یک آیه یک داستان
نویسنده : مرتضي دانشمند
آرزوي بزرگ
ـ يا رسول الله من هر روز سه بار به مسجد ميآيم و شما را ميبينم. اگر روزي شما را نبينم، آن روز خواهم مُرد. حالا غصه بزرگي در دل دارم. ميدانم همه ما روزي از اين جهان خواهيم رفت، اما ما كجا و شما كجا؟ خداوند شما را در بالاترين اتاقهاي بهشت جاي خواهد داد، اما من... من ميترسم وقتي بميرم، ديگر نتوانم شما را ببينم.
ياران پيامبر(ص) از علاقه ثوبان به پيامبر(ص) تعجب كردند. اشك چشم آنان را هم پر كرد، اما كسي چيزي نميگفت. پيامبر(ص) هم ساكت بود. تاكنون كسي چنين چيزي به پيامبر نگفته بود. پيامبر نگاهش را به نقطهاي دوردست دوخته و به فكر فرو رفته بود.
به راستي آيا دوستداران پيامبر(ص) نميتوانستند او را در بهشت ببينند؟ يكدفعه فرشتهاي به سوي پيامبر آمد و حرفهايي آسماني را در گوش او زمزمه كرد: «كساني كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند، در بهشت با پيامبران، راستگويان، شهدا و شايستگان، همنشين خواهند بود».
پيامبر(ص) حرفهاي فرشته را براي ثوبان گفت. ثوبان لبخند زد و با خوشحالي برخاست. او از شوق گريه كرد. با پيامبر خداحافظي كرد و از مسجد بيرون رفت. او تا خانه اين سخن را تكرار ميكرد: «كساني كه از خدا و پيامبر اطاعت كنند در بهشت با پيامبران، راستگويان، شهدا و شايستگان همنشين خواهند بود».
حالا پرندهاي از آبي آسمان ميگذشت و همه غصههاي ثوبان را با خود ميبرد.
وَمَن يُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ وَالصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِينَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِيقًا. (نساء: 69)
كسي كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، (در روز رستاخيز) همنشين كساني خواهد بود كه خدا نعمت خود را بر آنها تمام كرده، از پيامبران و صديقان و شهداء و صالحان و آنها رفيقهاي خوبي هستند.
منبع ماهنامه قاصدک شماره 52