اي کودک خوبروي حيران شاعر : سعدي در وصف شمايلت سخندان اي کودک خوبروي حيران کرديم و صبوري از تو نتوان صبر از همه چيز و هر که عالم اي سخت کمان سست پيمان ديدي که وفا به سر نبردي و اميد نميرسد به پايان پايان فراق ناپديدار سرو آن چه تو ميکني به جولان هرگز نشنيدهام که کردست خورشيد برآيد از گريبان باور که کند که آدمي را تا به تو نکند به زنخدان بيمار فراق به نباشد تا با که درافکني به ميدان وين گوي سعادتست و دولت در چشم سکندر...