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ»(4)؛ ما باید در این تدبیر الهی بیاندیشیم و برپایی چنین جریانات بزرگی را با دستِ قدرت الهی بدانیم.
امروز جریان اربعین حسینی، رسانه اثرگذار و بزرگ خداوندی است، رسانهای که توجه تمام جهان را به خود جلب کرده است. در فرهنگ قرآن و عترت از چنین رسانه و پیامرسانی با عنوان «آیه» یاد شده است
. پس اربعین آیهای الهی است که خداوند با برپایی آن در حدی وسیع با عموم بندگانش در حال صحبت است. خداوند اینگونه با زبان صحنه با انسانها سخن گفته است.
پس وقتی فاعل جریان اربعین را خدا بدانیم، من و شما نمیتوانیم به راحتی از کنار آن عبور کنیم. چراکه در قرآن به این موضوع توجه داده شدهایم.
: «وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ ذَلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ»؛(5)
خداوند در این آیه، مثال تکذیبکنندگان آیاتش را مثال سگی میداند که اگر بر او حملهکنی یا او را به حال خود واگذاری به عوعو زبان کشد.
همچنین خداوند در آیه 105 سوره یوسف علیهالسلام پس از آنکه ماجرای یوسف علیهالسلام را در ابتدای سوره به عنوان أحسن القصص و نیز آیاتی برای افرادی که در جستجوی حقیقتند (آیات للسائلین) یاد میکند، و بعد از آنکه کل داستان را در آیه 101 به اتمام میرساند، در این باره میفرماید:
«وَکَأَیِّنْ مِنْ آیَةٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَمُرُّونَ عَلَیْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ؛ چه بسیار آیات و نشانههایی در آسمانها و زمین میگذرند و از آن روی میگردانند.» نکند ما، جامعه نخبگانی ما بهخصوص، در دسته اعراض کنندگان از آیات قرار بگیرند.
اربعین بدعت نیست، مصداق «یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ» است
زیارت اربعین مصداق «یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ» است تعظیم شعائر الهی موجب تقوای قلب میشود و این نوع تقوا، عالیترین نوع تقوا است.آیا مفهوم شعائرالله میتواند شامل اربعین هم شود؟
در پاسخ به این سؤال میگوییم که فهم درست معنای «شعائر» از منابع اصیل اسلامی میتواند ما را در پاسخ دادن به این سؤال یاری کند. «شعائر» جمع «شعیره» و در لغت به معنای علامت و نشانه است(6).
بنابراین «شعائر اللَّه» به معناى نشانههاى پروردگار است. اما این نشانههای خدا چه مصادیقی دارد و تعظیم آنها به چه معناست؟ برای پاسخ به این سؤال ابتدا به سراغ قرآن میرویم تا بینیم چه مصادیقی برای مفهوم معرفی شده است؟
در قرآن، اصطلاح «شعائر الله» در چهار آیه به کار رفته است:
۱. «إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّه»««صفا» و «مروه» از شعائر [و نشانههاى]خداست».(7)
۲.: «ذلِکَ وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ»«این است [مناسک حج] و هرکس شعائر الهى را بزرگ دارد این کار نشانه تقواى دلهاست».(8)
۳. «وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَکُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّه»«و شترهاى چاق و فربه را [در مراسم حج] براى شما از شعائر الهى قرار دادیم».(9)
۴. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّه»«اى کسانى که ایمان آوردهاید، شعائر و حدود الهى [و مراسم حج را محترم بشمرید و مخالفت با آنها] را حلال ندانید».(10)
ظاهر آیات حج
آن گونه که از ظاهر آیات فوق برمیآید، همه آنها مربوط به موضوع حج بوده و بر این اساس میتوان این گونه نتیجه گرفت که مصداقی که برای «شعائر الله» در قرآن ذکر شده، امور مربوط به مناسک حج است.
اما آیا چنین استعمالی، دایره این اصطلاح را منحصر در مناسک حج میکند و آیا نمیتوان آن را مفهومی عام و شامل مصادیق دیگر دانست؟
چگونه آیات شامل عزا داری و اربعین می شوند:
پاسخ به این سؤال نیاز به کمی تأمل و در نظر داشتن نکتهای ظریف دارد. مواردی مانند سعی بین صفا و مروه یا چهارپایان قربانی چه خصوصیتی دارند که در قرآن به عنوان «شعائر خدا» معرفی شدهاند؟
آیا شعائر شدن این امور، توقیفی است یا اینکه، چون موجب توجه و تقرب انسان به خدا میشوند و مظهر و علامتی از مظاهر و علامتهای اسلامی گشته اند، تبدیل به یکی از مظاهر الهی و شعائر خدا گشتهاند؟
پاسخ این سؤال چندان سخت و پیچیده نیست. ما وقتی به مناسکی، چون سعی بین صفا و مروه یا قربانی کردن در حج نگاه میکنیم، میبینیم که این مناسک در عین اینکه اجزائی از فریضه عبادی حج هستند، اما در همان حال موجب ارتباط انسان با خدا و قرب به او میشوند و در سوق دادن مردمان به خداوند تأثیر انکارناشدنی دارند(11).
تقرب مختص حج نیست
با این توضیح میگوییم که این خاصیت و ویژگی «تقرب و توجه به خداوند» منحصر در اعمال حج نیست. هر زمان یا در هر مکان، فعل یا عملی که یاد خدا و زمینه تقوا و رشد معنوی و روحی را فراهم آید، در صورتی که در چهارچوب قوانین و دستورات اسلام قرار داشته باشد،
جزء شعایر الهی به شمار میآید و بنابراین نباید دایره شمول «شعائر الهی» را منحصر در مناسک حج که در قرآن بیان شدهاند کرد.
اربعین مصداق شعائر الله
با در نظر داشتن همین نکته است که علمای مسلمان نیز با نگاه به همین ویژگی دایره «شعائر» را شاملتر از مصادیقی که در قرآن بیان شده دانستنهاند.
برای مثال میبینیم که ملااحمد نراقی مینویسد: «برخی از فقها و مفسران عقیده دارند که آیه ۳۲ سوره حج، دلالت بر عموم و شمول دارد. چنان چه این نظریه پذیرفته شود تعظیم همه شعائر اگر واجب نباشد استحباب و رجحان دارد. زیرا شعائر منسوب به خداوند بزرگ است»(12).
علامه طباطبایی نیز شعائر را به معنای نشانههای عظمت و تقوای الهی دانسته و آن را منحصر به موارد خاصی نمیداند(13). از آیت الله جوادی آملی نیز در تفسیرشان نقل شده که گفتهاند: «گرامی داشتن شعائر و علامتهای الهی و عظیم شمردن و بزرگداشت آن نشانه برخورداری تعظیم کننده از تقوای قلب است. تعظیم این شعائر که از تقوای قلب، نشأت میگیرد فضیلتی دینی است و به شعائر حج اختصاص ندارد.
هر چند قسمت مهم آن درباره حج و عمره وارد شده است. هر چه نام خدا و نشان اوست از شعائر الهی محسوب میشود و همه عبادات و مراکز عبادی مانند مساجد و مشاهد انبیا و اولیای معصوم چنین است»(14).
عمومیت شعائر الله از منظر علما
آیتالله مکارم شیرازی نیز تصریح میکنند که: «عمومیت مفهوم آیه ۳۲ سوره حج (تعظیم شعائر الهی) نسبت به تمام شعائر اسلامى به قوت خود باقى است و هیچ گونه دلیلى بر تخصیص آن به خصوص قربانى یا همه مناسک حج وجود ندارد.
به خصوص اینکه قرآن در مورد قربانى حج(مضمون آیه ۳۶ سوره حج) با ذکر حرف جرّ «من» که براى تبعیض است این حقیقت را گوش زد کرده که قربانى فقط یکى از آن شعائر است همان گونه که در مورد صفا و مروه نیز در آیه ۱۵۸ سوره بقره مى خوانیم که آنها هم برخی دیگر از شعائر الهى است»(15).
باز کردن دایره شمول «شعائر الهی» و محصور ندانستن آن به مناسک حج، امری نیست که فقط علمای شیعه بدان معتقد باشند و از میان علمای اهل سنت نیز میتوان کسانی را یافت که چنین نظر و عقیدهای داشته باشند.
صاحب جان هندی از علمای حنفی مذهب اهل سنت ذیل آیه ۳۲ سوره حج مینویسد: «هرچه که از دیدن آن خدا به یاد آید شعائر خداست و شعائر الله اختصاص به صفا و مروه ندارد.
چنان که در کتاب حجتالله البالغه از دهلوی نیز نقل شده است که: بزرگترین شعائر و نشانههای خدا چهار چیز است: قرآن، کعبه، پیامبر(ص) و نماز. در کتاب الطافالقدس نیز آمده است که:
محبت شعائر الله عبارت است از محبت قرآن، پیامبر(ص) و کعبه، بلکه هر چیز که به خدا منتسب باشد حتی اولیای خدا»(16)(17).
حالا و بعداز بیان این مقدمه نسبتا طولانی میتوانیم به سراغ اصل پرسش برویم و ببینیم اشخاص میتوانند مشمول حکم «تعظیم شعائرالله» قرار بگیرد یا خیر؟
اربعین بدعت نیست : یادآوری شهامتها و ایثارگری هاست
پیش از آن باید البته این نکته مورد تأکید قرار بگیرد. که بزرگداشت امام حسین(ع) و عزاداری برای ایشان، آن چنان که در سؤال مطرح شده صرف یک «انسان» نیست تا با حضور و وجود و بدنش مورد این مناقشه قرار بگیرد که یک مشمول «شعائرالله» هست یا نه؟امام حسین (ع) و عزاداری برای ایشان نمادِ آرمانی آزادیخواهانه است که تعظیم آن حتما «یعظّم شعائرالله» است. اساسا سوگوارى در مرگ اشخاص نوعی تعظیم و احترام به آنان و رعایت موقعیّت و شخصیّت شان محسوب مىشود.
اقامه عزادارى براى امام حسین(ع) نیز به عنوان شخصیتی ممتاز و بىنظیر که خود از خاندان عصمت و طهارت۰ع) و از اولیاى الهى و امامان معصوم(ع) بود، علاوه بر تجلیل از مقام شامخ آن امام همام، از مصادیق روشن تعظیم شعائر الهى است.
در مراسم عزاداری برای آن حضرت، جز فراگیری مسایل دین و یادآوری شهامتها و ایثارگریهای شهیدان بزرگ اسلام، سخن دیگری طرح نشده و سخن از دشمنی با دشمنان خدا و دوستی با دوستان خدا گفته میشود.
سخن از اینکه آن حضرت چگونه تمام هستى خویش را یک جا با خداوند معامله کرد و با تمام اهلبیت(ع) و فرزندان خود در قربانگاه عشق قدم نهاد و مخلصانه از همه چیزش در راه خدا گذشت.
بی گمان بزرگداشت چنین شخصیتی با برپایی مجالس عزا، تعظیم یکی از عظیمترین شعائر الهى است، و برپایى مجالس عزا براى آن حضرت، تعظیم یکى از بزرگترین شعائر الهى محسوب مىشود(18)،
زیرا همانطور که گفتیم واجد همان ملاکی که درباره مناسک حج گفتیم هست. چون باعث تقرب مردم به خداوند متعال و سوق یافتن فوج فوج مسلمانان در مسیر هدایت الهی و رشد در فضای معنوی فرهنگ دینی میگردد.
ارتباط بین حج و اربعین در شعائرالله
همان ملاکی که درباره مناسک حج باعث تقرب مردم به خداوند متعال و سوق یافتن فوج فوج مسلمانان در مسیر هدایت الهی و رشد در فضای معنوی فرهنگ دینی می گردد.
همان ملاک به صورت عملی و گویا تر در پیاده روی اربعین به صورت فراگیر و عمومی وجود دارد.لذا پیاده روی اربعین از بارزترین مصادیق شعائر الهی در دین به حساب می آید.
زیرا در اربعین میزبانانی هستند که با جان و دل با خداوند معامله می کنند و مهمانان پذیرایی می کنند و از طرفی هزاران مهمانی که سحتی این سفر را و خطرات آن را می پذیرند تا سوار بر کشتی نجات شوند و از قافله عقب نمانند. اینها همه جز ئی از شعائر الهی به حساب می آیند.
اربعین بدعت نیست، دارای تاریخچه و سابقه طولانی است
پیادهروی بیست و چند میلیونی که هر ساله به مناسبت ایام اربعین حسینی در کشور عراق و به مقصد شهر مقدس کربلا برگزار میشود، سابقهای طولانی و قدمتی کهن دارد.این آیین در روزگار شیخ مرتضی انصاری مرسوم بوده و اندکی پس از ایشان، توسط میرزا حسین نوری در اواخر قرن ۱۲ هجری قمری احیا شد؛ .
اما از سال ۱۴۲۵ هجری قمری (۱۳۸۳خورشیدی ـ ۲۰۰۳ میلادی) پس از سقوط حزب بعث عراق و فروپاشی حکومت غدار صدام، رونق و جانی تازه و تمام نشدنی یافته است.
زیارت با پای پیاده، بزرگداشتی است که از گذشته بوده و اختصاص به زمان خاصی ندارد، همان گونه که نقل شده، حضرت آدم هزار بار به زیارت خانه خدا رفت، در حالی که این مسیر را به وسیله قدمهایش پیمود و این شیوه، اختصاص به دین و فرهنگ خاصی هم ندارد، .
همان گونه که قیصر، پادشاه روم با خدا پیمان بسته بود که هر گاه در نبرد با امپراتوری ایران پیروز شود، به شکرانه این پیروزی بزرگ، از مقر حکومت خود (قسطنطنیه)، پیاده به زیارت بیت المقدس برود و پس از پیروزی، به نذر خود عمل کرده و پای پیاده رهسپار بیت المقدس شد.
از نقلهای تاریخی این گونه به دست میآید که تشرف به بارگاه ائمه اطهار (ع) با پای پیاده، از زمان حضور ائمه رایج بوده و در نقاط مختلف سرزمین اسلامی صورت گرفته است ؛
ولی در قرنهای گوناگون اسلامی و به مقتضای حکومتهای مختلف، مشکلات بسیاری به خود دیده و همان گونه که زیارت ائمه اطهار (ع) در زمانها و مکانهای مختلف دچار سختیهای فراوان بوده، این سنت نیز دارای فراز و نشیب بوده است .(19)
حاکمان حکومتهای شیعی مانند حکومت آل بویه و حکومت صفویه، به این سنت حسنه اقدام کرده و سعی در تبلیغ آن بین شیعیان داشتهاند.
بنا به نوشته ابن جوزی، جلال الدولة، یکی از نوادگان عضدالدولة، در سال ۴۳۱ ه. ق با فرزندان و جمعی از یاران خود برای زیارت، رهسپار نجف شده و از خندق شهر کوفه تا مشهد امیرالمؤمنین (ع) در نجف را که یک فرسنگ فاصله بود، پیاده و با پای برهنه پیمود.
در زمان حکومت صفویه نیز اهتمام بسیاری بر زیارت با پای پیاده صورت گرفته است. شاه عباس صفوی و علمای بزرگ عصر ایشان همچون مرحوم شیخ بهایی، برای رواج فرهنگ زیارت در بین مردم، در سال ۱۰۰۹ ه. ق از اصفهان عزم مشهد کرده و با پای پیاده به زیارت امام علی بن موسی الرضا (ع) رفت. نقلهای دیگر تاریخی نیز شهادت بر این مطلب میدهد .
علما و بزرگان نیز، به تأسی از ائمه اطهار (ع)، اهتمام بسیار زیادی به این سنت حسنه داشتهاند و نقل شده که زیارت کربلا با پای پیاده، تا زمان مرحوم شیخ انصاری (قده) مرسوم بوده و حتی نقل شده است.
که ایشان طبق نذری که داشته، با پای پیاده به زیارت امام علی بن موسی الرضا (ع) رفتهاند و مرحوم آخوند خراسانی (قده) نیز به همراه اصحابشان با پای پیاده به زیارت کربلا مشرف میشدند.
میرزا حسین نوری (قده) اهتمام بسیاری به این امر مهم داشته و هر سال در روز عید قربان به همراه جمعی از زائرین امام حسین (ع) به پیادهروی از نجف تا کربلا اقدام میکردند و این سفر، سه روز به طول میانجامید.
به گفته برخی پژوهشگران، راهپیمایی در روز اربعین از زمان امامان معصوم (ع) در بین شیعیان رایج بوده است. سید محمدعلی قاضی طباطبایی در کتاب تحقیق درباره اول اربعین سیدالشهداء، زیارت امام حسین در روز اربعین را سنت و رفتار مداومِ شیعیان از زمان ائمه دانسته است.
که در زمان بنیامیه و بنیعباس نیز به این حرکت پایبند بودهاند. گفته شده است پس از دوره شیخ انصاری این سنت فراموش شده بود و محدث نوری آن را احیا کرد.
نویسنده کتاب ادب الطف در گزارشی از مراسم اربعین در کربلا، اجتماع در این مراسم را به اجتماع مسلمانان در مکه تشبیه و به حضور هیئتهای عزاداری در آن اشاره کرده که برخی به ترکی، عربی، فارسی و اردو مرثیه میخواندهاند. ادب الطف در سال ۱۳۸۸ق/۱۹۶۷ م منتشر شده و نویسنده آن، جمیعت راهپیمایان اربعین را بیش از یک میلیون نفر تخمین زده است.
اربعین بدعت نیست،عظیم ترین گردهمایی صلح آمیز جهان است
این آیین باشکوه شیعی در یک دهه اخیر، به اذعان مراکز معتبر آماری جهان به عظیمترین گردهمایی صلح آمیز تاریخ بشر تبدیل شده است؛ اجتماعی والا و بینظیر از مسلمانان کشورهای گوناگون و حتی پیروان سایر ادیان که هرساله در پرآشوبترین منطقه جهان(غرب آسیا) با شور و اشتیاقی شگفتانگیز برپا میشود.این گردهمایی جهانی دارای ابعاد گوناگون فرهنگی و اجتماعی و تاریخی است؛ از جمله اینکه: اجتماع عظیم اربعین به هیچ حکومت، حزب یا دسته سیاسی خاصی وابسته نیست.
و اساساً فضای حاکم بر واقعه زوالناپذیر آیین زیارت اربعین، سیاسی و جناحی نیست؛ بلکه جوّ غالب آن عبارت است از: گرخواهی، از خودگذشتگی، خدمت و مهرورزی بیدریغ دوستداران و ارادتمندان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به یکدیگر.
این نوعدوستی، صلحطلبی و اخلاصی که در جای جای جغرافیای زیارت اربعین جاری و پرتوافکن است از روح قدسی و مزار عرشی حسین بن علی(ع) و خاندان و یاران شهیدش نشأت گرفته است.
و همین خورشید فروزان و گرمابخش و رحمت، کرامت و هدایت حسینی و زینبی، آرمان مشترک انبوه میلیونی زائران پرشور و شعور اربعین گشته تا با وقوف در مشعرِ کربلای حسین(ع)، شعورشان «آموزههای حسین» و شعارشان «لبیک یا حسین(ع)» باشد؛ لبیکی چونان لبیک حاجیان در موسم حج که صلای توحید و عشق و اتحاد است.»
رهبر انقلاب فرمودند : در اربعین حسینی میلیونها انسان در کنار هم قرار گرفتند؛ خود این حرکت عظیم یک جمعی از مسلمانها -البتّه مخصوص شیعه نبود، سنّیها هم بودند- که در دنیا انعکاس پیدا کرد، تعظیم کردند؛ تجلیل کردند؛ آن را بزرگترین گردهمایی عالم به حساب آوردند؛ چه کسانی؟ آنهایی که دارند مسائل اسلامی را رصد میکنند.(20)
واژه اربعین بدعت نیست،ریشه دینی و روایی دارد.
واژه اربعین مبناى فرهنگى نیز دارد؛ در فرهنگ اسلامى بر عدد چهل، بسیار تأکید و سفارش شده و در مناسبت هاى مختلف بر آن تکیه شده است؛مثلاً کمال عقل انسان در چهل سالگى، آثار چهل روز اخلاص در عمل، حفظ چهل حدیث، دعاى چهل نفر مؤمن براى انسان، قرائت دعاى عهد در چهل صبح، پذیرفته نشدن نماز شراب خوار تا چهل روز، گریه چهل روزه آسمان و زمین و فرشتگان براى امام حسین(ع) بوده است .
و موار دبسیار زیادی که از حوصله این مختصر خارج است ... ولذا استحباب زیارت اربعین، از جمله مواردى است که اهمیت عدد چهل را در فرهنگ اسلامى و معارف شیعى مى رساند.
اربعین بدعت نیست دلیل و ادله ی روایی دارد.
آیت الله حسینى خراسانى در بیان دلایلى که سبب اهمیت ویژه اربعین در نزد محبان اهل بیت(علیهم السلام) شده است، تصریح مى کند:علامه مجلسى در بحارالانوار (21) در بیان علت تأسیس روزى به نام اربعین، حدود 7 دلیل ذکر مى کند. جناب سید بن طاووس هم دلایلى را براى این موضوع بیان مى کنند که مهم ترین آن، روایاتى است که از ائمه(علیهم السلام) ما در این زمینه رسیده است.
اربعین بدعت نیست مصداقی از عزاداری سید الشهداست
اهل بیت عصمت و طهارت (علیهالسّلام) بر مصائب حضرت سیدالشهدا (علیهالسّلام) به مناسبتهای گوناگون تاکید داشتند. بخشی از خطبههای حضرت زینب کبری و حضرت امام زین العابدین در کوفه و شام بیان مظلومیت سیدالشهدا (علیهالسّلام) و در حقیقت، روضهخوانی است. بعد هم که اهل بیت در مدینه بودند، در آن جا هم مجلس عزای سیدالشهدا پیوسته ادامه داشت؛ به گونهای که امام زین العابدین (علیهالسّلام) عزاداران را اطعام میکرد، (22)و سنت در نزد شیعیان به از ایشان به یادگار ماند. این مجلس عزا چندین سال به طور پیوسته ادامه داشت و یک سال آن، به صورت شبانهروزی بود و بنا نقلی دیگر تا سه سال بعد از واقعه عاشورا این مجلس عزا در مدینه برگزار میشد. (23)
پس از ایشان، امام باقر (علیهالسّلام) وصیّت کردند که تا ده سال در منا روضه بخوانند. (24) در دوره امام صادق (علیهالسّلام) فضا بازتر شد .
و حتی سرودن شعر و مراثی نیز تشویق میشد و شعر نقش مهمی در ماندگاری واقعه کربلا و تحریک عواطف دارد. لذا حضرت افرادی مانند ابوعماره منشد، (25) جعفر بن عفان (26) و ابوهارون مکفوف [(27)
را تشویق میکند که برای حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسّلام) شعر بسرایند. در زمان امام رضا (علیهالسّلام) هم میبینیم که شاعرانی مانند مثل دعبل خزاعی (28)
برای سرودن اشعار عاشورایی مورد توجه حضرت قرار گرفتند. همچنین استمرار اقامه مجالس عزا در خانهها و بیان فضیلت شعر گفتن در رثای ابی عبدالله (علیهالسّلام) و رفتن به زیارت آن حضرت در هر شرایط و در مناسبتهای گوناگون و ترغیب به زیارت اربعین از ویژگیهای این دوران است.
اربعین بدعت نیست، مورد تاکید امام معصوم است
عنوان «زیارت اربعین» به زمان امام صادق (علیهالسّلام) باز میگردد و عجیب این است که با وجود بیم و ترس از حکومت جائر، مردم از امام سؤال میکردند که با وجود ترس از خبرچینان و عوامل حکومت، آیا به زیارت حضرت سیدالشهدا برویم؟ و حضرت میفرمودند که بروید. (29)این در حالی است که فقهای شیعه در مسئله حج، یکی از شرایط استطاعت را «تخلیه سرب» بیان فرمودهاند؛ یعنی باید امنیت باشد و اگر امنیت نباشد، استطاعت محقق نیست؛ اما در مورد زیارت سیدالشهدا (علیهالسّلام) حتی با نبود امنیت نیز مردم را ترغیب به زیارت میکردند.
از این گذشته، به مناسبتهای مختلف نیز ترغیب به زیارت آن حضرت شده است.در جلد ۱۴ وسائل الشیعه، در آخر کتاب حج، مناسبتهای زیارتی سیدالشهدا (علیهالسّلام) ذکر شده است (30)
اربعین بدعت نیست، از نشانه های مومن است
اما در خصوص روز اربعین در جلد ۱۴ وسائل الشیعه (31) باب تاکّد استحباب زیارت الحسین (علیهالسّلام) یوم الاربعین من مقتله و هو یوم العشرین من صفر».تاکّد استحباب را که در این جا مطرح است، با آوردن روایاتی بیان میکند. روایت اول از امام حسن عسکری (علیهالسّلام) است که فرمود: «علامات المؤمن خمس، صلاة الخمسین، و زیارت الاربعین، والتختّم فی الیمین، و تعفیر الجبین، و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم»؛ (32)
نشانههای انسان مؤمن پنج تاست: پنجاه رکعت نماز روزانه (نمازهای واجب و نافله)، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن و بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.
این روایت گرچه مرسل است، ولی بنابر تسامح در ادله سنن و احادیث مَن بلغ در بحث مستحبات، مرسل بودن خبر، ضرری نمیرساند و مشکلی ایجاد نمیکند.
شیخ مفید در کتاب مزار، «فضل زیارت الاربعین» دارد که این را بعد از «فضل زیارت امام حسین (علیهالسّلام) در روز عاشورا» قرار داده است و به همین حدیث امام حسن عسکری (علیهالسّلام) تمسک میکند. (33)
شیخ طوسی نیز در کتاب «تهذیب الاحکام» به همین روایت تمسک میکند و در ضمن فضایل زیارت امام حسین (علیهالسّلام) همین روایت را میآورد. (34)
اربعین بدعت نیست، کیفیت زیارت اربعین از معصوم(ع) بیان شده است
شیخ طوسى هم در تهذیب الاحکام (35) و همچنین در کتاب مصباح المتهجد (36) با سند، روایتى را از صفوان بن جمّال از امام صادق(ع) نقل مى کند که امام به صفوان مى فرمایند:اى صفوان! در روز اربعین، وقتى آفتاب از افق بالا آمد (حدود نیم ساعت بعد از طلوع خورشید) و پیش از ظهر، زیارت حسین بن على(علیهما السلام) را قرائت کن. آن گاه امام(ع) زیارت اربعین امام حسین(ع) را به او تعلیم دادند و فرمودند:
پس از قرائت این زیارتنامه، دو رکعت نماز زیارت به جاى آور. این حدیث به لحاظ سندى، صحیح و معتبر است. البته دلایلى مانند ملحق شدن سر مطهر امام حسین(ع) به بدن مطهر، روز زیارتى بودن امام حسین(ع) و...هم به عنوان دلایل اهمیت اربعین ذکر شده است.
اربعین بدعت نیست،سیره اهل بیت(ع) است
مهم ترین دلیل اهمیت اربعین را سیره و روش اهل بیت(علیهم السلام) ذکر مى کند و مى افزاید: «جابر، صحابى بزرگ رسول خدا(ص) و به شدت مورد اعتماد ائمه اطهار(علیهم السلام) است؛ به طورى که از امام باقر(ع) درباره او، نقل هایى وجود دارد.اینکه جابر و عطیه در اربعین به کربلا رفته اند، نشان دهنده اهمیت زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) در روز اربعین است. در طول تاریخ هم پس از ائمه اطهار(علیهم السلام) شیعیان و محبان اهل بیت(علیهم السلام)، همواره به زیارت اربعین اهتمام داشته اند و به هر طریقى، به ویژه پیاده، در این روز خود را به کربلا مى رسانده اند».
کسانى که به هر دلیلى موفق نمى شوند حرم امام حسین(ع) در کربلا را زیارت کنند، زیارت اربعین را به طریقى که امام صادق(ع) فرموده اند، قرائت و از راه دور امام را زیارت کنند.
اربعین بدعت نیست، استحباب آن قابل اثبات است
براى اینکه کارى به فتواى یک فقیه، مورد استحباب شرعى قرار گیرد، «قول» یا «فعل» یا «تقریر» معصوم لازم است و درباره زیارت اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)، هر سه مورد آمده است.1- قول امام معصوم (ع) اثبات اربعین می کند
یعنى اول قول معصوم در این باره وجود دارد؛ چنان که مرحوم محدث قمى، در مفاتیح الجنان، روایت خبر صفوان جمّال را از امام صادق(ع) در استحباب زیارت امام حسین(ع) نقل کرده و هم خبر دیگرى از امام حسن عسکرى(ع) را مرحوم شیخ طوسى در کتاب مصباح المتهجد، که کتاب دعا و زیارت است، در این باره آورده است و متن انها را اشاره کردیم.بنابراین قول معصوم در مورد «اربعین» وجود دارد. در این مورد، ممکن است گفته شود که این روایات، اسناد معتبرى ندارند. در پاسخ باید گفت، درباره مستحبات، یعنى احکام غیرالزامى شرعى، اسناد قوى معتبر، چندان شرط نیست. همین اندازه که قراین و نشانه هاى صدقى داشته باشد و دلیلى بر رد، تکذیب یا تخطئه آن نباشد، براى استحباب کافى است.
2- فعل امام معصوم (ع) اثبات اربعین می کند
اما از نظر فعل معصوم هم در مورد اربعین، ما شاهد و نمونه محکمى داریم، چنان که در این زمینه نقل شده، امام زین العابدین(ع) به عنوان باقى مانده خانواده پدرش، از شام در اوایل دهه دوم ماه صفر به سوى کربلا حرکت کردند و گفته مى شود که در این زمان، یزید هم تظاهر به پشیمانى و ندامت از قتل سیدالشهدا مى کرد.و مى خواست که به روش هاى مختلف، به دیگران نشان دهد و وانمود کند که نسبت به واقعه اى که رخ داده، نادم است. از جمله این ظاهرنمایى ها، یکى هم این بود که اهل بیت(علیهم السلام) را در ظاهر، نه به صورت اسارت، بلکه به صورت محترمانه، به موطن خود یعنى مدینه برگرداند .
و در همین راستا، سیصد سرباز را به همراه نعمان بن بشیر انصارى، در اختیار امام زین العابدین(ع) قرار داد تا حضرت به مدینه بروند؛ ولى وقتى امام(ع) به راه مدینه و کربلا رسیدند، تصمیم گرفتند که به کربلا بیایند.
برخى از منابع کهن تاریخى، از جمله «الآثار الباقیه» ابوریحان بیرونى، روز اربعین امام حسین(ع) را روز بازگشت سرها خوانده اند؛ چون گفته مى شد که کاروان امام(ع)، حامل سرهاى شهیدان بود.
ابوریحان بیرونى در حدود اواخر قرن چهارم هجرى و اوایل قرن پنجم هجرى است که کتاب خود را نوشته و مى دانیم که «بیرونى»، شیعه شناخته نشده است، بلکه او از شیعه نقل قول مى کند. به هر حال این موضوع، به قدرى انتشار داشته که او در کتابش نقل کرده است.
اینها مؤید این نکته است که کاروان امام(ع)، مى خواسته است سر امام(ع) را به کربلا، یعنى محل دفن آن حضرت برگرداند.البته از نظر فقهى الزامى ندارد که عضو بدن میت، حتماً به جسد یا به قبر او برگردد، بلکه در هر جاى دیگر که منع خاصى نداشته باشد، مى تواند به صورت شرعى دفن شود؛
اما طبعاً بهتر آن است که «عضو» به جسد یا به قبر او برگردد. بنا بر نقل، امام(ع) تصمیم گرفتند که به سوى کربلا بیایند و ایشان در روز بیستم ماه صفر، که روز اربعین است، به کربلا رسیدند.
بنابراین مى توان گفت که امام زین العابدین(ع) در روز اربعین به زیارت قبر پدرش امام حسین(ع) رسید و این عملى بود که از امام سر زد. پس اربعین به فعل معصوم برمى گردد. حتى اگر این رسیدن در روز اربعین تصادفى هم باشد، چون این کار از یک معصوم سر زده است، دلیلى براى پیروى است؛ یعنى این عمل، استحباب شرعى را پیدا مى کند.
3- تقریر معصوم (ع) اثبات اربعین می کند
در این مورد، «تقریر» هم حاصل شده است؛ چون بنا بر نقل خبر معتبر، جابر بن عبدالله انصارى که گویا، هم سن و سال یا نزدیک به سن امام حسین(ع) بوده است.
هرچند از نظر تاریخى این امر تأیید نمى شود؛ زیرا جابر ابن انصارى از اصحاب پیامبر اکرم(ص) بود و در جنگ هاى صدر اسلام، قبل از ولادت امام حسین(ع) حضور داشت، گفته مى شود که در جنگ بدر پیامبر به نوجوانانى که به بلوغ نرسیده بودند، اجازه جنگ ندادند و جابر را برگرداندند.
این نشان مى دهد، که جابر در آن وقت، نوجوان بوده است. ولى حضور او در جنگ احد، مورد وثوق است؛ چون پدرش در این جنگ شهید شد و او، پیکر پدرش را سوار بر شتر کرد که به مدینه بیاورد.
جابر انصارى پس از شهادت امام حسین(ع)، خودش را از مدینه به کوفه رساند و چون نابینا شده بود، در پى کسى بود که او را به کربلا راهنمایى کند. سرانجام عطیه عوفى کوفى که از بنى عوف بود، او را یافت. وى دست جابر را گرفت و به قبر امام حسین(ع) رساند و جابر قبر را زیارت کرد.
زیارت جابر مورد امضا و تقریر امام زین العابدین(ع) قرار گرفت. یعنى این عمل از سوى امام(ع) تأیید شد و همین امر، «تقریر» امام را مى رساند. بنابراین در استحباب زیارت امام حسین(ع) در روزاربعین، هم قول، هم فعل و هم تقریر معصوم را شاهد هستیم.
اربعین بدعت نیست، دارای آثار قرآنی است.
1- قدرت نمایی جهانی شیعه: این حرکتِ دشمنشکن، از مصادیق توصیههای قرآنی است که به قدرتنمایی در مقابل دشمن تأکید می کند: وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً (37)2- موجب خشم و وحشت دشمن: قرآن کریم، توصیه مینماید که مسلمین باید به مسیری گام نهند که موجب خشم و وحشت دشمن میشود: وَ لا یَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفَّار(38)
و لذا پیادهروی اربعین، از مصادیق این آیه شریفه است. به همین خاطر، دشمنان با شیوههای گوناگون، در تلاشاند که آن را کمرنگ کنند.
3- تجلی ایثار و فداکاری: شیعیان عراقی و ...، پسانداز و داراییهای خود را در اختیار زوار قرار میدهند گرچه خود به آن نیاز داشته باشند: وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَة (39)
4- تحقق اتحاد جهانی شیعه: در جاده ۸۰ کیلومتری، شیعیان و سایر مسلمانان در کنار هم صحنه زیبایی از وحدت و انسجام جهانی را به وجود آورده به ندای آیه ۱۰۳ آلعمران لبیک میگویند: وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا. (40)
5- عملی شدن بسیاری از آموزههای اسلامی: نظیر میهماننوازی، مدارا، صبر، ازخودگذشتگی و... که در این سفر عملاً خود را نشان میدهد.
6- زمینه سازی ظهور: تحمل سختی های این سفر زیارتی (گرما و سرما و...) نمونهای از تمرین و آمادگی برای سربازی در رکاب حضرت ولی عصر(عج) به شمار می رود؛ چرا که این پیاده روی جنگ ترکیبی علیه دشمن به شمار می رود.
پی نوشت:
1.میزان الحکمه: 6/ 2598 ؛ کنزالعمّال: 430792.بیانات در مراسم دانشآموختگی دانشجویان دانشگاه امامحسین(ع)( ۱۳۹۸/۰۷/۲۱)
3.وآیه 30 سوره اسراء
4..آیه 5 سوره سجدة
5.آیه 176 سوره مبارکه اعراف
6. قاموس قرآن، قرشی، سید علی اکبر، تهران، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1412هـ.ق، ج 4، ص 42؛ المحیط فی اللغه؛ صاحب بن عباد، کافى الکفاة، اسماعیل بن عباد، نشر عالم الکتاب، بیروت، 1414هـ.ق، چاپ اول، ج 1، ص 281؛ تاج اللغه وصحاح العربیه، جوهری، اسماعیل بن حماد، دارالعلم للملایین، بیروت، 1410هـ.ق، چاپ اول، ج 2، ص 698.
7. آیه ۱۵۸ سوره بقره:
8.آیه ۳۲ سوره حج
9. آیه ۳۶ سوره حج:
10. آیه ۲ سوره مائده
11. ر.ک: تبرک و قبور، طاهری خرم آبادی، سیدحسن، موسسه بوستان کتاب، قم، 1385هـ.ش، چاپ اول، ص 56 تا 58.
12. عوائد الایام، نراقی، احمد، مکتبه بصیرتی، قم، 1366هـ.ش، ص 98.
13. تفسیر المیزان، طباطبایی، سیدمحمدحسین، ترجمه: موسوى همدانی، سیدمحمدباقر، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1374هـ.ش، چاپ پنجم، ج 1، ص 614.
14. تفسیر تسنیم، جوادی آملی، عبدالله، دفتر نشر اسراء، قم، 1386هـ.ش، ج 8، ص 38.
15. تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، درالکتب الاسلامیه، تهران، 1371هـ.ش، چاپ دهم، ج 14، ص 97.
16. الاصول الاربعه فی تردید الوهابیه، سرهندی مجددی، محمدحسن جان صاحب، مکتبه الحقیقه، بی جا، 1996م، ص 30.
17. حجة الله البالغة، شاه ولی الله دهلوی، أحمد بن عبد الرحیم، دارالجیل، بیروت، 1426هـ.ق، ص 133.
18. ر.ک: عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، مکارم شیرازی، ناصر، قم، بی تا، ص 70 و 71.
19. نگاهی به تاریخچه پیادهروی اربعین، سید سجاد مرتضوی
20.بیانات در دیدار مسئولان نظام و میهمانان بیست و هشتمین کنفرانس بینالمللى وحدت اسلامى ۱۳۹۳/۱۰/۱۹
21.بحارالانوار، علامه مجلسى، ج101، صص329 -336.
22. برقی، احمد بن محمد، المحاسن، ص۴۲۰.
23. قاضی نعمان مصری، دعائم الاسلام، ج۱، ص۲۲۷.
24. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۵، ص
25. ابنقولویه قمی، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۱۱۲.
26. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۴۴، ص۲۸۲، ح ۱۶.
27. ابنقولویه قمی، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۱۱۱.
28. اربلی، ابن ابی الفتح، کشف الغمه، ج۳، ص۱۱۲.
29. ابنقولویه قمی، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ص۱۲۶-۱۲۷.
30. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۴۲۸- ۴۴۲.
31. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۴۷۸، باب ۵۶ کتاب الحج ابواب مزار و مایناسبه.
32. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعة، ج۱۴، ص۴۷۸، ح۱۹۶۴۳.
33. شیخ مفید، محمد بن محمد، المزار، ص۵۲.
34. شیخ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۵۲، باب ۱۶ باب فضل زیارته.
35.تهذیب الاحکام، شیخ طوسى، ج6، ص125.
36.مصباح المتهجد، شیخ طوسى، ص730.
37. سوره توبه، آیه۱۲۳.
38.سوره توبه، آیه 120.
39.سوره حشر، آیه۱۰.
40.آیه 103 سوره آل عمران
منابع:
https://fa.wikifeqh.ir/%D8%A8%D8%AF%D8%B9%D8%AA#foot-main29https://www.tasnimnews.com/fa/news/1398/07/24/2116230
https://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/205761
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=34856
https://maaref.makarem.ir/fa/article/index/419267
https://farsi.khamenei.ir/newspart-index?tid=1737
https://www.khabaronline.ir/news/267856
https://www.isna.ir/news/1402061509756
https://www.isna.ir/news/1400070502816
https://fa.wikifeqh.ir/استحباب زیارت اربعین
https://borna.news/fa/news/1513742
http://fa.wikifeqh.irفضیلت زیارت اربعین
https://iqna.ir/fa/news/1164255/4
https://fa.wikishia.net/view/بدعت
https://civilica.com/note/4766/
https://fa.wikifeqh.ir/بدعت