گزارش نگارش فيلمنامه «جايي» Some where

سوفيا کاپولا مي خواست يک فيلم درباره خون آشامان بنويسد که براي اولين بار شخصيت جاني مارکو به سراغش آمد. کاپولا خندان مي گويد: «قبل از اين بود که سري شفق بيرون بيايد و اين علاقه ديوانه وار به خون آشامان در فرهنگ عامه جا پيدا کند.» جاني يک بازيگر سينما بود، کسي که هميشه اخبار جنجالي رويش زوم است و کاپولا را راحت نمي گذاشت. کاپولا که از تخيل خودش مبهوت بود، حرف پدر جايزه اسکار برده اش، فرانسيس فورد کاپولا را به خاطر مي آورد: «فقط به شخصيت هايت گوش کن. آنها به تو مي گويند چه مي خواهند.»
چهارشنبه، 24 خرداد 1391
تخمین زمان مطالعه:
موارد بیشتر برای شما
گزارش نگارش فيلمنامه «جايي» Some where

گزارش نگارش فيلمنامه «جايي» Some where
گزارش نگارش فيلمنامه «جايي» Some where


 






 
کارگردان: جرني اسميت
فيلمنامه نويس: سوفيا کاپولا
سوفيا کاپولا مي خواست يک فيلم درباره خون آشامان بنويسد که براي اولين بار شخصيت جاني مارکو به سراغش آمد. کاپولا خندان مي گويد: «قبل از اين بود که سري شفق بيرون بيايد و اين علاقه ديوانه وار به خون آشامان در فرهنگ عامه جا پيدا کند.» جاني يک بازيگر سينما بود، کسي که هميشه اخبار جنجالي رويش زوم است و کاپولا را راحت نمي گذاشت. کاپولا که از تخيل خودش مبهوت بود، حرف پدر جايزه اسکار برده اش، فرانسيس فورد کاپولا را به خاطر مي آورد: «فقط به شخصيت هايت گوش کن. آنها به تو مي گويند چه مي خواهند.»
آن طور که مشخص شد، جاني فيلم خودش را مي خواست. پس کاپولا دست به نوشتن جايي زد، يک داستان نامعقول و آرام لس آنجلسي که در آن سوپر استار جوان و بي روح توسط دختر 11 ساله ا ش، چلو، به هوش مي آيد، دختري که بسيار دوست داشتني است. همچون کارهاي قبلي کاپولا روايت سرعت خودش را دارد. دوري از حوادث براي درون گرايي و ساختن روايت و آدمي که در يک زمان معين به هم مي رسند - هر کدام براي دلايل متفاوت - هيچ وقت هم تا اين حد به هم نيازمند نبوده اند.
ايجاد يک تفاوت سني خيلي زياد بين دو شخصيت اصلي و استفاده از هتل به عنوان مکان اصلي داستان، ايجاد ارتباطي بين اين داستان و کار اسکار برده، کاپولا يعني گم شده در ترجمه را بسيار سخت مي کند.
نويسنده و کارگردان اثر اين شباهت را توضيح مي دهد: «فکر مي کنم هميشه دوست داريد کاري تازه بکنيد، اما بيشتر مواقع شما به درون مايه هايي برمي گرديد که متوجهش نيستيد. فقط سعي مي کنم با آن چيزي که در ذهنم است پيش بروم و آن چيزي که به آن جذب مي شوم و بعد ببينم اين مرا به کجا مي برد.»
شخصيت جاني مارکو کاپولا را به لس آنجلس مي برد که روزي خانه اين کارگردان حالا ساکن پاريس بوده است. او مي گويد: «با او شروع کردم، اما ايده اي درباره لس آنجلس هم داشتم. در جرايد از آنجا خبر داشتم، ولي تمامش مرا ياد اين مي انداخت که چطور هنوز تغيير نکرده، در عين حال با اوايل دهه 90 که من در آن زندگي مي کردم، چه فرق هايي هم کرده. ترکيبي از احساساتي شدن برايش بود و نوعي نگاه به اين که چقدر همه چيز در آن به حد نهايت رسيده.»
کاپولا جايي را به عنوان يک داستان کوتاه شروع کرد، اما خيلي سريع به برنامه فيلمنامه نويسي منتقل کرد تا شکل فيلمنامه سنتي به خودش بگيرد. به شوخي مي گويد: «هميشه داشتن دو صحنه که شبيه فيلمنامه باشد، شما را تشويق مي کند. اما وقتي کار تمام شد، او يک فيلمنامه 40 صفحه اي داشت؛ هر چيزي بود جز يک فيلمنامه سنتي. همين با زيبايي شناسي اش هم سو بود: کاپولا بيشتر دوست دارد حس و حال را در بياورد تا از مکانيسم داستان سرايي استفاده بگيرد. او ترجيح مي دهد تکيه دهد و شخصيت هايش را تماشا کند عوض اين که ببيند رفتار آنها چطور به پيشرفت داستان کمک مي کند.
فيلمنامه کاپولا دو سوم از فيلمنامه هاي عادي کوتاه تر بود. اما او روي هر لحظه اش پافشاري داشت. اصلاً هم برايش مهم نبود چقدر صحنه ها بدون اتفاق به نظر مي رسند. او مي گويد: «چون که خودم مي خواستم کارگرداني اش کنم، يک عالمه جزئيات واردش نمي کردم، چون مي دانستم چه چيزي در تخيلم است. پس مي نوشتم جاني مي نشيند و سيگار مي کشد. همين سه دقيقه از فيلم بود. اما روي کاغذ فقط يک جمله. براي نويسنده اي تثبيت نشده، چنين شجاعتي باعث رد فيلمنامه توسط تهيه کنندگان مي شود. اما خوشبختانه کاپولا فقط بايد جواب تهيه کننده هايي را مي داد که با شيوه کاري اش آشنا بودند. او مي خندد: «فکر مي کنم آنها شيوه کاري ام را پذيرفتند.»
هر چند که شيوه اش تغيير نکرده، اما مادر شدن رژيم نوشتنش را دچار يک تغيير بي بازگشت کرده. مي گويد: «من معمولاً دير وقت مي نوشتم. هميشه احساس مي کردم کسي مزاحمم نيست. اما حالا که بچه دار شدم، نمي توانم شب ها بيدار بمانم و بنويسم. همين او را وادار کرده تا بعد از ظهر ها بنويسند، يعني وقتي که اميدوار است مي تواند تنها باشد. اما هميشه سر و صداي بچه ها هست. مي گويد: «هميشه فکر مي کنيد به عنوان نويسنده بايد جايي آرام وخوب داشته باشيد. اما بايد ياد بگيريد چطور در ميان شلوغي مطلب بنويسيد.»
در همين شلوغي بوده که شخصيت چلو به وجود آمده. کاپولا مي گويد: «فکر مي کنم چون اولين بچه ام به دنيا آمده بود، توي ذهنم بود. مادر شدن و تأثيرش روي آدم تو فکرم بود. چلو وقتي در زندگي جاني ظاهر مي شود که او دستش شکسته و خيلي خسته است، اما آن قدري انسانيت در خودش دارد که بداند وقتي در کنار دخترش است، بايد به عنوان پدر همراهش باشد. پس بايد بالاخره در داستان يک جايي باشد که جاني پشت چلو را خالي مي کند، اما فراموش کنيد اين طور نيست. هر لحظه اي که با هم هستند، آرامش بينشان هست و فقط ذره اي ناراحتي مي بينيم. به نظر مي رسد که اگر جاني بيشتر مي توانست در کنارش باشد، پدر خوبي مي بود و چلو اين را درک مي کند.
کاپولا مي گويد: «امروزه فيلم هاي بدبينانه زيادي وجود دارند، به خصوص در ميان فيلم هاي مستقل. من چيزهايي را دوست دارم که شيرين و بي ريا هستند. وقتي مي خواهم يک فيلم بسازم، دلم مي خواهد چنين ويژگي هايي را داشته باشد.»
منبع: نشريه فيلم نگار شماره 103



 

ارسال نظر
با تشکر، نظر شما پس از بررسی و تایید در سایت قرار خواهد گرفت.
متاسفانه در برقراری ارتباط خطایی رخ داده. لطفاً دوباره تلاش کنید.
مقالات مرتبط
موارد بیشتر برای شما
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
وضعیت موجود وقف و امور خیریه در سوئیس؛ تحلیل آماری بنیادها، هزینه‌ها و مشارکت مردمی
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
مفهوم وقف و امور خیریه در سوئیس؛ ساختار بنیادها، انجمن‌ها و شرایط عام‌المنفعه بودن
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
play_arrow
سقوط پهپاد بمب‌گذاری‌شده رژیم صهیونی در جنوب لبنان
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
play_arrow
افشای سند جنگی دشمن به روایت سیمیاری
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
play_arrow
جابه‌جایی قلعه ۳۶۰ تنی با نیروی ۱۸۰۰ نفر در ژاپن
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
play_arrow
سند محرمانه‌ای که از اتاق جنگ دشمن لو رفت
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
play_arrow
پزشک قلابی که با سرم بیهوشی وارد خانه‌ها می‌شد!
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
play_arrow
اژه‌ای: نگوییم نمی‌شود بگوییم می‌شود می‌توانیم و انجام می‌دهیم
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
play_arrow
وزیرخارجه سابق آمریکا: نتانیاهو به تصویر اسرائیل در آمریکا و جهان ضربه زد
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
play_arrow
پوکر لژیونر ایرانی در لیگ مالزی
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
play_arrow
آزمایش سیستم چتر نجات رزمی و نظامی هند
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
play_arrow
سعید اسماعیلی بدون دادن حتی یک امتیاز قهرمان شد
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
play_arrow
‏ادعای ترامپ: اگر من نبودم ایران اسرائیل را نابود می کرد
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!
play_arrow
بی‌ارزش‌ترین ویدیوهایی که در یوتیوب بازدیدهای میلیونی داشته‌اند!
وزیر جنگ آمریکا: ایالات متحده به هیچ‌وجه گزینه حملات نظامی در تنگه هرمز را منتفی نمی‌داند
play_arrow
وزیر جنگ آمریکا: ایالات متحده به هیچ‌وجه گزینه حملات نظامی در تنگه هرمز را منتفی نمی‌داند