بحران هرات و تأثير آن بر موقعيت بريتانيا در خليج فارس (3)
نويسنده:خديجه رضويان*
با انعقاد قرارداد پاريس در اکتبر 1857، همه نيروهاي بريتانيا جز شمار اندکي، پس از آگاهي از خروج کامل نيروهاي ايراني از هرات، بوشهر را به مقصد هندوستان ترک کردند و يک گردان با پشتيباني توپخانه انگليس در خارک مستقر شد. کاپيتان فليکس جونز، نماينده بريانيا، نيز در بوشهر فعاليت خود را از سر گرفت و در نهايت در دسامبر 1857، ژانويه و فوريه 1858، باقيمانده نيروهاي بريتانيا خارک را به مقصد هند ترک کردند (Kelly, P: 498). لشکرکشي بريتانيا به خارک، بوشهر و جنوب ايران در 1273 ق مصادف 1856 م، نتايج سياسي، اقتصادي و نظامي در پي داشت که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد:
- بيرون کردن رقيبان اروپايي از خليج فارس و تبديل بوشهر به مرکز فرمانروايي انگليس (سديد السلطنه، ص 117)؛
- کم شدن اعتبار و اقتدار دولت ايران و حکمران بوشهر در سواحل جنوب نسبت به اعتبار نماينده مقيم، با استقرار دائم نيروي دريايي انگليس در بوشهر موقعيت مأموران ايراني بيش ازپيش تضعيف شد (رايت، 1368، ص 258)؛
- افزايش روحيه مقاومت طايفه هاي دشتي، دشتستان و تنگستان در برابر انگليس و بيگانه ستيزي مردم جنوب نسبت به انگليس (همان، ص269-260)؛
- برکناري ميرزا آقاخان نوري و آغاز اصلاحات در ساختار اداري و حکومتي (وادالا،ص72).
- لزوم تأسيس پست و تلگراف؛ زيرا شورش هندوستان و جنگ ايران و انگليس در سال 1856- 1857 م، دولت انگليس را متوجه ضعف ارتباط خود با اين منطقه کرد که در حيطه اقتدار امپراتوري انگليس و همسايگي روسيه قرار داشت.
مقام هاي مسؤول در لندن و هند ايجاد خط تلگراف از مسير ايران را براي حل اين مشکل ضروري يافتند. در اکتبر 1864، خط تلگراف آماده شد و در بهار شروع به کار کرد. اين شبکه از بغداد به دهانه فاو در خليج فارس و از آنجا به بوشهر و از بوشهر با يک کابل زيردريايي به بندر گواتر (کوادر) و سپس از راه خشکي به کراچي متصل مي شد (پولاک، ص 295). همچنين کمپاني هند انگليس از 1279ق / 1862 م، به بعد با استفاده از کشتي هاي تجاري، سرويس پست هفتگي ميان بمبئي و بصره داير کرد (معتضد، ص 302).
- ايجاد شرکت هاي مختلف حمل و نقل انگليسي؛ برادران لينچ امتياز کشتيراني و تجارت در رودخانه کارون و انحصار ورود کالا را به ايران به دست آوردند (رايت، 1364، ص 152).
هرات پس از معاهده صلح پاريس
با امضاي قرارداد پاريس مسئله هرات حل نشد و تا هنگامي که سلطان احمدخان بارکزايي در هرات حکومت مي کرد، انگليسي ها ناراضي بودند؛ زيرا روس ها بار ديگر، مانند دوره محمدشاه قاجار به نفوذ در سرزمين هاي آسياي مرکزي علاقه نشان دادند و با سلطان احمدخان رابطه دوستي برقرار کردند. ديگر اينکه رابطه دوستانه اي ميان ايران و حاکم هرات برقرار شده که از استقلال هرات مي کاست؛ چون حاکم هرات،پسر سردار عظيم خان بود که دولت ايران پيش از تخليه هرات در 1273ق، او را به حکومت رسانده و ميرزا آقاخان در اين باره به فرخ خان نوشت:
هرچه ملاحظه که در صورت تخليه هرات چه بايد کرد که بيشترين به کلي از دست نرود چاره به نظر نيامد. مگر تمهيدي شود که حکومت آنجا به سردار سلطان احمدخان قرار گيرد. (8)
سلطان احمدخان در طول حکومت خود در هرات قدرتي نيافت و با دشمنان داخلي و خارجي روبرو بود و همواره به حمايت مادي و معنوي ايران نياز داشت و در عوض اين کار،به نام شاه سکه ضرب مي کرد و خطبه مي خواند. دولت ايران نيز به استقلال هرات علاقمند بود؛زيرا از گسترش نفوذ امير دوست محمدخان، حاکم کابل مي ترسيد، او به سيستان حمله مي کرد و همچنين وجود حکومتي قدرتمند با پشتيباني انگليس در رمزهاي ايران سبب نفوذ ترکمانان و تشديد حمله هاي آنان به خراسان مي شد. دولت ايران پس از عقب نشيني از هرات در 1273ق، به ويژه پس از شکست مرو در سال 1276ق، نمي توانست از تهاجم ترکمانان جلوگيري کند؛ به گونه اي که سلطان مراد ميرزا (حسام السلطنه) درملاقاتي با استويک، نماينده بريتانيا، اظهار داشت که ايران يا بايد مرو را تصرف کند يا هرات مستقل و دوست ايران باقي بماند تا بتواند مانع حمله ترکمانان شود؛ از اين رو استقلال هرات راه را بر ترکمانان مي بست، اما با تصرف مرو که بر رودخانه اي مشرف بود که ترکمانان از آب آن استفاده مي کردند،ايران مي توانست آنها را در فشار قرار دهد و جلوي تهاجمشان را بگيرد، بدين منظور دوستي حاکم هرات ضروري بود؛ زيرا خبر حمله ترکمانان را از غوريان و کوهستان به پايگاه هاي مرزي مي دادند و دهقانان ايران مي توانستند از خود دفاع کنند.
سلطان احمدخان در سال 1278ق به ايران آمد و رابينسون، سفير انگليس، معتقد بود که اين سفر به پيشنهاد روس ها انجام گرفته است تا در امور افغانستان دخالت کنند و پس از ملاقات خود با سلطان احمدخان، به دولت انلگيس گزارش داد که خانيکف، نماينده روس ها در هرات، از سلطان احمد خوان خواسته است که بين دوست محمدخان و روس ها رابطه دوستي برقرار کند و ازدولت ايران بخواهد که اجازه دهد روس ها نمايندگي سياسي در هرات تأسيس کنند. درحالي که دولت ايران نيز مخالف دخالت روسيه در هرات بود و سلطان احمدخان را از دوستي با روس ها منع مي کرد.
سلطان احمدخان پس از بازگشت از هرات در شوال 1278 به فراه حمله کرد و آنجا را گرفت و دوست محمدخان را از نزديک شدن به سيستان بازداشت (بامداد، ص 406، سپهر، ص255). حمله سلطان احمدخان به فراه، در اصل به منزله اعلان جنگ به دوست محمدخان بود، وي نماينده اي به نزد حسام السلطنه، حاکم خراسان، فرستاد و از وقايع آن حدود خبر داد، اما دولت ايران خيال جنگ نداشت و احتياط مي کرد؛ زيرا شکست مرو، قواي ايران را ضعيف کرده بود و وضع خراسان و ايلات آن حدود نيز مغشوش بود و دولت صلاح نمي ديد که انگليسي ها را ناراضي کند و از سويي نسبت به سلطان احمدخان تعهد داشت که در صورت حمله به فراه به او کمک کند.
دولت ايران نمي توانست براساس عهدنامه پاريس به سلطان احمدخان کمک کند اما براي دفاع از سيستان بايد قشون مي فرستاد. همچنين معتقد بود که انگليس از امير دوست محمدخان حمايت مي کند، به همين دليل،پس از دريافت خبر محاصره فراه، از اليسون،سفير جديد انگليس، درخواست کرد که مانع امير دوست محمدخان شوند؛ زيرا با وجود دوست محمدخان در نزديکي مرزهاي ايران و خراسان، دولت ايران نمي توانست آنجا را نظم دهد و ترکمانان با استفاده از اين موقعيت به خراسان حمله مي کردند و دست ايران از خراسان، سيستان، کرمان و بلوچستان کوتاه مي شد.
از سويي انگليسي ها مطمئن بودند که دولت ايران نخواهد جنگيد؛زيرا استويک در نامه اي به اليسون اطلاع داد که وضع خراسان مغشوش است و عشاير چنان ناراضي اند که اگر دوست محمدخان هرات را بگيرد، ممکن است به خراسان هم حمله کند،(اصفهانيان، ص 36؛ Eastwick to… 1862 1:O118) و استويک براي اطمينان خاطر،نماينده اي نزد دوست محمد خان فرستاد تا از تصميم وي باخبر شود و امير هم جواب داد که هدفش گرفتن هرات است نه حمله به ايران(letter by ...1862.I.o:118.)
سلطان احمدخان يک سال پس از حمله به فراه و آغاز محاصره هرات در گذشت و پسرش، شاه نوازخان نتوانست مقاومت کند و تسليم دوست محمدخان شد و امير دوست محمدخان نيز دوازده روز، پس از تسخير هرات فوت کرد و از اين روي دولت ايران درگير برخي مشکلات نشد اما افغانستان تا مدت ها دست خوش جنگ هاي داخلي بود و از سويي ديگر ايران،روسيه و انگليس با مسائل مهم تري درگير شدند که ناشي از پيشرفت روس ها در ترکستان و انگليس ها در سيستان بود. روس ها در 1871 م، به سوي خيوه پيش رفتند و استويک در گزارشي به دولت انگليس نوشت که راه مبارزه با روس ها تجزيه افغانستان، استقلال هرات و تقويت ايران است (کاظم زاده، ص 19-21) رالينسون در آن زمان که مسئول امور مستعمراتي بود با برخي از عقايد استويک موافق بود اما دولت انگليس با آن پيشنهاد مخالفت کرد و تغييري در وضع موجود داده نشد و هرات براي هميشه از زير سلطه ايران خارج شد.
-آجودان باشي،حسين خان، شرح حال مأموريت آجودان باشي گرمروي، به کوشش محمد مشيري، تهران: 1347.
- استنديش، جان. ف، ايران و خليج فارس، برگردان: عبدالرضا سالار بهزادي، چ اول، تهران، ني، 1383.
- اصفهانيان، کريم؛ روشني، قدرت الله، اسناد و مدارک فرخ خان امين الدوله، ج 4، چ اول، تهران: دانشگاه تهران، 1347.
- اعتماد السلطنه،محمد حسن، صدر التواريخ، به کوشش محمد مشيري، ج دوم، تهران: روزبهان، 1357.
- البرماله، ژول ايزاک، تاريخ قرن هجدهم و انقلاب کبير فرانسه و امپراطوري ناپلئون،برگردان:رشيد ياسمي،چ دوم، تهران: نشر علم،1367.
- بالارد، ليوتنان،جنگ ايران و انگليس 1272- 1273 ق، برگردان: کاوه بيات، انتشارات فرهنگي ايران زمين، 1366.
-بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري، ج 1، تهران: زوار، 1347.
- پولاک، ياکوب ادوارد، سفرنامه پولاک (ايران و ايرانيان)، برگردان: کيکاوس جهانداري، چ دوم،تهران:خوارزمي، 1368.
- رايت، دنيس،انگليس ها در ميان ايرانيان، برگردان:اسکندر دلدم، چ اول، تهران: شمال، 1364.
- رضا زاده ملک، رحيم، تاريخ روابط ايران و ممالک متحده آمريکا، تهران: طهوري، 1350.
- سپهر، ميرزا محمدتقي خان، ناسخ التواريخ، ج 4، تصحيح محمدباقر بهبودي، تهران: کتابفروشي اسلامي، 1353.
- سديد السلطنه کبابي مينابي،محمدعلي خان،سرزمين هاي شمالي پيرامون خليج فارس و درياي عمان درصد سال پيش، تنظيم و تعليقات: احمد اقتداري، ج اول، تهران: جهان معاصر، 1371.
- سيمونيچ،اي. او. خاطرات وزير مختار، برگردان : يحيي آرين پور، تهران: پيام، 1353.
-طاهري، ابوالقاسم، تاريخ بازرگاني و سياسي انگليس و ايران، ج 2، چ اول، تهران: آثار ملي، بي تا.
-طباطبايي مجد، غلامرضا، معاهدات و قراردادهاي تاريخي دوره قاجاريه، تهران: ادبي و تاريخي، 1373.
- فرامرزي،احمد، کريم خان و خليج فارس، تهران: بينا، 1346.
- قائم مقامي، جهانگير، بحرين و مسائل خليج فارس، تهران: طهوري، 1347.
- کاظم زاده، فيروز، روس و انگليس در ايران (1914- 1864) برگردان: منوچهر اميري، چ دوم، تهران: آموزش انقلاب اسلامي، 1371.
- کرزن، جرج. ن، ايران و قضيه ايران، ج 2، برگردان: غلامعلي وحيد مازندراني، چ چهارم، تهران: علمي و فرهنگي، 1373.
- کلمنت، مارکام، تاريخ ايران دوره قاجاريه، برگردان: ميرزا رحيم فرزانه، چ دوم، تهران: فرهنگ ايران، 1367.
- کلي، جي. بي،هجوم انگليس به جنوب ايران 1839م – 1856 م،برگردان حسن زنگنه،چ اول،بوشهر، 1373.
- محمود، محمود، تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس در قرن نوزدهم، چ هفتم، تهران، اقبال، 1378.
- معتضد، خسرو، امين الضرب، تاريخ تجارت و سرمايه گذاري صنعتي در ايران، چ اول، تهران: جانزاده، 1366.
- هنت، جي، اچ،جنگ ايران و انگليس 1273ق، برگردان،حسين سعادت نوري، تهران: دنياي کتاب، 1362.
- واتسن، رابرت گرانت،تاريخ ايران دوره قاجاريه، برگردان: وحيد مازندراني، چ چهارم، تهران: اميرکبير، 1354.
- وادالا، ر،خليج فارس در عصر استعمار، برگردان: شفيع جوادي، چ دوم، تهران: سحاب، 1364.
- ويلسون،هارولد، نخست وزيران انگليس، برگردان: جلال رضايي راد، چ اول، تهران: گفتار، 1366.
کتابنامه لاتين
- Al Ghasimi Sultan Bin Mahammad, powet strugglas trade in the Galf 1620- 1820 Exeter University Exeter press- shart Run press Ltd. 1999.
- The Cambridge History of Iran, Vol. VII, New York, Cambridge University Press, 1991.
- Kelly,J. B Britain and the Persian Gulf 1795-1880, Oxford, 1968.
- Saldanha, Precis of the Affairrs of the Persian Coast and Island, the Persian Gulf précis Vol. VII.
- Palmerton to Macneil Foreign office, 11 June, 1836. F. O.559.
- Macneil to Palmerton, Camp near Tehran, Lst June, 1837.
- Ellis to Palmereston, 8 Jan 1839, F.O. 559.'
- Macneill to palmerston, Tehran, 4 Feb 1836. F.O. 53.
- Ellis to Palmereston 4 Feb 1846. F.O. 539.
- Macneill to palmerston, London, 1857. Vol 1.
- Macneill to palmerston selimanieh, 22 Nov 1831. F. O.580
- Macneill to palmerston, solimanieh 27 Nov 1831. F. I. 58
- Sykes. P.A, History of Afghanistan, Vol. I. London, 1949.
- Sheil to palmerston, Erzerem, 6 Feb. 1849. F.O.68.
- sheil to Macneill, Comp near kish Lag. 5 Nv 1833. F.O.529.
- Hennel to Scret Committee, Busheir. 11 April 1839. F.O. 64.
- Sheil to Palmerston, Tabriz, Feb 1841. F. O. 72.
- Hajee Mirza To palmerston 17 Saffar 1251. 21. Stp 1840. F.O. 59.
- Eastwick to Alison, Mashed. Oct. 9 th 1862. I. O. 118.
- Letter by Dost Mohammad khan to Alison Oct 1862. I. O . 118.
اسناد
1- بايگاني اسناد وزارت امور خارجه، سند شماره: 6 و 7-8- 1273- 1276 ق.
2- همان، سند شماره 50-4-1254- 1255 ق.
3- همانجا.
4- بايگاني اسناد وزارت امور خارجه. سند شماره : 28-4-1254-1255ق.
5- همان، سند شماره 5-4- 1256- 1255ق.
6- همان، سند شماره 3-5-1255؛ 18-4-1254- 1255ق.
7- همان، سند شماره: 45-126- 1278ق.
8- همان، سند شماره: 45-1278ق.
منبع:نشريه پايگاه نور،شماره 23.
/ج
الف: سياسي
- بيرون کردن رقيبان اروپايي از خليج فارس و تبديل بوشهر به مرکز فرمانروايي انگليس (سديد السلطنه، ص 117)؛
- کم شدن اعتبار و اقتدار دولت ايران و حکمران بوشهر در سواحل جنوب نسبت به اعتبار نماينده مقيم، با استقرار دائم نيروي دريايي انگليس در بوشهر موقعيت مأموران ايراني بيش ازپيش تضعيف شد (رايت، 1368، ص 258)؛
- افزايش روحيه مقاومت طايفه هاي دشتي، دشتستان و تنگستان در برابر انگليس و بيگانه ستيزي مردم جنوب نسبت به انگليس (همان، ص269-260)؛
- برکناري ميرزا آقاخان نوري و آغاز اصلاحات در ساختار اداري و حکومتي (وادالا،ص72).
- لزوم تأسيس پست و تلگراف؛ زيرا شورش هندوستان و جنگ ايران و انگليس در سال 1856- 1857 م، دولت انگليس را متوجه ضعف ارتباط خود با اين منطقه کرد که در حيطه اقتدار امپراتوري انگليس و همسايگي روسيه قرار داشت.
مقام هاي مسؤول در لندن و هند ايجاد خط تلگراف از مسير ايران را براي حل اين مشکل ضروري يافتند. در اکتبر 1864، خط تلگراف آماده شد و در بهار شروع به کار کرد. اين شبکه از بغداد به دهانه فاو در خليج فارس و از آنجا به بوشهر و از بوشهر با يک کابل زيردريايي به بندر گواتر (کوادر) و سپس از راه خشکي به کراچي متصل مي شد (پولاک، ص 295). همچنين کمپاني هند انگليس از 1279ق / 1862 م، به بعد با استفاده از کشتي هاي تجاري، سرويس پست هفتگي ميان بمبئي و بصره داير کرد (معتضد، ص 302).
ب: اقتصادي
- ايجاد شرکت هاي مختلف حمل و نقل انگليسي؛ برادران لينچ امتياز کشتيراني و تجارت در رودخانه کارون و انحصار ورود کالا را به ايران به دست آوردند (رايت، 1364، ص 152).
پ: نظامي
هرات پس از معاهده صلح پاريس
با امضاي قرارداد پاريس مسئله هرات حل نشد و تا هنگامي که سلطان احمدخان بارکزايي در هرات حکومت مي کرد، انگليسي ها ناراضي بودند؛ زيرا روس ها بار ديگر، مانند دوره محمدشاه قاجار به نفوذ در سرزمين هاي آسياي مرکزي علاقه نشان دادند و با سلطان احمدخان رابطه دوستي برقرار کردند. ديگر اينکه رابطه دوستانه اي ميان ايران و حاکم هرات برقرار شده که از استقلال هرات مي کاست؛ چون حاکم هرات،پسر سردار عظيم خان بود که دولت ايران پيش از تخليه هرات در 1273ق، او را به حکومت رسانده و ميرزا آقاخان در اين باره به فرخ خان نوشت:
هرچه ملاحظه که در صورت تخليه هرات چه بايد کرد که بيشترين به کلي از دست نرود چاره به نظر نيامد. مگر تمهيدي شود که حکومت آنجا به سردار سلطان احمدخان قرار گيرد. (8)
سلطان احمدخان در طول حکومت خود در هرات قدرتي نيافت و با دشمنان داخلي و خارجي روبرو بود و همواره به حمايت مادي و معنوي ايران نياز داشت و در عوض اين کار،به نام شاه سکه ضرب مي کرد و خطبه مي خواند. دولت ايران نيز به استقلال هرات علاقمند بود؛زيرا از گسترش نفوذ امير دوست محمدخان، حاکم کابل مي ترسيد، او به سيستان حمله مي کرد و همچنين وجود حکومتي قدرتمند با پشتيباني انگليس در رمزهاي ايران سبب نفوذ ترکمانان و تشديد حمله هاي آنان به خراسان مي شد. دولت ايران پس از عقب نشيني از هرات در 1273ق، به ويژه پس از شکست مرو در سال 1276ق، نمي توانست از تهاجم ترکمانان جلوگيري کند؛ به گونه اي که سلطان مراد ميرزا (حسام السلطنه) درملاقاتي با استويک، نماينده بريتانيا، اظهار داشت که ايران يا بايد مرو را تصرف کند يا هرات مستقل و دوست ايران باقي بماند تا بتواند مانع حمله ترکمانان شود؛ از اين رو استقلال هرات راه را بر ترکمانان مي بست، اما با تصرف مرو که بر رودخانه اي مشرف بود که ترکمانان از آب آن استفاده مي کردند،ايران مي توانست آنها را در فشار قرار دهد و جلوي تهاجمشان را بگيرد، بدين منظور دوستي حاکم هرات ضروري بود؛ زيرا خبر حمله ترکمانان را از غوريان و کوهستان به پايگاه هاي مرزي مي دادند و دهقانان ايران مي توانستند از خود دفاع کنند.
سلطان احمدخان در سال 1278ق به ايران آمد و رابينسون، سفير انگليس، معتقد بود که اين سفر به پيشنهاد روس ها انجام گرفته است تا در امور افغانستان دخالت کنند و پس از ملاقات خود با سلطان احمدخان، به دولت انلگيس گزارش داد که خانيکف، نماينده روس ها در هرات، از سلطان احمد خوان خواسته است که بين دوست محمدخان و روس ها رابطه دوستي برقرار کند و ازدولت ايران بخواهد که اجازه دهد روس ها نمايندگي سياسي در هرات تأسيس کنند. درحالي که دولت ايران نيز مخالف دخالت روسيه در هرات بود و سلطان احمدخان را از دوستي با روس ها منع مي کرد.
سلطان احمدخان پس از بازگشت از هرات در شوال 1278 به فراه حمله کرد و آنجا را گرفت و دوست محمدخان را از نزديک شدن به سيستان بازداشت (بامداد، ص 406، سپهر، ص255). حمله سلطان احمدخان به فراه، در اصل به منزله اعلان جنگ به دوست محمدخان بود، وي نماينده اي به نزد حسام السلطنه، حاکم خراسان، فرستاد و از وقايع آن حدود خبر داد، اما دولت ايران خيال جنگ نداشت و احتياط مي کرد؛ زيرا شکست مرو، قواي ايران را ضعيف کرده بود و وضع خراسان و ايلات آن حدود نيز مغشوش بود و دولت صلاح نمي ديد که انگليسي ها را ناراضي کند و از سويي نسبت به سلطان احمدخان تعهد داشت که در صورت حمله به فراه به او کمک کند.
دولت ايران نمي توانست براساس عهدنامه پاريس به سلطان احمدخان کمک کند اما براي دفاع از سيستان بايد قشون مي فرستاد. همچنين معتقد بود که انگليس از امير دوست محمدخان حمايت مي کند، به همين دليل،پس از دريافت خبر محاصره فراه، از اليسون،سفير جديد انگليس، درخواست کرد که مانع امير دوست محمدخان شوند؛ زيرا با وجود دوست محمدخان در نزديکي مرزهاي ايران و خراسان، دولت ايران نمي توانست آنجا را نظم دهد و ترکمانان با استفاده از اين موقعيت به خراسان حمله مي کردند و دست ايران از خراسان، سيستان، کرمان و بلوچستان کوتاه مي شد.
از سويي انگليسي ها مطمئن بودند که دولت ايران نخواهد جنگيد؛زيرا استويک در نامه اي به اليسون اطلاع داد که وضع خراسان مغشوش است و عشاير چنان ناراضي اند که اگر دوست محمدخان هرات را بگيرد، ممکن است به خراسان هم حمله کند،(اصفهانيان، ص 36؛ Eastwick to… 1862 1:O118) و استويک براي اطمينان خاطر،نماينده اي نزد دوست محمد خان فرستاد تا از تصميم وي باخبر شود و امير هم جواب داد که هدفش گرفتن هرات است نه حمله به ايران(letter by ...1862.I.o:118.)
سلطان احمدخان يک سال پس از حمله به فراه و آغاز محاصره هرات در گذشت و پسرش، شاه نوازخان نتوانست مقاومت کند و تسليم دوست محمدخان شد و امير دوست محمدخان نيز دوازده روز، پس از تسخير هرات فوت کرد و از اين روي دولت ايران درگير برخي مشکلات نشد اما افغانستان تا مدت ها دست خوش جنگ هاي داخلي بود و از سويي ديگر ايران،روسيه و انگليس با مسائل مهم تري درگير شدند که ناشي از پيشرفت روس ها در ترکستان و انگليس ها در سيستان بود. روس ها در 1871 م، به سوي خيوه پيش رفتند و استويک در گزارشي به دولت انگليس نوشت که راه مبارزه با روس ها تجزيه افغانستان، استقلال هرات و تقويت ايران است (کاظم زاده، ص 19-21) رالينسون در آن زمان که مسئول امور مستعمراتي بود با برخي از عقايد استويک موافق بود اما دولت انگليس با آن پيشنهاد مخالفت کرد و تغييري در وضع موجود داده نشد و هرات براي هميشه از زير سلطه ايران خارج شد.
نتيجه
پی نوشت ها :
* کارشناس ارشد تاريخ اسلامي
کتابنامه-آجودان باشي،حسين خان، شرح حال مأموريت آجودان باشي گرمروي، به کوشش محمد مشيري، تهران: 1347.
- استنديش، جان. ف، ايران و خليج فارس، برگردان: عبدالرضا سالار بهزادي، چ اول، تهران، ني، 1383.
- اصفهانيان، کريم؛ روشني، قدرت الله، اسناد و مدارک فرخ خان امين الدوله، ج 4، چ اول، تهران: دانشگاه تهران، 1347.
- اعتماد السلطنه،محمد حسن، صدر التواريخ، به کوشش محمد مشيري، ج دوم، تهران: روزبهان، 1357.
- البرماله، ژول ايزاک، تاريخ قرن هجدهم و انقلاب کبير فرانسه و امپراطوري ناپلئون،برگردان:رشيد ياسمي،چ دوم، تهران: نشر علم،1367.
- بالارد، ليوتنان،جنگ ايران و انگليس 1272- 1273 ق، برگردان: کاوه بيات، انتشارات فرهنگي ايران زمين، 1366.
-بامداد، مهدي، شرح حال رجال ايران در قرن 12 و 13 و 14 هجري، ج 1، تهران: زوار، 1347.
- پولاک، ياکوب ادوارد، سفرنامه پولاک (ايران و ايرانيان)، برگردان: کيکاوس جهانداري، چ دوم،تهران:خوارزمي، 1368.
- رايت، دنيس،انگليس ها در ميان ايرانيان، برگردان:اسکندر دلدم، چ اول، تهران: شمال، 1364.
- رضا زاده ملک، رحيم، تاريخ روابط ايران و ممالک متحده آمريکا، تهران: طهوري، 1350.
- سپهر، ميرزا محمدتقي خان، ناسخ التواريخ، ج 4، تصحيح محمدباقر بهبودي، تهران: کتابفروشي اسلامي، 1353.
- سديد السلطنه کبابي مينابي،محمدعلي خان،سرزمين هاي شمالي پيرامون خليج فارس و درياي عمان درصد سال پيش، تنظيم و تعليقات: احمد اقتداري، ج اول، تهران: جهان معاصر، 1371.
- سيمونيچ،اي. او. خاطرات وزير مختار، برگردان : يحيي آرين پور، تهران: پيام، 1353.
-طاهري، ابوالقاسم، تاريخ بازرگاني و سياسي انگليس و ايران، ج 2، چ اول، تهران: آثار ملي، بي تا.
-طباطبايي مجد، غلامرضا، معاهدات و قراردادهاي تاريخي دوره قاجاريه، تهران: ادبي و تاريخي، 1373.
- فرامرزي،احمد، کريم خان و خليج فارس، تهران: بينا، 1346.
- قائم مقامي، جهانگير، بحرين و مسائل خليج فارس، تهران: طهوري، 1347.
- کاظم زاده، فيروز، روس و انگليس در ايران (1914- 1864) برگردان: منوچهر اميري، چ دوم، تهران: آموزش انقلاب اسلامي، 1371.
- کرزن، جرج. ن، ايران و قضيه ايران، ج 2، برگردان: غلامعلي وحيد مازندراني، چ چهارم، تهران: علمي و فرهنگي، 1373.
- کلمنت، مارکام، تاريخ ايران دوره قاجاريه، برگردان: ميرزا رحيم فرزانه، چ دوم، تهران: فرهنگ ايران، 1367.
- کلي، جي. بي،هجوم انگليس به جنوب ايران 1839م – 1856 م،برگردان حسن زنگنه،چ اول،بوشهر، 1373.
- محمود، محمود، تاريخ روابط سياسي ايران و انگليس در قرن نوزدهم، چ هفتم، تهران، اقبال، 1378.
- معتضد، خسرو، امين الضرب، تاريخ تجارت و سرمايه گذاري صنعتي در ايران، چ اول، تهران: جانزاده، 1366.
- هنت، جي، اچ،جنگ ايران و انگليس 1273ق، برگردان،حسين سعادت نوري، تهران: دنياي کتاب، 1362.
- واتسن، رابرت گرانت،تاريخ ايران دوره قاجاريه، برگردان: وحيد مازندراني، چ چهارم، تهران: اميرکبير، 1354.
- وادالا، ر،خليج فارس در عصر استعمار، برگردان: شفيع جوادي، چ دوم، تهران: سحاب، 1364.
- ويلسون،هارولد، نخست وزيران انگليس، برگردان: جلال رضايي راد، چ اول، تهران: گفتار، 1366.
کتابنامه لاتين
- Al Ghasimi Sultan Bin Mahammad, powet strugglas trade in the Galf 1620- 1820 Exeter University Exeter press- shart Run press Ltd. 1999.
- The Cambridge History of Iran, Vol. VII, New York, Cambridge University Press, 1991.
- Kelly,J. B Britain and the Persian Gulf 1795-1880, Oxford, 1968.
- Saldanha, Precis of the Affairrs of the Persian Coast and Island, the Persian Gulf précis Vol. VII.
- Palmerton to Macneil Foreign office, 11 June, 1836. F. O.559.
- Macneil to Palmerton, Camp near Tehran, Lst June, 1837.
- Ellis to Palmereston, 8 Jan 1839, F.O. 559.'
- Macneill to palmerston, Tehran, 4 Feb 1836. F.O. 53.
- Ellis to Palmereston 4 Feb 1846. F.O. 539.
- Macneill to palmerston, London, 1857. Vol 1.
- Macneill to palmerston selimanieh, 22 Nov 1831. F. O.580
- Macneill to palmerston, solimanieh 27 Nov 1831. F. I. 58
- Sykes. P.A, History of Afghanistan, Vol. I. London, 1949.
- Sheil to palmerston, Erzerem, 6 Feb. 1849. F.O.68.
- sheil to Macneill, Comp near kish Lag. 5 Nv 1833. F.O.529.
- Hennel to Scret Committee, Busheir. 11 April 1839. F.O. 64.
- Sheil to Palmerston, Tabriz, Feb 1841. F. O. 72.
- Hajee Mirza To palmerston 17 Saffar 1251. 21. Stp 1840. F.O. 59.
- Eastwick to Alison, Mashed. Oct. 9 th 1862. I. O. 118.
- Letter by Dost Mohammad khan to Alison Oct 1862. I. O . 118.
اسناد
1- بايگاني اسناد وزارت امور خارجه، سند شماره: 6 و 7-8- 1273- 1276 ق.
2- همان، سند شماره 50-4-1254- 1255 ق.
3- همانجا.
4- بايگاني اسناد وزارت امور خارجه. سند شماره : 28-4-1254-1255ق.
5- همان، سند شماره 5-4- 1256- 1255ق.
6- همان، سند شماره 3-5-1255؛ 18-4-1254- 1255ق.
7- همان، سند شماره: 45-126- 1278ق.
8- همان، سند شماره: 45-1278ق.
منبع:نشريه پايگاه نور،شماره 23.
/ج