خوشنویسی در معماری

استفاده از خط بر دیوارهای بناها در تمدن‌های باستانی و پیش‌ از دوره اسلامی‌ نیز معمول بوده و خطوط ایجادشده بر بناهای ایرانی در دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی گواه این مطلب است.  حتی نمونه‌هایی از خطوط پیش از اسلام از جمله خط پهلوی بر بناهای دوره اسلامی‌ نیز مشاهده می‌شود. استفاده از خط در تزیین بنا و سایر آثار، تمام جهان اسلام از کاشغر در چین (شرق) تا سرقسطه در اسپانیا (غرب) را دربرمی‌گیرد.
يکشنبه، 5 اسفند 1403
تخمین زمان مطالعه:
گردآورنده : ابوالفضل رنجبران
موارد بیشتر برای شما
خوشنویسی در معماری
خوشنویسی در معماری
استفاده از خط بر دیوارهای بناها در تمدن‌های باستانی و پیش‌ از دوره اسلامی‌ نیز معمول بوده و خطوط ایجادشده بر بناهای ایرانی در دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی گواه این مطلب است. 
حتی نمونه‌هایی از خطوط پیش از اسلام از جمله خط پهلوی بر بناهای دوره اسلامی‌ نیز مشاهده می‌شود. استفاده از خط در تزیین بنا و سایر آثار، تمام جهان اسلام از کاشغر در چین (شرق) تا سرقسطه در اسپانیا (غرب) را دربرمی‌گیرد. 

نمونه‌هایی از معماری اسلامی
در قدیم‌ترین نمونه‌های معماری اسلامی‌، بیش از همه خط کوفی بَنّایی یا مِعقَلی به کار رفته (خط بنّایی) و انواع ساده و تزیینی آن، به شکل نواری بر سر و بدنه دیوارهای مساجد و مقبره‌ها و اطراف درهای ورودی و محراب‌ها، گاه به مساحت چند مترمربع، اجرا شده است (کتیبه).

قدیم‌ترین نمونه‌های استفاده از این خط عبارت‌اند از:
کتیبه‌های مسجد جامع نائین (بناشده در ۲۸۸) به خط کوفی مُزهّر، کتیبه مسجدجامع سوسه تونس از سده سوم و از دوره اغلبیان در مغرب جهان اسلام، نوشته‌های اطراف طاق‌نماهای جامع الازهر در قاهره از سده چهارم، کتیبه مسجدجامع برسیان در اصفهان از دوره سلجوقی (قرن پنجم و ششم)، کتیبه‌های آجری برج سلطان مسعود در غزنه با تاریخ ۵۰۸، و کتیبه‌های گچی مدرسه خرگرد. 

خط کوفی در معماری
با این‌که سیر کاربرد خط کوفی در معماری به سوی پیچیدگی و تزیین آن با انواع نقوش گیاهی (کوفی مزهر و مورق یا گلدار و برگدار) و کوفی معشّق (گره‌دار) پیش رفته است، مواردی از کاربرد کتیبه‌های کوفی ساده در سده‌های بعدتر را نیز می‌توان برشمرد، از جمله خط بنّایی ساده کتیبه ایوان جنوبی مسجدجامع گناباد به تاریخ ۶۰۹. 

نمونه‌های پرشمار استفاده از خط کوفی در بناها نشان می‌دهد که این خط به روش‌های گوناگون اجرا شده است، مثلا با آجرکاری در برج رادکان از سده پنجم، گچ‌بری در مدرسه حیدریه قزوین از سده ششم، کاشی‌کاری در کتیبه‌های متنوع مسجد[امام] (که درگذشته مسجد شاه نامیده می‌شد) در اصفهان و مناره مسجد نگار در بردسیر کرمان از سده هفتم، 

کاشی‌کاری روی آجر در منار جام در افغانستان از اواخر سده ششم، منبت‌کاری روی چوب در مدرسه طلاکاری سمرقند از سده نهم  و حجاری در سردر مسجدالاقمر در قاهره از سده ششم. انحنا و چرخش قلم در خط کوفی، آن را خطی مطلوب برای اجرا در معماری کرده است زیرا عمدتا آجر و کاشی‌های چهارگوش عناصر اجرای کارند.

خط ثلث در معماری
خط ثلث، به‌ویژه ثلث جلی نیز از رایج‌ترین خطوط در معماری و کتیبه‌نگاری است. کشیدگی الف‌ها و لام‌ها در این خط، آن را برای نمایش بر دیوارها و ایجاد چشم‌اندازی زیبا مناسب می‌کند. نمونه‌های آن عبارت‌اند از: کتیبه‌های سنگی آرامگاه احمدشاه ولی و خانقاه نعمت‌اللهی در بیدر از سده نهم، سردر مسجد وزیرخان در پنجاب از قرن یازدهم. 

کتیبه امام‌زاده حسین رضا در ورامین به تاریخ ۸۴۱ و کتیبه پرکار گچ‌بری محراب شبستان زمستانی مسجدجامع اصفهان معروف به محراب الجایتو در۷۱۰. در این کتیبه، خطوط کوفی و ثلث در شبکه‌ای از نقوش اسلیمی‌ اجرا شده است. 

در قصر طوپقاپی از دوره عثمانی در استانبول، بیشتر کتیبه‌ها به خط ثلث با رنگ طلایی بر زمینه مشکی و سبز است و نمونه‌های نستعلیق نیز در تزیین بنا به کار رفته است.

 تفاوت خط در معماری بلاد
در منتهاالیه شرقی جهان اسلام، خطوط به کار رفته در بناها و معماری متفاوت است. در مسجد باخوجه در کاشغر، روی کاشی‌های سپید اطراف ورودی با خط نستعلیقی که شاید شیوه‌ای چینی باشد، اشعاری به فارسی نقش شده است. 

نمونه‌ دیگر، کاشی‌نوشته‌های آرامگاه‌های شادی مُلک و تومان آغا، همسران تیمور، در سمرقند است. بر پیش‌طاق این بناها و روی زمینه نقوش اسلیمی‌ آبی‌رنگ، در کنار سایر خطوط به صورت برجسته، گونه‌ای خط شبیه به تعلیق به رنگ سفید کار شده است، اگرچه به کارگیری تعلیق در معماری بسیار نادر است.

گاه نیز چند نوع خط در تزیین بنا استفاده شده و بدین‌سان شیوه‌های مرکّب پدید آمده است. نمونه‌ بارز آن قطعه‌ای مرکّب از ثلث اندلسی و کوفی تزیینی بر دیوارهای قصر الحمراء غرناطه است.

گرایش به پیچیده‌نویسی در انواع خطوط در بناها ممکن است ناشی از تمایل به پدید آمدن نوعی رازوری درکناپذیر برای بیننده باشد تا وجهی اسرارآمیز و قدرتی مابعدالطبیعی به این نوشته‌ها بدهد. 

خواندن این خطوط به ویژه در کتیبه‌های کوفی که به روش متعاکس و متداخل نوشته می‌شدند یا به صورت چهارگوش از مرکز به اضلاع یا برعکس طراحی می‌شدند، دشوار است. باقیماندن رقم کاتبان در بسیاری از این نوشته‌ها، آنها را به موارد کم نظیری بدل کرده که در آن هنرمند و پدید آورنده اثر شناخته شده است.


فهرست منابع
 آیدین آغداشلو، آسمانی و زمینی: نگاهی به خوشنویسی ایرانی از گذشته تا امروز، تهران ۱۳۸۵ش.
محمدتقی احسانی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
 ابوتراب احمدپناه، «زیبایی‌شناسی نقوش سفال نیشابور»، هنرنامه، ش ۱۲ (پاییز ۱۳۸۰).
علی ایمانی، سیر خط کوفی در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
عیسی بهنام، «هنر تزئین به وسیله خط»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ۱۳۸۳ش.
یحیی ذکاء و محمدحسن سمسار، «اشعار و اشیاء»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ۱۳۸۳ش.
 بزیل ویلیام رابینسون، «بررسی نقاشی ایرانی: ۱۳۱۴ـ۷۵۰ه ق/ ۱۸۹۶ـ۱۳۵۰م»، ترجمه کرامت اللّه افسر، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، به‌کوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
زهره روحفر، نگاهی بر پارچه بافی دوران اسلامی‌، تهران ۱۳۸۰ش.
زکی محمد حسن، فنون الاسلام، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
عباس زمانی، «خط کوفی تزئینی در آثار تاریخی اسلامی‌»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ۱۳۸۳ش.
عباس سرمدی، دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام: از مانی تا معاصرین کمال‌الملک، تهران ۱۳۸۰ش.
سفال معاصر ایران: گزیده آثار پنجمین نمایشگاه سفال‌گران معاصر ایران، تهران ـ اردیبهشت ۱۳۷۵، زیرنظر محمد صحفی، تهران: انجمن هنرهای تجسمی‌ ایران، ۱۳۷۵ش.
«شعر و جام: معرفی چند اثر هنری از موزه هنرهای تزئینی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌، ۱۳۸۳ش.
هلن علی اکبرزاده کردمهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ش.
جواد علیمحمدی اردکانی، پژوهشی در زیلوی یزد، تهران ۱۳۸۶ش.
فاطمه بنت علی، «'باتیک، مالزیایی و اندونزیایی، از جنبه اسلامی‌ آن»، در راز و رمز هنر دینی: مقالات ارائه شده در اولین کنفرانس بین‌المللی هنر دینی، تنظیم و ویرایش مهدی فیروزان، تهران: سروش، ۱۳۸۰ش.
 حبیب الله فضائلی، اطلس خط، اصفهان ۱۳۵۰ش.
فرزانه قائینی، موزه آبگینه و سفالینه‌های ایران، تهران ۱۳۸۳ش.
ارنست کونل، هنر اسلامی‌، ترجمه هوشنگ طاهری، تهران ۱۳۵۵ش.
 محمدیوسف کیانی، پیشینه سفال و سفال‌گری در ایران، تهران ۱۳۸۰ش.
محمد معمارزاده، تصویر و تجسم عرفان در هنرهای اسلامی‌، تهران ۱۳۸۶ش.
اسدالله سورن ملکیان شیروانی، «نوشتاری درباره جامعه‌شناسی هنر اسلامی‌: نقره آلات و ملوک الطوایفی در ایران سده‌های میانه»، ترجمه ژاله کهنمویی‌پور، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، به‌کوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
پرویز ورجاوند، «سیری در هنر ایران و دیگر سرزمین‌های اسلامی‌»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۴ (فروردین ۱۳۵۱).
 ابوالفضل وکیلی، شناخت طرح‌ها و نقشه‌های قالی ایران و جهان، تهران ۱۳۸۲ش.


در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.

شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران

© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط