خوشنویسی بر پارچه و فرش تداوم و پیشینهای طولانی داشته و بیشتر مشتمل بر عبارات دعایی، اشعار و نام و نشان بافنده و سفارشدهنده بوده است.
قدیمترین پارچههای به دست آمده از دوره اسلامی دربردارنده خطوط کوفیاند.
پارچههای نفیس و گرانبهای طراز که برای حکمرانان در تمامی دورههای اسلامی بافته میشدند، خط و کتیبه داشتند که با مفتولها و رشتههای زرین و سیمین ظریف در حاشیه آنها بافته میشدند (پارچه/ پارچهبافی؛ طراز). خط طراز عمدتا کوفی بود که به صورت حاشیه بر لبه عمودی قواره پارچه بافته میشد. از نمونههای این پارچه، طراز بافت بیشابور در ۲۹۸ و پارچه طرازی موجود در موزه واشنگتن متعلق به سال ۳۲۰ است.
پارچهای ابریشمی از سده چهارم، بافت خراسان با نقش دو فیل روبهروی هم که به خط کوفی بر حاشیه آن عبارت «عز و اقبال دائم ابیمنصور بختکین» نوشته شده است، نیز از این نوع است.
تداوم بافت خوشنویسی بر پارچه
سنّت بافت خطوط خوشنویسی بر پارچه در دورههای بعد نیز تداوم یافت. در دوره صفوی غیاثالدین نقشبند، زربفت مشجری، با یک رباعی از خودش در حاشیه آن، برای شاهعباس بافت. طرازی نیز به نام دوازده امام شیعیان از سده دهم باقیمانده است که در موزه صنایع اسلامی برلین نگاهداری میشود.
گاه در متن پارچه، بهویژه پارچههای مصور، خطوطی در حاشیه قاب تصاویر بافته میشد. نمونه آن پارچه ابریشم دوروی بافت ری در سده چهارم است که بر حاشیه قاب تصویر، قسمتی از دعای بعد از نماز جعفر طیار به خط کوفی بافته شده است. این پارچه با توجه به محتوای آن، احتمالا کفن یا روپوش صندوقِ قبر است.
پارچه دیگری بافت ری نقش عقابهایی دارد که بر بالهای آنها به خط کوفی عبارت «مَن کَبُرت هِمَّتُه کَثُرت قیمَتُه» و بر قاب تصاویر جمله «مَن طابَ اصلُه زَکی فِعْلُه» به صورت معکوس بافته شده است.
بنای خط کوفی بر پارچهها
همانند دیگر هنرها، در پارچهبافی نیز ابتدا خط کوفی و سپس نسخ و ثلث کار میشده و همزمان با ابداع خطوط جدید، این گونههای تازه بر پارچهها نیز بهکار میرفتهاند، مثلا خط نستعلیق در روزگار صفویان در پارچه دارایی زربفت یافته شده که به صورت روپوش صندوق قبر استفاده میشده، با نقشهای ترنجهای متقاطع که درون ترنجها آیههای اول تا سوم سوره نصر به خط نستعلیق نوشته شده است، یا پارچه ابریشم زربفتی از قرن یازدهم (دوره صفوی) با قابهای مابین تصاویر که در آنها اشعار فارسی به نستعلیق بافته شده است.
البته استفاده از خطوط قدیمتر از نستعلیق بر پارچههای این دوره همچنان تداوم داشته است. برای مثال، پارچه دارایی زربفت کار غیاثالدین نقشبند که دعای صلوات بر چهارده معصوم به خط ثلث جلی بر آن بافته شده و بر بالای طرح محرابی آن، درون ترنجی کلمه «اللّه» به کوفی معقلی نقش شده است.
شهرت قلمکار قلمی
در نوعی از پارچهها خوشنویسی نه از طریق بافت، بلکه با روش زدن قالبهای چوبی بر پارچه اجرا میشده است. این پارچهها به قلمکار قلمی شهرت یافتهاند که بر آنها نیز آیات قرآن، دعا و احادیث به خطهای کوفی، نسخ، ثلث و غبار نگاشته میشدند و از برخی قلمکارهای قلمی پیراهنهایی دوخته میشد که بر آنها آیةالکرسی یا نادعلی نقش شده بود و برای دفع بیماریها و بلایا بر تن میکردند.
نمونههایی از انواع قلمکارهای قلمی از دوره صفوی و بعدتر در دست است. بر انواع رودوزیها، پوشاکهای مختلف مانند تاجِ انواع پرده، سوزنی با قلابدوزی و سلسلهدوزی، کلماتی نقش میشد. خوشنویسی بر پارچه امروزه نیز رواج دارد و نمونه برجسته آن، خوشنویسی پرکار بر پرده کعبه است.
قلمکار قلمی بین مسلمین
هنرمندان نوگرای مسلمان نیز از این شیوه استفاده کردهاند، از جمله نیما بهنود، طراح لباس ایرانی، که از انواع خطوط به ویژه نستعلیق در تزیین لباس استفاده میکند. عصام سعید و وسمه چرباچی عراقی نیز با استفاده از رنگهای گوناگون خطوط کوفی مربعی را بر پارچه نقش میکنند و احمد مصطفی مصری خط نسخ ـ محقَّق را در پارچهبافی به کار میبرد. خوشنویسی بر پارچههای سنّتی مالایایی (باتیک)، با نوشتن اسماءاللّه و کلمات و عباراتی به زبان جاوی و خط عربی نیز رواج دارد.
انواع نقش خط در قالی و زیلو
در انواع بافتههای گستردنی مانند زیلو و قالی نیز نقش انداختن خطوط رواج داشته است و این سنّت تا آنجا گسترده بوده که درباره گام نهادن بر فرش کتیبهدار از فقیهان استفتا میشده است.
در انواع زیلو، بافت خطوط در حاشیه و متن رایج بوده و دربردارنده باورهای دینی، ذکر کارهای نیک و عامالمنفعه، ثبت نام بافنده و واقف و تاریخ بافت زیلوست که بیشتر بر زیلوهای وقفی مساجد دیده میشود.
کتیبه زیلو در عرض، طول یا در هر چهار ضلع آن بافته میشود و گاه نیز در دو عرض و یکی از دو طول قرار میگیرد که این ترتیب در زیلوهای بلند مساجد دیده میشود. گاه خط در وسط و به جای نقش متن کار میشود که خاص زیلوهای کوچک فواصل ستونهاست. نوع خط به کار رفته نیز گونهای نسخ با شباهتهایی به ثلث است. به هر حال، نوعی قرابت میان این خطوط و عناصر تزیینی دیوارها و سقف دیده میشود. از نمونههای زیلوهای نفیس، قطعه موجود در موزه ارمیتاژ و پرده زیلویی در مسجد جامع یزد است.
سنت خط در نقوش قالی
در بافت قالی نیز سنّت کاربرد خط در نقوش پیشینهای طولانی دارد، چنانکه یکی از نقشهای حاشیهای در فرشها، کتیبهای است که ترکیب کلی آن اشکال هندسی ششضلعی و قابهایی با خطوط منحنی است و درون قابها عباراتی به فارسی یا مضامین قرآنی بافته میشود. در قاب کتیبهای فرشها، نام بافنده و سفارشدهنده، طراح و تاریخ بافت نیز درج میشود.
حاشیه کتیبهای در اغلب مراکز قالیبافی در ایران تولید میشود، اما عمدهترین مراکز بافت آن کاشان، کرمان، تهران، مشهد، اصفهان و قم است.
از نمونههای قالیهای دارای خطوط خوشنویسی، قالی ابریشمی بافت تبریز از سده دهم محفوظ در موزه ایران باستان، قالی احتمالا بافت کاشان، از پشم و ابریشم و زربفت، در مجموعه هنر اسلامی ناصر خلیلی و قالیچه سجاده معروف فلچر از دوره صفوی با خط ثلث جلی در قاب و حاشیه است. گاه نیز نقوشی در حاشیه فرش بافته میشد که شبیه خط کوفی بود.
فهرست منابع
آیدین آغداشلو، آسمانی و زمینی: نگاهی به خوشنویسی ایرانی از گذشته تا امروز، تهران ۱۳۸۵ش.
محمدتقی احسانی، هفت هزار سال هنر فلزکاری در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
ابوتراب احمدپناه، «زیباییشناسی نقوش سفال نیشابور»، هنرنامه، ش ۱۲ (پاییز ۱۳۸۰).
علی ایمانی، سیر خط کوفی در ایران، تهران ۱۳۸۶ش.
عیسی بهنام، «هنر تزئین به وسیله خط»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
یحیی ذکاء و محمدحسن سمسار، «اشعار و اشیاء»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
بزیل ویلیام رابینسون، «بررسی نقاشی ایرانی: ۱۳۱۴ـ۷۵۰ه ق/ ۱۸۹۶ـ۱۳۵۰م»، ترجمه کرامت اللّه افسر، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، بهکوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
زهره روحفر، نگاهی بر پارچه بافی دوران اسلامی، تهران ۱۳۸۰ش.
زکی محمد حسن، فنون الاسلام، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
عباس زمانی، «خط کوفی تزئینی در آثار تاریخی اسلامی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
عباس سرمدی، دانشنامه هنرمندان ایران و جهان اسلام: از مانی تا معاصرین کمالالملک، تهران ۱۳۸۰ش.
سفال معاصر ایران: گزیده آثار پنجمین نمایشگاه سفالگران معاصر ایران، تهران ـ اردیبهشت ۱۳۷۵، زیرنظر محمد صحفی، تهران: انجمن هنرهای تجسمی ایران، ۱۳۷۵ش.
«شعر و جام: معرفی چند اثر هنری از موزه هنرهای تزئینی»، در خط خوش فارسی (مجموعه مقالات)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۸۳ش.
هلن علی اکبرزاده کردمهینی، شیشه: مجموعه مرز بازرگان، تهران ۱۳۷۳ش.
جواد علیمحمدی اردکانی، پژوهشی در زیلوی یزد، تهران ۱۳۸۶ش.
فاطمه بنت علی، «'باتیک، مالزیایی و اندونزیایی، از جنبه اسلامی آن»، در راز و رمز هنر دینی: مقالات ارائه شده در اولین کنفرانس بینالمللی هنر دینی، تنظیم و ویرایش مهدی فیروزان، تهران: سروش، ۱۳۸۰ش.
حبیب الله فضائلی، اطلس خط، اصفهان ۱۳۵۰ش.
فرزانه قائینی، موزه آبگینه و سفالینههای ایران، تهران ۱۳۸۳ش.
ارنست کونل، هنر اسلامی، ترجمه هوشنگ طاهری، تهران ۱۳۵۵ش.
محمدیوسف کیانی، پیشینه سفال و سفالگری در ایران، تهران ۱۳۸۰ش.
محمد معمارزاده، تصویر و تجسم عرفان در هنرهای اسلامی، تهران ۱۳۸۶ش.
اسدالله سورن ملکیان شیروانی، «نوشتاری درباره جامعهشناسی هنر اسلامی: نقره آلات و ملوک الطوایفی در ایران سدههای میانه»، ترجمه ژاله کهنموییپور، در هنر و جامعه در جهان ایرانی، بهکوشش شهریار عدل، تهران: توس، ۱۳۷۹ش.
پرویز ورجاوند، «سیری در هنر ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۴ (فروردین ۱۳۵۱).
ابوالفضل وکیلی، شناخت طرحها و نقشههای قالی ایران و جهان، تهران ۱۳۸۲ش.
در پایان:
جا دارد که از دلسوزی، همراهی و توجه اساتید معظم، متعهد، متدین و مجاهدِ خود در کسوت شاگردی، از زحمات ارزشمند استاد مسعود نجابتی و عبدالرسول یاقوتی، سید حسن موسی زاده، ناصر طاووسی و ابوالفضل خزائی تقدیر و تشکر نمایم.
شاگرد شما، ابوالفضل رنجبران
© کلیه حقوق متعلق به صاحب اثر و پرتال فرهنگی راسخون است. استفاده از مطالب و آثار فقط با ذکر منبع بلامانع است.