چشم‌های جادّه

جادّه، سهم من است؛ سهم لحظه‌های منتظری که کبوترانه به آسمان خیره شده‌ام. به آسمان خیره شده‌ام که ببارد. ببارد و چشم‌های جاده را خیس کند. چشم‌های جادّه‌ که خیس شود، درست مانند چشم‌های من می‌شود؛ چشم‌هایی که همواره در جستجوی مرد روزهای بارانی بوده است. و در روزهای بارانی وقتی می‌آید، صدای لحظه‌ها پر از آهنگ زندگی می‌شود؛ لحظه‌ایی که پُرَند از حس قشنگِ بودن. بودن و حس کردن حضور آسمانی مرد را که بوی باران می‌دهد. باران عشق، عشقی که در تمام دل‌های منتظر می‌تپد. تمام دل‌هایی که مثل من از جادّه، سهمی برای خود برداشته‌اند.
شنبه، 5 فروردين 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
چشم‌های جادّه

چشم‌های جادّه
چشم‌های جادّه


 

نویسنده: محدثه رضایی




 
جادّه، سهم من است؛ سهم لحظه‌های منتظری که کبوترانه به آسمان خیره شده‌ام. به آسمان خیره شده‌ام که ببارد. ببارد و چشم‌های جاده را خیس کند. چشم‌های جادّه‌ که خیس شود، درست مانند چشم‌های من می‌شود؛ چشم‌هایی که همواره در جستجوی مرد روزهای بارانی بوده است. و در روزهای بارانی وقتی می‌آید، صدای لحظه‌ها پر از آهنگ زندگی می‌شود؛ لحظه‌ایی که پُرَند از حس قشنگِ بودن. بودن و حس کردن حضور آسمانی مرد را که بوی باران می‌دهد. باران عشق، عشقی که در تمام دل‌های منتظر می‌تپد. تمام دل‌هایی که مثل من از جادّه، سهمی برای خود برداشته‌اند. تمام دل‌هایی که کبوترانه آسمان را در‌می‌نوردند. دل‌هایی که همیشه بر لب، نام زیبای او را زمزمه می‌کنند. نام زیبای او زمزمه‌ی ماه و سال است، زمزمه‌ی لحظه‌ لحظه‌های تقویم است؛ تقویمی که بی او، بی‌قرار در باد پرپر می‌شود. تقویمی که روزهای بی‌حضور او را به سختی طی می‌کند. تقویمی که هر روز ورق می‌خورد. با این امید فردا بهترین روز خود را جشن خواهد گرفت؛ روز آمدنِ او را. روز آمدنِ او که بهترین روز دنیاست. بهترین اتفاق دنیا. چه‌قدر آمدنت را در ذهنم مرور کرده‌ام. روزی که تو می‌آیی، خورشید از قلب‌های منتظر خواهد تابید. دل‌های منتظری که جادّه را صبورانه با نگاه‌شان جستجو می‌کنند.
یک صبح دیگر گذشت؛ یک صبح بدون تو. صبحی که صدای گنجشکان، صدای گنگی است که دل را می‌آزارد. در جستجوی تو هستم. در جستجوی آن افق سبزی که پنجره‌ی مرا به وسعت‌های دوردست برساند. وسعت دوردستی که در آن تمام جهان از آنِ ماست. از آن پنجره‌ها تو پیدا می‌شوی. پیدا می‌شوی و وسعت می‌گیرد پهنای نورانی ستاره‌ها در عمق شب. وسعت پیدا می‌کند قلبم که در عمق تپش‌های خود می‌خواند: انتظار، انتظار، انتظار...
انتظار تا انتهای انتظار، انتظار تا وسعت دوست داشتن، تا وسعت پشت پنجره‌ خیره ماندن. خیره ماندن به جادّه، خیره ماندن و گوش به زنگ ایستادن کسی که می‌آید. کسی که در عمق نگاهش کلید تمام آرزوهای جهان می‌تپد. کسی که دستانش به بلندی پیچک‌های عشق است و در اطراف تمام دل‌های بی‌قرار می‌پیچد و بالا می‌رود تا عشق را بر بالای جهان بنشاند؛ در کنار ستاره‌های منتظر، بر بالای سر منتظران. پنجره‌ها گشوده‌تر از هر بار می‌شود. صداها پر شورتر از هر صدایی که تا کنون در جهان بوده است. روز آرزوهاست آن روز. آرزوی آرزوها. آرزوهایی که پشت درهای بسته، خفته در زنجیرهای خاموش، منتظر گشایش هستند. نور را می‌طلبند که از عمق تاریکی می‌خواهد وسعت بگیرد. وسعت بگیرد و در دل تمام آرزوها شعله بزند. خواهد آمد. خواهد آمد و کویرترین لحظه‌ها را باران‌زا خواهد کرد. خواهد آمد و گل‌ها خواهد شکفت. خواهد آمد و لبخندها همه‌ی جهان را خواهد پیمود. چه سرنوشت زیبایی!
بازترین پنجره‌های شهر در حسرت عبور ردّ پاهای تو به جادّه چشم دوخته‌اند. باران که می‌بارد بوی حضور تو در فضا پراکنده می‌شود. در انتظار تو سروهای خیابان به آسمان پیوسته‌اند. آبی‌ترین لحظه‌ها بی‌گمان لحظه‌ی آمدن تو است. روزی که تو بیایی، دست‌های من شکوفاتر خواهد شد. دست‌هایی که روزگاری از انتظار نوشت، از آمدن تو خواهد نوشت. آسمان زیباتر از هر بار خواهد بارید و تو آمیخته با عطر باران سرود رهایی را خواهی خواند. لبخند، چهره‌ها را زینت خواهد بخشید و آینه‌ها شفاف‌تر از گذشته با نور هم‌کلام خواهند شد.
... هر صبح چشم‌هایم را به امید آمدنت خواهم گشود. هر شب با این امید که تو فردا خواهی آمد چشم‌هایم را می‌بندم. نام جاده که می‌آید یاد تو می‌افتم. به پنجره نگاه می‌کنم یاد تو می‌افتم. باران که می‌بارد بوی عطر حضور تو را حس می‌کنم. روزها می‌گذارد؛ یکی پس از دیگری. تقویم‌ها بی‌حضور تو روزهای ساکت و یکسان خویش را می‌گذرانند؛ روزهای خورشید پشت ابر را. به امید روزی که ابر غیبت به کنار رود و بیابی. روزهای بی‌حضور تو یکی پس از دیگری می‌گذرد و هر روز که می‌گذرد من خوش‌حال می‌شوم.
خوش‌حال می‌شوم که یک روز به ظهور تو نزدیک شده‌ام. تقویم‌ها بیش‌تر از من عجله دارند و من دوست دارم تا انتهای این نوشته فقط بنویسم: بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا بیا...
منبع: ماهنامه سلام بچه ها شماره 242



 

تبلیغات در راسخون
ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
موارد بیشتر برای شما
تحلیل ابعادی از روانشناسی زن در قرآن و روایات اهل بیت(ع)
تحلیل ابعادی از روانشناسی زن در قرآن و روایات اهل بیت(ع)
تحلیل راهبردی پیام ۱۳ آبان رهبر انقلاب: از «ایران هرچه قوی‌تر» تا «نظم جدید جهانی»
تحلیل راهبردی پیام ۱۳ آبان رهبر انقلاب: از «ایران هرچه قوی‌تر» تا «نظم جدید جهانی»
خاطراتی از حمید علیدوستی از جنگ عراق با ایران و از دست رفتن قهرمانی جام ملتهای آسیا ۱۹۸۰
play_arrow
خاطراتی از حمید علیدوستی از جنگ عراق با ایران و از دست رفتن قهرمانی جام ملتهای آسیا ۱۹۸۰
آقا حساب کردند...
play_arrow
آقا حساب کردند...
انقلاب دوم؛ «روایت تسخیر»
play_arrow
انقلاب دوم؛ «روایت تسخیر»
جزئیات جدیدی از پرونده جنایت میدان علیخانی اصفهان
play_arrow
جزئیات جدیدی از پرونده جنایت میدان علیخانی اصفهان
صیدگاه هرمز؛ ثبت لحظه انهدام پنجاه‌وپنجمین پهپاد پیشرفته MQ-۹
play_arrow
صیدگاه هرمز؛ ثبت لحظه انهدام پنجاه‌وپنجمین پهپاد پیشرفته MQ-۹
بازدید نماینده ولی‌فقیه در سپاه از تونل‌های موشکی جنوب
play_arrow
بازدید نماینده ولی‌فقیه در سپاه از تونل‌های موشکی جنوب
آخرین وضعیت پرونده پلتفرم زرپاد، فروش آنلاین طلا
play_arrow
آخرین وضعیت پرونده پلتفرم زرپاد، فروش آنلاین طلا
علت توقف اجرای حکم اعدام متهم خانه وحشت چه بود؟
play_arrow
علت توقف اجرای حکم اعدام متهم خانه وحشت چه بود؟
حمله وحشیانه پلیس آلمان به دختر معترض
play_arrow
حمله وحشیانه پلیس آلمان به دختر معترض
تصاویری از حمله رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
play_arrow
تصاویری از حمله رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان
اینترنشنال توجیه‌گر حمله به زیرساخت‌های ایران
play_arrow
اینترنشنال توجیه‌گر حمله به زیرساخت‌های ایران
لحظه رهگیری و انهدام پهپاد MQ۹ آمریکایی در شرق تنگه هرمز
play_arrow
لحظه رهگیری و انهدام پهپاد MQ۹ آمریکایی در شرق تنگه هرمز
دردسرهای انتخاباتی ترامپ
play_arrow
دردسرهای انتخاباتی ترامپ