حديث عشق در دفتر نگنجد

حديث عشق در دفتر نگنجد شاعر : عطار حساب عشق در محشر نگنجد حديث عشق در دفتر نگنجد چه سودايي است کاندر سرنگنجد عجب مي‌آيدم کين آتش عشق که عود عشق در مجمر نگنجد برو مجمر بسوز ار عود خواهي که اينجا دامن تر درنگنجد درين ره پاک دامن بايدت بود چنپان گردد که اندر برنگنجد هر آن دل کاتش عشقش برافروخت درو انديشه‌ي ديگر نگنجد دلي کز دست شد زانديشه‌ي عشق که جان پاک در پيکر نگنجد برون نه پاي جان از پيکر خاک ندارد جام و در ساغر نگنجد شرابي...
شنبه، 6 فروردين 1390
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
حديث عشق در دفتر نگنجد
حديث عشق در دفتر نگنجد
حديث عشق در دفتر نگنجد

شاعر : عطار

حساب عشق در محشر نگنجدحديث عشق در دفتر نگنجد
چه سودايي است کاندر سرنگنجدعجب مي‌آيدم کين آتش عشق
که عود عشق در مجمر نگنجدبرو مجمر بسوز ار عود خواهي
که اينجا دامن تر درنگنجددرين ره پاک دامن بايدت بود
چنپان گردد که اندر برنگنجدهر آن دل کاتش عشقش برافروخت
درو انديشه‌ي ديگر نگنجددلي کز دست شد زانديشه‌ي عشق
که جان پاک در پيکر نگنجدبرون نه پاي جان از پيکر خاک
ندارد جام و در ساغر نگنجدشرابي کان شراب عاشقان است
سر مويي ميانشان درنگنجدچو جانان و چو جان با هم نشينند
در آن ره جز دلي رهبر نگنجدرهي کان راه عطار است امروز


ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما